2-2-5- مربع نشانه‌شناسی گرماس
2-2-6- نشانه در نگاه گفتمانی
2-3- تعامل نشانه‌شناسی و پدیدارشناسی
2-3-1- پدیدارشناسی هوسرل
2-3-2- مرلوپونتی و ادراک حسی
2-4- نشانه-معناشناسی سیال
2-5- گفتمان
2-5-1- تاریخچه گفتمان
2-5-2- نظریه‌های گفتمان
2-6- تجزیه و تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان
2-7- عملیات زبانی و شاخص‌های اصلی گفتمان
2-7-1- موضع‌گیری گفتمان
2-7-2- اتصال و انفصال گفتمانی
2-8- طرحواره‌های فرایندی گفتمان
2-8-1- طرحواره‌ی فرایندی افت یا تنزل تنش
2-8-2- طرحواره‌ی فرایندی افزایش یا اوج فشاره‌ی عاطفی
2-8-3- طرحواره‌ی فرایندی افزایش هم زمان قدرت فشاره‌ها و گستره‌ها
2-8-4- طرحواره‌ی فرایندی کاهش هم زمان قدرت فشاره‌ها و گستره‌ها
2-9- بعد شناختی گفتمان
2-9-1- بازی‌های شناختی: مجابی و تفسیری
2-9-2- زاویه دید و شناخت
2-10- بعد حسی- ادراکی گفتمان
2-11- بعد عاطفی گفتمان
2-11-1- فشاره‌های عاطفی
2-11-2- گستره‌های عاطفی
فصل سوم : تحلیل نشانه-معنا‌شناسی گفتمان قرآن (سوره الرحمن)
3-1- زبان قرآن و ویژگی‌های آن
3-2- سیمای سوره الرحمن
3-2-1- سوره الرحمن از دیدگاه مفسران
3-3- بررسی عملیات زبانی گفتمان در سوره الرحمن
3-3-1- گفتمان
3-3-2- گفته‌پرداز
3-3-3- گفته‌یاب (گفته‌خوان)
3-3-4- گفته
3-3-5- گفته‌پردازی
3-3-6- حضور
3-4- شاخص‌های اصلی در گفتمان سوره الرحمن
3-4-1- موضعگیری گفتمان
الف) تبادل برونه‌ها و درونه‌ها
ب) حاضرسازی (حضور)
ج) جسمار (جسمانه)
3-4-2- دلالت مستقیم و ضمنی در سوره الرحمن
3-4-3- مفهوم‌سازی درون متنی و ساختار زیربنایی گفتمان در سوره الرحمن
3-4-4- اتصال و انفصال گفتمانی در سوره الرحمن
الف) اتصال (قبض یا فشاره) در سوره الرحمن
ب) انفصال (بسط یا گستره) در سوره الرحمن
3-4-5- زوایه دید در سوره الرحمن
3-4-6-گونه‌های مجابی و تفسیری در سوره الرحمن
3-4-7- عاطفه در اتصال و انفصال گفتمانی
3-4-8- تکرار در سوره الرحمن
3-4-9- نقش آهنگ و نمود در گفتمان
3-4-10- تنش در سوره الرحمن
3-4-11- الگوهای تنشی آیات سوره الرحمن
3-4-12- الگوی تنشی سوره بر اساس تقسیم بندی ارائه شده
فصل چهارم : تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان یک نگاره ایرانی-اسلامی10
11
12
13
14
14
15
18
19
23
27
29
32
37
43
44
45
46
47
48
48
49
49
50
50
52
54
54
55
56
62
62
65
65
66
66
67
68
68
69
69
69
69
70
70
71
77
77
79
80
81
82
83
85
86
87
94
4-1- خوانش گفتمانی نگاره یوسف و زلیخا اثر کمال الدین بهزاد
4-2- ویژگی‌های نگاره گریز یوسف از زلیخا
4-2-1- ویژگی بینشی نگاره
4-2-2- ویژگی مضمونی نگاره
4-2-3- ویژگی ساختاری نگاره
الف) پلان و تناسبات در نگاره
ب) رنگ در نگاره
4-3- گفتمان نگاره گریز یوسف از زلیخا
4-3-1- نظام تنشی نگاره
الف) قبض و بسط عناصر در نگاره و رابطه آن با فضای تنشی
ب) زاویه دید و جهت‌مندی عناصر در نگاره و رابطه آن با فضای تنشی
ج) عامل حضور(پیکره ها) در نگاره و رابطه آن با نظام تنشی
د) کارکرد رنگ در فضای تنشی نگاره
4-3-2- نظام ارزشی نگاره
الف) کارکرد رنگ در نظام ارزشی نگاره
4-4- طرحواره‌ی فرایند تنشی نگاره
4-5- بازخوانی فرایند گفتمانی (تنشی و ارزشی) نگاره بر اساس مربع معناشناسی گرماس
فصل پنجم : پروژه عملی
5-1- چگونگی انجام پروژه عملی
نتیجه‌گیری و پیشنهادات96
97
98
98
100
101
104
106
106
107
108
110
110
111
112
112
113
115
120مراجع122
فهرست اشکال
عنوانصفحهشکل 2-1- مربع نشانه‌شناختی گرماس14شکل 3-1- مفهوم‌سازی درون متنی سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌شناختی گرماس
شکل 3-2- مفهوم‌سازی درون متنی سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌شناختی گرماس
شکل 3-3- مفهوم‌سازی درون متنی سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌‌شناختی گرماس
شکل 3-4- مفهوم‌سازی درون متنی سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌‌شناختی گرماس
شکل 3-5- مفهوم‌سازی آیات 27 و 28 سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌‌شناختی گرماس
شکل 3-6- مفهوم‌سازی آیه فبای آلاء ربکما تکذبان به وسیله مربع نشانه‌‌شناختی گرماس
شکل 3-7- مفهوم‌سازی آیات 5 الی 13 سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌‌شناختی گرماس
شکل 3-8- مفهوم‌سازی درون متنی سوره الرحمن به وسیله مربع نشانه‌‌شناختی گرماس
شکل 4-1- گریز یوسف از زلیخا اثر بهزاد
شکل 4-2- تقسیمات طلایی در نگاره بهزاد
شکل 4-3- تقسیمات عرضی نگاره بهزاد بر مبنای مستطیل جذر 2
شکل 4-4- تقسیمات طولی نگاره بهزاد بر مبنای مستطیل جذر 2
شکل 4-5- قبض و بسط عناصر در گفتمان نگاره بهزاد
شکل 4-6- جهت‌مندی عناصر و تاثیر آنها بر فضای تنشی نگاره
شکل 4-7- فرایند گفتمانی نگاره بر اساس مربع نشانه‌‌شناختی گرماس73
74
75
75
76
76
76
77
96
103
103
104
107
109
113

فهرست نمودارها
عنوانصفحهنمودار 2-1- طرحواره‌ی فرایندی افت یا تنزل تنش48نمودار 2-2- طرحواره‌ی فرایندی افزایش یا اوج فشاره‌ی عاطفی
نمودار 2-3- طرحواره‌ی فرایندی افزایش هم زمان قدرت فشاره‌ها و گستره‌ها
نمودار 2-4- طرحواره‌ی فرایندی کاهش هم زمان قدرت فشاره‌ها و گستره‌ها

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمودار 3-1- الگوی تنشی آیات 1 الی 12
نمودار 3-2- الگوی تنشی آیه 13
نمودار 3-3- الگوی تنشی آیه 14 و 15
نمودار 3-4- الگوی تنشی آیه 16
نمودار 3-5- الگوی تنشی آیه 17
نمودار 3-6- الگوی تنشی آیه 18
نمودار 3-7- الگوی تنشی آیه 19و20
نمودار 3-8- الگوی تنشی آیه 21
نمودار 3-9- الگوی تنشی آیه 22
نمودار 3-10- الگوی تنشی آیه 23
نمودار 3-11- الگوی تنشی آیه 24
نمودار 3-12- الگوی تنشی آیه 25
نمودار 3-13- الگوی تنشی آیات 26-28
نمودار 3-14- الگوی تنشی آیه 29
نمودار 3-15- الگوی تنشی آیه 30
نمودار 3-16- الگوی تنشی آیات 31-36
نمودار 3-17- الگوی تنشی آیات 37-45
نمودار 3-18- الگوی تنشی آیه 46
نمودار 3-19- الگوی تنشی آیه 47-59
نمودار 3-20- الگوی تنشی آیه 60-61
نمودار 3-21- الگوی تنشی آیه 62-77
نمودار 3-22- الگوی تنشی آیه 78
نمودار 3-23- الگوی تنشی سوره الرحمن
نمودار 4-1- طرحواره‌ی فرایند تنشی نگاره بهزاد48
48
49
86
87
87
87
88
88
88
88
89
89
89
89
90
90
90
90
91
91
92
92
93
94
94
113

فصل اول: کلیات تحقیق
1-1-تعریف مسئله:
قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است و برای هدایت نوع بشر و همه اعصار و ملل فرستاده شده است، لذا منطق حکم می‌کند که خداوند حکیم و توانا زبانی را به کار گرفته باشد که قابل فهم برای تمام انسان‌هایی باشد که قرار است مورد هدایت واقع شوند. رسالت قرآن هدایت انسان است و از آنجا که از طرف قدرت مطلق فرستاده شده است باید به گونه‌ای باشد که رسالت خود را به نحو احسن انجام دهد و از آنجا که برای انذار بشر زبانی قدرتمند و الفاظی گیرا نیاز است، لذا زبان قرآنی باید حاوی قدرتی باشد که مخاطب را تحت تاثیر خویش قرار داده موجب گردن نهادن به دستورات و مقررات دینی شود.
امروزه توجه به زبان و گفتمان قرآن مورد توجه پژوهشگران زیادی قرار گفته است و در این بین دانش‌های زبان‌شناسی و نشانه‌شناسی1 از جمله دانش‌های جدید و موثری در حیطه‌ی مطالعه زبان قرآن مطرح شده‌اند.
نشانه‌شناسی ساختگرا متکی بر رابطه‌ای تقابلی بود. این رابطه‌ها ما را با نظام‌های بسته و مکانیکی در حوزه معنا مواجه می‌ساختند. چرا که اغلب آنها قطب‌های معنایی از پیش تعیین شده بودند که به نوعی به اثبات آنها در متن مورد مطالعه پرداخته می‌شد، اما نشانه‌-معناشناسی پساگرمسی معنا را جریانی سیال می‌داند که بر اساس رابطه‌ای تنشی تعریف می‌گردد. بر این اساس نشانه2 پدیده‌ای است که می‌تواند از صفر تا بی‌نهایت در نوسان باشد. چنین رابطه سیالی که از تلاقی دو محور کمی و کیفی شکل می‌گیرد ارزش‌ها معنایی جدیدی را نیز تولید می‌کند. ارجاع به دیدگاه پدیدارشناختی3 در مطالعات مربوط به نشانه از آنجا ناشی می‌شود که نشانه-معناشناسان فرانسوی در دهه هشتاد به این موضوع بسیار مهم پی بردند که دیگر صورت‌گرایی محض و یا رابطه صرف مکانیکی بین دال4 و مدلول5 نمی‌تواند پاسخگوی بسیاری از مسایل دخیل در بررسی ساز و کارهای مربوط به دنیای نشانه-معناها6 باشد. چرا که بدون در نظر گرفتن “موقعیت انسانی”، جنبه وجودی نشانه، ارتباط حسی-ادراکی با چیزها، به ویژه تجربه زیستی و منحصر به فردی که در تلاقی با هر نشانه شکل می‌گیرد و ضامن سیالیت معناست، نمی‌توان به بررسی نظام‌های گفتمانی پرداخت.
در نگاه پدیداری، دیگر معنا جریانی از پیش تعیین شده، تثبیت یافته و قطعی نیست. چرا که تجربه زیستی و شهودی سبب می‌گردد تا معنا در شرایط مختلف و با توجه به نوع رابطه‌ای که با چیزها برقرار می‌کنیم، متفاوت باشد. با توجه به همین ویژگی‌های ناپایدار معنایی است که رابطه تقابلی جای خود را به رابطه‌ای سیال می‌دهد.
این پژوهش نیز روش نشانه-معناشناسی گفتمانی و الگو‌های تنشی را برای مطالعات گفتمان قرآن مد نظر قرار داده است. در اینجا مستقیما به متن قرآن پرداخته می‌شود تا از منظری مدرن تعریفی جدید از گفتمان قرآنی ارائه دهد و با تأکید بر ساختار و زبان قرآن، به بیان طرح کلی گفتمان قرآنی برای بشر بپردازد و مهم‌ترین ویژگی‌های آن و تاثیر و تاثر این گفتمان بخصوص گفتمان سوره الرحمن و ایجاد انگیزش در کنار ایجاد معرفت و شناخت در این گفتمان را بیان کند.
1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق :
لزوم بررسی گفتمان قرآنی از نگاهی نو و بررسی آن به عنوان یک ضرورت در پژوهش‌های نوین قرآنی تبیین شده است. عملیات زبانی گفتمان که در بطن الگوی “نشانه-معناشناختی”7 قرار میگیرد، دیدگاه تازهای است که میتواند پژوهشگران را وا دارد تا به گونهای دیگر قرآن و خالق آن را بنگرد. عملیات زبانی گفتمان8 چشمان پژوهشگران را بر زاویههای جدید میگشاید تا خواننده را با خوانشی دیگر از قرآن مواجه سازد.
در خصوص اهمیت پژوهش‌های زبان‌شناسی قرآن، باید گفت این بحث، بحث علمی پرچالشی است و از این رو که برای پژوهگشران ما، عرصه‌ای نو و جدید است که در این رابطه مباحث بسیاری مطرح می‌شود که باید به ابعاد آن به درستی توجه کرد و مباحث، در قالب نقدهای علمی، بررسی شود. شکی نیست که تحقیق و پژوهش علمی در اسلام اهمیت بسیار فراوانی دارد و پر واضح است که افکار، اندیشه‌ها و آثار محققان و پژوهشگران هر جامعه زیر ساخت‌های علمی آن جامعه را تشکیل داده، بناهای علمی و نتایج عملی و تجربی فراوانی به همراه دارد. از این رو، اگر محققان و پژوهشگران ارزش‌های خوب و پسندیده اخلاقی را با مسائل پژوهشی خود همراه کنند؛ زیر ساخت‌های علمی جامعه اثرات و نتایج مثبت و همیشگی خواهند داشت.
تدبر و تفکر در قرآن، فهم روشمند و هماهنگ ظاهر قرآن کریم است. توصیه‌های قرآنی و روایی مبنی بر التزام به “تدبر در قرآن” و ضرورت بهره‌مندی از قرآن به عنوان کتاب اعجاز و غیر قابل تحریف، اهمیت پرداخت به این موضوع را نشان می‌دهد.
چرا نظریه‌ی تنشی9 امروزه در مطالعات مربوط به نشانه-معناها و گفتمان از اهمیت زیادی برخوردار است پرسشی‌است که پاسخ به آن را باید در بعد پدیداری و وجودی نشانه یافت. بررسی تنشی آیات قرآن (مطالعه موردی آیات سوره الرحمن) نشان داد که دیگر نمی‌توان نشانه‌ها را گونه‌هایی مکانیکی، کلیشه‌ای و دارای معناهای تثبیت شده دانست. بلکه با فرآیندی مواجه هستیم که ما را با تجربه ناب کنش‌گر10 و جریان زنده شکل‌گیری ارزش‌ها مواجه می‌سازد. این همان چیزی است که ما آن را بعد پدیداری نشانه نامیدیم. این مطالعه نشان داد که جریان معناسازی جریانی پویا و سیال است و راه نشانه‌راهی بی‌پایان.
فرآیند تنشی نیز به نوبه خود جریان‌هایی گستره‌ای11 (کمی و شناختی)، فشاره‌ای12 (کیفی و عاطفی)، هم‌سو و ناهم‌سو را می‌آفریند و بالاخره همین جریان‌ها هستند که سبب تولید ارزش‌هایی می‌گردند. فرآیند تنشی گفتمان سیالیت معنا را در پی دارد و سیالیت معنا سبب سیالیت ارزش می‌شود. مهمترین دستاورد نظام تنشی و ارزشی گفتمان این است که معنا را مبتنی بر رابطه‌های صرف مفهومی و انتزاعی نمی‌داند. بلکه آن را جریانی می‌داند که بر اساس تجربه زیستی و پدیداری کنش‌گران در فرآیندی پویا و سیال بدست می‌آید. به همین دلیل است که در چنین نظامی ما با جریان معناسازی مواجه هستیم که بر اساس تجربه شهودی، حضور حسی- ادراکی، بافت، موقعیت، فرهنگ، جهت‌مندی، و موضع‌گیری کنشی در گفتمان حاصل می‌گردد.
1-3- سوال‌های تحقیق
سوالاتی که در خصوص تحلیل گفتمان قرآن و مطالعه نشانه-معناشناختی و نظام تنشی و ارزشی این آیات پیش می‌آید عبارتند از: عناصر و اجزای تشکیل‌دهنده گفتمان قرآن کدامند؟ نقش واسطه‌ای گفتمان در تولید معنا در سوره الرحمن چیست؟ به راستی، فرایند تنشی در سوره الرحمن چگونه عمل کرده و در نهایت وجه انگیزشی و معرفتی قرآن چگونه در تعامل با هم معنا تولید می‌کنند؟
همچنین، گفتمان و فضای تنشی و ارزشی در گفتمان دیداری چگونه عمل می‎کنند؟
1-4- فرضیات تحقیق
ما با تکیه بر رویکردی نشانه-معناشناختی و نشانه‌شناسی پساساختگرا نشان می‌دهیم که در صورت بکارگیری دید‌گاهی پدیداری در هنگام مطالعه‌ی نشانه می‌توان همه‌ی زوایای حضور زنده آن را مورد مطالعه قرار داد.
از دیدگاه عملیات زبانی گفتمان، شاخصهای اصلی، همچون موضعگیری گفتمان، اتصال و انفصال گفتمانی و تنش وجود دارند که میتوان به وسیلهی آنها زاویه جدید از خوانش آیات سوره الرحمن بدست آورد و بر اساس این عوامل و فضای تنشی موجود در سوره نشان می‌دهد که چگونه این آیات ایجاد انگیزش در مخاطب کرده و چگونه وجه معرفتی و انگیزشی قرآن در کنار هم معنا تولید می‌کنند و بر دل و قلب مومنان و مخاطبان قرآن تاثیر می‌گذارند.
1-5- اهداف اصلی و فرعی
هدف از ارائه‌ی این مطلب بررسی بنیادی نظریه‌ی تحلیل گفتمان قرآن کریم با رویکردی نشانه-معناشناختی و تبیین جایگاه آن نسبت به شرایط تولید معنا در این گفتمان می‌باشد. هدف ما از این بررسی، علاوه بر پاسخ به پرسش‌های مزبور، طرح ویژ‌گی‌های کنش گفتمانی و مبانی نظری گفتمان قرآن، مطالعه‌ی نقش آن در معناسازی و ایجاد ارتباط پویا و سیال بین صورت و محتوا در زبان قرآن می‌باشد.
ابعاد فشاره‌ای و گستره‌ای موجود در نظام تنشی شاخص‌های کمی و قابل سنجش‌اند و این ویژگی الگوی تنشی را به ابزاری دقیق در تحلیل فرایند گفتمانی هر نشانه-معنا، از جمله نشانه-معناهای قرآنی، تبدیل می‌کند. هدف معرفی نشانه‌شناسی تنشی به حیطه مطالعات قرآنی از باب نمونه فرآیند‌های گفتمانی با تکیه بر الگوی تنشی است. بررسی نظام تنشی سوره الرحمن به خوبی نشان می‌‌دهد که چگونه بین وجه معرفتی و وجه انگیزشی در قرآن تعامل و همکاری وجود دارد و این دو وجه قرآنی چگونه در کنار هم تولید معنا می‌کنند. هدف ما علاوه بر بررسی نظام تنشی گفتمان و نقش آن در تولید انواع ارزش‌ها، نشان دادن سیالیت نظام‌های نشانه-‌معنایی است.
1-6- روش تحقیق و روش جمع آوری اطلاعات
به این منظور از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی گفتمان استفاده و متن قرآن کریم به عنوان جامعه پژوهش در نظر گرفته شد. متن سوره الرحمن به صورت موردی و بر مبنای رویکرد نشانه-معناشناسی گفتمان مورد تحلیل قرار گرفت. و به روش کتابخانه‌ای و اسناد الکترونیکی به مطالعه گفتمان و چگونگی تولید معنا و تعامل وجه انگیزشی و معرفتی در سوره الرحمن پرداخته شده است. این مطلب سعی در ارائه الگویی تنشی برای آیات سوره الرحمن دارد چرا که با این الگو چگونگی تعامل وجه انگیزشی و معرفتی قرآن لحاظ می‌گردد و این‌گونه لایه‌های جدید از چگونگی معناسازی در این آیات شریفه تدوین خواهد شد.
1-7- کاربرد تحقیق
امروزه تلاش برای عمومی سازی فهم قرآن در توصیه و تشویق به مطالعه یا فراگیری ترجمه و تفسیر محدود شده است و تدبر به عنوان راهکار عمومی فهم قرآن، همچنان امری غریب است که با وجود تاکیدات فراوان قرآن و معصومین (علیهم السلام)، جایگاهی نیافته است، زیرا چیستی، ضرورت و روش آن به اندازه لازم شناخته شده نیست. 
قرآن به طور کلی ویژگی‌های ادبی و زبانی خاص و منعطفی دارد که نمی‌توان برای آن، محدودیتی قائل شد. تحلیل فرآیند‌های گفتمانی در قرآن‌کریم به نوبه خود نشان می‌دهد که مطالعه معنا در قرآن کریم می‌تواند از چارچوب سنتی مطالعه لفظ–معنا فراتر رود و متوجه تولید و صورت‌بندی نشانه-معنا در فرآیند گفتمان باشد.
با توجه به همه ویژگی‌های کنش گفتمانی که در این مطلب به آن پرداختیم، پرسپکتیو جدیدی به روی مطالعات معنا در قرآن گشوده می‌شود که بر اساس آن دیگر نمی‌توان با نشانه‌ها به عنوان گونه‌های منفک، واحدهای کمینه‌ای جدا افتاده و عناصر منقطع و در تقابل با عناصر دیگر برخورد نمود.
گفتمان عملیات گفته‌پردازی است که نه تنها به واسطه آن، اشکال عظیم معنا ساز خلق می‌شوند و یا فرصت باز تولید و بازپروری می‌یابند، بلکه حجم عظیمی از تولیدات زبانی، متنی و نشانه‌ای انباشته و متورم در حافظه جمعی فرا خوانده می‌شوند، زنده می‌شوند و در رقابت با یکدیگر قرار می‌گیرند تا با ایجاد پرسپکتیو جدید منجر به تولید، بسط و توسعه معناهای نو، بدیع و غیر منتظره گردد.
1-8- پیشینه تحقیق
زبان و ارتباط آن با نوشتار به طور جدی با نظرات نظریه‌پردازان بزرگی، همچون “فردینان دو سوسور”13، “لویی یلمسلف”14، “چالز سندرز پیرس”15، “آلژیرداس ژولین گرماس”16 و… مطرح شده است. این نظریه‌پردازان در این حیطه پا به این میدان ژرف نهادهاند و صاحب سبک شدهاند. با تحلیل چنین دیدگاهی است که لایههای نهفته و نگفتهی به جای مانده به سطح می‌آیند و دنیایی دیگری از آثار نوشتاری متجلی می‌گردد. دهه 1950 عصر ظهور اصطلاح گفتمان در گستره علوم مختلف اجتماعی و انسانی بود. این مفهوم در کمتر از دو دهه حضوری مداوم و عمیق در اکثر رشته‌های علوم اجتماعی و ارتباطی یافت. گفتمان در معنای فنی، علمی و زبان‌شناسانه خود، اولین‌بار در اواسط دهه 1960 توسط اندیشمند معروف فرانسوی “امیل بنونیست”17 به‌کار گرفته شد و رواج یافت.
دیدگاه نشانه-معناشناسی گفتمانی مبحث جدیدی در علم نشانه-معناشناسی است که در طی چند سال اخیر، از سوی زبان‌شناسان و نشانه‌شناسانی چون گرمس، فونتنی و کورتز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در ایران، حمیدرضا شعیری، در این زمینه پیش رو بوده و دو کتاب و چند مقاله در معرفی نظریه‌ی نشانه-معناشناسی گفتمانی و ابعاد مختلف آن نوشته است که” تجزیه و تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان” (شعیری 1381) و ” راهی به سوی نشانه معناشناسی سیال” (شعیری و وفایی، 1388) از آن جمله‌اند.
اگرچه تحلیل گفتمان شاخه‌ای نو ظهور از زبان‌شناسی به شمار می‌رود که دیرینهای حدود نیم قرن دارد، پیشینه تحلیل متن قرآن به سالهای آغازین ظهور اسلام باز می‌گردد. قرآن کریم، کتاب آسمانی مسلمانان، در زمانی نازل شد که مردم جاهلیت عرب سرآمد شعر و سخنوری بودند و کلام زیبا و دلنشین قرآن که با مفاهیم عمیق درآمیخته بود شگفتی اعراب جاهلی را برانگیخت. این کتاب آسمانی، در طول قرنهای متمادی دانشمندان اسلامی را بر آن داشته است که با دقت و موشکافی به تحلیل متن آن بپردازند. این کتاب مقدس علاوه بر مفاهیم حیات ‌بخش و والایی که هدایت و رستگاری انسان‌ها را نوید می‌دهد، از نظر اسلوب ظاهری و آرایش کلامی نیز دارای ویژگی‌های ممتازی است به گونه‌ای که در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد. در حقیقت مطالعات زبان‌شناختی اسلامی که الهام‌بخش دانشمندان مسلمان شد، از دل قرآن نشات گرفت. نتیجه این تلاشها، پژوهشاتی ارزنده در شاخه‌های آواشناسی، نحو، معنی‌شناسی و به ویژه تحلیل کلام بوده که همگام با مطالعاتی از قبیل تفسیر، فقه و اصول و غیره انجام گرفته است. با بررسیهای انجام شده، درباره تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان قرآن در ایران، تاکنون هیچ اثری درباره بررسی گفتمان سوره الرحمن در قرآن‌کریم در چارچوب مطالعات زبان‌شناختی و نشانه-معناشناسی صورت نپذیرفته است.
فصل دوم: تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان
2-1- مقدمه
یکی از مهم‌ترین اصول پژوهش در علوم انسانی، چگونگی روش‌مند کردن مطالعات در این حوزه است. در عصر حاضر شناخت قرآن در قالبی روش‌مند نیز توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. زبان‌شناسی، نشانه‌شناسی و معناشناسی ابزارهای جدید و متفاوتی را برای اکتشاف اعماق قرآن کریم فراروی ما قرار داده است. قرآن مجید مجموعه‌ای از لایه‌های معنایی و زیبایی‌شناسی است. این لایه‌های متنوع زمینه را برای استفاده از روش‌ها و سبک‌های گوناگون در مطالعات قرآنی فراهم می‌کند. یکی از این شیوه‌ها بررسی نظام نشانه-معناشناسی گفتمان قرآن و نظام‌های تنشی و معناسازی در آن است.
زبان و گفتار وسیله‌ی انتقال معانی و ارتباط بشری است. خداوند خالق عالم با علم بر کارکرد زبان و گفتار این ابزار را برای هدایت بشر به سمت هدف اصلی آفرینش یعنی تعلیم و تزکیه بشر در کتاب وحی قرآن بکار برده است. کلام و گفتمان قرآن دارای ساحتی چند وجهی است. گفتار قرآن نقش دوگانه معرفت‌بخشی و انگیزه‌بخشی را همزمان دارا می‌باشد.
امروزه مطالعه و پژوهش در رابطه با زبان و ارتباط آن با نوشتار به طور جدی مطرح شده است و نظریه پردازان بزرگی، همچون فردینان دو سوسور، لویی یلمسلف، چالز سندرز پیرس، آلژیرداس ژولین گرماس و… صاحب سبک هستند. نشانه‌شناسی سوسور مبتنی بر وجه ساختارگرایی زبان بوده و بر نشانه‌شناسی تاکید داشت. سوسور نشانه را درون بسته می‌دانست اما نشانه با گذر از ساختگرایی و با گذر از نظریات اندیشمندانی چون گرمس تحولاتی را پشت سر گذاشت که نتیجه آن نزدیک شدن به نوعی دریافت وجودی در باب معنا18 است. پس از گذر از معناشناسی ساختاری و عبور از نشانه-معناشناسی‌روایی19، جریان مطالعات نشانه‌ای به بررسی روابط حسی-ادارکی در تولید معنا که سیال‌ترین حالت معنا است می‌پردازد. مباحثی چون حضور انسانی در فرایند معناسازی توسط گرمس و اهمیت کاربرد دریافت‌های حسی_ادراکی در حوزه معنا، باعث نزدیک شدن دو حوزه نشانه‌شناسی و معنی‌شناسی به پدیدارشناسی شد. این امر بویژه در نظریات مرلوپونتی قابل مشاهده است و این امر سبب شد تا راه بر نشانه-معناشناسی گفتمانی هموار شود. حوزه‌ای که برای نشانه دیگر معتقد به نوعی تثبیت و ذات‌گرایی نبود.
مطالعه‌ی تنشی گفتمان مبتنی بر بررسی تعامل بین گستره‌ها و فشاره‌های گفتمانی است. این فشاره‌ها و گستره‌ها خود را در طول گفتمان نشان می‌دهند. گفتمان تنشی به دلیل بهره‌مندی از دو بعد شناختی و عاطفی که همواره در تعامل با یکدیگر بوده و به پیروی از اصل سیالیت نشانه‌ها از تعامل فشاره‌ها و گستره‌ها چهار طرحواره فرایندی را مطرح می‌کنند. مطالعه‌ی این طرحواره‌ها نشان می‌دهد چگونه دو گونه‌ی شناختی و عاطفی در تعامل با هم یکدیگر سبب تولید معنا می‌شوند.
از منظر قرآن‌شناسی باید گفت این تحقیق در پی تفسیری تازه از سوره الرحمن نیست و نمی‌خواهد فهم‌های تفسیری از آیات این سوره را باز‌خوانی قرار دهد یا بر آن بیافزاید. تحقیق حاضر تفسیر نیست بلکه تنها خوانش نشانه-معناها20 و دلالت‌های درون متنی را بررسی می‌کند. تحقیق حاضر مشخصا به دنبال خوانش نشانه-معناشناسی آیات سوره الرحمن و به دست دادن طرحی از فرایند تولید و صورت‌بندی معنای این سوره در گفتمان قرآن‌کریم است.
این سوالات مطرح است که معنا در گفتمان سوره الرحمن چگونه تحت تاثیر حضور حسی_ادراکی دستخوش تغییر شده و در شرایطی منعطف قرار می‌گیرد و گفتمان سوره الرحمن چگونه باعث ایجاد فضای تنشی و سیالیت معنا می‌شود. این متن در پی ارائه‌ی الگوی تنشی برای سوره الرحمن است تا به بررسی نظام تنشی و وجه عاطفی گفتمان و چگونگی تاثیر‌گذاری این نظام بر مخاطب قرآن در کنار وجه معرفتی آن بپردازد و چگونگی تعامل وجه معرفتی و انگیزشی را بر اساس این الگو در سوره الرحمن نشان دهد.
در پژوهش حاضر ابتدا به ذکر کلیات سوره، سیما و ویژگی‌های سوره از منظر پژوهش‌های صورت گرفته و نظر مفسران و علما پرداخته می‌شود. سپس به تحلیل محورهای تنشی و معرفتی متن سوره در دو سطح جزئی آیات و کلی سوره با روش تحلیل نشانهشناختی گفتمانی میپردازد. در نهایت تأثیرات انگیزشی و معرفتی متن، در نتیجه‌ی بررسی نظام تنشی سوره، بر مخاطب قرآن بیان می‌شود. با توجه به بررسی‌ها مشخص شد که گونه‌های عاطفی موجود در فضای تنشی در گفتمان سوره به وسیله‌ی ایجاد تاثیری که بر ادارک حسی مخاطب قرآن می‌گذارند در کنار گونه‌های معرفتی، در معناسازی سوره نقش بسزایی دارند.
2-2- نشانه و معنا در گذر از نشانه شناسی ساختارگرا به نشانه-معناشناسی گفتمانی21
زبان یا زبان طبیعی همان زبانی است که بر تولد انسان مقدم است، قبل از تولد او وجود دارد و بعد از مرگ او نیز وجود خواهد داشت. زبان طبیعی در مقابل زبان ساختگی قرار می‌گیرد. زبان ساختگی زبانی است که انسان در شکل‌گیری آن نقش اولیه را عهده‌دار است. زبان طبیعی به دلیل قدرت ترکیبی زیادی که دارد، امکان تشکیل نشانه‌ها را در سطح وسیع و نامحدود ایجاد می‌کند و انعطاف‌پذیری قواعد آن نیز آنقدر زیاد است که امکان تولید واحد‌های همنشین را در سطحی بسیار گسترده که آن را ” گفتمان” می نامیم، مسیر می سازد. اصولا، از ورای همین زبان طبیعی است که زبان‌های ساختگی شکل می‌گیرند. زبان به نظامی از نشانه‌ها یا مجموعه‌ی قواعد نظامداری اطلاق می‌شود که بنیان زبان طبیعی را تشکیل می‌دهند (شعیری، 1388: 21).
سیر تاریخی زبانشناسی در سه مرحله به ثبت رسیده است. سه دهه با سه کلید واژه وجود دارد: دهه ۷۰-۶۰ دهه ساختارگرایی، دهه ۸۰-۷۰ دهه گفته‌پردازی22 و دهه تعامل ۹۰-۸۰.
زبانشناسان دهه اول، زبان را در ارتباطات میان فرم‌ها در نظر می‌گرفتند. در این حالت، زبان جدا و مستقل از تولید کننده‌ی آن (گفته پرداز23) مطالعه می شد… آنچه اهمیت داشت توصیف عینی زبان بدون در نظر گرفتن جایگاه افراد و نقش آنان در تولید گفتار بود. شاید به همین دلیل، در بسیاری از مطالعات ساخت‌گرا به عنوان مطالعاتی فنی یا مکانیکی یاد شده است، زیرا روح فردی یا شخصی حاکم بر تولیدات زبانی در نظر گرفته نمی‌شد (شعیری، 1389: 9-10).
دوره دوم که دوره گفته‌پردازی یا دوره ی گفتمانی بود که در واقع ضد ساختارگرایی است و اولویت را به فاعل گوینده می‌دهد و زبان را در ارتباط با فعالیت گفته‌پردازی در نظر می‌گیرد. «در نقطه‌ی مقابل ساختگرایی، زبانشناسان جایگاه ویژه‌ای برای گفته‌پرداز قائل‌اند، تا جایی که این امر نقطه‌ی آغاز مطالعات زبانی را شکل می‌دهد. در راس تولیدات مربوط به اشکال زبانی و ارتباط آنها با یکدیگر مسئولی به نام گفته‌پرداز قرار دارد» (شعیری، 1389: 10). به نظر امیل بنونیست «در چهار چوب گفتمان، زبان فرایندی است که کسی عهده‌دار تولید آن می‌شود. در همین مرحله است که شاخص‌های فردی دخیل در تولیدات زبانی به عنوان عناصری مهم و تعیین کننده به حوزه‌ی مطالعات زبانی راه می‌یابند» (شعیری، 1389: 11). گرمس معتقد است «گفتمان فرایندی زبانی است و سبب ایجاد نوعی حضور در متن می‌شود. این حضور همان گفته24 یا همان موضوع نشانه-معنا‌شناختی (سخن، موضوع تولید شده) است که نشانه-معنا‌شناسی را ملزم به بررسی و یافتن شرایط این تولید از نظر گفته‌پرداز یا فاعل گفتمانی می‌کند. هر گاه رابطه‌ای کلامی در میان باشد، با نوعی حضور مواجهیم، اگر این حضور فاعلی باشد حکایت از حضور مفعولی دارد و اگر این حضور مفعولی باشد از حضوری فاعلی خبر می دهد… متن نیز نوعی حضور است که به واسطه‌ی خصوصیت موضوعی آن (موضوع نشانه‌شناختی) حضوری مفعولی تلقی می‌شود. به همین دلیل، می‌توان به دنبال بررسی جایگاه فاعلی دخیل در تولید و شکل‌گیری آن بود. این جایگاه همان جریانی است که عنوان گفته‌پردازی را به خود گرفته است و در حوزه‌ی فعالیت گفتمانی می‌گنجد… گفتار، ابزار اصلی شناخت ما از جایگاه گفتمانی است که فاعل گفته‌پرداز در آن قرار گرفته و سبب بروز و شکل‌گیری حضور تحت عنوان حضور متنی می‌گردد. به این ترتیب گفته‌پردازی حضوری است پویا و در حال شکل گیری» (شعیری، 1389: 11ـ12).
زبانشناسان دهه سوم بعد تعاملی را در راس تفکراتشان قرار دادند و مسئله بیناذهنیت که در دوره قبل امیل بنونیست مطرح کرده بود، بسیار جدی مورد بررسی قرار گرفت. «در این مرحله دیگر نمی‌توان فعالیت گفتمانی را محدود به شرایط تولید و حضور گفته‌پرداز دانست. بلکه گفتمان محل جبهه‌گیری گفته‌پردازی است که با فعالیت شخصی خود در گفتمان شرکت می‌کند و بر فرایند گفتمان تاثیر می‌گذارد» (شعیری، 1389: 12).
در بررسی تحول علم زبانشناسی عبور زبان‌شناسی ساخت گرا به زبان‌شناسی گفتمانی به چشم می‌خورد. در زیر به بررسی روند حرکت نشانه از ساختارگرایی به نشانه-معنا گفتمانی از نظر افراد صاحب نظر در این باره به صورت اجمالی پرداخته می‌شود:
2-2-1- نشانه نزد سوسور:
سوسور را آغازگر مباحث نشانه‌شناسی25 بر پایه مطالعات زبان‌شناسی می‌دانند. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای وی معرفی و دانش نشانه‌شناسی و تعریفی است که وی از نشانه به دست می‎دهد. «وی یک الگوی دوگانه یا دوقسمتی از نشانه ارائه می‌دهد. او با تمرکز بر نشانه‌های زبان‌شناختی، نشانه را تشکیل یافته از یک دال و یک مدلول می‌داند» .(Chandler, 2004: 16)
به عقیده‌ی سوسور زبان‌شناسی ساختاری بر پایه دو اصل اساسی تدوین شده است: نخست این اصل که در زبان هیچ تعبیر یا اصطلاح مثبت و ایجابی وجود ندارد، مگر تفاوت‌ها و تمایزات. برای درک معنی اصلاح “پدر“، من باید معنی اصلاح “مادر”، ” پسر”، ” دختر” و… را درک کنم. این سرشت کاملا نسبی و متغیر هویت‌های زبانی به معنای آن است که زبان نظام یا سیستمی را تشکیل می‌دهد که در آن هیچ عنصری را نمی‌توان مستقل از دیگر عناصر تعیین و تعریف نمود (نوذری، 1377: 43).
زبان‌شناسی سوسوری برآن بود که امکانات موجود برای معانی و در هر زبان توسط چیزی مثبت تعیین نمی‌شوند (Saussure, 1916. Trans,1974:120.21). بلکه تنها بر اساس روابط منفی (نفی) آن‌ها با یکدیگر مشخص می‌شوند، چنانکه “زرد” عبارت است از “نه قرمز”، “نه نارنجی”، “نه سبز” و … بدین ترتیب این کار را می‌توان با کلیه احتمالات منفی موجود ادامه داد، بدون آنکه بتوان حتی یک معنی مثبت (اثباتی) و مشخص برای “زرد” ارائه داد. کتاب سوسور خود علایم و نشانه‌ها را به عنوان اصطلاحات مثبت می‌نگرد و مدعی است که در علایم و نشانه‌های یک زبان هر صورت در پیوند با یک معنی قرار دارد. احتمالات یا امکانات یا باز و آزاد در چارچوب علایم و نشانه‌ها محکم می‌گردند و از طریق مخالفت با دیگر علایم و نشانه‌ها توسط موارد متضاد تعیین و تعریف می‌گردند (نظیر حضور/غیاب، سیاه/ سفید) (نوذری، 1377آ: 38-39).
اصل دوم این است که زبان صورت یا عرض است نه ذات و جوهر (یعنی هر عنصر این نظام منحصرا از سوی قواعد ترکیب سازی‌ها و جانشین سازی‌های آن با دیگر عنصر تعیین می شود) (نوذری، 1377: 43).
دال از نظر سوسور همان تصور آوایی است. مدلول از نظر او تصور ذهنی است پس هر دو انتزاعی هستند. سوسور برای جدایی ناپذیر بودن دال و مدلول از مثال پشت و روی کاغذ استفاده می‌کند و او معتقد است که هرگاه کاغذی را پاره کنیم، دال و مدلول را هم زمان از هم جدا کرده‌ایم. ارتباط بین دال و مدلول نزد سوسور، تابع ارزش26 نشانه است و این ارزش یعنی اینکه دال و مدلول همواره در تقابل با دال و مدلول‌های دیگر قرار دارد (شعیری، 1388ب: 37-38).
زبان‌شناسی سوسوری با این استدلال که معانی از زبان صادر می‌شوند و مقدم بر آن نبوده و پیش از زبان وجود مستقل و خارجی ندارند، در واقع نوعی عزیمت یا انحراف رادیکال از نظریه‌های پیشین درباره‌ی معنی ‌بود. نشانه سوسوری نشانه‌ای است که معنای آن تنها در انحصار روابط خود دال و مدلول است و اساسا معنا و دلالت در این نشانه‌ها، معنایی ثابت و قراردادی را ارائه می‌دهند که خود انجماد نشانه‌ای را در نظام فکری سوسور نشان می‌دهد. برای وی نشانه امری ساختاری و منجمد است که معنای آن نیز به تبعیت از وجه ساختاری اش، نه امری فردی و همواره در حال تحول که معنایی ثابت و قطعیت یافته تلقی می‌شود. همین نگاه مکانیکی به نشانه و حذف مرجعیت مادی نشانه باعث شده تا نشانه‌شناسی وی رویکردی ساختارگرایانه داشته باشد. همین نگاه یک جانبه و درون نظامی به نشانه سبب می‌شود که فرایند معناسازی امری مکانیکی تلقی شود، امری که بر نگاه مصرف‌گرایی سوژه انسانی از نشانه‌های حاضر وآماده دلالت دارد نه بر نگاه فرایندی و توانش پراکسیس گفتمانی27 که وی می‌تواند در آن به ساخت نشانه-معناهای نوین بپردازد.
بخش اعظم زبان‌شناسی ساختاری و کتب ساختارگرایی دیدگاه مذکور درباره‌ی زبان را پذیرفته اند (نوذری، 1377 آ: 39). زبان‌شناسی ساختاری، ساختار زبان را امری مسلم در عرصه واقعیت که هر گوینده می‌تواند آن را در اختیار داشته باشد، نمی‌داند. این پروژه دال بر آن بود که داستان و شخصیت‌های هر روایت از ساختاری کلی و عام نشات می‌گیرند و بیانگر افکار موجود در ذهن یک نویسنده، راوی و یا بازگوکننده‌ی تجربیات وی نیستند (نوذری، 1377 آ: 39).
2-2-2- نشانه از نظر یلمسلف:
نظریه دال و مدلول سوسور توسط یلمسلف زبان‌شناس دانمارکی، مورد بازبینی، غنی‌سازی و اصلاح قرار گرفت. به اعتقاد او نشانه منفک نیست و نمی‌توان آن را منزوی دانست. به همین دلیل‌، او چشم انداز نشانه‌ای را به چشم انداز زبانی تغییر می‌دهد. او برای زبان دو سطح قائل است: سطح بیان28 و سطح محتوا29. بر اساس این، او به جای دال صورت بیان و به جای مدلول صورت محتوا را پیشنهاد می‌کند (شعیری، 1388ب: 39). وی با وضع اصلاحات جدید، مسائل زبانی را عمق بیشتری بخشید و برای هر یک از گونه‌های دال و مدلول یک صورت و ماده قرار داد و نیز آنچه سوسور دال می‌نامید برای یلمسلف برونه نام گرفت و مدلول را درونه نامید. این تمایز از این رو صورت گرفت که دال و مدلول نزد سوسور دارای ذاتی انتزاعی و غیرقابل تفکیک بودند اما دیدگاه یلمسلف در مورد نشانه نسبت به دیدگاه سوسور منعطف‌تر به نظر می‌رسد زیرا از نظر این نشانه‌شناس دو ویژگی بر دنیای نشانه حاکم است: «1ـ رابطه صرف بین صورت بیان و صورت محتوا رابطه‌ای کاملا کارکردی است و هیچ ارزش عملیاتی (فرایندی) ندارد.2ـ همین رابطه در بسیاری از موارد با حضور رابطی انسانی به رابطه‌ای سیال، نامطمئن و وابسته به دیدگاه تبدیل می‌گردد». قائل شدن به عامل رابط، نشانه را تابع فرایندی پویا، زنده و حسی-ادراکی می‌کند. به عبارتی آنچه که نظریه وی بر آن تاکید دارد تطابق و همبستگی میان دو حوزه برونه و درونه زبان است به این معنا که شناخت ما از حوزه برونه قابل انتقال به حوزه درونه و بازنمایی آن در سطح زبانی توسط حضوری انسانی است. قائل شدن به رابط انسانی در شکل‌گیری فرایند نشانه‌ای یعنی قائل شدن به نوعی حضور پدیداری برای نشانه و نیز اینکه گفته‌پرداز می‌تواند خود با کنش گفته‌پردازی معانی موجود را برهم زده و متحول سازد. به همین دلیل است که «معناسازی جریانی است که طی آن نشانه تغییر می‌کند، پیچیده می‌شود، جابه‌جا می‌گردد و به شکلی سیال و ناپایدار به پیش می‌رود» (شعیری و وفایی، 1388پ: 2-1).
بر اساس موضع‌گیری سوژه است که دو دنیای بیرون و درون قابل تعریف‌اند و دیالوگی بین این دو دنیا صورت می‌گیرد. در واقع، مرز بین دو دنیای بیرون و درون بر اساس موضع‌گیری جسمانه‌ای (موضعی که تابع رابطه‌ای حسی- ادراکی است) شکل می‌گیرد، جسمانه‌ای که قابلبت جابه‌جایی دارد (شعیری، 1388پ: 42).
دیدگاه یلمسلف و مطالعه‌ی پلان‌های زبانی و نوع ارتباط آن‌ها با یکدیگر سبب می‌شود که بررسی نشانه از چارچوب محدود خود تحت تسلط رابطه‌ی تقابلی سوسوری و نظام بسته‌ی دال و مدلولی، خارج و وارد نظامی فرایندی شود، چرا که دو سطح بیان و محتوا که در دیدگاه یلمسلفی، جایگزین دال و مدلول سوسوری شده‌اند، از قابلیت جابجایی بیش‌تری برخوردار هستند و مرز میان آن‌ها قطعی و از پیش تعیین شده نیست. این مرزهای معنایی هر بار به وسیله‌ی سوژه و موضع‌گیری او جابجا می‌شود. این نوع رابطه‌ی خاص زبانی، مطالعه‌ی نشانه را از حالت مکانیکی و از هم گسسته، خارج و آن را وارد دیدگاهی گفتمانی می‌کند. در این دیدگاه، نه تنها نشانه وارد نظامی فرایندی می‌شود، بلکه رابطه‌ی میان واحدهای نشانه‌ای نیز درجه‌ای و سیال می‌گردد. در واقع، این دیدگاه با رجوع به سرچشمه‌های ادراک حسی در تولید معنا به نوعی هستی‌شناسی در تولیدات زبانی قایل است و نگاهی پدیدارشناختی به فرایند تولید معنا به همراه دارد (آیتی، 1392: 7).
2-2-3- نشانه از نظر پیرس:
نگاه پیرسی در حوزه نشانه، چیزی جز تلطیف نگاه به نشانه و اطلاق بعد حسی-ادراکی و عاطفی بدان نیست. مهم‌ترین نکته‌ای که در این تعریف از سوی پیرس برای شکل‌گیری فرایند نشانگی الزام دارد حضور کسی است که نشانه برای وی حکم نشانه را داشته باشد. بدین ترتیب نشانه دیگر نشانه‌ای مکانیکی و ساختاری نیست که معنای آن خود به‌خود ایجاد شود بلکه این حضور عامل انسانی است که با حضورش سبب می‌شود تا نشانه، نشانه باشد. پیرس سویه مادی و مرجعیت نشانه‌ای را از سیستم فکری خود خارج نمی‌سازد و همواره فرایند نشانگی را با توجه به رابطه میان نشانه هر چیز و اصل آن مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد.
2-2-4- نشانه از نظر گرمس:
گرمس نشانه‌شناس و زبان‌شناس بنیان‌گذار نشانه-معناشناسی گفتمانی یا معنی‌شناسی نوین است، اگرچه در ابتدا در نشانه‌شناسی ساختارگرا فعالیت می‌کرد اما از همان نخست به سوی گذار از ساختارگرایی به پساساختارگرایی متمایل بود.
وی معنا را دارای نقصان می‌دانست و معتقد بود که معنا همواره در سویه‌ای ناقص قابل دریافت است چرا که به دلیل برخورداری از جایگاه انسانی تنها می‌توان زاویه‌ای محدود از ابژه و معنا را در نظر داشت. همین نقصان وی را بر آن داشت تا نگاهی پدیدارشناختی به نشانه لحاظ کند و آن را در شرایطی انسانی و حسی‌‌-‌ادراکی حاکم بر ساز و کار شکل‌گیری و دریافت معنا بررسی کند، ازاین رو، وی مسأله وجود، وجودشناسی و شرایط انسانی را در مطالعات معنا مطرح نمود و از این زمان دیگر مطالعات حوزه نشانه نمی‌توانست متکی به ذات نشانه باشد.
راﺑﻄﻪ‌ی ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﺑﯿﻦ دال و ﻣﺪﻟﻮل ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ تنهایی پاسخگوی ﺗﻮﻟﯿﺪات ﻧﺸﺎﻧﻪ-ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﺪ؛ زﯾﺮا ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ‌ی ﮔﺮﻣﺲ، در ﮔﻔﺘﻤﺎن‌های ادﺑﯽ، ﺟﺮﯾﺎن‌های ﺣﺴﯽ دﺧﯿﻞ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻌﻨﺎ ﺗﺎﺑﻊ ﺟﺮﯾﺎن ” ﮔﺮﯾﺰ از واﻗﻌﯿﺖ” هستند (ﺷﻌﯿﺮی، 1384ب: 136-135). ﯾﻌﻨﯽ در روﺑﻪرو ﺷﺪن ﺑﺎ هر ﭘﺪﯾﺪه‌ای، واﻗﻌﯿﺖ در ﭘﺸﺖ ﭘﺮده‌ای از ظﺎهر ﻗﺮار ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮد و ﻣﺎ را از ﻣﻌﻨﺎی ﺣﻘﯿﻘﯽ آن دور ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. در اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻓﻘﻂ از راه ﭘﺪﯾﺪارﺷﻨﺎﺳﯽ و ﻧﮕﺎه شهودی و ﺑﺎ ﻋﺎطﻔﻪ‌زداﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﯽ‌ﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﺪﻟﻮل واﺣﺪ ﺣﻘﯿﻘﺖ و آﮔﺎهی ﯾﺎ همان “جهان ﻣﺸﺘﺮک” رﺳﯿﺪ (کنعانی، 1392). همین تحولات نشانه را به نشانه-معنا تبدیل می‌کنند و راه را برای نشانه-معناشناسی گفتمانی می‌گشایند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید