2-2-5-1-تعریف سینما و فیلم 57
2-2-5-2-ماهیت سینما 58
2-2-5-3-نظریه فیلم 60
2-3-پیشینه پژوهش 61
2-3-1-پیشینه تحلیل گفتمان 61
2-3-2-تحلیل گفتمان انتقادی 66
2-3-3-برخی از پژوهشهای انجام شده توسط پژوهشگران ایرانی 69
2-3-4-برخی از پژوهشهای انجام شده توسط پژوهشگران غیر ایرانی 74
2-3-5-تحلیل مطالعات نشانهشناختی سینما 77
2-3-6-مطالعات پیشین پیرامون تحلیل گفتمان/ تحلیل گفتمان انتقادی در سینما 84
فصل سوم-روششناسی پژوهش
3-1-مقدمه 88
3-2-روش گردآوری دادهها 88
3-2-1-معرفی دادهها 88
3-2-2-پیکرهی زبانی 88
3-2-3-شیوه گردآوری دادهها 88
3-3-روش پژوهش 89
3-4-چارچوب پژوهش 90
3-5-شیوه تحلیل دادهها و مراحل انجام کار 90

فصل چهارم-تحلیل دادهها
4-1-مقدمه 92
4-2-نگاهی کلی به داستان فیلم 92
4-3-معرفی شخصیتها 94
4-4-تحلیل گفتمانهای موجود در فیلم یهحبهقند در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی لاکلاوموف 100
4-4-1-تعارض و تقابل گفتمانها 100
4-5-بررسی تحلیلی فیلمنامه یهحبهقند در نمایی کلی 155
فصل پنجم-نتیجهگیری و پیشنهادات
5-1-مقدمه 161
5-1-1-خلاصه و نتیجهگیری فصل اول 161
5-1-2-خلاصه و نتیجهگیری فصل دوم 161
5-1-3-خلاصه و نتیجهگیری فصل سوم 162
5-1-4-خلاصه و نتیجهگیری فصل چهارم 162

5-2-بررسی فرضیههای پژوهش 162
5-3-نتایج پژوهش 163
5-4-پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی 164
منابع
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1-مقدمه
اصطلاح تحلیلگفتمان ابتدا در زبانشناسیساختگرای آمریکا توسط زلیگهریس1 مطرح شد و منظور او از تحلیلگفتمان، تحلیلساختاری بالاتر از سطح جمله بود. اما نادیده انگاشتن بافت کاربرد زبان و توجه صرف به ساختارها بدون توجه به مسائل محیطی موثر بر کاربرد زبان هنگام تحلیلساختاری، منجر به پنهان ماندن بخشهای قابل توجهی از جنبههای ارتباطی و معنایی کاربرد زبان گردید. از این رو عدهای از زبانشناسان که در چارچوب زبانشناسی نقشگرا کار میکنند، سعی کردند با توجه نمودن به بافت، تحلیل جامعتری ارائه دهند و در نهایت عدهای دیگر از زبانشناسان که در دانشگاه ایستانگلیایانگلستان کار میکردند تحت تاثیر اندیشههای متفکرانی فرانسوی چون فوکو 2 و پشو3 در دهه هفتاد به این نتیجه رسیدند که مفهوم بافت در تحلیل گفتمان نقشگرا همچنان نارساست و بسیاری از مسائل سیاسیاجتماعی که بر زبان تاثیرات متقابل دارند ناگفته میماند. از این رو این عده با پایهگذاری زبانشناسیانتقادی که خود زمینه پیدایش تحلیلگفتمانانتقادی را فراهم آوردند، مفاهیم دیگری چون قدرت و ایدئولوژی را نیز وارد تحلیل انتقادی کردند. بنیاد تحلیل گفتمان انتقادی را میتوان در زبانشناسی انتقادی، که در اثر پیشرو زبان و کنترل نوشته فاولر4، هاج5، کرس6 و ترو7 شکل یافت، جستجو کرد (سلطانی، 1384: 51).
1-2- بیان مسئله
تحلیلگفتمانانتقادی، گرایشی بین رشتهای است که از دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 طی تغییراتی گسترده در رشتههایی مانند انسانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی، زبانشناسی، نشانهشناسی و غیره که به مطالعات نظاممند ساختار، کارکرد و فرآیندهای تولید گفتار میپردازند ظهور کردهاست. به گفته فرکلاف8 هر چند تحلیل گفتمان در زبانشناسی رشد یافتهاست، اما در زبانشناسی متوقف نماند و وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی بهخود گرفت. تحلیل گفتمان سعی دارد با مطالعه اثرات ظاهری گفتار، ساختار تولید و زمینه وقوع متن یا گفتار یعنی عوامل بیرون از متن (بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی و غیره) به موضوعاتی دست یابد که رابطه بین تشکیل ایدئولوژی و گفتار را آشکار میسازد.
گفتمانکاوان انتقادی توجه را صرفاً به رشته خود و نظریهها و الگوهای آن معطوف نمیدارند، بلکه بیشتر به مسائل مهم اجتماعی میپردازند. نابرابریهایی که مبنای جنسیتی، قومی، طبقاتی، مذهبی، زبانی و غیره دارند.
فیلم مورد بررسی در این پژوهش، خانوادهای از طبقهی رعیت را به تصویر میکشد که به مناسبت جشن عروسی فرزند آخر خانواده دور هم جمع شدهاند، مرگ دایی ( بزرگ خانواده ) عروسی را به عزا تبدیل میکند و در این دو موقعیت متناقض ردیابی تاثیر و نشانههای فرهنگ، مذهب، موقعیت اجتماعی و به خصوص نسبت خویشاوندی، در گفتار و کارکرد اعضای این خانواده مسئله مورد بحث در این پژوهش میباشد. در این تحقیق این مسئله مهم است که چگونه این تفاوتها و نابرابریهای پنهان به ویژه نابرابریهای طبقاتی و مذهبی (اعتقادی) در بستر فیلم یک حبه قند آشکار میشود؟
1-3-اهمیت پژوهش
تحلیل گفتمان انتقادی واکنشی به خلاء موجود در تحقیقات توصیفی زبان است. این نوع تحلیل، دستاوردهای توصیفی تحلیلی گفتمان را هر چند مفید اما کافی نمیداند و بر این مدعاست که سطوح توصیفی تحلیل گفتمان باید سطوح اولیهی چارچوب تحلیل جامعه باشند که اهدافش از بیان خصلتهای صوری یک متن (گفتمان) بسیار فراتر میرود و به نتیجهگیری و دریافتهایی انتزاعیتر و عمیقتر میرسد.
در پژوهش حاضر، برخی تفاوتها و نابرابریهای مهم اجتماعی مانند نابرابریهای جنسیتی، قومی، مذهبی و غیره در بستر فیلم یه حبه قند آشکار میشود و مورد بررسی قرار میگیرد که نباید از نقش سینما در بازتاب این نکات غافل شد. این پژوهش حتی میتواند در آگاهی بخشی به دست اندرکاران سینما و تلویزیون هم مفید باشد.
1-4-هدفهای پژوهش
اختلاف طبقاتی، سطح ثروت، احساس حقارت و تاثیر آن برروی گفتمان موضوعی غیر قابل اجتناب میباشد. هدف از این پژوهش ابتدا پرداختن به تحلیل گفتمان انتقادی در سطح کلان و سپس بررسی این مفاهیم و بررسی چگونگی نمود آنها در فیلم یه حبه قند است.
هدف دیگر بررسی شیوه تغییر گفتمان با تغییر شرایط محیطی، شرایط اجتماعی و تاثیر آن ها بر روی گفتمان میباشد.
1-5-پرسشهای پژوهش
این پژوهش در صدد پاسخ گویی به پرسشهای زیر است:
1-اختلاف سطح طبقاتی چه تاثیری بر روی گفتمان افراد دارد؟
2-آیا تغییر شرایط موقعیتی افراد باعث تغییر گفتمان میشود؟
3-آیا شرایط زندگی و رفتار متقابل همسران تاثیری برروی گفتمان آنها دارد ؟
1-6-فرضیههای پژوهش
1-اختلاف سطح طبقاتی گفتمان افراد را متفاوت میسازد.
2-تغییر شرایط موقعیتی در افراد باعث تغییر در گفتمان میشود.
3-شرایط زندگی و رفتار متقابل همسران بر روی گفتمان آنها تاثیر دارد.
1-7-محدودیتهای پژوهش
این پژوهش به بررسی فیلمنامه فیلم یهحبهقند میپردازد و با توجه به این که سینما دارای ابعاد گستردهای است بررسی همه جوانب آن در یک تحقیق نمیگنجد و در حوزه زبانشناسی و تحلیل گفتمان قرار نمیگیرد. لذا تحقیق حاضر به بررسی فیلمنامه میپردازد و برای بیان آن از ابزار تحلیل گفتمان استفاده میکند. در سالهای اخیر تحقیقات در زمینه علومانسانی افزایش یافته و مباحث نظری و عملی فراوانی در این خصوص ارائه گردیده و همچنین تحلیلهای نظری در مورد مفاهیمی چون گفتمان نیز ارائه شدهاست، اما در مورد استفاده عملی و به اجرا در آوردن این روشها کمتر سخن به میان آمدهاست. یک تحلیل جامع نیازمند بررسی همه جانبه کل نشانه میباشد اما این بررسی تنها محدود به بررسی فیلم نامه فیلم است و کمبود منابع و تحقیقات انجام شده در این زمینه یکی از موانع تحقیق حاضر بوده است.
1-8-معرفی اصطلاحات بنیادی
گفتمان: لاکلا9 و موف10 به نقل از یورگنسن11 و فیلیپس12 (2002: 18) بیان می کند که گفتمان نظام معنایی است که همه پدیدههای اجتماعی را تولید کرده و به آنها معنا میبخشد. به عبارت دیگر، خارج از چارچوب گفتمان هیچ چیز قابل فهم نیست.
تحلیل گفتمان: تحلیل گفتمان که در زبان فارسی به سخن کاوی، تحلیل کلام و تحلیل گفتار نیز ترجمه شده است، یک گرایش مطالعاتی بین رشتهای است. تحلیل گفتمان میکوشد تا نظام و آرایش فرا جملهای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمهای یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار میدهد (لطفی پور ساعدی، 1371: 10).
تحلیل گفتمان انتقادی: گفتمان انتقادی، بحث تحلیل گفتمان را یک سطح ارتقا میدهد. تحلیل گفتمان از نظر شمول معنایی، در گسترهای فراتر از زبانشناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی، به همت متفکرانی چون ژاک دریدا13، میشل فوکو، ون دایک14 و نورمن فرکلاف که به این رشته اهتمام ورزیدند وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت.
اگر تحلیل گفتمان را سطح توصیف بدانیم، تحلیل گفتمان انتقادی، آن را به سطح تفسیر و تبیین میرساند و ضمن توصیف و تفسیر متن، به این سوال پاسخ میدهد که چرا از میان گزینههای ممکن زبانی، باید این متن را انتخاب کرد؟ و طی یک واقعه مشخص، چرا اشخاص از عبارات خاصی استفاده میکنند؟
ایدئولوژی: فرکلاف، ایدئولوژی را ساختهای معناییای میداند که در تولید، بازتولید، و تغییر روابط نابرابر قدرت نقش دارند. در نتیجه، معنا در فهم ایدئولوژی اهمیت بسیار دارد، گفتمانها بار ایدئولوژیک پیدا میکنند و گفتمانهای ایدئولوژیک در حفظ تغییر روابط نابرابر قدرت سهیم میشوند (فرکلاف، 1995: 14).
قدرت: مفهوم قدرت در نظریه لاکلاوموف بسیار شبیه قدرت نزد فوکو است. قدرت چیزی نیست که در دست بعضیها هست و در دست بعضیها نیست. قدرت چیزی است که اجتماع را تولید میکند. دانش، هویت و موقعیت فردی و اجتماعی ما ساخته و پرداخته قدرت است (سلطانی، 1384: 87).
سوژه: آلتوسر15 معتقد است که بازنمودهای ایدئولوژیک، از طریق ساختارهای تحمیلی، درون ما را شکل میدهند و از این طریق انسانهای عینی به سوژهها بدل میشوند؛ یعنی به موجوداتی که خیال میکنند گویی موسس جهان اجتماعیاند (خالقی، 1382: 230).
دال مرکزی: معنای نشانههای درون یک گفتمان حول یک نقطه مرکزی به طور جزئی تثبیت میشود. نقطه مرکزی نشانههای برجسته و ممتازی است که نشانههای دیگر در سایه آن نظم پیدا میکنند و به هم مفصلبندی میشوند. نقطه مرکزی به دالهای دیگر معنا میدهد و انسجام معنایی کل گفتمان را حفظ میکند (لاکلا و موف، 1985: 112).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

طبیعیشدگی: طبیعی شدگی و یا عینیت، به اصول رفتاری و ذهنی اشاره دارد که بر اساس اجماع صورت گرفته و ضرورتاً پس از گذشت زمانی طولانی به صورت عقل سلیم درآمده و به عنوان دانش همگانی مورد تایید عموم قرار میگیرد. طبیعیشدگی در گفتمانها به صورت شبکههای معنایی است که بر آن دال مرکزی آن اجماع شده و مفصلبندی معنایی ثابتی را تشکیل داده و تصور ساختارشکنی آن امری بعید و ناممکن به نظر میرسد.
هژمونی: آنتونیوگرامشی16، مارکسیست ایتالیایی هژمونی را به منزله سازماندهی اجماع میدانست. فرآیندهاییکه به واسطهی آنها صورتهای پستتر آگاهی بدون توسل به زور یا خشونت خلق میشوند (برت17، 1991: 54به نقل از فیلیپس و یورگنسن،2002: 32).
کنترل اذهان و کنشهای ناشی از آن حتی ممکن است بر پایهی اشکال غیرمستقیم و ظریفتری از گفتار و نوشتار استوار گردد. به جای این که دیگران را از طریق اوامر، درخواست ها، پیشنهادات یا اندرزهای خود به آنچه خواهان انجاماش هستیم آگاه سازیم، میتوانیم اذهانشان را به طریقی شکل دهیم که آنان آزادانه و با طیب خاطر، آنگونه که ما میخواهیم عمل نمایند، یعنی آن که گفتمان یک گروه صاحب قدرت میتواند چنان باشد که باعث شود دیگران به نحوی به نیات و مقاصد خود شکل دهند و اعمال خود را به انجام برسانند که گویی بدون هرگونه فشاری و دقیقاً در راستای خواستهها و علایق خود بدانها دست زدهاند.
تحلیل خرد: ابزارهای تحلیل متنی که ابزارهای زبانشناسی هستند برای تحلیلزبانی مورد استفاده قرار میگیرند برای مثال میتوان از ابزارهای زبانی مبتداسازی گزینش واژگانی و غیره نام برد.
تحلیل کلان: تحلیل پدیدههای سیاسی و اجتماعی در بررسی گفتمانها را تحلیل کلان مینامند. در این تحلیلها، ریشههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به عنوان علت شکل گیری گفتمانهای خاص مورد بررسی قرار میگیرند.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1-مقدمه
در این فصل ابتدا به مبانی نظری از جمله تحلیلگفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی و رویکردهای مربوطه، نظریههای موجود در رویکردها، فرآیند تحلیلگفتمانی، تحلیلگفتمانکلان و زیرنظریههای آن، ماهیت و نظریههای سینما و فیلم پرداخته شده و سپس، پیشینه پژوهشهای انجام شده در این راستا و مشخصاً پیشینه فیلم و مطالعات پیشین پیرامون تحلیل گفتمانانتقادی در سینما مورد بررسی قرار گرفته است.
2-2-مبانی نظری پژوهش
2-2-1-تحلیل گفتمان/انتقادی
در مطالعات تحلیلگفتمان میتوانیم به نظریات دو دیدگاه متفاوت علمی به تحلیلگفتمان اشاره کنیم، دسته اول این نظریه ها از دل زبانشناسی و دسته دوم از فلسفه سیاسی-اجتماعی بیرون آمدهاند.
در مورد دسته اول اصطلاح تحلیلگفتمان ابتدا در زبانشناسی ساختگرای آمریکا مطرح شد و برای تحلیل زبان بالاتر از سطح جمله به کار گرفته شد. دراین نوع از تحلیل گفتمان هیچ توجهی به بافت کاربرد زبان نشدهاست. نوع دیگری از تحلیل گفتمان ریشه در زبانشناسی نقشگرا دارد، دامنهی تحلیل را از متن به بافت گسترش داد و وظیفهی تحلیل گفتمان را تحلیل زبان به هنگام کاربرد در نظر گرفت. بافت مورد نظر در نگرش نقشگرایانه به گفتمان، بافتی است که در آن پاره گفتار یا متن مورد نظر در آن به کار رفته است (سلطانی، 1384: 102).
تحلیلگفتمانانتقادی را شاید بتوان مرحله سوم پیشرفت تحلیل گفتمان در حوزه زبانشناسی دانست. این نگرش تحت تاثیر تحولاتی که خارج از حوزه زبانشناسی در دهه ی شصت و عمدتاً در دههی هفتاد میلادی در حال وقوع بود و با تکیه بر زبانشناسی نقشگرا به بافت، معنایی گستردهتر بخشید و برای دستیابی به تبیینی عمیقتر برای کاربرد زبان، مفهوم بافت را به کل حوزه ی اجتماع تعمیم داد، جامع ترین نظریه در میان نگرشهای مختلف تحلیلگفتمانانتقادی متعلق به نورمن فرکلا ف است.
این نظریه تاکنون، علاوه بر زمینههای دیگر، به طور گسترده برای تحلیل مطبوعات و رسانههای محلی مورد استفاده قرار گرفتهاست و جنبههای مختلفی از مطبوعات و رسانههای جمعی را به طور عام روشن ساختهاست.
دسته دوم نظریههایی که به تحلیلگفتمان پرداختند، ریشه در فلسفهی سیاسی-اجتماعی و پساساختگرایی دارند. نظریات میشلفوکو و لاکلاوموف از این گروهند، نظریات فوکو اگرچه مبنای فلسفی نگرشهای پسا ساختگرایانه به مفاهیم گفتمان و قدرت را فراهم آوردهاست و ارجاعات بسیاری به گفتمان و زبان دارد، ولی فاقد ابزارهای دقیق تحلیل زبانی برای تحلیل متون است. اما نظریهی فوکو در خصوص گفتمان و قدرت صرفاً برای تحلیل-های بسیار کلان بسیار کارآمد است.
اما لاکلاوموف بر اساس دیدگاههای فوکو و ترکیب آن با دیدگاههای متفکران دیگر نظریهای ارائه دادهاند که بسیار جامع، کاربردی و منسجم است. نظریه گفتمان لاکلاوموف، که نظریهای به تمام معناپساساختگرایانه است، از کارایی بسیار بالایی برای تبیین چگونگی ظهور، استمرار و افول گفتمان و بررسی تعامل میان آنها برخودار است (همان: 103).
تحلیل گفتمان انتقادی، گرانیگاه ابعاد مختلف گفتمان است و از منظر انتقادی خصلتهای زبان شناختی، جامعه شناختی، تعاملی و فرهنگی گفتمان را در چارچوبی تبیینی و جامع تحلیل میکند به عبارت دیگر، به تبیین ارتباط متن با زیر بنای فکری- اجتماعیاش میپردازد. تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان رخدادی زبانی در بستر جامعه را تعریف میکند و معتقد است تحلیل چنین رخدادی باید علاوه بر توصیف عناصر زبانی موجود در گفتمان به صورت مجزا، به ارتباط این اجزا در زمینه گستردهتر خود یعنی در کل گفتمان و نهایتاً در بستر اجتماعی آن بپردازد. بدین ترتیب محقق نه تنها به سوال « گفتمان مورد بررسی، دارای چه خصوصیاتی است؟»
می پردازد، بلکه به این سوال که «این خصوصیت چگونه با حوزه های جامعه شناسانه و اندیشه نگارانهی18 حاکم بر گفتمان ارتباط پیدا میکند و چه پیامدی به همراه دارند؟» نیز پاسخ میدهد. تحلیل گفتمان انتقادی به تحلیل خود چارچوبی فرا زبانشناسانه میدهد و در مواردی میتواند آن را تبدیل به نقطه تمرکز مطالعات استراتژیک در حوزههای ایدئولوژی سیاسی کند.
2-2-2-رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی
تحلیل گفتمان19 که در زبان فارسی به «سخن کاوی»، «تحلیل کلام»، «تحلیل گفتار» نیز ترجمه شده است، یک گرایش بین رشتهای است که ازاواسط دههی 1960 تا اواسط دههی 1970 درپی تغییرات گستردهی علمی-معرفتی در رشتههایی چون انسانشناسی، قومشناسی، جامعهنگاری خرد، روانشناسی ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی بیان، زبانشناسی، نشانهشناسی و سایر رشتههای علوم اجتماعی و انسانی علاقمند به مطالعات نظام-مند ساختار و کارکرد و فرآیند تولید گفتار و نوشتار ظهور کردهاست. این گرایش، به دلیل بین رشتهای بودن، خیلی زود به عنوان یکی روشهای کیفی در حوزههای مختلف علوم سیاسی، علوم اجتماعی، ارتباطات و زبانشناسی انتقادی مورد استقبال واقع شد (فرکلاف، 1379: 7).
تحلیل گفتمان در زبانشناسی متوقف نماند. در مدت نسبتاً کوتاهی (نزدیک به دو دهه) این گرایش از زبانشناسی اجتماعی و زبانشناسی انتقادی، به همت متفکرانی چون میشلفوکو، ژاکدریدا، میشلپشو و دیگر متفکران برجستهی مغرب زمین وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت. این متفکران که تحلیلگفتمان را بیشتر در قالب تحلیل گفتمان انتقادی20 بسط و گسترش دادند خود وامدار مکتب انتقادی فرانکفورت و وارثان مستقیم و غیر مستقیم آن در دهه 1960- مارکسیستهای جدید، به ویژه گرامشی و پیروانش، ساختار گرایانی چون آلتوسر و محققان مکتب فمینیسم- بودند. مفهوم گفتمان، امروزه به صورت یکی از مفاهیم کلیدی و پر کاربرد در تفکر فلسفی، اجتماعی و سیاسی مغرب زمین درآمده و با مفاهیمی چون سلطه، زور، قدرت، مهاجرت، تبعیض نژادی، تبعیض جنسی، نابرابری قومی و غیره عجین گشتهاست. اکنون، و به همین جهت، معنای آن با آن چه صرفاً در زبانشناسی مد نظر بود تغییر کردهاست؛ هر چند این تغییر در امتداد سیر معنای اولیهی آن قرار دارد (همان: 10).
بنیاد تحلیل انتقادی را میتوان در زبانشناسی انتقادی، که در اثر پیشرو زبان و کنترل (1979) نوشته فاولر، هاچ، کرس و ترو شکل یافت، جستجو کرد، احتمالاً تحت تاثیر تحولات فرانسه در دهه هفتاد به واسطه فوکو، پشو و دیگران، منجر به شکلگیری نگرشهای جدید به زبان و گفتمان شد و همچنین به علت ناکارآمدی نگرشهای سنتی به تحلیل گفتمان در زبانشناسی، افراد فوق با انتشار این کتاب پایههای نگرش انتقادی به زبان را بنا نهادند و نگرش خود را زبانشناسی انتقادی نامیدند. این افراد سه اصل مهم را مبنای کار خود قرار دادند:
1- زبانی که به کار میبریم «مجسم کننده دیدگاهی خاص نسبت به واقعیت» است؛ 2- «تنوع در گونههای گفتمان از عوامل اقتصادی و اجتماعی جدایی ناپذیرند» و از این رو «تنوع زبانی منعکسکننده و مبین تفاوتهای اجتماعی ساختمندی است که این تنوع زبانی را ایجاد میکنند»؛ 3- «به کارگیری زبان فقط حاصل و بازتاب فرایند و سازمان اجتماعی نیست، بلکه بخشی از فرآیند اجتماعی است» (فاولر21 و دیگران، 1979: 1؛ به نقل از پنی کوک22، 1378: 130).
این اثر به همراه پژوهشهای دیگری که در دههی هشتاد شکل گرفتند، از جمله هاج و کرس (1979)، ون دایک (1985)، فرکلاف (1989) و وداک (1989)، منجر به بسط این نگرش جدید در قالب زبانشناسی انتقادی شد. اما به تدریج از ابتدای دههی نود به بعد اصطلاح تحلیلگفتمانانتقادی جای زبانشناسیانتقادی را گرفت، البته هنوز هم گاه از این نگرش تحت عنوان زبانشناسیانتقادی یاد میشود (سلطانی، 1384: 51-52). رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی علی رغم مبانی مشترکشان، تفاوتهایی نیز با هم دارند. یکی از این تفاوتها در موضوع مطالعه است. محققان مختلف بسته به علایق شخصیشان موضوعات گوناگونی را بررسی کردهاند که همگی معطوف به جنبه-های زبانی-گفتمانی پدیدههای فرهنگی و اجتماعیاند. در ذیل به معرفی برخی از رویکردهای تحلیلگفنتمانانتقادی میپردازیم:
2-2-2-1-رویکرد میشل فوکو
فوکو به عنوان استاد «تاریخ نظام های اندیشه» در کنار دوفرانس به سرعت در حوزهی روشنفکرانهی فرانسه شهرت یافت و دیری نگذشت که نفوذی جهانی پیدا کرد. وی چشماندازهای یکسره نوینی در فلسفه، تاریخ و جامعهشناسی گشود. در تعبیرهای گوناگون، وی را «فرزند ناخلف ساختگرایی»، دیرینهشناس فرهنگ غرب، پوچ انگار و ویرانگر علوم اجتماعی رایج خواندهاند. بسیاری از شارحان آثار فوکو برآنند که نمیتوان اندیشه او را به آسانی در درون شاخههای علوم اجتماعی و فلسفه پایدار و ماندگار خواهد بود. نگرش و موضوعات مورد بحث او در جامعه شناسی، فلسفه، تاریخ و علوم سیاسی واجد اهمیت بسیاری هستند. برخی از مفسرین مهمترین دستاورد فوکو را تحلیل روابط قدرت و معرفت میدانند.
فوکو در رد گرایشات اومانیستی و نقد روشهای رایج در علومانسانی روش بایگانیشناسی را مطرح کرد. وی در این دوره فکری خود به طور مشخص متاتر از ساختگرایی بوده است (دریفوس23: 1379). درواقع بایگانیشناسی فوکو واکنشی به پدیدارشناسی هرمنوتیک بود.
در پدیدارشناسی بر فاعلیت انسان در اندیشه و عمل و محوریت سوژه انسانی به عنوان اصل اساسی فلسفه مدرن تاکید شده، اعتبار معرف بر ادراک انسانی استوار بوده و تلاش در جهت اثبات اولویت ادراک بودهاست. بر این اساس انسان خالق معنا است (ضمیران، 1378: 7، دریفوس، همان: 126، پایا، 1379: 5). اما فوکو همچون ساختارگرایان به جای تاکید بر فاعل شناسنده (سوژه) به عوامل برون ذاتی چون هنجارهای فرهنگی و اجتماعی توجه داشت. وی به پیروی از لاکان24 «نظریه تلاشی سوژه» را مطرح کرد. به عقیده فوکو برای شناخت ذهن، تحلیل خودآگاهی کافی نیست بلکه سرچشمه های دیگر چون جامعه و فرهنگ و بخصوص زبان، ذهن را سیراب میکنند و ناخودآگاه ذهن عرصهی شناخت عوامل مذکور است (ضمیران، 1378: 7-10).
در واکنش به برداشت تفسیری، هرمنوتیک، فوکو «نگاه از بیرون» به پدیده ها را لازم دانست. اگر تشریح معنا در هرمنوتیک مهم است. وجود معنای لغوی ما را از جستجوی معنای عمیق معاف میدارد (فوکودر دریفوس، 1379: 32). از همین رو وی مقولات و مفاهیمی به کار میبرد که با مفاهیم رایج در علوم اجتماعی بسیار تفاوت دارد. به علاوه، وی معانی خاصی از مفاهیم رایج را بیان میکند.
هدف اصلی در بایگانیشناسی نمایاندن قواعد صوری حاکم بر گفتار و کردار در هر دوره خاص است و «گفتمان» به خودی خود مورد توجه قرار میگیرد، نه به عنوان نشانه چیزی دیگر و یا تقدم بر گفتمان (دریفوس، 1379: 126-128)، آنچه مهم است نظم گفتمان25 است.
«بایگانیشناسی به منظور تشخیص و یافتن گزارهها تنها به پذیرش صورت ظاهر آن و قرار دادن آن در متن واقعی خودش که مرکب از دیگر احکام گزارههای سطحی است، نیازدارد» (فوکو در دریفوس، همان: 128).
بررسی فوکو درباره وجوه مختلف گفتار اعم از شفاهی و مکتوب یا دیگر شیوههای ارتباط اجتماعی مانند آثار هنری، با هدف کشف منطق گفتار انجام گرفتهاست.
از وجوه ساختارگرایانه پروژه فوکو تحلیل کاملاً صوری از قواعد گفتمانی بوده است. تفاوت کاوشهای زبانی فوکو با مورخان متعارف در هدف او از بررسی اسناد بوده است. مورخان با کشف نیات درونی کنشگران به بررسی متون میپرداختند و سعی داشتند تا با بازسازی گذشته به عوامل درونی بازیگران آن پی برند. اما فوکو مثل ساختارگرایان این استاد را نه به عنوان نشانه چیز دیگر و سرنخی برای نیات درونی کنشگران بلکه به سبب اهمیت آنها بهخودیخود و برای کشف ساختار و هنجارهای درونی آن ها مطالعه کرده است (پایا، 1379: 54 ریترز26، 1997: 40).
میتوان بایگانیشناسی را بر اساس چهار ویژگی از سایر مطالعات تاریخی متمایز کرد:
1-بایگانیشناسی به جای تاکید بر افکار، بر خود گفتمانها به عنوان عملکردهایی 27 که از قواعد معینی پیروی میکند، تاکید میکند. (تاکید بر گفتمان، نه به عنوان نشانه چیزهای دیگر، بلکه به عنوان یک اثر تاریخی).
2-به جای مطالعه خطی میان گفتمانها ومطالعه رابطه آنها (به طور خطی) با هم، گفتمان را در لحظه خودش بررسی میکند.
3-به جای تاکید بر نویسنده به عنوان واحد اصلی، بر قواعد شکلگیری گفتمان تاکید میکند.
4-بایگانیشناسی به جای تاکید بر منشا گفتمان، به توصیف سیستماتیک از گفتمان به عنوان یک ابژه28 میپردازد (ریترز، 1997: 41).
یکی دیگر از وجوه مشخصه مطالعات بایگانی شناختی فوکو که مورد توجه جامعهشناسان قرار گرفتهاست، توصیف وی از گفتمان در چارچوب زمینه اجتماعی آن است همچنین بر خلاف سایر بررسیهای تاریخی، وی تاریخ گفتمان را بر پایه تغییرات، گسست و عدم تداوم پراکندگی مطالعه میکند.
اما هدف فوکو از کاوشهای زبان، با هدف زبانشناسان و منطقیونی که علاقمند به بررسی گفتار به عنوان شیء فی نفسه هستند، متفاوت بود. هدف فوکو ناشی از پرسش آغازین وی بود: «چه شرایطی در هر زمانه خاص موجب می شود، گونههای خاصی از گفتارها به کار بردهشود و رواج یابند و در مقابل بسیاری دیگر از عبارات و اظهارات که از نظر قواعد دستور زبان و هم از حیث اصول منطقی صحیحاند مورداستفاده قرار نگیرند» (پایا، 1379: 54).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید