1-5-4: معرفی گونه (ژانر)ها ……………………………………………………………………………………76
2-5-4: ژانر فیلمها …………………………………………………………………………………………………80
فصل پنجم: نتیجهگیری
1-5 نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………….83
منابع …………………………………………………………………………………………………………………………..88
مقدمه :
واژه سینمای دینی خصوصا در این سه دهه اخیر واکنشها و برداشتهای متفاوتی را در ذهن اهالی هنر، سینماگرها، فیلمسازها، متفکران سینمایی و حتی مردم عادی جهان ایجاد کرده است تا جایی که با مروری بر کتب، نشریات، مقالات و انواع نوشته های سینمایی و غیر سینمایی درباره این مفهوم با انواع تعاریف متنوع روبرو می شویم که توسط انواع متفکران دینی، سینمایی، سیاسی و … بیان شده است. بحث مربوط به این سینما مانند بسیاری دیگر از بحث هایی این چنینی طرفداران و منتقدان متفاوتی دارد تا جایی که بسیاری از فیلمسازان، منتقدان و متفکران سینما ترکیب این دو کلمه را به کل خارج از چارچوب قواعد درست در سینما می دانند.
جای دادن کلمه دین در “هنر صنعت رسانه” نوظهور سینما از دیرباز تاکنون به صورتهای گوناگونی صورت پذیرفته است من در این رساله قصد آن نداشتم تا به این مهم در دل تاریخ هنر هفتم بپردازیم اما در متن حداقل اشاره هایی به این مهم نموده ایم. نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره شود بیان علنی و لفظی این واژه همان طوری که در بالا اشاره شد در این چند دهه اخیر است و گره زدن آن با جامعه ای دینی چون جامعه ما. این ویژگی بحث را نه آسان بلکه بسیار پیچیده تر خواهد کرد زیرا بدلیل شرایط و ویژگی های خاص این جامعه که مهمترینش متفکران و دانشمندان دینی است، سختی کار دو چندان خواهد شد. تا آنجایی که همه ما در سالهای اخیر شاهد دخالت مراکز دینی در رد و تایید انواع فیلم در خارج و داخل شده اند و بدین صورت علنا فیلمهایی را بدلیل غیر دینی بودن یا ضد دینی بودن و البته مسائل دیگر ریز و درشت سیاسی و … زیر سوال می برند و یا برعکس فیلمی را زیر پر و بال خود می گیرند و همه گونه امکاناتی برای دیده شدنش در نظر می گیرند.
هدف از ارائه این پایان نامه همان گونه که در فصل اول به آن اشاره خواهد شد، بیان سینمای دینی و مولفه های سینمای دینی و تحلیلی بر آنهاست. زیرا همان طوری که اشاره کردیم فرضیه ها و نوع نگاه پژوهشی موجود در سینمای ما و انواع متفکران، رابطه حداقلی وجود دین در سینما است.
از طرفی سینما و در نگاهی کلان تر، تلویزیون که در این روزها سینما را به دل خانه ها آورده است، چنان اند که نه فقط ما و جامعه ما بلکه هر جامعه ای با هر چارچوب فکری عقیدتی سیاسی ای نمی تواند خود را از تاثیر شگرف و چند گانه این رسانه های جمعی و گروهی مصون و بر حذر بدارد و همان گونه ای که همه ما واقف بر تاثیرات مثبت و منفی این رسانه در هر جامعه هستیم، لذا نمی توانیم به راحتی از این موقعیت فعلی ای که سینما به آن دچار است به سادگی بگذریم و از تاثیرهایی که این رسانه عامل و باعث آن در این صد سالگی اولش شده چشم ببندیم.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

لذا ما نیز با نگاه به این مسائل، در این رساله با توجه به شیوه رساله نویسی دانشگاه محترم از پنج فصل مد نظر، در فصل اول کل پروژه پایان نامه را شرح داده ایم سپس در فصل دوم ابتدا به تعاریفی از دین، سینما و سینمای دینی می پردازیم و در عین حال به آرا و نظر متفکران موافق با این ترکیب سینمایی اشاره کرده ایم. فصل سوم را به روش تحقیق اختصاص داده ایم و در فصل چهارم به تاریخچه ای مختصر از سینمای دینی خواهیم پرداخت، در ادامه این فصل منتخبی از فیلمهای دینی را معرفی خواهیم کرد، پس از این معرفی با توجه به مولفه های هنر دینی و متعهد به مولفه های سینمای دینی می رسیم و با نقدی تحلیلی محتوایی از این فیلمها به بازشناسی و بیان این مولفه ها می پردازیم. نکته دیگری که در صدد ارائه آن بر می آییم بحث گونه های سینمایی یا ژانرها است و در انتهای این فصل به بررسی فیلمهای دو فیلمساز که هر دو فیلم دینی می سازند اما با دو نگرش متفاوت خواهیم پرداخت. فصل آخر نیز به نتیجه گیری رساله اختصاص داده شده است.
فصل اول
1-1: طرح مسئله
خداوند عزوجل در آیه 39 سوره احزاب می فرماید:
الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسیباً
کسانی که پیامهای خدا را می رسانند و از او می ترسند و از هیچ کس جز او نمی ترسند، خدا برای حساب کردن اعمالشان کافی ست.
در جهان امروز وسایل ارتباط جمعی، روزنامه، رادیو، تلویزیون و سینما با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله افکار و عقاید عمومی، در راه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی را بر عهده گرفته اند به طوری که بسیاری از دانشمندان، عصر کنونی را «عصر ارتباطات» نامیده اند. انسان امروزی برای ادامه زندگی در جامعه نوین ، نیازهای تازه ای پیدا کرده است و ناچار است خود را با شرایط جدید زمان خویش منطبق سازد. اکنون زندگی هیچ کس بدون تفاهم اجتماعی که خود بر معلومات عمومی و آشنایی به مسائل جاری متکی است، میسر نمی باشد. بدون تردید انسان معاصر تنها با آموزش نظری در مدارس نمی تواند وارد جامعه شود، بلکه باید به موازات آن از طریق وسایل ارتباطات جمعی، اخبار، اطلاعات و امکانات تفریحی سالم نیز در اختیار او باشد. (زارعیان 1382 : 9 )
بیش از یک قرن است که سینما چشم به این جهان گشوده و در همین زمان اندک همه کشورها، ملت و ملیتها واقف به جایگاه سینما شده اند و این امر در کشور ما نیز نتوانسته استثنا باشد. از آغاز پیدایش انقلاب اسلامی فیلمهای موفق زیادی در این دیار ساخته شده اند که خصوصا در دهه هشتاد هجری شمسی حایز جوایزی در جشنواره های شرق و غرب جهان بوده اند. جای آن دارد تا ببینیم که می توان این فیلمها را به عنوان سینمایی به نام سینمای دینی برشمرد و آیا چنین سینمایی نمود خارجی دارد و اگر جواب آری است، آیا می توان مولفه هایی برای این سینما در نظر گرفت و آنها را شمرد و بیاد آورد. و در بسط این رساله در بیان سوالی دیگر آیا می توان نمونه این مولفه ها را در دیگر فیلمهای غیر ایرانی که دینی، انسانی و یا اخلاقی اند نیز یافت و نام برد. (اگر چه این پایان نامه به فیلمهای غیر ایرانی نمی پردازد اما در جایی که دیگر گریزی از آن نیست مثالهای اندکی از آنها خواهیم آورد)
2-1: اهمیت و ضرورت تحقیق
سینمای دینی از جمله موضوع هایی است که بحث های بسیار ریز و درشت و گسترده ای درباره آن صورت گرفته و ایجاد مناقشه هایی در سینمای معاصر داخل و خارج نموده است به گونه ای که همواره از طرف همه خصوصا فیلمسازان، صاحب نظران، هنرمندان، اصحاب سینما و منتقدین و نیز برخی از تماشاگران و به اصطلاح سینماروها، تعاریف و تلقیها و دیدگاه های مختلفی از این مفهوم ارائه کرده اند که هر یک به فراخور تخصص و دیدگاه حرفه ای خود، به این مهم اشاره نموده اند. ما سعی داریم تا در این پایان نامه اختصاصا به این سینما(سینمای دینی) بپردازیم ، به تعریفی از آن برسیم و مولفه هایش را برشمریم.

3-1: اهداف تحقیق
معرفی و تحلیل مولفه های دینی (مذهبی و انسانی ) در سینمای ایران
شناخت قابلیتهای مدیوم سینما جهت بهره گیری مضامین دینی در سینمای ایران
4-1: پیشینه تحقیق
راجع به این موضوع تحقیق یا تالیفی مطابق با این عنوان به صورت خاص در حوزه سینما صورت نگرفته است. اما می توان به پایان نامه هایی ذیل اشاره کرد که به عنوان این پایان نامه نزدیکند و یا به نوعی به مطالعات نظری در حوزه سینما و دین پرداخته اند :
بررسی ظرفیت های سینما در تبلیغ دین و ارائه ی الگوی سینمای اسلامی – ایرانی – پایان نامه کارشناس ارشد تبلیغ و ارتباطات فرهنگی دانشگاه سوره علی جوادی
درآماتورژی و اصالت ساختمان سه پرده ای در آثار اقتباسی دینی سینمای ایران – پایان نامه کارشناس ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه سوره زینب عبدللهی
بررسی ارزشهای اسلامی در سریالهای ویژه ماه مبارک رمضان – پایان نامه کارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده صدا و سیما محسن میرزایی
تحلیل محتوای ارزشهای اسلامی در سریال پیامک از دیار باقی – پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ارتباطات دانشکده صدا و سیما علیرضا الوندی
بررسی ارتباط گرایش دینی جوانان شهر تهران و میزان توجه به سریال های تلویزیون – پایان نامه کارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده صدا و سیما رضا امینی
بررسی ارزشها و ضد ارزشها از دیدگاه اسلام در روابط زن و مرد سریال طنز – پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ارتباطات دانشکده صدا و سیما جعفر دهقانی
بازنمایی ارزشهای اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران در آثار برگزیده ی جشنواره ی بین المللی فجر در 5 سال اخیر- پایان نامه کارشناس ارشد تبلیغ و ارتباطات فرهنگی دانشگاه سوره نرگس ملک زاده
5-1: سوالات تحقیق
چگونه می توان مولفه هایی برای سینمای دینی برشمرد و در صورت مثبت بودن جواب ،این مولفه ها کدامند؟
نظر بزرگان سینما و دین در مورد سینمای دینی چیست؟

فصل دوم
1-2: پیشگفتار
با نگاهی گذرا به این چند سال سینما در جهان به سینمایی بر می خوریم(سینمای دینی) که متاسفانه کسی تا حال به آن به عنوان سینمایی با پایه های قرص و محکم نگاه نکرده و با مطالعه این چند کتاب نویسندگان داخلی و خارجی مانند: کلایر مارش1، مایکل برد2 ،پل شریدر3 ، استیفن سایمون4 ، برایان استون5 و….موجود در داخل و خارج در مورد آن بیشتر به این می رسیم که صاحب نظران و منتقدین فیلم اگر چه نمی خواهند یا شاید هم نمی توانند آن را نفی کنند اما آن فیلم بخصوص را بیشتر در ژانرهای ثابت شده تا حال می بینند. لذا ما در ادامه به نظر صاحب نظران در مورد این سینما می پردازیم و در خلال کتاب های اصلی بیان شده در مورد این سینما بر آنیم تا مسیری را برایش در نظر بگیریم تا از آن به تعریفی منسجم برسیم و در نهایت به بیان مولفه ها و مواد سازنده اش. در مابین این مبحث نیز سعی کردیم مصاحبه هایی از بزرگان سینمایی، دینی که درباره این نوع سینما حرف و خطابه بیان کرده اند بر شماریم. اما در ابتدا بحث را، با بیان تعاریفی از سینما و دین آغاز می کنیم.
2-2: واژه دین
علی اکبر دهخدا در لغت نامه اش درباره دین و واژه دین درباره معنی لغوی دین چنین گفته است : دین از واژۀ فرانسوی religion به معنای” جامعه دینی” و واژۀ لاتین religionem (اسم religio) به معنای احترام به چیزی مقدس، احترام به الهه ها، تعهد، رابطه بین بشر و الهه ها که ریشه در واژۀ لاتین religio دارد (ریشه‌های اصلی آن نامشخص هستند). یک احتمال، ریشه یابی از واژۀ مشابه le-ligare است، یعنی تفسیر منسوب به سیسرو که Lego “خواندن”، یعنی re (دوباره) و lego در مفهوم “انتخاب کردن”، “دوباره مرور کردن” یا “با احتیاط اندیشیدن” را بهم مرتبط می‌سازد. پژوهشگران معاصر مانند تام هارپور و جوزف کامپ بل ریشه یابی ازLigare پیوند داشتن، رابطه داشتن را احتمالاً از واژۀ پیشوندی re-ligare، یعنی re ( دوباره) و ligare ” رابطه داشتن” میسر می‌سازند که سنت آئوگوستین6 آن را حائز اهمیت ساخت، که البته پس از تفسیر لاکتانتیوس7 قرار گرفت. کاربرد قرون وسطایی جایگزین مسلک یا طریقه در تعیین جوامع متحد مانند فرقه‌های رهبانی می‌شود: در مورد آیین جمع آوری پشم‌های طلائی گوسفند نر آسمانی توسط شوالیه در دین آویس می‌شنویم. زبان شناس ماکس مولر معتقد است ریشۀ واژه انگلیسی religion، واژۀ لاتین religio، در ابتدا تنها در معنای احترام به خدا و الهه، اندیشۀ محتاطانه دربارۀ موضوعات الهی، تقوا ( که بعدها سیسرو آن را ریشه یابی کرد که دلالت بر “پشتکار” داشت ) به کار می‌رفت. ماکس مولر8 اکثر فرهنگ‌های دنیا از جمله مصر، ایران، و هندوستان را در این برهه تاریخی دارای ساختار قدرتی مشابه توصیف کرد. آنچه که امروزه دین باستانی نام دارد، شرع می‌باشد. اکثر زبانها دارای واژگانی هستند که می توان آنها را “دین” ترجمه کرد، ولی ممکن است کاربردهای متفاوتی داشته باشند، و بعضی زبانها هیچ واژه‌ای برای دین ندارند. مثلاً، واژۀ سانسکریت dharma، را گاهی “دین” ترجمه کردند که به معنای شرع است. در جنوب آسیای باستان، مطالعه شرع شامل مفاهیمی مانند ریاضت کشیدن برای رسیدن به تقوا و انجام آداب و رسوم تشریفاتی و عملی بود. در ژاپن قرون وسطایی، رابطه مشابهی بین قانون امپراتوری و قانون جهانی یا قانون بودایی وجود داشته‌ است، ولی این قوانین بعدها به منابع مستقلی از قدرت تبدیل گشتند. در زبان عبری، معادل دقیقی برای “religion” وجود ندارد، و یهودیت بین هویت‌های دینی، ملی، نژادی، یا قومی تمایزی قائل نمی‌شود. یکی از مفاهیم اصلی آن، halakha است که گاهی “شرع” ترجمه می‌شود، که راهنمای انجام تکلیف دینی و اعتقاد و اکثر جنبه‌های زندگی روزمره می‌باشد. استفاده از اصطلاحات دیگر مانند اطاعت از خدا یا اسلام نیز بر مبنای تاریخچه‌ها و واژگان خاصی می‌باشد. واژه دین فارسی ریشه ایرانی دارد و در فارسی میانه هم دین (با یای مجهول) بوده است. در سانسکریت و گاتها و دیگر بخش‌های اوستا مکرر واژه “دئنا” آمده دین در گاتها به معانی مختلف کیش، خصایص روحی، تشخص معنوی و وجدان بکار رفته ‌است و به معنی اخیر دین یکی از قوای پنجگانه باطن انسان است واژه های دین از واژه اوستایی دَئِنا ریشه می‌گیرد. خود واژه دئنا به ریشه کارواژه “دا” به معنی اندیشیدن و شناختن می‌رسد. در اوستا واژه دئنا به معنی دین و نیز نیروی ایزدی بازشناسی نیک از بد گزارش شده ‌است. در زبان اوستایی و نیز پارسی میانه به همکردها (ترکیب‌ها)یی گوناگونی از این واژه بر می‌خوریم مانند: دین آگاهی، دین برداری (نمایش دینی)، دینکرد (کردار دینی)، دین یشت (نام شانزدهمین یشت از یشتهای بیست و یک گانه اوستا) و جز اینها.
1-2-2:دین
«لیس الدین الا سنه الحیاه و السبیل التى یجب على الانسان ان یسلکها حتى یسعد فى حیاته فلا غایه للانسان یتبعها الالسعاده‏»: دین جز قانون زندگى و راهى که انسان باید براى رسیدن به سعادت بپیماید، نیست و هدف نهایى انسان همان رسیدن به سعادت است. (قرآن آیه‏27 سوره روم)
دین، عقاید و یک سلسله دستورهای عملی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آورده‌اند، اعتقاد به این عقاید و انجام این دستورها، سبب سعادت و خوشبختی انسان در دو جهان است (محمدحسین طباطبایی، 1378: 14).
اگر مساله شناخت خدا که مقدمه پرستش است و عبادت خداوند در میان نباشد انسان به سوی هدف خلقت گام بر نداشته، و از نظر قرآن انسان سعادت مند نیست، و انبیا هم آمده اند برای اینکه بشر را به سعادت خودش که غایت سعادت از نظر آنها پرستش خداوند است برسانند. (مرتضی مطهری 1358 : 11)
دین نظام عملى مبتنى بر اعتقاد است که مقصود از اعتقاد در این مورد تنها علم نظرى نیست، زیرا علم نظرى به تنهایى مستلزم عمل نیست، بلکه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پیروى بر طبق مقتضاى علم قطعى است (طباطبایی – ترجمه تفسیر المیزان، ج 1 : 64)
مراد از دین مکتبی است که از مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقررات اجرائی تشکیل شده است و هدف آن، راهنمائی انسان برای سعادتمندی است. دین به این معنا بر دو قسم است : دین بشری و دین الهی. دین بشری، مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که بشر با فکر خود و برای خویش تدوین و وضع کرده است. از این رو، این دین در راستای همان خواسته ها، انتظارات او را برآورده می سازد و اسیر هوس و ابزار دست همان انسان است و انسان به گونه ای آن را تنظیم نموده که تمام قوانین و مقرراتش به سود او باشد و چیزی را بر او تحمیل نکند. (جوادی آملی 1378 :24 )
دین مجموعه ای از معارف مربوط به مبدا و معاد و قوانین اجتماعی، از عبادات و معاملات که از طریق وحی و نبوت به بشر رسیده، نبوتی که صدقش با برهان ثابت شده و نیز مجموعه از اخبار که مخبر صادق از آن خبر داده، مخبری که باز صادق بودنش به برهان ثابت شده است. دین روش مخصوصى است در زندگى که صلاح دنیا را به طورى که موافق کمال اخروى و حیات دائمى حقیقى باشد، تامین مى‏نماید. پس در شریعت‏ باید قانون‏هایى وجود داشته باشد که روش زندگانى را به اندازه‌ی احتیاج، روشن سازد (تفسیر المیزان، ج2 : 182)
 دین عبارت است از اعتقاد به موجودات روحانی. دین نظام یک پارچه‏ای از باورها و عملکردهای مرتبط به چیزهای مقدس است که از طریق آنها گروهی از انسانها با مسائل غایی زندگی بشری مرتبط می باشد. جوهر دین عبارت است ‏از احساس وابستگی مطلق. دین اعتقاد به خدایی سرمدی است. یعنی، اعتقاد به این‏که حکومت و اراده‏ای الهی بر جهان حکم می‏راند. از دیگر سوی، اندیشمند دین‌شناسی چون دورکیم در نگاهی متفاوت، تعریفی متفاوت نیز از دین ارائه می‌دهد. او در تعریف و کارکرد دین صرفاً حوزه‌ی شمول دین را جهان دیگر، یعنی جهان آخرت، می‌داند. به این ترتیب، او میان این جهان و آن جهان تقابل برقرار می‌سازد. او در این باره می‌نویسد: دین دسته‌ای همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی (مجزا از امور ناسوتی) که این باورها و عقاید و روش‌های ثابت و غیر قابل تغییر همه‌ی کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد می‌کند. ( مالیچینسکی 1378 :63)
عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب قلمروی وجدان می گوید : دین مجموعه ای از نظامهای فرهنگی، اعتقادی و جهان بینی هایی است که با ایجاد نمادهایی، انسان را به ارزشهای روحانی و گاه به ارزشهای معنوی ارتباط می دهد. بیشتر ادیان با شرح روایات، الگوها، سنن و تاریخهای مقدسشان قصد دارند که به زندگی معنا دهند یا به هستی شناسی بپردازند. آنها مایلند تا اصولی اخلاقی، دینی یا یک سبک زندگی بهتری از ایده هایشان را درباره ی ماهیت انسان و جهان هستی ارائه دهند.گاهی اوقات واژه ی دین با ایمان یا نظام اعتقادی اشتباه گرفته می شود، اما دین با باور شخصی که جنبه ی عمومی دارد متفاوت است. اکثر ادیان رفتارهایی همچون مراحل سلوک روحانی، تعریفی که پیروان یا اعضای همان دین از آن دارند، مجامع عمومی، نشستهای منظم مذهبی یا خدماتی که به منظور حل مشکلات یا عبادات انجام می شود مکانهای مورد احترام (چه طبیعی باشد یا بنا شده) و یا کتابهای مقدس سازماندهی می شوند. اعمال مذهبی یک دین همچنین ممکن است شامل آیین ها، مراسم یادبود از نعمتهای یک خدا یا خدایان، قربانیها، جشنها، ضیافتها، تشرف، مراسم تدفین، خدمات ازدواج و نکاح، مراقبه، موزیک، هنر، رقص، خدمات عمومی یا دیگر جنبه های فرهنگی انسان شود.
جان مونوگان9 و پیتر جاست10 اظهار می کنند: واضح به نظر می رسد یکی از کمکهایی که دین به ما می کند تا انجام دهیم درگیر شدن با مشکلات زندگی انسانی است، مشکلاتی که مهم، پایدار و غیرقابل تحملند. یک روش مهمی که باورهای دینی برای انجام این کارها به ما کمک می کنند فراهم آوردن یک دسته از ایده ها درباره ی چگونگی و چرایی این جهان است که با کنار هم قرار دادن آنها به انسانها اجازه میدهد که خود را با نگرانیهایشان سازگار کنند و با بد اقبالیهایشان روبرو شوند. دانشمند گرامی فضل الله کمپانی می‌گوید : دین به معنای وسیع آن عبارتست از شناختن خدا و دانستن وظایف آدمی در برابر او و انجام آنها و دانستن تکلیف شخص نسبت به وجود خود و همنوعان خود و همچنین نسبت به حیوانات و بلکه سایر موجودات و همه اینها از غریزه فطری انسان سرچشمه می‌گیرد. بنابراین دین شامل تکالیف ثلاثه می‌شود یعنی تکالیف الهی که شامل تکالیف نظری و عملی است که تکالیف نظری همان اصول اعتقادات است و تکالیف عملی همان عبادات می‌باشد، تکالیف اجتماعی که مبتنی بر تکالیف حقوقی و اخلاقی است. تکالیف فردی که شامل تکالیف جسمی و روحی است. از جرجانى نیز نقل کرده‏اند که: الدین وضع الهى یدعوا اصحاب العقول الى قبول ماهو عند الرسول(ص) – دین قانون و قرارداد الهى است که خردمندان را به سوى قبول آنچه در نزد رسول‏صلى الله علیه وآله وسلم است، فرا مى‏خواند. (جان ناس 1350: ‏79 و 81)
برخی مطالعات آکادمیک که دین را مورد مطالعه قرار داده اند آن را به سه بخش تقسیم کرده اند: ادیان جهانی،اصطلاحی است که به فرهنگهای سرتاسری، باورهای ملی اشاره میکند، ادیان بومی، که به گروههای دینی فرهنگی خاص اشاره میکند و جنبشهای مذهبی جدید که به باورهای تازه توسعه یافته اشاره میکند. یک نظریه ی پیشرفته ی آکادمیک دین، ساختارگرایی اجتماعی، میگوید که دین یک مفهوم جدیدی است که همه ی اعمال معنوی و عبادی پیروانش را یک مدلی شبیه به دین ابراهیم(ع) میداند که همانند یک سیستم منظمی به تفسیر واقعیت و دفاع از وجود انسانی کمک میکند، بنابراین دین، بعنوان یک مفهوم، برای فرهنگهای غیرغربی که بر پایه ی چنین سیستمی بنا نهاده نشده اند، یا برای سیستمهایی که ساختار ساده تری دارند به صورت نامناسب بکار برده شده ‌است. دکتر پروا در روانشناسی یکتاپرستی می گوید : دین تلاش می کند تا با اهمیت دادن به عبادت و نماز، حلاوت و شیرینی یاد خداوند را به بندگان خداوند بچشاند و یکتاپرستی را تنها انگیزه قوی برای رشد و کمال می داند که موجب خلاقیت و شکوفایی استعدادهای آدمی می گردد. (مهدی پروا 1380: 196)
چون ز خود رستی همه برهان شدی ،چون که گفتی بنده ام سلطان شدی (مولانا جلال الدین)
چیست دین برخاستن از روی خاک ، تا که آگه گردد از خود جان پاک (علامه اقبال لاهوری)
3-2:سینما
در لغت نامه دهخدا در معنای سینما چنین آمده است : فن و صنعت و هنر تهیه و نمایش سلسله تصاویری که بر نوارهای سلولوئیدی ضبط شده اند، بنحوی که در تماشاگر توهم حرکت ایجاد شود. اصطلاحاً عکسهایی را که در یک مرحله برمیدارند. صنعت سینما از محصولات قرن بیستم است ولی کارهای مقدماتی در این زمینه از سنوات بعد از سال 1875 میلادی سابقه دارد. از لحاظ فنی، سینما مبتنی برکیفیت ثبات تاثرات نوری است : در هر ثانیه 24 کادر، جدا جدا از جلو دریچه تصویرافکن سینما میگذرد و بر پرده سینما که در برابر تصویرافکن قرار دارد می افتد، اما آنچه بچشم می آید تصویری است مداوم و منسجم و غالباً متحرک بدون اینکه جدایی کادرهای 24 گانه در ثانیه در آن احساس شود. باید تاریخ اولیه سینما را از سال1880 میلادی و تصویرافکنها جستجو کرد تا اینکه در سال 1893 دستگاهی که نوعی شهرفرنگ بود به بازار آمد و در سال 1894 برادران لومیر11 دستگاه فیلمبرداری و تصویرافکن نسبتاً کاملی ساختند12. در سال 1916 میلادی فیلم هایی توسط د.و. گریفیث13 ساخته شد که انقلاب بزرگ در کار سینما را به وجود آورد. کار صحنه پردازی و مونتاژ بدست نابغه بزرگ روسی سینما س. م. آیزنشتاین14 به اوج اعتلا رسید. در قرن اخیر پیشرفتهای عجیب و روشهای تازه در سینما به وجود آمده است که از جمله : سینما اسکوپ15، سینراما16، ویستا ویژن و سوپر پاناویژن17 است که هر یک در مقام و طریقه خود اهمیت خاصی را دارا میباشند.(لغت نامه دهخدا)
نمایش مناظر و اشیاء و اشخاص به روی پرده نمایش به وسیله دستگاه مخصوص است. (فرهنگ لغت معین)
نمایش سلسلۀ تصاویر مناظر و اشخاص و اشیا و حرکات هنرپیشگان بر روی پرده، محل نمایش فیلم بر روی پرده، هنر و صنعتی که به ساختن فیلم می‌پردازد.(فرهنگ لغت عمید )
همانطوری که در بالا گفته شد سینما از کلمه سینماتوگراف18 اخذ شده است، سینماتوگراف از دو واژه یونانی کینما19 Kinema به‌ معنی حرکت و گرافین20 به‌ معنی نوشتن گرفته شده که در مجموع به‌معنای نوشتن در حرکت، عبارت از اتفاقی است که در سینمای صامت بر روی پرده سینما می‌افتاده است. سینما یک اصطلاح کلّی برای تمامی دخل و تصرّف‌هایی است که دوربین در مراحل فیلم‌برداری، لابراتوار، ظهور و صداگذاری بر روی نوار فیلم انجام می‌دهد. آن‌چه در این فرایند تولید می‌شود، یک تابلو نقاشی متکامل شده است، با دو ویژگی، که عبارتند از حرکت و تدوین. یعنی در سینما نقاشی در مرحله خلق یک قاب ثابت متوقف نمی‌ماند، بلکه همراه دو عنصر حرکت و تدوین امتداد می‌یابد.( بوردل 1385: 521)
هنر سینما توگراف را با این پیشینه می توان هنر حرکت نگاری ترجمه کرد. زیرا در واقع چونان سایه هایی که بر دیوار غار افلاطون حرکت می کردند در سینما نیز اشباح و سایه هایی از اشیاء بر پرده سفید قائل به حرکت می گردند اما مهمترین ویژگی این هنر در ثنویت خاصی است که جزء ذات تصویر سینمایی است. و به آن ماهیتی متافیزیکی21 اعطا می کند. این دوگانگی در دو وجه مادی و غیر مادی این تصویر نهفته است. از بعد مادی و فیزیکی ماهیت تصویر سینماتوگراف ناشی از ثبت ابژه جهان (نمودها) بر نوار سلولئید22 فیلم است. این فرایند به گونه ای مکانیکی و خود به خودی توسط دوربین فیلمبرداری صورت می گیرد. در واقع شعاع انواری که از سوی اشیاء به سوی دوربین تابیده می شود، قالب(فرم) نوری شیء را در نگاتیو حک می کند و ما یک نسخه از جهان را به شکل تصویر از آن خود می کنیم. هانری برکسون23 در کتاب استعمار و مکارنه به این نکته اشاره دارد “با توجه به نظریه نسبیت شکل نوری شرایط خود را بر شکل صلب تحمیل می کند “ بدین ترتیب تصویر سینمایی نظیر همزادش، تصویر فتوگرافیک (تصویر عکاسی) از کنار همگذاری خود به خود فوتون های نوری بر نگاتیو خلق می شود. کافیست لحظه ای دوربین پلک بزند تا قالبی نوری از شیء بر ماده فیلم حک شود. از نقطه نظر علم نشانه شناسی این قالب نور (دال) نشانه ای است بر حضور شیء اصلی (مدلول ) و اگرچه بین دال و مدلول فاصله ای ماهوی وجود دارد اما نسبت آنها تشبیهی است یعنی تصویر در نگاه اول به اصل اما با آن یکی نیست. در مورد تصویر عکاسی همانگونه که آندره بازن اشاره می کند : زمان در درون قاب عکس منجمد شده و هر تصویر به لحظه ای از حضور شی در گذشته دلالت دارد به همین دلیل فاصله دال و مدلول محسوس تر است ولی تصویر سینمایی در ابعاد دیگری از اصل جهان متمایز می شود، این ابعاد عبارتند از :
1-پرسپکتیو و حجم
2-صلبیت و شفافیت
3-حضور و غیبت ابژه
4-حرکت – زمان
مورد اول تمایز بین شیء سه بعدی و حجیم را در جهان بیرون و شیء دوبعدی و مسطح را بر پرده سینما مشخص می کند. از این نظر سینما با دو هنر دیگر تصویری (نقاشی و عکاسی) هم ریشه است. زیرا در هر سه هنر تصویر بر سطح دو بعدی خلق می شود اما توهم حجم و ژرفنا (پرسپکتیو) را در ذهن بیننده ایجاد می کنند. در سینما این توهم شدیدتر است، زیرا شیء متحرک به دلیل حرکت خود در جهات مختلف (بالا،پایین،درون،بیرون) ادراک حجم و پرسپکتیو را شدت می بخشد و به دلیل همین ویژگی بود که تماشاگران فیلم “سرقت بزرگ قطار” در مقابل حرکت قطاری که روی پرده سینما به طرف ایشان می آمد به زیر صندلی ها پناه بردند. سینمای سه بعدی امروزه با خلق تصاویر هلوگرام یا چند وجهی عملا تماشاگر را با درک فضایی جدید از حجم روبرو می سازد که در هنرهای دیگر قابل اجرا نیست. و همان تجربه بدوی و آغازین بینندگان سینمای اولیه را به یاد می آورد. باید توجه داشت که مفهوم حجم در سینما اساسا مفهومی غیر مادی است، در یک بحث تطبیقی بین هنرهای پلاستیک (تجسمی) و سینما می توان به این تمایز پی برد. در پیکر تراشی و معماری که هنر بکار گیری حجم و ماده هستند، هنرمند با فیزیک اشیاء و جنسیت خاص آنها درگیر است. از همین رو عوامل فرسایش ماده (گذشت زمان و پوسیدگی آن) همواره عاملی تهدید کننده در این هنرهاست، در سینما اما حجم تصویر فارغ از آنتروپی(بی نظمی) زمان و عوامل نابود کننده از ماهیتی قائم به ذات برخوردار است، گویی تصویر سینماتوگراف چونان روحی است که گذر زمان نه آن را پیر و نه فرسوده می کند. در آموزه های دینی و در باورهای متافیزیکی از اصطلاح کالبد مثالین یا بدن شفاف به وفور یاد شده، قالبی از جسم که از نور است حجیم به نظر می رسد ولی در اصل لمس ناشدنی است، این خصوصیات دقیقا با ویژگی های تصویر سینمایی همخوان است. در آموزه های هرمس، حکیم پیش از سقراط از خداوند به عنوان نور مثلی یاد شده و در نظریه صورت مثالی افلاطون این نور است که رابط دو جهان زمینی و آسمانی (ناسوت و لاهوت) می باشد. بنابراین “تصویر نورانی” خواه، ناخواه مفهومی متافیزیکی را در بطن خود حمل می کند و به یاد آوریم که سینما در اصل هنر بکار گیری نور است و اگر پیکره ساز با ماده و نقاش با رنگ می آفرینند، سینماگر با قلم نور” دوربین “ کالبدهای شفاف و مثالین خود را خلق می کند. (مهدی ارجمند 1376 : 89)
اما در اصطلاح سینما هنر و فنی است که به کمک یک سری تصاویر متحرک، پیامی را به مخاطب خود که همان تماشاگر است منتقل می کند. سینما آخرین هنر و به عبارت دیگر هفتمین هنر است. شش هنر دیگر عبارتند از : تئاتر، نقاشی، مجسمه سازی، معماری، موسیقی و حرکات موزون. در این میان سینما تنها هنری است که نه تنها شش هنر دیگر را به خدمت گرفته بلکه به گونه ای توانسته آنها را اعتلا نیز ببخشد. و از طرفی صنعت، فن و تکنیک را نیز به خدمت گرفته و در متن خود دارد. هنر سینما، ویژگی خاصی در میان هنرهای مکانی – زمانی دارد و آن، احساس رو به رویی بی واسطه با واقعیت است. مخاطب سینما، حتی تخیلی ترین فیلم ها را واقعی می پندارد. چنین حالتی باعث شده است سینما، زنده ترین هنرها لقب بگیرد. ویژگی استثنایی را باید در تصویر متحرک آن جست زیرا هیچ کدام از هنرهای مکانی – زمانی این خصوصیت را ندارند. در اهمیت سینما همین بس که در دوره های آغازینش لنین ( از جمله پایه گذاران و سردمداران نظام کمونیست شوروی ) درباره سینما گفت :اگر سینما با ما باشد و همه ارتش های دنیا بر علیه ما، سرانجام پیروز خواهیم شد. همین یک جمله که از زبان یک سیاستمدار نقل شده، به خوبی نشانگر اهمیت و قدرت سینماست. سینما وسیله خوبی برای تبلیغ و ارائه دیدگاه ها و اندیشه های سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی است و از همین رهگذر گاه مخاطبش را به بی راهه برده و او را در چمبره تبلیغات گسترده اسیر کرده، اما با این وجود سینما به علوم مختلف از پزشکی، الکترونیک و جغرافیا گرفته تا فیزیک، شیمی و تاریخ خدمات شایانی نموده است. سینما، این وسیله سمعی و بصری جذاب، بزرگترین کارکردش در خلق رویا، خلق ماجرا، خلق شخصیت های دوست داشتنی، نفرت انگیز، ترحم بر انگیز و… و در نهایت ایجاد احساسات عمیق انسانی از عشق و محبت گرفته تا ترس و نفرت است. و این روزها دیگر سینما یک وسیله صرفا ساده سرگرمی ساز نیست، سینما پا را بسیار فراتر گذاشته و تجربه نشان داده، نادیده گرفتن آن امری غیر عاقلانه است، چه از سوی تماشاگران معمولی و چه از سوی سیاست گذاران اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جوامع مختلف. از این رو می توان گفته استفان شارف24 را در اینجا بسط داد که : سینما علاوه بر اینکه نوعی زبان است، می تواند مدعی شود که تنها شکل ارتباطی ایست که بر پایه تداوم ترکیبی استوار است، مجموعه ای از نشانه ها که چون بر طبق دستور زبان مرتب می شوند، معنا می یابند و در هر دو جنبه لغوی و احساسی به القای مفهوم می پردازند. (استفان شارف 1387 : 2)

امروزه وسایل ارتباط جمعی، بسیار توسعه یافته‌اند، اما در میان رسانه‌های تکثیرشده، اهمیت سینما کاهش نیافته است. با این‌حال، حداقل از زمان چارلی چاپلین25 و باستر کیتون26 ، یعنی زمان تولد سینما در اوایل قرن بیستم، فیلم یک وسیله ارتباطی فوق‌العاده در دو قطب شرق و غرب جهان محسوب می‌شده است. فراگیر شدن یک رسانه در سال‌های آغازین قرن بیستم به‌وسیله سینما صورت پذیرفته است. حتّی با ظهور وسایل ارتباطی‌ای چون تلویزیون، سینما به‌طور مؤثر وارد خانه‌ها شد. تأثیر تلویزیون برای اولین بینند‌گانش، درست مثل آن بود که شخصاً صاحب تئاتر شده باشند، با وجود اینکه وضوح صدای تلویزیون در آن زمان بسیار کم بود. سینما پس از آن هم روز به‌ روز، خود را با جاذبه‌های بیشتر عرضه کرد و اهمیت فیلم با ظهور تلویزیون‌های کابلی و شبکه‌های مستقل تلویزیونی که برنامه‌های اصلی آن فیلم‌های قدیمی و جدید و یا سریال‌های تلویزیونی که خود نمونه‌ای از سینما و یا متاثر از سینمایند، کم نشده است. حال باید دید که به راستی این عشق به سینما و دوستی با سینما، این حال خوش و غریب، این مرز لذت و تلذذ، این جان دار بی جان، بی احساس با احساس و خلاصه این لذت نفس تنگی های احساسی از مشاهده سینمایی از کجا می آید. دکتر اعرابی نویسنده کتاب روانشناسی نوین و کاربرد آن در سینما و تئاتر اعتقاد دارد، توانمندی سینما در این است که می تواند زمان را منقبض یا منبسط سازد، به طور مثال وقایع هزاران سال را در چند دقیقه به تصویر بکشد و یا تصویر رخداد یک لحظه را دقایق یا ساعتی به درازا بکشاند و بیننده را در جریان جزئیات آن قرار دهد. سینما همچنین می تواند نمایشگر نادیدنی های وجود انسان و بیانگر احساسات و هیجانات دیگر رفتارهای درونی او، که در زندگی معمولی قابل رویت نیستند باشد و به این وسیله به بیننده قدرت تفکر انتزاعی و دیدن آنچه نادیدنی ست در محیط و اطرافیان او را بدهد. ( حسین اعرابی 1386 : 9)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید