د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 4 زمستان 1394 ص. 930- 909

تحليل شبكة اجتماعي همتأليفي مقاله هاي علمي سيستم هاي اطلاعاتي
اميرحسين مرداني1، الهام مرداني2
چكيده: اين پژوهش با به كارگيري شاخص هاي علمسنجي و تحليل شبكههـاي اجتمـاعي بـهبررسي عملكرد كشورهاي جهان در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي طي سال هاي 2004 تـا 2013 در پايگاه وب علوم پرداخته است. نتايج پژوهش نشان داد شبكة هم تأليفي كشورهاي جهـان دراين حوزه 166 گره و 21518 پيوند دارند. به طور كلي ميانگين چگالي شبكة همتأليفي نسبت به برخي حوزه ها بيشتر است و ساختار به نسبت پايدار و منسجمي دارد. هيچ مؤلفة منزوي در شبكة هم تأليفي وجود ندارد و بخش عمدهاي از پيوندهاي ممكن در اين شبكه به نمايش درآمده اند. با توجه به شاخصهاي مركزيت بررسيشده، كشورهايي ماننـد آمريكـا و انگلسـتان اثرگـذارترينكشورها در شبكة هم تأليفي سيسـتم هـاي اطلاعـاتي شـناخته مـيشـوند و مـيتواننـد گـردشاطلاعات بين شبكه را كنترل كنند. با بهـره گيـري از يافتـههـاي ايـن پـژوهش، سياسـتگذاران پژوهشي و برنامه ريزان دانشگاه هاي كشور مي توانند تمهيدهايي را براي شـكل گيـري و تقويـتپيوندهاي مشاركتي با پژوهشـگران كشـورهاي مهـم و تأثيرگـذار دنيـا فـراهم كننـد و جايگـاهمركزيت كشور را افزايش دهند.

واژه هاي كليدي: پايگاه وب علوم. تحليـل شـبكة اجتمـاعي، سيسـتم هـاي اطلاعـاتي، شـبكة هم تأليفي، علمسنجي.

دانشجوي دكتري علم اطلاعات و دانش شناسي، دانشكدة علوم اطلاعات و دانش شناسي، دانشگاه تهـران، تهـران،ايران
كارشناس علومتربيتي، دانشگاه فرهنگيان سلمان فارسي شيراز، شيراز، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 05/12/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 14/09/1394 نويسندة مسئول مقاله: اميرحسين مرداني
E-mail: Mardani3@gmail.com
مقدمه
سيستم هاي اطلاعاتي از حوزههاي ميان رشته اي به شمار مي روند كه در تحقيقـات علمـي بـزرگبسيار اثرگذارند. امروزه سيستمهاي اطلاعاتي اهميت فزاينده اي در زمينه هاي گونـاگون علمـي ومباحث انفورماتيك اجتماعي دارند. تحقيقـاتي كـه بـه سـاخت، طراحـي و توسـعة سيسـتم هـاي اطلاعاتي پرداخته اند، به دليل ماهيت ميان رشـته ايبـودن ايـن گونـه سيسـتم هـا ، بـه همكـاري ومشاركت پژوهشگران و متخصصاني از رشته هاي مختلـف نيـاز دار نـد (بـاكر و اسـتوكز، 2007).
بنابراين، شكل گيري شبكه اي از همكاري پژوهشگران رشته هاي گوناگون در حوزة سيسـتمهـاياطلاعاتي اجتناب ناپذير خواهد بود و اين شبكههاي همكاري مي توانند اطلاعـات مفيـدي دربـارة پيوستگي، وابستگي متقابل و پيوند ميان محققان در كشورهاي مختلف بيان كنند (واگنر، 2005).
همكاري علمي فرايندي است كه طي آن دو يا چند نويسنده با هدف خلـق اثـري مشـترك،منابع و استعداد هاي خود را به اشتراك ميگذارند. بررسي متون، گوياي اين اسـت كـه همكـاريعلمي در قالب پديدة تأليف مشترك نمود مييابد و يكي از شكلهاي همكاري علمي، هم تـأليفي است كه همكاري در توليدات علم است (حسن زاده و بقايي، 1388). تخصصي شدن فزايندة علوم، افزايش پيچيدگي ابزار دقيق علمي و نياز به تركيب انواع مختلف دانـش و تخصـص بـراي حـلمشكلات پيچيده، ميتواند انگيزة اساسي براي اين گونه همكاري ها باشد (مرلين، 2000 و بـوردنزو گومز، 2000). در محيط هـا ي پژوهشـي و بحـث همكـاري هـاي علمـي، تـأليف مشـترك يـاهم تأليفي، ر ؤيتپذيرترين و دسترسپذيرترين شاخصي است كه در راستاي سنجش و اندازهگيري ميزان همكاريهاي علمي به كار ميرود. محاسبة همتأليفي در انتشارات علمي بـه لحـاظ نظـري ساده است و به طور محسوسي با ميزان همكاريهاي علمي ارتباط دارد. شبكه هاي هم تـأليفي در واقع نوعي از شبكه هاي اجتماعي به شمار مي روند كه به آنها شبكة همكاريهاي علمي نيز گفتـهمي شود. شبكة اجتماعي را مي توان مجموعه اي از گره ها (موجوديت هاي اجتمـاعي ) و پيونـدهاي(ارتباطات) مرتبط با هر يك از اين گره ها تعريف كرد (نيومن، 2004). در شبكههاي هـم تـأليفي، تعدادي از نويسندگان (گره ها) از طريق تأليف مشترك (پيوندها) به يكديگر متصـل مـي شـوند ونوعي شبكة اجتماعي را شكل مـيدهنـد كـه ويژگـي هـاي ايـن شـبكه را مـي تـوان بـه كمـك شاخص هاي گوناگون تحليل شبكه هاي اجتماعي بررسي كرد. تحليل شبكه هاي اجتماعي كـه از مباحث انسان شناختي و روانشناختي دهه ها ي سي و چهل ميلادي ريشـه گرفتـه اسـت، امـروزهبه طور گسترده اي بهمثابة روشي كمي براي تحليل پيكربندي شبكه ها و جايگاه و تعاملات ميـانافراد تشكيلدهندة شبكه هاي اجتماعي به كار مي رود. در سال هاي اخير روش تحليل شـبكه هـاياجتماعي براي بررسي شبكه هاي مشاركت علمي در حوزه هاي پژوهشي گوناگون نيز به كار رفتـهاست (عرفان منش، عبداﷲ و اصنافي، 1392).
سيستم هاي اطلاعاتي، حوزه اي به نسـبت جـوان و در حـال رشـد اسـت . بـر اسـاس مفـاهيمسيستم هاي اطلاعاتي، پژوهشگران زيادي در بحث هاي ماهيـت، توسـعه و آينـدة سيسـتم هـاياطلاعاتي مشاركت مي كنند. از طريق درك وضعيت گذشته و حال ايـن حـوزة علمـي، شناسـاييفضاي اثرگذار علمي آن ممكن مي شود و مشاهدة شكاف هاي پژوهشي، تعيين موضوعات مطالعه و جست و جوي موضوعات روش شناختي آن امكان پذير خواهد شد. برخي مطالعـات علـم سـنجي ، وضعيت دانش نشر يافتة سيستم هاي اطلاعاتي را در مجله ها يا كنفرانس هاي برگزارشده، ارزيـابيكرده اند (كولنان، 1987 و وايتلي و گليرز، 2007). بنابراين، اهميت مطالعات علم سنجي و تحليـلشبكة اجتماعي در زمينة سيستم هاي اطلاعاتي شناخته شـده اسـت (اسـتراب، 2006 و وايـدگن ، هنبرگ و ناد، 2007). بسياري پژوهشگران معتقدند حوزة سيسـتم هـاي اطلاعـاتي مـي توانـد بـاديدگاه توصيفي از طريق به تصوير كشيدن وضعيت واقعي اين حـوزه و گزارشـي از فعاليـت هـا ي واقعي پژوهش در آن، توصيف شود (نئوفيلد، فانگ و هاف، 2007 و آگروال و لوكاس، 2005).
با توجه به مطالب بيان شده و ماهيت ميان رشته اي بـودن سيسـتم هـاي اطلاعـاتي، پـژوهشحاضر اين حوزة علمي را به دليل تعامل با رشته هاي علمي متعدد، براي بررسـي و تحليـل شـبكة همتأليفي آن انتخاب كرده است. نگاهي بر مطالعات پيشين داخل و خارج نشان مي دهد تـاكنونبا نگرشي جامع و فراگير، دربارة تحليل و تصوير شبكة هـم تـأليفي كشـورهاي جهـان در حـوزة سيستم هاي اطلاعاتي، پژوهشي انجام نشده است. پژوهش هاي پيشين، عملكرد كشورهاي جهان در اين حوزه را فقط بر اساس شاخص هاي كتابسنجي و علم سنجي بررسي كـرده انـد ( سـيرنكو، كوكوسيلا و عصاره، 2008) و نيز آن دسته از پژوهش هايي كه از تكنيك تحليل شبكة اجتمـاعيبهره بردهاند، فقط به مطالعة گسترة محدودي پرداختـه انـد (چـائو، 2006 و چئونـگ و كوربيـت،2009). بنابراين پژوهش حاضر در صدد اسـت بـا بهـره منـدي از شـاخص هـا ي مختلـف تحليـلشبكه هاي اجتماعي، به بررسي جايگاه و ترسيم شبكة هـم تـأليفي كشـور هـاي جهـان در حـوزة سيستم هاي اطلاعاتي بپردازد و با ترسيم اين شبكه در بازة زماني 2004 تا 2013، عملكـرد آن را به كمك شاخص ها ي يادشده تحليل كند. پژوهش حاضر در صدد بررسي و تحليل اهداف است:
عملكرد كشورهاي جهان بر اساس شاخص هاي علم سنجي و شاخص هاي خُرد تحليل شبكه هاي اجتماعي؛
ساختار شبكة هم تـأليفي كشـورهاي جهـان بـر اسـاس شـاخص هـاي كـلان تحليـلشبكه هاي اجتماعي.
پيشينة پژوهش پيشينة نظري
مطالعة همكاري هاي علمي ميان دانشمندان را اولين بار پرايس (1963) در كتاب علم بزرگ، علم كوچك بررسي كرد. از نظر آندرس (2009: 41)، به احتمال زياد اولين كساني كه همكاري علمي را در انواع رشته هاي علمي بررسي كردند، بيور و روسن بودند. از آن زمان تاكنون، پـژوهش هـا ي متعددي دربارة همكاري و هم تأليفي انجام شده اسـت و پژوهشـگران، روشهـا و شـاخص هـا ي متعددي را براي اين حوزه از پژوهش ابداع كرده و به كار برده انـد. سـنجش و ارزيـابي توليـدات وفعاليت هاي علمي، به بهره گيري از شاخصهايي نياز دارد كه در ايـن راسـتا بـه منزلـة چـارچوبيمناسب عمل كند. بنابراين پذيرش آن در سطح ملي و بين المللـي بـه عنـوان اصـلي مهـم تلقـي مي شود؛ چرا كه در اين صورت، امكان مقايسة يكسان و دقيـق ايـن عوامـل در جوامـع مختلـففراهم مي آيد و توانايي هاي علمي هر كشور در سطح جهان به معرض نمايش گذاشـته مـي شـود(نوروزي چاكلي، 1391).
همكاريهاي علمي ميان نويسندگان را ميتوان شبكه اي در نظر گرفت كـه در آن، گـره هـانويسندگان و پيوند بين آنها انواع همكاري ميان آنهاست. شبكههاي هم تأليفي، اطلاعات مهمـيدربارة همكاري ميان پژوهشگران فراهم مي آورند؛ از جمله اينكه در شـبكه هـاي هـم تـأليفي، دو نويسندهاي كه همكاري بيشتري دارند، در نقشة همتأليفي كنار يكديگر قرار مـي گيرنـد . بـا ايـنديدگاه مي توان اصول شبكه هاي اجتماعي را براي تحليل اين نوع از شبكه ها بهكار بـرد. تحليـلشبكه هاي اجتماعي هم به لحاظ نظري و هم آماري، براي مطالعة الگوي همكاري نويسندگان در رشتههاي گوناگون، رويكردي ممتاز و برجسته است. علم تحليل شبكة اجتماعي، پس از دو قرن تلاش رياضيدانانِ حوزة گراف و گونه شناسي، در اوايل قرن بيستم به وجود آمد كه رويكـردي درمطالعات اجتماعي به شمار ميرود و چهار ويژگي سـاختار شـهودي، داده هـاي مـرتبط نظـام منـد،تصاوير گرافيكي و مدلهاي رياضياتي و محاسباتي را به تصوير ميكشد (عصاره، سيرتي شيرازي و خادمي، 1393).
از شاخصهاي مهم براي تحليل شبكه هـاي اجتمـاعي، مركزيـت و تـراكم (چگـالي ) اسـت.
مركزيت از جامعه شناسي نشئت مي گيرد و تحليل مركزيت در تحليل شبكه هاي هـم نويسـندگي، موضوع بهنسبت جديدي است. براي مركزيت افراد در شبكه هـاي اجتمـاعي، سـنجه هـاي رتبـه،نزديكي و بينيت و مركزيت فريمن، پراستفاده ترين موارد بوده انـد . تـراكم، روش سـنجش شـبكهاست كه بيشتر به جاي توصيف گره هـاي انفـرادي، كـل شـبكه را توصـيف مـيكنـد (واسـرمان و فائوست، 1994). به كمك سنجة تراكم، مي توان چگونگي و انسـجام روابـط كلـي ميـان گـره هـايشبكه را بررسي كرد.
پيشينة تجربي
براي مطالعة توليدات علمي در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي، دستكم سـه رويكـرد بـه كـار رفتـه است: ارزيابي توليد پژوهش سازماني، سنجش مقاله ها و ارزيابي اثرگذاري استنادها (چـائو ، كـائو ، كاسينز و استراب، 2002؛ لاوري، كاروگا و ريچاردسون، 2007). وضعيت و تكامل پژوهش حـوز ة سيستم هاي اطلاعاتي در كشور كانادا با تحليل علم سنجي مقالـ ه هـاي منتشرشـده در كنفـرانسسالانة انجمن علوم مديريت كانادا، نشان ميدهد 50 درصـد از مؤسسـه هـايي كـه در انتشـاراتعلمي كانادا مشاركت كرده اند، متعلق به اين كشور است و كمابيش40 درصـد از آنهـا آمريكـاييمحسوب مي شوند. فقط دو مقاله در اين كنفـرانس هـا بـدون همكـاري علمـي درون دانشـگاهيصورتگرفته و مشاركت علمي اين مقاله ها 9/1 درصد به ازاي هر مقاله به دسـت آمـده اسـت . از نظر سهم موضوعي تحقيقات، مشخص شد مديريت سيستم هاي اطلاعاتي (22 درصد) و آموزش و پژوهش سيستم هاي اطلاعاتي (18 درصد) به ترتيـب بيشـترين گـرايش را بـراي پژوهشـگرانكانادايي داشته اند (سيرنكو و همكاران، 2008).
همكاري هاي علمي در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي با تكنيك هاي تحليل شبكة اجتماعي نيز مطالعه شده است. مطالعة شـبكة اجتمـاعي در مقالـه هـاي كنفـرانس بـين المللـي سيسـتمهـاياطلاعاتي طي سالهاي 1980 تا 2005، نشان داد جامعة پژوهشگران سيستم هاي اطلاعاتي دائم در تعامل با يكديگرند. همچنين در اين شبكه مؤلفه اي بـزرگ بـا پيوسـتگي خـوب وجـود دارد و نويسندگان پر توليد را دربرمي گيرد كه اين شبكه با اضافه شدن اعضاي جديد، به طـور دائـم رشـدمي كند و ارتباط بين اعضا را بهبود مي دهد (چائو، 2006). همچنين به تحليل مقاله هاي كنفرانس سيستم هاي اطلاعاتي اروپا در سال هاي 1993 تا 2005 پرداخته شد. همكاري هاي علمي در اين مقاله ها پراكنده بود؛ دو شبكه به دست آمد كه آن دو نيز تحليل شدند. از آنجا كه اين شبكه هـايهم تأليفي فقط مشخصات كمي از »جهان كوچـك « را دربرداشـتند ، درك كمتـري از پيوسـتگياجتماعي نسبت به آنچه انتظار مي رفت، به دسـت آمـد (وايـدگن و همكـاران، 2007). چئونـگ وكوربيت (2009) شبكة هم تأليفي پژوهشگران كنفـرانس سيسـتم هـاي اطلاعـاتي اسـتراليا را بـاتحليل شبكة اجتماعي مطالعه كردند. نتايج نشان داد اندازة شبكة هم نويسندگي رشد چشـمگيريداشته است؛ تراكم اجزاي اصلي از 25 درصد در سال 1993 به 23 درصد در سال 2008 كـاهشيافته است. جامعة پژوهشگران اين كنفرانس به عنوان جامعة جهـان كوچـك ارزيـابي شـدند كـهمحيطي را براي اشتراك گذاري ايده هاي پژوهشگران و تسهيل همكاري ها فراهم مي كنند. آكيدو، باراسو، كازانوا و گالان (2006) به بررسي مطالعات حوزة سازمان و مديريت بر اسـاس داده هاي پايگاه استنادي علوم پرداختند. نتايج آنها تراكم شـبكه را برابـر بـا 0002/0 نشـان داد ؛ تراكم اندك به دست آمده به دليل اندازة بزرگ نمونه بود. در پـژوهش گـوزارت و اوزمـان (2009) روي شبكه هاي هم تأليفي در انتشارات علوم اجتماعي كشور تركيـه ، مشـخص شـد شـبكه هـايهم تأليفي به طور گسترده از گروههاي مجزا تشكيل شده اند. تراكم شبكه در اين پژوهش 0016/0 بهدست آمد. طي مطالعه اي وانگ و همكارانش (2012) به بررسي اشكال همكاري علمـي حـوزة محاسبات اجتماعي با بهرهمندي از رويكرد تحليل شبكة اجتماعي پرداختند. تراكم انـدك شـبكة اين مؤسسه ها نشان داد هر مؤسسه و زيرگروه هاي آن بـر موضـوعات خـاص خودشـان تمركـزكـرده انـد. در ايـن شـبكه 1638 گـرة مسـتقل مشـاهده شـد، خوشـة اصـلي 1065 نويسـنده را دربرمي گرفت و تراكم آن 0055/0 بود.
در داخل كشور مطالعـات محـدودي بـا رويكـرد تحليـل شـبكة اجتمـاعي و بهـره منـدي از شاخص هاي كلان و خُرد انجام گرفته است. عرفان منش و همكارانش (1392) به تحليـل شـبكة اجتماعي حوزة علم اطلاعات و دانش شناسي پرداختند. نتايج پژوهش آنها نشان مـي دهـد شـبكة هم تأليفي كشورهاي جهان در اين حوزه از 151 گره و 11538 پيونـد تشـكيل شـده اسـت. ايـنشبكه از ويژگي شبكه هاي مستقل از مقياس و جهان كوچك برخوردار بود و نظرية شـش درجـة جدايي نيز در شبكه صدق مي كرد. تحليل خوشه اي شبكه نشان داد شبكة همتأليفي كشـورها درحوزة علم اطلاعات و دانش شناسي، از 39 خوشة متفاوت تشكيل شـده اسـت كـه در ايـن ميـانخوشه هايي كه كشورهاي آمريكا و انگلستان در آنها حضور دارند، از بيشترين چگالي برخوردارنـد . همچنين سهيلي و عصاره (1392) تراكم و اندازة شبكة اجتماعي را در شبكة هم تأليفي مجلههاي علم اطلاعات تحليل كردند. نتايج آنها مشخص كرد مجلة انفورماتيك پزشكي آمريكا بـا تـراكم3/0 از بيشترين تراكم شبكة هـم تـأليفي برخـوردار اسـت. ارتبـاط انـدكي در شـبكة هـم تـأليفي مجله هاي اين حوزه وجود دارد و شبكه هاي هم تأليفي موجود نيـز سسـت و گسسـته انـد. شـبكة هم تأليفي مجله هاي حوزة علم اطلاعات نسبت به حوزه هاي علوم و علوم پزشكي تراكم كمتـريداشت، اما نسبت به حوزه هاي مديريت و محاسبات اجتماعي بيشتر بود.
سالمي، فدايي و عصاره (1393) بهكمك شـاخصهـا ي علـم سـنجي و تحليـل شـبكه هـاي اجتماعي به مطالعة دانشگاه تهران در توليـد علـم ايـران طـي دورة ده سـاله پرداختنـد . عملكـردشاخص مركزيت نشان داد پژوهشگر حوزة شيمي بيشترين ميزان مركزيت در شبكة هماسـتناديدانشگاه تهران را دارد، اما ساير منـابع ي كـه مركزيـت زيـادي دارنـد، ايرانـي نيسـتند . همچنـينمشخص شد اگر چه بسامد استنادي را مي توان شاخصي براي نماياني مقاله ها دانست، مقاله هـايي كه مركزيت بيشتري نسبت به ساير مقاله ها بهدست مي آورند به حتم پر استنادترين مقاله ها نيستند. شكفته و حريري (1392) به كمك روش هم اسـتنادي و بـا بهـره منـدي از تكنيـك شـبكه هـاي اجتماعي، معيارهاي تحليل شبكة اجتماعي را ترسـيم و تحليـل كردنـد . داروسـازي ، بيوشـيمي و بيولوژي مولكولي از نظر هر دو شاخص مركزيت درجه و مركزيت بينيت، بيشترين رتبـه را ميـانمقوله هاي موضوعي پزشكي داشتند. در بررسي شبكة هـم تـأليفي پژوهشـگران ايـران در حـوزة داروشناسي و داروسازي، مشخص شد شبكة هم تأليفي پژوهشگران 90 گره دارد و درجـ ة تـراكماين شبكه 084/0 است كه انسجام كم اين شبكه را نشان مي دهد. ميان تعداد انتشارات و درجـ ة مركزيت نويسندگان رابطة خيلي قوي و مسـتقيم در سـطح معنـاداري 01/0 مشـاهده مـي شـود(عصاره و همكاران، 1393).
رضايينور، لساني، زكي زاده و صفامجيد (1393) به مطالعـ ة شـبكه هـاي تـأليف مشـترك درمقاله هاي حوزة فناوري اطلاعات در ده سال اخير پرداختند. در ايـن پـژوهش كـه بـا اسـتفاده ازنرم افزار تحليل شبكههاي اجتماعي پاژك صورت گرفت، اهميت حضـور پررنـگ نويسـندگان درايجاد گراف همكاري بهعنوان عامل انتشـار دانـش بـين محققـان و پـل ارتبـاطي موضـوعات وحوزه هاي كاري مختلف، نشان داده شد. همچنين به بررسي ارتباطات به وجودآمده بين دانشگاه ها و صنعت، به واسطة حضور محققان پرداختـه شـد و نويسـندگان و دانشـگاه هـايي كـه بيشـترينهمكاري را در نتيجة اين ارتباطات داشتند، به نمايش گذاشـته شـدند. بـا بررسـي تـأثير حضـورنويسندگان مشخص شد نيمي از كل اين تأثير به حضور دانشجو ـ اسـتاد اختصـاص دارد. نكتـةشايان توجه در گراف شمار نويسندگاني كه بيشترين درجه را داشـتند ايـن بـود كـه حفـرههـايساختاري در آن ديده نشد؛ به اين معنا كه هيچ فردي در زمينة كلي ارتباطات گرة حياتي نبود و با حذف يك فرد، دامنة دو اتصال بزرگ گسسته نشده است.
كيپور، براري و شيرازي (1393) با توجه به اينكه شـبكه هـاي اجتمـاعي اغلـب بـراي بيـانپيشنهادهاي خود از ويژگيهاي محلي ساختار گراف شبكه استفاده ميكنند، تلاش كردنـد معيـارجديدي براي پيشگويي پيوند با تحليل ارتباطات ارائه دهند كه نسبت به ساير روشهاي موجـود از كارايي خوبي برخوردار باشد. آنان مدعياند كه اين روش جديد ميتواند پيشگويي خوبي بـراييالهايي انجام دهد كه قرار است در آينده شكل بگيرد و در نتيجه پيشـنهادهاي قابـل قبـولي را ارائه خواهد داد. آنان معياري براي تعيين شباهت بين جفت رأسهاي گراف شبكه پيشنهاد دادنـدكه با در نظرگرفتن درجة رأسهاي مياني، دوستان مشترك رأس ميـاني و دو ر أس اصـلي، ايـنميزان شباهت با توجه به معادلة پيشنهادي آنها بيان شده است. در مقايسهاي كه بين ايـن روشبا روشهاي معرفيشده صورت گرفت، مشاهده شد اين معيـار كـارايي بسـيار خـوبي نسـبت بـهروشهاي ديگر دارد.
با مروري بر اين پژوهشها مشخص شد كه شبكههاي همتأليفي مقالـه هـاي منتشرشـده در حوزة سيستمهاي اطلاعاتي، چندان از ديد جهاني بررسي نشده اند. همچنانكه پـيش از ايـن نيـز اشاره شد، محدود مطالعاتي كه به توليدات علمي سيستمهاي اطلاعاتي پرداخته اند، به طور عمـده به كمك شاخصهاي علمسنجي، به شبك ة همتأليفي گستر ة كوچكي از انتشارات پرداختهانـد ؛ امـا مي توان ادعا كرد پژوهش حاضر اولين و جامعترين مطالعه اي اسـت كـه در خصـوص ترسـيم و تحليل شبكة اجتماعي همتأليفي كشورهاي جهان در اين حوزه اجرا شده است. در ايـن پـژوهش تلاش شده است تصوير جامعي از عملكرد كشورهاي جهان طي دورة ده سـاله در حـوزة يادشـدهارائه شود و با بهره مندي از شاخصهاي گوناگون، فعاليت پژوهشـگران سيسـتم هـاي اطلاعـاتي بررسي شده و با كشورهاي جهان مقايسه شود. آشنايي هر چه بيشتر با جايگـاه سـاير كشـورهاي جهان و استفاده از آن براي برنامهريزي بهمنظور همكاريهاي علمي در آينده، ميتواند به ارتقاي جايگاه علمي كشور كمك كند.
روششناسي پژوهش
اين پژوهش از نوع علم سنجي است و در آن شاخص هاي مختلـف علـم سـنجي و شـاخص هـايتحليل شبكه هاي اجتماعي بررسي شده اند. جامعة اين پژوهش را 27045 مقالهاي شكل مي دهـدكه طي بازة زماني 2004 تا 2013 در حوزة موضوعي سيستم هاي اطلاعاتي در پايگاه وب علـومنمايه شده اند. شايان ذكر اينكه بخشي از منابع نمايه شده در اين پايگاه را مداركي مانند سـرمقاله،نامه به سردبير، نقد كتاب و غيره تشكيل ميداد كه به بررسي آنها پرداخته نشده است. از تكنيك تحليل شبكة اجتماعي براي به دست آوردن دركي از گرهها ( كشـور هـا) و روابطشـان (پيونـد هـايهم تأليفي) در شبكة هم تأليفي كشورهاي جهان استفاده شده است.
ابتدا داده ها در قالب متن ساده در فايل هاي 500 مدركي ذخيره شـدند و پـس از ادغـام آنهـا بهكمك نرمافزار Text Collector، فايلي كلي از همة اقلام به دست آمد. سپس شبكة همتأليفي كشورهاي جهان در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي بـه كمـك نـرم افـزار هـاي UCI Net و VOS Viewer ترسيم شد و برخي شاخص هاي كلان و خُرد ايـن شـبكه تحليـل و شناسـايي شـدند.
شاخصهاي خُرد تحليل شبك ة اجتماعي بررسيشده در اين پژوهش عبارت اند از: درجه، بينيـت ونزديكي. همچنين چگالي، ضريب خوشه بندي، ميانگين فاصله، مؤلفـه هـا و خوشـه هـاي شـبكه، شاخص هاي كلان هستند.
همتأليفي علمي سيستم هاييافته هاي پژوهش

شكل 1. شبكة هم تأليفي كشورهاي جهان در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي (2014 – 2003)
در اين پژوهش شبكة هم تأليفي كشورهاي جهـان در حـوزة سيسـتم هـ اي اطلاعـاتي بـه كمـك نرم افزار UCI Net ترسيم و تحليل مي شود. شبكة هم تأليفي اين كشورها در بازة زماني 2003 تا 2014 در شكل 1 نشان داده شده است. در اين شبكه هر گره يـك كشـور را نشـان مـي دهـد وپيوندهايي كه ميان هر دو گره ديده مي شود، هم تأليفي پژوهشگران آن دو كشور با يكديگر است.
اين شبكة هم تأليفي از 166 گره (كشور) و 21518 پيوند (هم تأليفي ميان كشورها) تشكيل شـدهاست. اندازة هر گره، تعداد هم تأليفي صورت گرفته توسط آن گره و قطر پيوندهاي موجود ميان دو گره، نشان دهندة تعداد هم تأليفي دو كشور با يكديگر است.

ابتدا با بهره مندي از شاخص هاي مركزيت كـه از جملـه شـاخص هـ اي خـُرد تحليـل شـبكة اجتماعي است، وضعيت كشورهايي كه در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي تأليفي داشته انـد ، مطالعـهمي شود. مركزيت يكي از شاخص هاي مهم انسجام به شمار مي رود كه مشـخص مـي كنـد كـدامگره هاي مهم در هر شبكه اثرگذار و مركزي است. مركزيـت گـره هـاي شـبكه بـا سـه شـاخصمركزيت در جهاي (درجه)، مركزيت نزديكي و مركزيت بينيت، سنجيده مي شود. شاخص مركزيت درجه به تعداد پيوندهاي (هم تأليفي) داده شده يا خارج شده از هر گره اشاره دارد (فريدمن، 1979). بنابراين مركزيت درجة هر كشور، نشان دهندة تعداد هم تأليفي آن كشور با ساير كشورهاي حاضر در شبكه است. مقدار درجه با عدد صحيح نشان داده مي شود كه بـراي هـر گـره منحصـربه فـرداست. نتايج بررسي درجه در شبكة هم تأليفي كشورها در حوزة سيستم هـ اي اطلاعـاتي بيشـتريندرجه را 3060 و كمترين درجه را يك نشان مي دهد؛ به اين معنا كه درجة گرههاي اين شبكه ازيك تا 3060 نوسان دارد. همچنين پر بسامدترين درجه در ايـن شـبكه، درجـة دو بـا بسـامد 15، درجة سه با بسامد 11 و درجة يك با بسامد 8 است. اين امر نشان مي دهد گره هـايي كـه درجـة بيشتري دارند، از بسامد كمتري در اين شـبكه برخوردارنـد و تعـداد آنهـا انـدك اسـت. متوسـطمركزيت درجة گره هاي موجود در شبكه 627/129 به دست آمد. نـام 15 كشـوري كـه در شـبكهدرجة بيشتري دارند در جدول 1 درج شده است. عملكرد كشـورهاي جهـان بـر اسـاس شـاخصمركزيت درجه اي نشان مي دهد پژوهشگران آمريكا (3060)، انگلستان (1691)، آلمـان (1099) و چين (1021) بيشترين هم تأليفي را با ساير كشورهاي موجود در شبكه دارند.
شاخص نزديكي، فاصلة هر گره را با همة گـره هـاي ديگـر موجـود در شـبكه مـي سـنجد وميانگين طول كوتاه ترين مسير ميان آن گره و ساير گرههاي موجود در شبكه را نشان مـي دهـد . گره هايي با شاخص نزديكي زياد، از قدرت تأثيرگذاري بيشتر و اهميت و مركزيت فراوان تـر ي در شبكه برخوردارند و براي ساير گره ها دسترسپذيرترند (عباسي، حسين و ليدس درف، 2012). در كل متوسط شاخص نزديكي براي شبكة هم تأليفي اين كشورها، 005101/0 به دست آمد. پـانزدهكشور برتر شبكة هم تأليفي حوزة سيستم هاي اطلاعاتي از نظر شاخص نزديكي در جـدول 1 درج شده است. از نظر شاخص نزديكي، بيشترين مقدار مركزيت نزديكـي بـه آمريكـا اختصـاص دارد(0081281/0) و بـ ه دنبـ ال آن انگلسـ تان (0078199/0)، آلمـ ان (0069038/0) و فرانسـ ه
(0067901/0) به ترتيب در رتبههاي بعدي قرار گرفته اند.
شاخص بينيت، موقعيت هر كشور را درون هر شبكه بر حسب توانايي اش براي ارتباط با سـايرزوج ها يا گره ها در شبكه شناسايي مي كند (عصاره و همكاران، 1393). شاخص بينيـت هـر گـرهبيان كنندة تعداد دفعاتي است كه آن گره در كوتاه ترين مسير ميان هر دو گرة ديگر در شبكه قرار مي گيرد. هر گره اي كه بينيت بيشتري دارد، در اتصال شبكه اهميت و تأثيرگذارتر است، در شبكه جايگاه مركزي را به خود اختصاص مي دهد و در گردش اطلاعات در شـبكه تـأثير بسـزايي دارد (عرفان منش و همكاران، 1392). عدد مركزيت بينيت عددي بين صفر و يك اسـت. در بهتـرينحالت، عدد مركزيت يك خواهد بود؛ به اين معنا كه اگر آن گـره برداشـته شـود، كـل ارتباطـاتموجود در اطراف آن گره از بين خواهد رفت و اگر اين عدد صـفر باشـد برداشـتن آن گـره هـيچتغييري در ارتباطات گرههاي اطراف ايجاد نخواهد كرد (مير محمد صـادقي، 1391: 82). در كـل،متوسط شاخص بينيت گره هاي شبكه 0000609/0 به دسـت آ مـد (جـدول 1). آمريكـا بـا مقـدار3066295/0 بيشترين رقم را در مركزيت بينيت به خود اختصاص داده است و بعد از آن به ترتيب انگلستان (2029748/0)، اسـتراليا (1191054/0) و فرانسـه (0801981/0) بـا داشـتن بيشـترينميزان بينيت، در اتصال گره هاي مختلف و افزايش انسجام شبكه، تأثيرگذارند. گفتني است مقـداربيني ت حدود 45 كشور در اين شبكه صفر است.
جدول 1. مقادير شاخص هاي خُرد تحليل شبكة هم تأليفي حوزة سيستم هاي اطلاعاتي
بينيت كشور نزديكي كشور درجه اي كشور رتبه
0/3066295 آمريكا 0/0081281 آمريكا 3060 آمريكا 1
0/2029748 انگلستان 0/0078199 انگلستان 1691 انگلستان 2
0/1191054 استراليا 0/0069038 آلمان 1099 آلمان 3
0/0801981 فرانسه 0/0067901 فرانسه 1021 چين 4
0/0798644 سوئيس 0/0067073 سوئيس 887 كانادا 5
0/0591350 آلمان 00/0066802 استراليا 864 فرانسه 6
0/0502810 كانادا 0/0064706 ايتاليا 858 استراليا 7
0/0502026 اسپانيا 0/0064453 كانادا 758 هلند 8
0/0313666 ايتاليا 0/0064202 هلند 652 ايتاليا 9
0/0279291 هند 0/0063953 اسپانيا 639 اسپانيا 10
0/0237828 بلژيك 0/0063218 بلژيك 553 سوئيس 11
0/0219995 سوئد 0/0062500 سوئد 409 بلژيك 12
0/0219106 مالزي 0/0061798 دانمارك 400 سوئد 13
0/0218.320 هلند 0/0061338 اتريش 375 دانمارك 14
0/0212955 آفريقاي جنوبي 0/0060662 نروژ 372 اتريش 15
0/0000609 ميانگين كل شبكه 0/005101 ميانگين كل شبكه 129/627 ميانگين كل شبكه

شاخص هاي كلان شبكة هم تأليفي كشورهاي جهان در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي بررسـيشدند (جدول 2). اين شاخص هاي كلان عبارت اند از: چگالي، ضريب خوشه بندي، ميانگين فاصله و مؤلفه. چگالي به نسبت تعداد پيوندهاي موجود در شبكه به تعداد پيونـدهاي ممكـن آن شـبكهاطلاق ميشود. شاخص چگالي شبكه، محدوده اي بين صفر و يك يا صفر درصد تـا 100 درصـداست. شاخص چگالي معادل صفر بيان مي كند هيچ پيوندي در شبكه وجود ندارد و انسجام شبكه بسيار كم است. شاخص چگالي يك نشان مي دهد هر يك از گره هاي موجود در شبكه بـه تمـامگره هاي ديگر متصل است و شبكه انسجام بسيار زيادي دارد (نيومن، 2004). بنـابراين شـاخصچگالي 786/0 در شبكة هم تأليفي كشورها در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي نشان مي دهد در ايـنشبكه، 6/78 درصد از روابط ممكن و بالقوه بين كشورهاي جهـان بـه فعليـترسـيده و شـبكه از انسجام به نسبت خوبي برخوردار است. يكي از دلايل چگالي خوب شبكه را ميتوان وجـود تعـدادزيادي از كشور هايي دانست كه با كشورهاي ديگر تأليف مشترك داشته يا مشاركت گسترده اي با كشورها در توليد علم دارند.
ضريب خوشه بندي شاخص ديگري است كه بر ميزان تمايل گره هاي موجود در شبكه بـراي تشكيل خوشه هاي مختلف از طريق هم تأليفي دلالت دارد. مقدار اين شاخص نيز بين صفر و يك است. ضريب خوشه بندي بيشتر نشان مي دهد اعضاي شبكه تمايل بيشتري به هـم تـأليفي دارنـد( عرفانمنش و همكاران، 1392). ضريب خوشـه بنـدي كلـي در دورة ده سـالة بررسـي 19495/0 بهدست آمد؛ به اين معنا كه اگر دو كشور هر يك به طور جداگانه بـا كشـور ديگـري هـم تـأليفي داشتهاند، به احتمال 4/19 درصد در آينده اين دو كشور با يكديگر تأليف مشترك خواهند داشت.
شاخص ميانگين فاصله، ميانگين كوتاه ترين مسير ميان هر دو گره در شبكه تعريف مي شـود. ميانگين فاصله در شبكة هم تأليفي كشورهاي جهان در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي برابر 2 است؛ به اين معنا كه دو كشور در شبكه مي توانند به طور متوسط با دو گرة واسـط بـه يكـديگر متصـل شوند. كمابيش 13 درصد از پيوند ها و روابط درون اين شبكة هم تأليفي بـا يـك گـرة واسـط بـهيكديگر مي رسند. در نهايت، شاخص مؤلفه به مجموعه اي از گره هاي شبكه اطلاق مي شـود كـهدر آن، هر گره مي تواند با گذشتن از يك پيوند مستقيم و غير مستقيم به گرة ديگر برسد (ن يـومن، 2004). در واقع هر گره در اين مؤ لفه ميتواند از طريق يك پيوند و با ميانجي گري گـر ة مجـاور، به گره هاي موجود در آن مؤلفه متصل شود. تحليل نرم افزار نشـان مـي دهـد شـبكة هـم تـأليفي كشور ها در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي فقط از يك مؤلفة اصلي و بزرگ تشكيل شده است. ايـنمؤلفة بزرگ 166 كشور را پوشش مي دهد و تمام گـره هـاي موجـود در شـبكه را دربرمـي گيـرد . بنابراين هيچ مؤلفة منزوي در شبكه وجود ندارد؛ به بيان ديگر، كشوري در اين شبكه وجود ندارد كه همتأليفي با ساير كشورهاي جهان نداشته باشد.
جدول 2. مقدار شاخصهاي كلان تحليل شبكة همتأليفي حوزة سيستمهاي اطلاعاتي
مقدار شاخص شاخص هاي كلان
0/786 چگالي
1 مؤلفه
0/19495 ضريب خوشه بندي
2 ميانگين فاصله
به كمك نرم افزار VOS Viewer نقشة چگالي و خوشههاي تشكيل دهندة شبكة هـم تـأليفي كشورها در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي ترسيم شد (شكل 2). در اين نقشه كشورهايي كه ارتباط زيادي با هم دارند در فاصلة نزديك تري قرار گرفته اند و كشورهايي كه ارتباط كمتـري دارنـد در فاصلة دورتري نمايش داده شده اند. چگالي هر كشور بر حسب تعداد توليـد هاي آن كشـور، تعـدادگره هاي همساية آن كشور و اهميت گره هاي همسايه تعيين مي شود. رنگ ها، چگالي گره ها را در شبكة هم تأليفي نشان مي دهد. محدودة رنگ آبي تا قرمز به ترتيب نشان دهندة چگـالي كمتـر تـابيشتر گره هاي شكل دهندة شبكه است. بيشترين ميزان چگالي در شبكة هـم تـأليفي مقالـه هـاي حوزة سيستم هاي اطلاعاتي به آمريكا، انگلستان و آلمان (قرمز رنگ) اختصاص دارد و پس از آن به ترتيب سوئيس، فرانسه، استراليا و يونان (كشورهاي زردرنگ) چگالي بيشتري كسب كرده اند.
همچنين بهكمك ايـن نـرمافـزار، تحليـل خوشـه اي شـبكة هـم تـأليفي كشـورها در حـوزة سيستم هاي اطلاعاتي ترسيم شد (شكل 3). شبكة هم تأليفي كشورها از 18 خوشة متمايز تشكيل شده است كه اسامي كشورهاي هر خوشه در جدول 3 مشاهده ميشود. خوشة اول شبكه كه 32 كشور را دربردارد، بهدليل حضور آلمان، ايتاليا، استراليا و يونان، از بيشترين چگالي برخوردار اسـتو بعد از آن خوشة هشتم كه 6 كشور را پوشش داده است، به دليل حضـور آمريكـا در آن خوشـه چگالي زيادي به دست آورده است.

شكل 2. نقشة چگالي كشور ها در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي

شكل 3. نقشة چگالي خوشه هاي تشكيل دهندة حوزة سيستم هاي اطلاعاتي
جدول 3. خوشه بندي كشورها در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي
كشورهاي تشكيلدهندة خوشه اندازة خوشه خوشه
آلمان، استراليا، يونان، ايتاليا، اتريش، آلباني، بلژيـك، فنلانـد، بلغـاري، پرتغـال،تركيه، روماني و… 32 1
كنيا، موزامبيك، آفريقاي جنوبي، فيليپين، تاجيكستان، تانزانيا و… 26 2
بنگلادش، كامبوج، كامرون، كاستاريكا، نيجريه، مالي، ويتنام، تايلند و… 20 3
آرژانتين، باهاما، اسپانيا بوليوي، برزيل، شيلي، كلمبيا، كوبا، اكـوادور، السـالوادور، مكزيك و… 17 4
بحرين، مصر، عراق، اردن، كويت، لبنان، موناكو، عمان، قطر، سوريه، عربسـتان،سودان، امارات، تونس 15 5
ايران، ژاپن، مالزي، افغانستان، نپال، پاكستان، يمن، كرة جنوبي 8 6
گينه، هند، گرجستان، روسيه، ازبكستان، قرقيزستان، گينه نو 7 7
آمريكا، آذربايجان، هائيتي، قزاقستان، ليبريا 6 8
برزيل، كانادا، پاناما، موريس و ليختن اشتاين 5 9
گامبيا، ايرلند، نيوزلند، چين، سنگاپور 5 10
مراكش، الجزاير، فرانسه، رئونيون، گويان فرانسه 5 11
آنگولا، استراليا، بوتان، فيجي، ميكرونزيا 5 12
ارمنستان، نروژ، سوئد، ارتريا 4 13
انگلستان، بروني، ليبي، دومينيكن 4 14
دانمارك، گرينلند 2 15
تايوان، مغولستان 2 16
اتيوپي، سومالي 2 17
گواتمالا 1 18

جدول 4، فهرسـتي از 20 كشـور پـر توليـد در حـوزة سيسـتمهـاي اطلاعـاتي را بـر اسـاس شاخصهاي علم سنجي و اطلاعات استخراج شده از پايگاه وب علوم نمايش ميدهد.
جدول 4. شاخص هاي توليد علم 20 كشور از پرتوليدترين كشورهاي حوزة سيستم هاي اطلاعاتي
H-index ميانگين استنادي استنادها سهم از كل مقاله ها تعداد مقاله ها كشورها
105 11/2 101629 33/3 9011 آمريكا
59 10 22915 8/4 2287 چين
54 13/1 24702 7 1884 انگلستان
56 12/1 19044 5/6 1518 كانادا
53 12 16851 5/1 1394 آلمان
47 11/4 15336 5 1342 استراليا
40 9/3 11208 4/4 1201 اسپانيا
38 8/5 8567 3/6 997 تايوان
28 5/8 5810 3/7 996 برزيل
43 11 10613 3/5 963 ايتاليا
46 12/8 12139 3/4 945 فرانسه
37 10/5 8542 3 813 كر ة جنوبي
49 14 11301 2/9 803 هلند
29 7 4729 2/4 671 هند
30 7/4 4507 2/2 609 تركيه
30 8/7 4844 2 551 ژاپن
41 15/7 7219 1/7 459 سوئيس
29 8/2 3350 1/5 407 يونان
32 12/2 4697 1/4 385 سوئد
18 4/6 1488 1/2 319 ايران

آمريكا با انتشار 9011 مقاله، 3/33 درصد از كل مقاله هاي اين حوزه را طي ده سـال بررسـيبه خود اختصاص داده است. به دنبال آن چين (4/8 درصـد )، انگلسـتان (7 درصـد ) و كانـادا (6/5 درصد) در رتبه هاي دوم تا چهارم توليد مقاله هاي حوزة سيستم هـاي اطلاعـاتي قـرار دارنـد. بـراساس شاخص استناد عملكرد اين كشور ها، مقاله هـاي آمريكـا (101629)، انگلسـتان (24702)، چين (22915) و كانادا (19044) بيشترين ميزان استناد را دريافت كردهاند، اما ميانگين اسـتناد ها به ازاي هر مقاله كه به نوعي مي تواند بيان كنندة اثر گذاري و كيفيت علمي مقاله محسوب شـود ، نشان مي دهد الزاماً كشورهايي كه بيشترين توليد مقاله را دارنـد ، بيشـترين ميـانگين اسـتنادي را ندارند؛ به طوري كه در كنار انگلستان (1/13 استناد به ازاي هر مقاله) كشورهايي مانند سوئيس با 7/15، فرانسه با 8/12 و سوئد با 12/2 متوسط استناد به ازاي هر مقاله قرار دارند كه اين كشور ها به لحاظ سهم توليد مقاله در رتبه هاي پايين تري قرار گرفته اند. همچنين بـر اسـاس شـاخص -Hindex آمريكا با كسب رقم 105 جايگاه ممتازي دارد و بعد از آن به ترتيب چين (59)، كانادا (56) و انگلستان (54) قرار گرفته اند.
نتيجه گيري
شبكة اجتماعي هم تأليفي ترسيم شده از كشور هاي جهان در حوزة سيسـتم هـا ي اطلاعـاتي 166 گره را تشكيل مي دهد و مقدار چگالي آن 786/0 است. در مقايسه با ساير پژوهش ها، به طور كلي چگالي شبكة حوزة سيستم هاي اطلاعاتي نسبت به برخي حوزه ها بيشتر است و شبكة هم تـأليفي موجود، ساختار به نسبت پايدار و منسجمي دارد. تراكم (چگالي) شبكة هم تأليفي نويسندگان ايراني در رشته هاي روان شناسي، مديريت و اقتصاد به ترتيب 014/0، 02/0 و 018/0 به دست آمده اسـت(حريري و نيكزاد،1390). همچنين تراكم شبكة هم تـأليفي مقالـه هـاي سيسـتم هـا ي اطلاعـاتيكنفرانس آسيا ـ اقيانوسـيه معـادل 23/0 درصـد (چئونـگ و كوربيـت، 2009)، حـوز ة سـازمان ومديريت برابر 0002/0 (آكيدو و همكاران، 2006) و حوزة پزشكي برابر 11/0 (گومز و همكـاران،2008) است. بنابراين، ميانگين چگالي در شبكة همتأليفي جهاني سيستم هاي اطلاعـاتي در ايـنمطالعه نسبت به ميانگين بسياري از پژوهش هاي اجراشده، وضعيت بهتري دارد و بخش عمدهاي از پيوندهاي ممكن، در اين شبكة هم تأليفي به نمايش درآمده اند. شبكة همتأليفي حوزة سيسـتم هـاياطلاعاتي، تنها از يك مؤلفة بزرگ شكل گرفته است كه صددر صد گـرههـا را دربـر مـيگيـرد . ايـنبرخلاف بسياري از شبكه هاي همتأليفي تحليل شدهاي است كه تعدادي مؤلفة منـزوي را در خـودجاي داده اند (وايدگن و همكاران، 2007 و نيومن، 2004).
با توجـه بـه مقـدار شـاخص ميـانگين فاصـله (2)، دورتـرين فاصـلة گـره هـا (4) و ضـريبخوشه بندي، مي توان گفت شبكة همتأليفي كشورها در حوزة سيستمهاي اطلاعاتي از مشخصات جامعة »جهان كوچك« برخوردار است. اين يافته با نتايج پژوهشهاي صورت گرفته در حوزة علم اطلاعات و دانششناسي (عرفـان مـنش و همكـاران، 1392) و شـبك ة هـم تـأليفي پژوهشـگرانسيستم هاي اطلاعاتي (چئونگ و كوربيت، 2009) همخواني دارد، اما بر خلاف شبكة هـم تـأليفي پژوهشگران كنفرانس اروپايي سيستم هاي اطلاعاتي (وايدگن و همكاران، 2007) است. اگـر چـهمتوسط شاخص بينيت براي كل شبكة هـم تـأليفي حـوزة سيسـتم هـاي اطلاعـاتي 0000609/0 بهدست آمد ـ كه مي تواند به دليل حضور نزديك به 45 كشور با مقدار بينيت معادل صفر در ايـنشبكه باشد ـ آمريكا، انگلستان و استراليا بيشترين مقـدار شـاخص بينيـت را كسـب كـرده انـد و بهعنوان رهبراني در شبكة هم تأليفي سيستم هاي اطلاعاتي ديده مي شـوند؛ زيـرا در كوتـاه تـرين مسير بين ساير گره ها قرار دارند و ميتوانند گردش اطلاعات بـين شـبكه را كنتـرل كننـد. ايـننتيجه را مي توان اين گونه تفسـير كـرد كـه بخـش عمـدهاي از پيونـدها و اتصـال هـا در شـبك ة سيستم هاي اطلاعاتي بهصورت مستقيم و بدون استفاده از ميانجي برقرار شدهاند. اين مسـئله در تحليل نحوة برقراري پيوند در شبكه چندان مطلوب نيست و انتظـار مـيرود گـرههـا در شـبكه،ميانجي ارتباط يكديگر باشند و قدرت شبكه را افزايش دهند (هانمن و ريدل، 2005). در پژوهش حاضر، آمريكا و انگلستان كه چنين اهميتي پيدا ميكنند، از مزيت افزايش فراواني مقاله ها، قدرت و نفوذ زياد در اين شـبكه برخوردارنـد؛ بـه طـوري كـه اگـر از شـبكه جـدا شـوند، شـبكه دچـار گسستهاي ساختاري مي شود و انسجام شبكه از بين ميرود. همچنـين، ايـن كشـورها احتمـالاً گرههاي وابسته در خوشه را بهسوي گرايشهـاي موضـوعي خـود سـوق خواهنـد داد. بنـابراينكشورهايي با بينيت زياد، اهميت ويژهاي در اتصال گرههاي مختلف و انسـجام شـبكه دارنـد، درشبكه جايگاه مركزي كسب كرده اند و در گردش اطلاعات مهرة اصلي محسوب مي شوند.
بر اساس نتايج به دست آمده، اين شبكة همتأليفي را مي توان نوعي شبكة مسـتقل از مقيـاس دانست. در اينگونه شبكهها، تعداد بسيار كمي از گرهها درجة زياد و تعداد بسيار زيادي از گرههـا درجة كمي دارند (باراباسي، 1999). همچنين از سـويي ، كشـورهايي ماننـد آمريكـا، انگلسـتان وآلمان با شاخص درجـة نزديكـي زيـاد، مـي تواننـد اثرگـذارترين كشـورها در شـبكة هـم تـأليف ي سيستم هاي اطلاعاتي در نظر گرفته شوند. از آنجا كه اين مقادير بيانكنندة فاصلة ايـن كشـورها براي ساير گره هاي شبكة هم تأليفي است، نزديك بودن هر گره براي ديگران، نشان از جـذابيت و مطلوببودن آن گره است. اين مسئله نشان مي هد شبكة اجتماعي همتأليفي اين كشورها نسبت به ساير كشورها از انسجام بيشتري برخوردار است، ارتباط بيشتري بين پژوهشـگران آنهـا وجـوددارد و ارتباط بين اين پژوهشگران با ميانجي هاي كمتري برقرار شده است. ايـن موضـوع سـببمي شود اين كشورها با شاخص نزديكي بيشتر، اطلاعات را سريعتر از كشـور هـاي ديگـر جـذب كنند؛ زيرا ميانجي هاي كمتري بين آنها قرار دارد. اما بررسي دقيقتـر مفهـوم مركزيـت نزديكـينشان داد اختلاف اندك مركزيترين كشور شبكه با مركزيترين كشور بعدي، از تعداد كشورهاي مركزي كاسته است؛ اين موضوع از ديد مشخصات فني شبكه مطلوب نيست.
از آنجا كه شبكههاي اجتماعي، همواره از طريق افـزايش گـره هـا و پيونـدهاي جديـد رشـد ميكنند و با توجه به اصل پيوست ترجيحي كه بر اساس آن گره هاي جديد معمولاً به گـره هـاي قديمي با مركزيت بيشتر متصل مي شوند (عباسي، حسـين و ليـدزدرف، 2012)، مـي تـوان گفـتپژوهشگران كشورهايي كه توليد و مركزيت بيشتري دارند، در گسترش و تكامل شبك ة همتأليفي اهميت ويژه اي دارند؛ از اين رو همكاري هرچه بيشتر پژوهشگران كليدي كشورهاي مختلـف بـايكديگر و همچنين جذب پژوهشگران جوان به شبكه، مي تواند در رشد و پويايي هرچه بيشتر آن مؤثر باشد.
اين پژوهش به تحليل شبكة اجتماعي همكاريهاي علمي و هم تأليفي كشور هاي جهـان در حوزة سيستم هاي اطلاعاتي در بازة زماني 2003 تا 2014 پرداخت. با نگاهي بر تحليل شبكه هاي اجتماعي، شاخص هاي جديدي در ارزيابي هاي كتاب سنجي و علم سـنجي بـه كـار رفـت . تحليـلشبكه هاي اجتماعي بهعنوان پارادايم جامعهشناختي، بهمنظور تحليل الگوهاي ساختاري در روابط اجتماعي، روش سيستماتيكي را براي تبيين و آزمـون فراينـد هـا ي اشـتراك دانـش و شناسـاييگلوگاه هاي جريان اطلاعات فراهم ميآورد (سالمي و همكاران، 1393). امـروزه رويكـرد تحليـلشبكههاي اجتماعي، هم بهعنوان رويكردي علمي و هم بـه عنـوان ابـزاري كـاربردي، مـديران وبرنامهريزان را در سياستگذاري و برنامهريزي و همچنـين اجـراي مـديريت مشـاركتي پـژوهش ياري مي كند؛ بهگونهاي كه تجرب ههاي زيادي در دنيا، كاربرديبودن تحليـل شـبكة اجتمـاعي درساماندهي مديريت مشاركتي پژوهشها را نشان داده انـد (آديـن ، حسـين، عباسـي و راسموسـن،2012 و واسرمن و فاست، 2003).
استفاده از نتايج اين پژوهش، مي تواند براي دانشـگاه هـاي كشـور و گـروههـاي آموزشـي در راستاي برنامهريزي آموزش و پژوهش در حوزههاي مختلف و توسعة متوازن آنهـا و رسـيدن بـهاهداف ترسيمشده در نقشة جامع علمي كشور، مؤثر باشد. در اين زمينـه، متخصصـان و متوليـانبايد بر تقويت همكاري دانشگاههاي ايران با گرههايي كه درجة نزديكي بيشـتر ي دارنـد، تمركـزكنند. دانشگاههاي كشور بايد به توسعة روابط همكاري با ايـن كشـورها توجـه كننـد ؛ زيـرا ايـنكشورها در شبكة علمي سيستمهاي اطلاعاتي اهميت ويژه اي دارند و سبب برقـراري ارتبـاط بـاكشورهاي ديگر ميشوند و حضورشان بهعنوان كانال ارتباطي بين ساير كشورها ضروري اسـت .
بهعلاوه، اينگونه گرافها و شاخصها ميتوانند به پژوهشگران ايراني بـراي تعيـين و شناسـاييگسستهاي ساختاري حوزة سيستمهـاي اطلاعـاتي كمـك كننـد. شخصـي كـه گسسـتهـايساختاري را بههم پيوند ميدهـد، افـرادي را بـههـم متصـل مـيكنـد كـه در غيـر ايـنصـورتنمي توانستند به يكديگر دسترسي داشته باشـند. از ايـن رو بـه واسـطة ايـن خـدمت و بـه عنـوانپيونددهنده، قدرت و نفوذ خـوبي بـه دسـت مـيآورد. ايـن گسسـتهـا در سـاختار اجتمـاعي يـاگسست هاي ساختاري براي فردي كه اين گسستها را پر ميكند، مزيت رقابتي ايجاد مـي كنـد؛ زيرا علاوه بر اينكه گسستهاي ساختاري، فرصتهايي براي جريان اطلاعات بـين افـراد فـراهممي آورند، امتياز كسب نفوذ و قدرت را براي آنها به دنبال دارد (برت، 2004).
نتايج اين پژوهش، علاوه بر پيام هايي كه براي پژوهشگران اين حوزة علمي دربردارد، مي تواند براي سياستگذاران



قیمت: تومان


پاسخ دهید