4 – 7 : بررسی کاغذ ……………………………………………………………………………………………….. 132-130
4 – 8 : بررسی جلد ………………………………………………………………………………………………… 134-132
فصل پنجم: جمع بندی
5 – 1 : نتیجهگیری ……………………………………………………………………………………………….. 137-136
5 – 2 : ارائهی پیشنهادات ……………………………………………………………………………………… 138
5 – 3 : گزارش کار عملی ……………………………………………………………………………………… 151 -139
5 – 4 : کتابنامه ……………………………………………………………………………………………………. 142-139
چکیدهی انگلیسی

فهرست جدول : شمارهی صفحه

جدول 1: حکام ایلخانی، مدت حکومت و میانهی آنها با مذهب ……………………………………………………..21
فهرست تصویرها:شمارهی صفحه
تصویر1 : رستم و شغاد از نسخهی شاهنامه دموت ……………………………………………………………………….. 23
تصویر2 : برگی از نسخهی جامع التواریخ ……………………………………………………………………………………….. 24
تصویر3 : صفحهای از گلستان سعدی بهخط یاقوت مستعصمی، 668 قمری
(یارشاطر،49:1384) ……………………………………………………………………………………………………………………… 36
تصویر4 : صفحاتی از قرآن بهخط و تذهیب عثمان بن وراق، 466 قمری،
موزهی آستان قدس رضوی بهشمارهی 4316، (لینگز،18:1377) ……………………………………………… 40
تصویر5 : صفحات افتتاحیه از جزء19 از قرآنی سی جزیی به سفارش اولجایتو، کتابت و
تذهیب عبدالله بن محمد همدانی713قمری، (لینگز، 119:1377) …………………………………………… 41
تصویر6 : صفحاتی از قرآن به خط محقق، احمد بن السهروردی( افروند، 1375 و قلیچخانی)……44
تصویر7 : آخرین اثر شناخته شدهی احمد بن السهروردی به تاریخ 730 قمری ………………………. 68
تصویر8 : صفحهی افتتاحیهی نهج البلاغه …………………………………………………………………………………….. 70
تصویر9 : صفحهی آخر نسخه، یادداشت یکی از مالکان نسخه …………………………………………………….. 72
تصویر10 : طرح مسطر صفحات نهج البلاغه …………………………………………………………………………………. 82
تصویر11 : صفحهآرایی با ترکیب خط نسخ و ثلث ……………………………………………………………………….. 84
تصویر12 : بیشترین تعداد کتیبه در یک صفحه …………………………………………………………………………… 85
تصویر13 : نمونهای از کتیبههای نسخهی نهج البلاغه …………………………………………………………………. 86
تصویر14و15 : انجامه در قرآن و نهج البلاغه به خط سهروردی ………………………………………………….. 88
تصویر16 : مقایسهی رقم سهروردی در دو اثر از او ……………………………………………………………………….. 88
تصویر17 : انجامهی نسخهی نهج البلاغه ……………………………………………………………………………………….. 89
تصویر18 : زیبایی کتابت در خط نسخ …………………………………………………………………………………………… 93
تصویر19 : خوش نگاری در صفحات نهج البلاغه ………………………………………………………………………….. 94
تصویر20 : حسن تشکیل در سطر بندی ……………………………………………………………………………………….. 95
تصویر21 : افزایش دور در اتصال حروف« ر» و «ه» ……………………………………………………………………… 95
تصویر22 : همپوشانی حروف دایرهای و کلمات پس از آن ………………………………………………………….. 96
تصویر23 : سطربندی و تقسیم ارتفاع در کلمهی الطَلَََفخَی ………………………………………………………….. 97
تصویر24 : سطربندی در نهج البلاغه …………………………………………………………………………………………….. 98
تصویر25 : ردیف نقطهگذاری و اصل توازی نقطهها …………………………………………………………………….. 99
تصویر26 : حسن همجواری نقطههای سهتایی با اعرابها و حروف ……………………………………………. 100
تصویر27 : استفاده از نقطهها برای پرکردن فضاهی خالی ……………………………………………………………. 101
تصوی28 : دور مضاعف در حروف دایرهای و اتصالات “ر” و “د” به حرف “ه” …………………………. 102
تصویر29 : تناسب الفهای نزولی و صعودی ………………………………………………………………………………. 103
تصویر30 : هماهنگی شیب اعراب و تنوینها با شیب حروف و کلمات ………………………………………… 104
تصویر31 : همجواری زیبای اعرابها و حروف و کلمات ……………………………………………………………….. 105
تصویر32 : روانی و یکدستی در کتابت ………………………………………………………………………………………….. 106
تصویر33 : ترکیبات زیبا و بدیع در کتابت …………………………………………………………………………………….. 106
تصویر34 : مقایسهی شیوهی کتابت سهروردی با صفحهی الحاقی ……………………………………………. 108
تصویر35 : عدم تناسب ترکیب در صفحهی الحاقی ……………………………………………………………………… 109
تصویر36 : مقایسهی کتابت در صفحات اصلی و الحاقی ………………………………………………………………. 110
تصویر37 : صفحهی افتتاحیه در نهج البلاغه ………………………………………………………………………………… 112
تصویر38 : مقایسهی خط کوفی تزیینی در قرآنهای سهروردی و نسخهی نهج البلاغه ……………… 113
تصویر39 : بخشی از صفحهی افتتاحیه در نهج البلاغه …………………………………………………………………. 113
تصویر40 : صفحهای از قرآن معروف به قرآن اولجایتو، (لینگز،119:1377) ……………………………. 114
تصویر41 : بخشی از صفحهی افتتاحیهی جزء دوم نهج البلاغه ……………………………………………………. 115
تصویر42 : بخشی از صفحهی افتتاحیهی جزء دوم نهج البلاغه ……………………………………………………. 116
تصویر43 : بخشی از اسلیمیها در صفحهی افتتاحیهی جزء دوم نهج البلاغه ……………………………… 117
تصویر44 : بخشی از ترنج در صفحهی افتتاحیهی جزء دوم نهج البلاغه ……………………………………… 118
تصویر45 : نشان پایانی خطبهها، نامهها و علائم تزیینی ………………………………………………………………. 119
تصویر46 : انحراف در جدولکشی …………………………………………………………………………………………………. 122
تصویر47 : بریده شدن کتیبه با جدولکشی ……………………………………………………………………………………122
تصویر48 : فرورفتن اصلاحات به زیر جدولکشی …………………………………………………………………………. 123
تصویر49 : رکابه در نهج البلاغه …………………………………………………………………………………………………….. 124
تصویر50 : اصلاحات الحاقی به نسخه ……………………………………………………………………………………………. 125
تصویر51 و 52 : تعدادی ازصفحات با بخشهای الحاقی ……………………………………………………. 127-126
تصویر53 : نمونهای از اصلاحات در بین سطرها …………………………………………………………………………… 128
تصویر54 : اصلاحات بر روی کاغذ حاشیه …………………………………………………………………………………….. 129
تصویر55 : وصله کاری و اصلاحات ………………………………………………………………………………………………… 131
تصویر56 : تأثیرات رطوبت بر کاغذ نسخه ……………………………………………………………………………………… 132
تصویر57 : روی جلد نهج البلاغه ……………………………………………………………………………………………………. 133
مقدمه:
کتاب و کتابخانه از جلوههای دیرین تمدن بشری است که در ایران نیز سابقهای کهن دارد. و از آنجا که ایران همواره مهد علم و هنر بوده دانشمندان حاذقی در علوم مختلف و هنرمندان بزرگی در هنرهای گوناگون پرورش داده و هنرهای کتابسازی و کتابآرایی نیز به موازات دیگر هنرها مورد علاقهی مردم و دوستداران علم و هنر این سرزمین بوده است.
پس از فتح ایران، با رواج اسلام و نیاز به استنساخ قرآن، رسمالخط عربی از همان آغاز مورد توجه قرار گرفت. در سالهای اولیه، خط کوفی مورد استفاده قرار گرفت. در ایران نوع خاصی از این خط با نام کوفی شرقی رایج بود و هنرمندان ایرانی تا اوایل قرن پنجم قمری بیشتر قرآنها را با این شیوه که تنوع بسیاری داشت، مینوشتند. در بیشتر قرآنهای قرن چهارم و پنجم قمری هنر تذهیب، جزیی از خودِ حروف کوفی بود و خوشنویس خود نیز مذهّب بود. در اواخر قرن سوم قمری ابن مقله (328-272 قمری) اصلاحاتی در خط انجام داد و خطهایی را که از کوفی منشعب شده بود تکمیل ساخت، قواعدی برای خوشنویسی تدوین کرد و اصل خطوط را بر مبنای سطح و دور پایهگذاری کرد. در قرن چهارم علی ابن هلال معروف به ابن بوّاب (ف. 413 قمری) در قواعد نقطهگذاری و یکدست کردن اصول خطهای ششگانه «اقلام ستّه» نقش برجستهای داشت. او با تدوین و تکمیل اصول و قواعد پیشین، نوشتن خطوط ششگانه را به شکل کلاسیک خود نزدیکتر ساخت.
از قرن پنجم قمری خط نسخ به دلیل تحریر و قرائت سادهتر جایگزین کوفی شد. این هنگام از خطوط دیگری همچون محقق، ریحان و ثلث نیز برای کتابت استفاده میشد. علاوه بر هنرمندان گمنام قرن پنجم و ششم قمری، خوشنویس دیگری که در شکوفایی انواع خطوط نقش بارزی داشت “یاقوت مستعصمی” (698-616 ق) بود که بهجز قطعات فراوان، قرآنها و کتابهای بسیاری را کتابت کرد. او به همراه دیگر خوشنویسان مطرح این دوره که برخی نیز از شاگردان او بودند، سبب گسترش و بالارفتن سطح کیفی خوشنویسی در نسخههای خطی شدند.
با هجوم مغولان به ایران و تشکیل حکومت، در نیمهی اول حکومت ایلخانی، به علت اینکه حاکمان مغول و جانشینان آنان از دانش و تجربهی کافی در ادارهی امور ایران بیبهره بودند و پیوسته سرگرم کشمکشهای داخلی و غارت اموال مردم بودند، دانشمندان، هنرمندان و فرهیختگان علم و فرهنگ مورد بیتوجهی و بیمهری قرار گرفته و مجالی برای توسعهی هنرها نبود.
پس از حملهی مغول و در نیمه قرن هفتم و اوایل قرن هشتم قمری که ثباتی نسبی در ایران به وجود آمد، اوضاع تغیرات قابل ملاحظهای کرد. بهطوریکه ایرانیان اهل علم و فضل و هنر رفتهرفته به دربار ایلخانی راه یافته و از تجربهی آنها در ادارهی کشور بهره گرفته شد، هنرمندان و دانشمندان مورد تکریم قرار گرفته و توسعهی هنرهای ایرانی جانی دوباره یافت. در این دوره کتابخانهها و مراکز علمی و فرهنگی بسیاری به وجود آمد، سنت تولید کتاب حرفهای شده و بهصورت جمعی انجام میگرفت، همچنین کارگاههای درباری کتابآرایی رونق گرفت، اقلام ستّه قانونمند شد و رواج استفاده از آنها در رونق کتابآرایی بسیار مؤثر بود.
با گذشت زمان بر اهمیت کتابخانههای درباری افزوده شد و بهتدریج وجه تزیینی برخی از نسخه‎ها بر جنبهی کاربردی آن پیشی گرفت. بههمین سبب کتابخانههای سلطنتی توسعه یافت و بخش کارگاهی آن اهمیت ویژهای پیدا کرد و شمار زیادی از هنرمندان برجسته همانند کاتب، نقاش، مذهِّب و مجلد و.. را برای کتابآرایی جذب کرد.
با آغاز قرن هشتم قمری هنر کتابآرایی وارد مرحله نوینی شد و آثاری کم نظیر در قالب قرآن، شاهنامه و دیوان اشعار تولید شد. تهیهی نسخههای خطی نفیس چون قرآن و شاهنامه در کانون توجه حاکمان قرار داشت. از اتفاقات مهم در عرصهی هنر کتابآرایی، تهیهی نسخهها با ابعاد -قطع- بزرگ بود. در این دوره اقلام ستّه تکمیل شد و رواج زیادی پیدا کرد و به مدد تلاشهای خوشنویسان مختلف به نهایت کمال و زیبایی خود رسید و انواع خطوط ششگانه به همراه تذهیبهای عالی و با نقشهای زیبا و رنگهای درخشان در نسخهبرداری قرآن بهکار میرفت.
در این دوره تحولات هنر کتابسازی به دلیل اوضاع پرفراز و نشیب خود، پیوسته مسیر تحول و تغییر را تجربه کرده و مقدمات تعالی آنرا در خلق فنون مختلف، نقشهای بدیع و بهرهگیری از مواد و مصالح مختلف، متناسب با قطع کتاب را فراهم آورد.
از موضوعات مورد علاقه مردم و هنرمندان، کتابهای دینی و مذهبی بودند که در کارگاههای مختلف مورد استنساخ قرار می‎گرفت. به موازات کتابت قرآن، متون مذهبی دیگری نیز بهدست توانای هنرمندان به رشته تحریر درآمده بود که از آن جمله می‎توان کتاب نهج‎البلاغه را نام برد. بدون تردید این کتاب ارزشمند مورد توجه خاص و عام بوده و بارها توسط کاتبان کتابت شده است. یکی از این کاتبان و خوشنویسان شهیر، احمد بن السهروری می‎باشد و از جمله نسخه‎های کتابت شده توسط او، نسخهای از نهج‎البلاغه می‎باشد که با شماره 64455 در کتابخانهی مجلس نگهداری می‎شود.
این پژوهش به دنبال بررسی کیفیت خوشنویسی و هنرهای کتابآرایی در این نسخه میباشد تا مشخص سازد که آیا این نسخه از آثار سهروردی میباشد؟ چه مطابقتی با نُسَخ همعصر خود دارد؟
با وجود اینکه در انجام این پژوهش، عدم وجود پژوهشهای مشابه در مورد سهروردی و همچنین عدم امکان استفاده از منابع لاتین و عربی موانعی را ایجاد نمود، اما تلاش شد تا از میان اندک نوشتههای موجود راهی به شناخت بیشتر احوال و آثار سهروردی باز شود.
در ابتدا به بررسی شرایط سیاسی، فرهنگی و هنری ایران در دورهی مغول پرداخته شد و وضعیت هنر و نیز کتابآرایی در این دوره تشریح شد. در فصل سوّم شرایط تدوین نهجالبلاغه، احوال و آثار احمد بن السهروردی و ویژگی‏های نسخه مورد بررسی قرار گرفت و در فصل چهارم به بررسی و تحلیل ویژگی هنرهای کتابآرایی این نسخه پرداخته شد.

فصل اول: کلیات پژوهش

1 – 1 : بیان مساله :

از آغاز، هنر کتابآرایی نقشی مهم و تعیین کننده در قلمرو هنر اسلامی به عهده داشته است. هیچیک از دیگر هنرهای تزیینی به اندازهی هنرهای مربوط به کاغذ و کتاب مورد توجه هنرمندان نبوده است. بیشتر سفالگران، فلزکاران و دیگر هنرهای کاربردی، برای روشهای تزیینی خود از شیوههای هنر کتابآرایی استفاده کرده‎اند. و از این طریق نقوش تزیینی از هنر کتابآرایی به سایر هنرهای تزیینی انتقال یافته است. در طول تاریخ همواره ارتباطی مستقیم میان هنرهای تزیینی و نقاشان و مذهّبین و خوشنویسان برقرار بوده است.
دانش ما از هنر کتابآرایی دوران اولیه اسلامی معمولاَ بر اساس قرآنهایی است که از این دوران برجای مانده است. اگرچه تاکنون هیچ نسخهی مصوّری متعلق به پیش از قرن پنجم قمری یافت نشده است، اما در عوض نسخههایی با کیفیت از قرآن از این دوران در موزههای دنیا موجود است که مهمترین علت آن با وجود جنگها، ناامنی، آسیبهای طبیعی و نیز استفادههای ممتد، تقدّس قرآن و مراقبتهای ویژهای است که از آن صورت میگرفته است.
به جز قرآن، ادعیه و کتابهای مذهبی نمونهای دیگر از نوشتههایی بودند که مورد استنساخ قرار میگرفت. نهج البلاغه پس از قرآن دومین کتاب مقدس شیعیان میباشد که حاوی خطبهها، نامهها و اندرزهای حضرت علی (ع) امام اول شیعیان است و توسط سید رضی از علمای شیعهی قرن 4 قمری گردآوری شده است.
نهجالبلاغه پس از تدوین به دلایل مختلف از جمله حفظ قداست قرآن، عدم اقبال یافتن شیعیان در ترویج معارف این مذهب و نیز بخاطر گرایشاتی که حکام و فرمانروایان در نواحی مختلف ایران و عراق به اهل سنت داشتند، در مقایسه با قرآن کمتر مورد نسخه برداری قرار گرفته است. نسخهی شمارهی 64455 نهج البلاغه، موجود در کتابخانهی شمارهی یک مجلس شورای اسلامی در تهران، یکی از معدود نُسَخ نهج البلاغه است که توسط احمدبن السهروردی خوشنویس و کاتب مشهور قرن هفتم و هشتم قمری به خط نسخ و ثلث کتابت شده است و بهصورت سالم و با کمترین آسیب باقیمانده، که از نظر کتابآرایی در خور اهمیت و قابل بررسی میباشد.

1 – 2 : اهداف پژوهش :
بررسی و شناسایی نوع خطوط و کیفیت کتابت و هنرهای بکار رفته در آرایش این نسخه از قبیل: جلدسازی، کاغذسازی، طلاکاری، جدولکشی .
مقایسه نوع و کیفیت خطوط بکار گرفته شده در این نسخه با دیگر آثار رقمدار السهروردی و تأیید اصالت اثر .
تطبیق این نسخه با نُسَخ همعصر، و مقایسه با قرآننگاریها که عمده فعالیتهای کتابت متون مذهبی دینی در این دوره بودهاند.

1 – 3 : پرسشهای پژوهش :
دلایل اهمیت این اثر از نظر خوشنویسی و کتابآرایی کدام است؟
نسخه برداری از نهج البلاغه در چه وضعیتی از نظر سیاسی انجام گرفته است؟
این نسخه چه تأثیراتی از دیگر نُسَخ معاصر خود گرفته است؟

1 – 4 : فرضیههای پژوهش :
به نظر میرسد دلیل اهمیت این نسخه سادگی، عدم تکلف و روانی در خوشنویسی و بیپیرایگی در تزیینات میباشد.
به نظر میرسد هنرهای کتابآرایی در این نسخه از دیگر نُسخ معاصر خود تأثیر پذیرفته است.
1 – 5 : پیشینه و سابقهی پژوهش :
نهجالبلاغه و مؤلف آن موضوع تحقیقات بسیاری بوده است. اما دربارهی احمد بنالسهروردی و نسخهی نهجالبلاغهی کتابت شده توسط او، پژوهشهای اندکی انجام شده است وکتاب یا مقالهای که بهطور مستقل به بررسی احوال و آثار سهروردی پرداخته باشد، تاکنون منتشر نشده است.
با رجوع به فهرست معرفی کتابهای خطی کتابخانهی مجلس در مورد این نسخه، اطلاعاتی اندک و کلی یافت میشود. با بررسی و جستجوی کتابها و نوشتههای مرتبط با هنرهای اسلامی، خوشنویسی، کتابآرایی و … شواهدی از معرفی شدن این نسخه یافت نمیشود. همچنین با جستجو در سایتهای معتبر یا عمومی اینترنتی مشاهده میشود که سهروردی را بهطور مختصر معرفی کرده و تعدادی از آثار او را ذکر نموده اند و معمولا تأکید آنها براین مسأله است که وی شاگرد یاقوت بوده و دارای لقب یاقوت ثانی بوده است، که عمدتاَ برگرفته از منابعی تکراری بوده و اطلاعات چندانی به دست نمیدهند. اما هیچیک به بررسی نسخهی نهج البلاغه یا دیگر آثار او نپرداختهاند.
نگارنده تاکنون پژوهشهایی را که بهطور کلی و یا اختصاصی به سهروردی و احوال و آثار او پرداخته شده باشد، و یا آثار خوشنویسی او را معرفی نموده باشد، مشاهده ننموده است. تنها پژوهشی که تاکنون نگارنده مشاهده نموده و موفق به بررسی آن شده و به طور کلی با موضوع ارتباط دارد عبارت است از:
نوشتهای که به قلم آقای محمدحسن سمسار در کتاب ماه هنر وابسته به خانه کتاب ایران، شماره71-72 (مرداد و شهریور1383) به چاپ رسیده است و حاوی مطالبی مفید و تازه درباره احمد بن السهروردی میباشد. او با معرفی اجمالی سهروردی و تعدادی از آثار او، با ارائه دلایلی نتیجه میگیرد که احمدبن السهروردی شاگرد یاقوت نبوده است.

1 – 6 : روش پژوهش :
روش مطالعه و بررسی در این پژوهش بهصورت تاریخی، توصیفی و تحلیلی بوده و ابزار و شیوه های گرد آوری اطلاعات بصورت کتابخانهای و مشاهدهی مستقیم نسخه بوده است. درصورت نیاز از تطبیق این اثر با دیگر نسخهها و تجزیه و تحلیل بر پایهی تجربیات شخصی بهره گرفته شده است.

فصل دوم : فرهنگ و هنر ایران در عصر ایلخانان
2 – 1 : اوضاع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی:

چنگیزخان در سال 624 قمری در حالی که یکی از قدرتهای جهان اسلام یعنی خوارزمشاهیان را فروپاشیده بود، مُرد. “اوگتای” -پسر و جانشینش- توجه خود را بیشتر به چین و خاور دور معطوف داشت. او پس از فتوحات چندی جای خود را به “منکو” سپرد. “قوبیلای” یکی از برادران “منکو” بود که شمال چین را گشود. برادر دیگر وی “هولاکو” با سپاهی انبوه -که از هر ناحیۀ تصرف شده توسط مغولان- گردآورده بود، راهی ایران گردید. او در سال 653 قمری فلات ایران را تصرف کرد.
“هولاکو” از سوی خان بزرگ مأمور شده بود که دو قدرت باقی‎ماندهی دیگر جهان اسلام یعنی خلافت عباسی و اسماعیلیان را از بین ببرد. اسماعیلیان با اینکه در قلعههای غیر قابل دسترسی بودند، لیکن عوامل مختلف که برخی در ارتباط با مسائل درونی خود آنها بود باعث گردید که آنها نتوانند در مقابل قوای مغولان مقاومت کرده و در نتیجه قدرت آنها در سال 654 قمری فرو پاشید.
“هولاکو” به پیشرفت خود بسوی غرب ادامه داد،”مستعصم” آخرین خلیفه عباسی(656-640ق) سیاست سست و مستأصلانهای در پیش گرفت. بغداد در 4 صفر 656 قمری گشوده شد و بهتصرف مغولان درآمد و مورد تاراج و غارت قرار گرفت. خلیفه پس از چند روز کشته شد و خلافت پانصد ساله عباسی به پایان رسید. ولی سایه‎ای از آن تا سال 923 قمری در مصر همچنان باقی ماند. (پطروشفسکی، 1366: مقدمه مترجم)
فتح بغداد در تاریخ اسلام اهمیت بسیار دارد زیرا با همهی ضعفی که از اوایل قرن چهارم قمری به بعد در دستگاه حکومت عباسیان راه یافته بود، ریاست روحانی غالب مسلمین با خلفا بود و بغداد همواره حکم مرکز واقعی ممالک اسلامی را داشت و همچنین مرکز ادبی و علمی نیز با آن شهر بود. (شفا، 2536: 183) از سوی دیگر با از بین رفتن مرکزیت علمی، دینی و سیاسی بغداد رابطهی ایرانیان با دیگر ملل اسلامی -که غالباً زبان عربی را پذیرفته بودند- تقریباً مقطوع شد و بسیاری از نویسندگان احتیاجی به تألیف به زبان عربی احساس نمی‎کردند و در نتیجه تألیف به زبان پارسی بیشتر معمول شد و رونق گرفت. (همان: 204)
استیلای مغولان در ایران همانند سایر سرزمینها نوعی از هم پاشیدگی و انهدام بی حد و حصر را در پی داشت. ظلم وستم، قلع و قمح شهروندان در بسیاری از شهرها و نابودی تمامی این نواحی ازجمله بلخ، مرو، نیشابور، هرات، ری، قزوین، همدان، مراغه و… نتیجهی این هجوم گسترده بود که به هدف انهدام عناصر مقاوم و مبارز و اعلام خطر به ساکنان شهرها و نیز تهیهی چراگاه برای چادر نشینان بود. (پطروشفسکی، همان: 5)
قوم مغول در لشکرکشیهای خود هرجا که میرفتند غالب اراضی مفتوح را ویران میکردند و مردم آنرا میکشتند و آنچه بدست آنان میافتاد به غارت میبردند و جز اهل حرفه و صنایع و جوانانی که لیاقت کار در اردوگاهها و لشکرکشیهایشان داشتند مابقی افراد را از بین میبردند. قتل عام مغول در ماوراءالنهر وخراسان به حدی شدید بود که به قول عطامَلِک جوینی در تاریخ جهانگشا: «اگر تا رستخیز توالد و تناسل شود، عدد مردم بدانچه کشته شدهاند نخواهد رسید». (شفا، همان: 180) همچنین حمداله مستوفی مورخ مشهور، حدود یک قرن پس از این هجوم در سال740 قمری می‎نویسد: «شک نیست که خرابی‎ای که در ظهور دولت مغول اتفاق افتاد و قتل عامی که در آن زمان رفت اگر تا هزار سال دیگر هیچ واقع نشدی هنوز تدارک پذیر نبودی». ( پطروشفسکی، همان: 5)
هولاکو پس از آن به تحکیم قدرت سیاسی و نظامی خود پرداخت او به کمک برخی از متفکرین و دیوان سالاران ایرانی توانست چهارچوب حکومت ایلخانان را بنیان‎گذاری کند.
وی بالاخره پس از یکپارچگی متصرفات خویش در سال 663 قمری در کنار رودخانه جغاتو -زرینه رود در مهاباد- مُرد و حکومت ایران را به بازماندگان خود واگذاشت. پس از هولاکو حکام مغولی متعددی بر سرزمین ایران حکم راندند و در خلال حکومت خود گرایشهای مختلفی در زمینه‎های سیاسی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی از خود بروز دادند.
در زمینه سیاست و حاکمیت از همان آغاز حکومت ایلخانان در ایران نوعی کشمکش بین عناصر دولتمدار ایرانی وعناصر حاکمه مغولی در گرفت. دیوا‎سالاران ایرانی هوادار حکومت متمرکزی بودند که از مدتها پیش در سرزمین ایران جریان داشت و ناظر بر کل امور کشوری و لشکری مملکت بود. از سوی دیگر مغولان طبق سرشت بیابانگردی و چادرنشینی خود معتقد به نوعی حکومت پراکنده و گریز از مرکز بودند و زیر بار حکومت متمرکز نمیرفتند. آنها دست به ییلاق و قشلاق میزدند و از نواحی مختلف سرزمینهای تحت تسلط خود را اداره میکردند. مغولان پس از آشنایی با فرهنگ اسلامی و روی آوردن به دین اسلام و در نهایت اخذ تمام وجوه حاکمیت ایرانی بالاخره حکومت متمرکز را پذیرفتند و بهکمک عناصر غیر مسلمان ایرانی دیوانسالاری متمرکزی را در سراسر امپراتوری خود ایجاد کردند.
در حیطه اقتصادی حملات پی در پی مغولان به سرزمینهای اسلامی وخاصه ایران نتیجه‎ای جز خرابی و ویرانی، کاهش جمعیت، فروپاشی کشاورزی و نیروهای مولد جامعه، زوال تجارت و فروریزی امور مالی و خطوط اقتصادی نداشت. آنانکه بیابانگردی بیش نبودند، تنها بدنبال مواشی (چارپایان) و دامهایی بودند که اقتصاد دامی خود را از پیش ببرند.
در حملات نخستین، تمام چراگاهها و چراخورها را اشغال کردند و به نابودی اراضی زیر کشت کشاورزی پرداختند. پس از سلطه بر سرزمینهای مختلف، همچنان بر شیوه بیابانگردی خود پای فشردند ولی گذشت زمان و آشنایی آنان با فنون حکومتی بالاخره آگاهشان ساخت که برای حکومت و سلطه بایستی از اصول و فنون خاصی پیروی کنند. ازینرو آنان و خصوصاً غازان‎خان با کمک دیوانسالاران ایرانی در صدد ترمیم ویرانیها در تمام سطوح مملکتی برآمدند و دست به اصلاحاتی زدند تا توازن قدرت را در امپراتوری حفظ نمایند. تمام سعی وکوشش غازان مصروف این مسأله شد که بحرانهای مالی را که ناشی از ویرانیها، قتل و غارتها و چپاولهای نخستین مغولان بود، ترمیم نماید و نوعی تعادل در جامعه ایجاد نماید. امور مالی و کلاً عایدات امپراتوری در زمان او سر و سامان گرفت و جامعه تا حدی از زیر بار ظلم و ستم رهایی یافت. (پطروشفسکی، همان)
آمدن مغولها به ایران همراه با قتل، کشتار و غارت وسیع حیات اجتماعی این سرزمین بود. تأمین جانی از جامعه رخت بر بست و امنیت مالی سکه بیرونقی شد. مغولان برای چپاول ثروتهای جامعه، از هیچ کاری رویگردان نشدند. تار و پود قشرهای جامعه از هم گسست، حرفهها و پیشهها رونق خود را از دست دادند و صاحبان حرف از شهر و دیار خود آواره شدند.
سلطه عنصرمغول فساد وسیعی را در جامعه به دنبال داشت، شیوه‎های نامردمی ریشه گرفت، غلام‎پروری و غلام‎بارگی مرسوم هر دیاری گشت، زنان را حرمتی باقی نماند و حتی زنان منکوحه نیز راهی دربار ایلخان مغول گردیدند. ارتشا و دزدی و زراندوزی که پی آمد عدم امنیت جانی و مالی هر جامعه است، پیشه هر مأموری شد، دسیسه و توطئه دستگاه حاکمه را فرا گرفت، رعایا از دست ستمگران آواره شدند، مبلغ مالیات فزونتر از حد معمول شد و از گوشهی ردای هر عاملی، مالیاتی سر بر آورد.
در حوزهی فرهنگی چشمهی شعر و شاعری خشکید و این خود نتیجهی استیلای عنصر سلطهگر مغول بود، چرا که مغولان بی فرهنگ و بیابانگرد را آشنایی و معرفتی با مسائل احساسی و صور خیال نبود، آنها برای قتل و غارت آمده بودند. (پطروشفسکی، همان: مقدمه)
بدبینی و عدم رضایت از اوضاع روزگار، ناپایداری جهان و دعوت خلق به ترک دنیا و زهد و عرفان بدلیل بروز اینگونه شرایط سیاسی- اجتماعی رواج پیدا کرد و بطور کلی علت آن هم وضع سخت و دشواری بود که با حملهی مغول آغاز شده و با ظلم و جور و خونریزیها و بی ثباتی اوضاع در دورهی فترت بعد از ایلخانان ادامه یافته و محیط اجتماعی ایران را با دشوارترین شرایطی مقرون ساخته بود. (شفا، همان، 199)
در بعضی از مناطق مردمانی گرد هم آمدند و نهضتی را علیه مغولان راه انداختند ولی بهشدت سرکوب گردیدند. یأس و نومیدی جامعه را فرا گرفت و عرفان پایگاه ویژه‎ای یافت و قشرهایی از جامعه برای فرار از واقعیت رو در رو، راه سکوت را در پیش گرفتند و در زوایا و خانقاهها مأوا گزیدند و به دامن عافیت پیوستند. (پطروشفسکی، همان)
اما به نظر میرسد که بهتدریج مغولان نیز مانند سایر مهاجمین پیش از خود، مغلوب فرهنگ و تمدن ایرانی شدند تا جایی که تلاش برای پوشاندن جامه فاخر فرهنگ، ادب و هنر ایرانی بر قامت ناساز و بی اندام حکومت مغولی در همان عصر غازانی آغاز شد. (فرهانی، 20:1383)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تاریخ نگاری و تاریخ نویسی اوج بیشتری یافت و این نیز از پیامدهای استیلای این قوم بود چون آنها میخواستند با گزارش کارها و اعمال نیاکان بیابانگرد خود، تاریخ خودشان را جاودانه سازند. دیوانسالاران به تدارک تاریخ آنان برخاستند و نخستین تاریخ عمومی جهان را پدید آوردند و این نیز از نتایج حملهی مغول بود، چرا که آنها با خروج از بیابانهای مغولستان، قدرت شرق و غرب را به هم دوختند و آنها را به یکدیگر نزدیک‎تر ساختند. آشنایی با احوال و آثار غربیان امری طبیعی بود و بایستی در این زمینه اطلاعات گوناگون جمعآوری میشد که نتیجهی آن کتاب جامع التواریخ تألیف رشیدالدین فضل‎اله بود.
از آنجا که مغولان بهر حال در جهان اسلام عنصر بیگانه‎ای به شمار میرفتند و خود نیز به این مسأله واقف بودند لذا در امر حاکمیت خود، راه احتیاط میپوییدند و بر عنصر دیوانسالار مسلمان ایرانی اعتماد و اطمینان روا نمیداشتند. آنها برای حل این مشکل و استفاده از کارایی این عناصر کارآمد حکومتی، بر مسأله رقابت پای فشرده و دو رقیب دیوانسالار را در کنار هم وزارت بخشیدند تا از وجود رقابت، کمال استفاده را ببرند آنها حتی برای استفاده بیشتر، وزرای مسلمان و یهودی را رو در روی هم قرار داده و پس از بهره گیری از تخصص آنان سر به نیستشان کردند. (پطروشفسکی، همان)

2 – 2 : گرایشهای مذهبی :
با حملهی مغول به ایران و سقوط سلطنت بغداد برای نخستین بار در تاریخ اسلام بخش اعظم جهان اسلام خود را تحت حاکمیت قدرتی غیر اسلامی یافت. مغول با درهم شکستن قدرت اسماعیلیان اسلام سنی را از تهدید دولت اسماعیلی نجات بخشید و با از میان برداشتن خلافت بغداد، مذهب سنی از کلیه جبهههای قدرت سیاسی محروم شد و این امتیازی برای مذهب شیعه بود. (بویل، 511:1379) مغولان در حوزه مذهب گرایشهای گوناگونی از خود نشان دادند. آنها در آغاز هوادار شمنیسم بودند و گاه به طرف بودیسم کشیده میشدند. (پطروشفسکی، همان)
مغولان اولیه مانند”چنگیز” و “اوگتای” شمنی مذهب بودند و “گیوک” گرایش مسیحی داشت اما هنگامی که “قوبیلای” و”هولاکو” آیین بودایی اختیار کردند مذهب شمنی اهمیت خود را از دست داد و در پادشاهی “ارغون” که بودایی کاملتر و آگاهانهتر دنبال میشد، ناپدید گشت. مسیحیت نستوری نیز خصوصاً در میان زنان خاندان ایلخانی رواج داشت و دست کم دو تن از ایلخانان یعنی “احمد تگودار” و”الجایتو” در کودکی مسیحی بودند. (بویل، همان: 513)
با ایجاد حکومت ایلخانان در ایران، اباقاخان طبق شرایط سیاسی زمان هوادار مسیحیت گشت. فعالیتهای مسیحیان خصوصاً کلیسای اروپا در این رهگذر بسیار دخیل بود. مسلمین با این گرایش و تمایلات آباقاخان به مبارزه برخاستند تا آنجا که توانستند جانشین او “احمد تگودار” را به اسلام فرا خوانند لیکن عناصر مسیحی همچنان دست اندرکار بودند تا رقبای مسلمان خود را از میدان خارج سازند و ضربههای شدیدتری به آنها وارد نمایند. فعالیتها و تلاشهای کلیسای اروپا در این راستا متمرکز شده بود. آنها در صدد بودند به دست عنصر مغول، مسلمانان را فرو کوبند و انتقام شکستهای خود در جنگهای صلیبی را از آنها بگیرند.
به همین خاطر است که وقتی ارغون خان (حک. 683-690 ق) به حکومت رسید، تحت تأثیر دسایس و توطئههای مسیحیان به آزار و اذیت مسلمین و به عناصر مسیحی در دربار خود پر و بال بیشتری داد. لیکن فرهنگ ایرانی- اسلامی از همان آغاز تأثیرات خود را در مغول بهجا گذاشته بود و در اثر گذشت زمان این تأثیرات عمق بیشتری یافت. (پطروشفسکی، همان: مقدمه) تا آنجا که در اول شعبان 694 قمری غازان چند ماهی قبل از جلوس بر تخت ایلخانی در حضور “شیخ ابراهیم حموی” مسلمان شد و نام “محمود” بر خود نهاد. پیش از او نیز “تگودار” اسلام آورده بود و نام “احمد” اختیار کرده بود. اسلام آوردن وی صرفاً امری شخصی بود و پیامدی نداشت اما غازان کلیه درباریانش را واداشت که به آیین اسلام درآیند و به این ترتیب پس از حدود 70 سال بار دیگر اسلام دین رسمی ایران گردید. (بویل، همان: 514)
غازان علاوه بر ویران کردن معابد بت پرستان در حمایت از اسلام، سیاست فرهنگی فعالی را نیز آغاز کرد. وی همواره به مساجد میرفت، قرائت جمعی قرآن ترتیب میداد و به زیارتگاههای شیعه در عراق میرفت و برای آنان احترام خاصی قائل بود و در ساخت دارالسیاده اهتمام خاصی داشت. دارالسیاده نوعی مسافرخانه بود که در آن از اعقاب پیامبران به رایگان نگهداری و پذیرایی می‎شد.
شیعیان از زمان تشکیل دولت ایلخانی در ایران، به واسطه شخصیتی مانند خواجه نصیرالدین طوسی (ف.672 قمری) حضور مستمر و تأثیرگذاری در عرصه سیاسی و مذهبی ایران داشتند. در دوره حکمرانی ایلخانان غیر مسلمان (656-693 قمری)، پس از مرگ هر ایلخان، رقابت شدیدی میان صاحبان ملل و ادیان در میگرفت و هر یک از این گروهها تلاش میکردند با متمایل کردن ایلخان جدید به آیین خود، زمینهی برتری آیین شان را فراهم کنند. در چنین شرایطی بود که زمینه برای رونق ادیان مختلف، مانند بودا، مسیحیت و یهود هر چند برای مدتی کوتاه فراهم شد. (آهنچی، 71:1389)
همزمان با روی کار آمدن غازان که اسلام در قلمرو ایلخانی دین رسمی اعلام شد -سال 693 قمری- این کشمکشها صورت دیگری به خود گرفت و رقابت فرق و مذاهب اسلامی با همدیگر، جایگزین رقابت ملل و ادیان شد. سیاست غازان مبنی بر تمایل وی برای سیادت بر همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی را تأیید میکند. چنانکه او بنا بر مصالح سیاسی اظهار تسنن می‎کرد و در عمل گرایشهای شیعی نیز نشان میداد که از آن جمله می توان به زیارت قبور ائمهی شیعه و بنای دارالسیاده‎ها در تبریز، اصفهان، شیراز، بغداد و شهرهای دیگر توسط وی اشاره کرد. دوران سلطان محمد خدابنده «اولجایتو» نیز آکنده از این کشمکشها بود. (بیانی، 476:1370)
در این میان یک بار نیز شیعیان موفق شدند با متمایل کردن اولجایتو به مذهب تشیع، او را به این مذهب در آورند و در پی آن این مذهب، در قلمرو ایلخانی به عنوان مذهب رسمی اعلام شد. برتری کوتاه مدت تشیع که برآیند تحولات سیاسی، اجتماعی و مذهبی بود مبیّن این واقعیت است که در نتیجهی تلاش شیعیان، در شرایط عمومی بعد از استیلای مغول، تشیع تا بدان حد قدرت یافته بود که برای نیل به برتری مذهبی، با مذهب تسنن رقابت می کرد.
در اواسط دورهی حکومت اولجایتو (703-716 قمری) که در نتیجهی مجادلات مذهبی دو گروه عمدهی اهل سنّت -حنفی و شافعی- مغولان ایران در آستانهی رویگردانی از اسلام و مسلمانی بودند، تشیع نقش تاریخی مهمی بر عهده گرفت و با گرویدن اولجایتو به مذهب تشیع در سال 709 قمری، از تجدید آیینها و سنن مغولی در ایران ممانعت شد. حضور فعال و مؤثر تشیع در عرصهی مذهبی ایران در این برهه از زمان، علاوه بر اینکه به نفع اسلام و مسلمان تمام شد، این فرصت را برای شیعیان فراهم آورد تا جامعه ایران را بیش از پیش با عقاید مذهبی خود آشنا سازد. اگر چه رسمیت تشیّع بعد از اولجایتو استمرار نیافت، اما تأثیر بسیاری در تحولات مذهبی ایران در ادوار بعد بر جای گذاشت که برآیند آن، رسمیت و تثبیت تشیع در عهد صفوی بود. (آهنچی، همان:71)
شیعیان با استفاده از فرصتهایی نظیر حضور وزرا و علمای شیعه در دربار اولجایتو، در صدد برآمدند که او را به قبول مذهب تشیع وا دارند. رسمیت یافتن تشیع در ایران عهد اولجایتو، مشهور به سلطان محمد خدابنده (703-716 قمری)، که برآیند و نتیجه تحولات مختلف سیاسی، اجتماعی و مذهبی مختلف در جامعهی ایران پس از استیلای مغول بود، نقطه عطفی در تاریخ مذهبی این سرزمین به شمار می‎رود. این پدیده به رغم اینکه منجر به فراگیری و تثبیت تشیع در ایران نشد، حائز اهمیت است. (آهنچی، همان:71)

اولجایتو پس از قبول مذهب تشیع، اطرافیان خود را در پذیرفتن این مذهب یا ترک منصبشان آزاد گذاشت. (القاشانی، 1348)
تعداد زیادی از مغولان، راه سلطان را انتخاب کردند؛ البته نباید تصور کرد که همهی آنها از روی اعتقاد راستین مذهب تشیع را انتخاب کرده باشند. اولجایتو پس از قبول تشیع، دستور داد نام سه خلیفهی اول از خطبه بیفتد و به جای آنها نام سه امام اول شیعیان -علی و حسن حسین (ع)- خوانده شود. در سکهها نیز نام دوازده امام شیعیان را ضرب کردند. در سکههایی که از دورهی اولجایتو پس از شیعه شدن وی بر جای مانده است، در کنار”لا اله الا الله- محمد رسول الله” که پیش از این نیز بر سکههای دوره ایلخانی ضرب میشد” علی ولی الله” نیز افزوده شده است؛ همچنین نام دوازده امام شیعیان نیز در آنها دیده میشود.
علاوه بر سکهها، در برخی از بناهای ساخته شده در دورهی اولجایتو، از جمله بنای سلطانیه، شعائر شیعی به چشم میخورد. بدین ترتیب تشیع در ایران- هر چند برای مدتی کوتاه- رسمیت پیدا کرد. این واقعه نشانهی قدرت یافتن شیعیان در این دوره از تاریخ این سرزمین و ضعف تسنن پس از استیلای مغول است که در نتیجهی تحولات ساختارهای سیاسی، اجتماعی و در نهایت مذهبی ایران پس از حملهی مغول پدید آمد. (آهنچی، همان:71)
حال که اولجایتو به تشیع گرویده و شعائر این مذهب بر منابر و بر علایم حکومتی نقش بسته بود، شیعیان میتوانستند با فراغ خاطر بیشتری به نشر و ترویج مذهب خود بپردازند. حمایت شخص ایلخان از این مذهب، راه را بر علمای شیعه گشود و سلطانیه مقصد آنها شد تا با ادلهی کلامی و شواهد دیگر، ایمان ایلخان را به تشیع مستحکمتر ساخته، راه نفوذ علمای سنی را سد نمایند. (اقبال آشتیانی،316:1380)
قدرت یافتن تشیع در سایهی راه یافتن بسیاری از شیعیان در دستگاه ایلخانی، علاوه بر رونق این مذهب، عاملی برای پدید آمدن جنبشی برای تألیفات عقیدتی و کلامی در میان علمای شیعه شد. علمای شیعه در این دوره کتابهای بسیاری در دفاع از عقاید شیعی و رد عقاید مخالفان به رشتهی تحریر درآوردند و زمینه را برای برتری این مذهب در آینده فراهم کردند. (اقبال آشتیانی، همان:317)
ازمشخصههای بارز دورهی اولجایتو، رواج بازار مناظرههای مذهبی در میان پیروان مذاهب اسلامی بود. علاقهی زیاد اولجایتو به این نوع بحثها موجب شده بود تا بسیاری از علمای مذاهب مختلف اسلامی را در دربار خود گرد آورد. این بحثها و مناظرهها تنها به دربار اولجایتو محدود نماند و بنا بر سخن مشهور «الناسُ عَلی دین مُلوکهم» دامنهی آن به میان مردم عادی نیز کشیده شده بود. در هر کوی و برزن نیز این نوع بحثها جریان داشت و هر گروه در صدد بود حقانیت آیین خویش را به اثبات برساند.
با انعکاس بحثها و مناظرههای مذهبی دربار در میان مردم، که در این دوره با برتری علمای شیعی همراه بود، زمینهی مساعدی برای نشر عقاید شیعی در سراسر ایران فراهم شد. عقاید شیعی که پیش از این به علت نفوذ فراوان تسنن و علمای سنی، از سوی مردم به عنوان شجرهی ممنوعه نگریسته میشد، با پشتوانهی سیاسی، در میان مردم رواج مییافت. اگر چه رواج اعتقادات شیعی در میان مردم، منجر به تغییر مذهب سریع آنها نگشت، حداقل نگرش منفی پیشین آنها را نسبت به تشیع و شیعیان تا حدود زیادی تعدیل کرد و موجب شد برخی از عناصر اعتقادی شیعه، مانند حب اهل بیت، بیش از پیش نزد آنها تقویت گردد. (آهنچی، همان:71)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید