DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.57232
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 2 تابستان 1395 ص. 294- 273

مطالعه اي كيفي از عوامل حياتي موفقيت پروژه هاي
برنامه نويسي تلفن همراه
حمزه خواستار1، كامران عبداللهي2
چكيده: هدف پژوهش حاضر شناخت عوامل حياتي موفقيت تيم ها و شركت ها در پـروژه هـاي برنامه نويسي تلفن همراه است و براي اين كار از رويكرد كيفي بهره مي برد. پـژوهش بـه روش تحليل محتوا اجرا ميشود. بـراي گـردآوري داده هـا بـا 14 نفـر از توسـعهدهنـدگان و خبرگـانبرنامه هاي كاربردي تلفن همراه مصاحبه هاي نيمه ساختاريافته برگزار شـد . مـرور پـژوهش هـاي قبلي نُه عامل حياتي موفقيت را نشان مي داد كه پس از تحليل مصـاحبه هـا ا يـن تعـداد بـه 11 عامل افزايش يافت؛ تجربة مشتري، استراتژي و مديريت پروژه، پشتيباني و ارتقا، برنامهر يـزي و هدف گذاري، مسائل مالي و بودجه بندي، بازاريابي و نياز مشـتريان، زيرسـاخت، مسـائل فنـي و طراحي، عوامل زمينه اي، كار تيمي و مسائل نيروي انساني، مهم ترين عوامل حياتي موفق يـت در پروژه هاي برنامه نويسي تلفن همراه شناخته شدند. با توجه به يافته هـاي پـژوهش حاضـر و بـر اساس چارچوب مدل پارادايم تحقيق كيفي، عوامل تجربة مشتري، كار تيمي و عوامل زمينه اي، مقولههاي محوري پژوهش هستند.

واژه هاي كليدي: اپليكيشن، توسعة نرم افزار، شكست پروژهها، عوامل حياتي موفقيت.

استاديار گروه كسبوكار، دانشكدة مديريت دانشگاه خوارزمي، تهران، ايران
كارشناسارشد مديريت فناوري اطلاعات منابع انساني، دانشگاه خوارزمي، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 25/07/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 06/02/1395 نويسندة مسئول مقاله: كامران عبداللهي
E-mail: kamrana_sg@yahoo.com
مقدمه
گسترش و نفوذ بي سابقة گوشيهاي هوشمند ميان افراد و كسب وكارهـا ، جـذابيت هـاي فراوانـي براي ايجاد و توسعة برنامه هاي كاربردي1 بـين توسـعه دهنـدگان نـرم افـزار ايجـاد كـرده اسـت. هم اكنون برنامه نويسان متعددي در سراسر دنيا به صورت انفرادي يا تيمي در حال توسعة برنامه ها و محصولات نرم افزاري هستند. از اين طريق صنعت نرم افزار تلفن همـراه رشـد فراوانـ ي داشـتهاست. با توجه به اين رشد، در ايران نيز تيم ها و شركت هاي متعـددي بـه صـورت تخصصـي بـهتوسعة نرم افزارها و برنامه هاي كاربردي مشغول اند و تعدادي از اين تيم ها و شركت ها توانستهانـدبه سهم بازار مناسبي نيز دست يابند؛ حتي برخي از آنها چند صد هزار مشتري و كاربر در داخل و خارج از كشور دارند. مطالعات پيشين نشان داده است در فرايند ايده پردازي، سـاخت نمونـة اوليـة آزمون بازار و عرضة محصولات نرم افزار همراه، چالش هاي متعددي وجود دارد (آمبرگ، فيكـل و وينر، 2005). مي (1998) نشان داد تنها يك ششم از پروژه هاي نرم افزاري تعريف شـده در زمـانمعين و با هزين ة پيش بي نيشده به پايان مي رسند؛ يك سوم پروژه ها نيز فوري متوقف مـيشـوند و 50 درصد باقي مانده نيز به طور متوسط با صرف حدود دو برابر بودجه (189 درصـد) و بـيش از دوبرابر زمان (بيش از 222 درصد) فقط به 61 درصد از اهداف تعريف شده دست مييابند. در مطالعة ديگري، توئين، سارينن، پاركر و پتس (2012) نشان دادند 80 درصد از پروژه ها با ريسك بالاي شكست مواجه ميشوند؛ اين شكستها عمدتاً بهدليل ناتواني تيم براي فائقآمدن بر چالش هـاي موجود يا مشكلات مالي و ساختاري رخ ميدهند.
با توجه به اين موارد، يكي از عمده ترين مسائلي كه صاحبان كسبوكارهاي نرم افزاري بـا آنروبه رو هستند، بحث شكست در پروژههاست. هرچند عمدة اين كارآفرينان از تيمهـايي تشـكيلشده اند كه از نظر فني و تخصصي در سطح مناسبي قرار دارند، اما اغلب آنها از نظر مهارتهـايمديريتي و كنترل پروژهها با مشكل مواجه ميشوند.
اگرچه شناخت عوامل حياتي موفقيت پروژههاي نرم افـزاري بسـيار مهـم و كـاربردي اسـت، تاكنون پژوهش مناسبي در اين خصوص اجرا نشده است. اجراي اين دست پژوهشها به مديران اين نوع كسب وكارها كمك مي كند ضمن شناخت بحران ها و تشخيص مسير توسعة كسب وكـار، در چرخة حيات محصول يا كسب وكارشان، تصميمهاي مناسبي اتخاذ كنند.
با اين توضيحات، پژوهش حاضر به دنبال شناخت و تبيين عوامل حياتي موفقيت كسب وكارها در پروژههاي برنامهنويسي تلفن همراه است. سؤال اصـلي پـژوهش حاضـر بـدين شـرح مطـرح ميشود: عمدهترين عوامل موفقيت در پروژههاي برنامهنويسي تلفن همراه كدماند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Application
براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا با بررسي مطالعات پيشين در زمينة عوامل حيـاتي موفقيـت درپروژههاي توسعة نرم افزار، مهم ترين عوامل آن استخراج شدند. سپس بـا بهـره منـدي از رويكـردكيفي و برگزاري مصاحبههاي نيمه ساختاريافته با كارآفرينان توسعة نرم افـزار تلفـن همـراه، ايـنعوامل ارزيابي شدند و مدل نهايي پژوهش به دست آمد.
پيشينة پژوهش
اصطلاح »عوامل حياتي موفقيت« از نظر برنو و ليدكر (1984) عبارت است از مشخصهها، شرايط يا متغيرهايي كه اثر فراواني بر موفقيت و وضعيت رقابتي سازمان دارند. عوامل حيـاتي موفقيـت، نشان دهندة پيوند بين وضعيت محيطي و ويژگي هاي كسب وكار است (آمبرگ و همكاران، 2005).
پروژه هاي فناوري اطلاعات شامل توليد برنامه هاي كاربردي، ارائة برنامه هاي تحت اينترنت، كار با بانك هاي اطلاعاتي و كاوش در داده هاست (ابن الرسول، خاني جاغرق، 1383). برنامه هـايكاربردي به برنامه هايي گفته مي شود كه به كاربر نهايي امكان مي دهد امور معيني را انجام دهـد. نرم افزارهاي مختص به كسب وكار، پايگاه هاي داده و نرم افزارهاي آموزشي، برخي از شـكل هـاي نرم افزارهاي كاربردي محسوب مي شوند (صادقي نشاط، 1389).
توسعة نرم افزار به چرخة حيات نرم افزار اطلاق مي شود كه مراحل تكامل نرم افزار را از زمـانايده پردازي تا اولين استفاده دربرمي گيرد. اين فرايند معمولاً شامل تحليل، طراحي، اجـرا، آزمـون،رفع خطا، تحويل و پشتيباني است (توئين و همكاران، 2012).
ادبيات پژوهش در زمينة صنعت برنامة كاربردي تلفن همراه بسيار اندك است. اين امر بيشتر به دليل نوظهور بودن اين صنعت است؛ اما در خصوص پروژههـاي نـرم افـزاري بـهصـورت عـامپژوهشهاي زيادي وجود دارد. از آنجا كه پيدايش برنامة كاربردي تلفـن همـراه در ادامـة مسـير
پروژه هاي نرم افزاري شكل گرفته است، در پژوهش حاضر ادبيات پيشـين در زمينـة پـروژه هـاينرم افزاري به صورت عام بررسي شد و به عنوان الگوي اوليه مدنظر قرار گرفت. از ايـن رو ادبيـاتپژوهش در زمينة پروژههاي فناوري اطلاعات مطالعه شد و مهم ترين عوامل حياتي در اين حـوزهاستخراج شدند كه در جدول 1 مشاهده مي شود. بـا توجـه بـه ايـن جـدول، عوامـل موفقيـت درپروژه هاي نرم افزاري شامل 9 مؤلفه مي شود كـه عبـارت انـد از : 1. نيـروي انسـاني و كـار تيمـي(ارتباطات و پاداش ها)؛ 2. مديريت مالي و بودجه بندي در پروژة نرم افزاري؛ 3. زيرساخت و منـابعموردنياز پروژة نرم افزاري؛ 4. شـناخت نيـاز مشـتريان و تجربـة مشـتري در پـروژة نـرم افـزاري؛ 5. پش تيباني و ارتق اي نس خة ن رم اف زاري پ روژة ن رماف زاري؛ 6. طراح ي و مس ائل فن ي؛
7. مشاركت هاي كليدي ذي نفعـان؛ 8. اهـداف مشـخص و برنامـه ر يـزي دقيـق؛ 9. اسـتراتژي و
مديريت پروژه. در ادامة پژوهش اين 9 مؤلفـه بـا اسـتفاده از رويكـرد تحليـل محتـواي كيفـي ومصاحبه بررسي مي شوند.
جدول 1. عوامل مهم موفقيت پروژههاي نرمافزاري
منابع عوامل حياتي موفقيت
اشميت، ليتينن، كيل و كل (2001)؛ كيل، تيوانا و بـوش (2002)؛ تيلـور (2006)؛ كـاپلمن، مكيمـان، ژانـگ (2006)؛ مـي (1998)؛ ويتـاكر (1999)؛ يئـو (2002)؛ جيانگ و كلين (2000)؛ باكاريني، سالم و لاو (2004)؛ شاريت (2005). نيروي انساني و كار تيمي (ارتباطات و پاداش ها)
اشميت و همكاران (2001)؛ جونز (1996)؛ جـونز (1999)؛ ويتـاكر (1999)؛ مـي (1998)؛ باكاريني و همكاران (2004)؛ شاريت (2005)؛ كلگ و همكاران (1997)؛ اوز و سوكيت (2000)؛ ساور و كاتبرتسون (2003). مديريت مالي و بودجه بندي در پروژة نرم افزاري
اشميت و همكاران (2001 )؛ كيل و همكاران (2002)؛ تيلـور (2006)؛ كـاپلمن و همكاران (2006)؛ مـي (1998)؛ ويتـاكر (1999)؛ يئـو (2002)؛ جيانـگ و كلـين (2000)؛ باك اريني و همك اران (2004)؛ ش اريت (2005)؛ تيل ور (2000)؛ ج ونز
(1996)؛ كلگ و همكاران (1997)؛ اوز و سـوكيت (2000)؛ سـاور و كاتبرتسـون
(2003) زيرساخت و منابع مورد نياز پروژة نرم افزاري
اش ميت و همك اران (2001)؛ كي ل و همك اران (2002)؛ س اور و كاتبرتس ون (2003)؛ كاپلمن و همكاران (2006)؛ مي (1998)؛ يئو (2002)؛ جيانـگ و كلـين
(2000)؛ گلاسر (2004)؛ استندينگ، گويـل فويـل، لـين و لاو (2006)؛ شـاريت
(2005)؛ كلگ و همكاران (1997) ؛ ميلاز (2002)؛ اوز و سوكيت (2000). شناخت نياز مشتريان و تجربة مشتري در پروژة نرم افزاري
پرسمن (2011). پشتيباني و ارتقاي نسخةنرم افزاري پروژة نرم افزاري
آمبل و همكاران (2003). طراحي و مسائل فني
آمبل و همكاران (2003). مشاركت هاي كليدي ذي نفعان
اشميت و همكـاران (2001)؛ كيـل و همكـاران (2002)؛ تيلـور (2006)؛ سـاور وكاتبرتسون (2003)؛ كاپلمن و همكـاران (2006)؛ يئـو (2002)؛ ويتـاكر (1999)؛ گلاسر (2004)؛ استندينگ و همكاران (2006)؛ شاريت (2005)، كلگ و همكاران (1997)؛ پروساكينو، ورنر، اورماير و دارتر (2002)؛ ميليـز و مـاركن (2002)؛ اوز و سوسيك (2000)؛ هامفري (2005)؛ تيلور (2000). اهداف مشخص و برنامه ريزي دقيق
اشميت و همكاران (2001)؛ كـاپلمن و همكـاران (2006)؛ يئـو (2002)؛ سـاور و كاتبرتسون (2003)؛ جيانگ و كلين (2000) ؛ شاريت (2005)؛ كلـگ و همكـاران (1997)؛ هامفري (2005)؛ شاريت (2005)؛ كلگ و همكـاران (1997)؛ هـامفري
(2005)؛ استندينگ و همكاران (2006)، اوز و سوسيك (2000)؛ استراتژي و مديريت پروژه
روش پژوهش
پژوهش حاضر در دو مرحله به اجرا درآمد؛ در مرحلة اول، ادبيات پژوهش در زمينة عوامل حيـاتيموفقيت پروژه هاي نرم افزاري بررسي شد. بر اساس يافته هاي اين مرحله، مدلي از عوامل حيـاتيموفقيت شامل 9 مؤلفه اصلي به دست آمد. در مرحلة دوم، از رويكـرد تحليـل محتـواي كيفـي و مصاحبه براي تعيين عوامل حياتي موفقيت در پروژه هـاي برنامـه نويسـي تلفـن همـراه در ايـراناستفاده شد. در پژوهش حاضر ابزار گردآوري اطلاعات، مصاحبههاي نيمه ساختاريافته است. ايـنمصاحبهها بر اساس پرسش اصلي پژوهش در خصوص موضـوع تحقيـق و بنـا بـر بازخوردهـاي كسب شده طي فرايند گردآوري و تحليل دادهها، هدايت شدند.
پس از تنظيم پروتكل اجراي پژوهش، مصاحبه با مشاركت كنندگان تا زمان رسيدن به اشـباعنظري1 ادامه يافت. در مصاحبهها از مصاحبه شوندگان درخواست شد بـراي توصـيف پديـدههـايمطرح شده مثالهايي ارائه دهند و استدلالهاي خود را براي ديدگاهشان بيـان كننـد. در انتهـايمصاحبه، به منظور جمع بندي ديدگاه ها و دريافت موارد مهم از ديد آنان، چند سؤال بـاز در اختيـارمصاحبه شوندگان قرار مي گرفت. پس از برگزاري مصاحبه، محتواي هر يك پياده سازي2 ميشد و پيش از مصاحبة بعدي نيز، مراحل كدگذاري اوليه و تجزيهوتحليل هر مصاحبه انجام ميگرفت.
نوع انتخاب مشاركت كنندگان در پژوهش حاضر مبتني بـر هـدف3 بـود؛ زيـرا افـرادي بـرايمشاركت انتخاب شدند كه پديدة مدنظر (عوامل حياتي موفقيت در پروژه هاي برنامه نويسي تلفـنهمراه) را مطالعه كردند يا ديدگاه هاي خاصي دربـارة آن داشـتند؛ يعنـي در ايـن زمينـه مطلعـان اصلي4 هستند. پس از تحليل هر مصاحبه با مشخص شدن ابهامها يا ضعف هاي الگو و مقوله هـا،نفر بعدي با توجه به تخصص مورد نياز براي رفع و اصلاح ابهام ها يا ضعفها انتخـاب مـي شـد .
مشاركت كنندگان در پژوهش كنوني 14 نفر بودند. انتخاب هر مصاحبه شونده نيز به ايـن صـورتبود كه هر يك از شركت كنندگان، يك يا چند نفر ديگر از متخصصـان يـا مـديران پـروژه هـايبرنامه نويسي تلفن همراه را به پژوهشگر معرفي ميكرد (مايكوت و مورهاوس، 1994).
داده هاي به دست آمده از مصاحبه ها بـا اسـتفاده از روش كدگـذاري تجزيـهوتحليـل شـدند و مقوله بندي آنها مبتني بر رويكرد تحليل تم انجام گرفت. اين روش به عنوان روش تحليل تطبيقي مداوم يا تجزيه وتحليل همزمان دادهها5 شناخته شده است. در اين روش، دادههاي جديد همزمـانبا تمام دادههاي ديگر مقايسه مي شوند تا محوريت مطلوب بين تمام دادهها آشكار شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Theoretical saturation
23. Purposeful. Transcription
Key Informants
Constant Comparative analysis
طي فرايند تحليل كيفي، مدل استخراج شده از ادبيـات بـه روش مقايسـة مسـ تمر و در حـيناجراي مصاحبه ها، بازبيني و تعديل شد. پژوهشـگران در جمـعآوري و تجزيـه وتحليـل داده هـا ازيادآوري نويسي1 نيز استفاده كردند؛ بدين ترتيب كه هنگام جمعآوري و تحليـل داده هـا، چنانچـهايدهها يا روابطي به نظر ميرسيد، به طور جداگانه يادداشت مي شدند.
يافتههاي پژوهش
در فرايند كدگذاري باز، از 14 مصاحبه برگـزار شـده، 193 كـد اوليـه شـكل گرفـت. سـپس بـه طبقهبندي اوليهاي از دادهها پرداخته شد و مفاهيم به دسـت آمـده از كدگـذاري بـاز در 11 مقولـة تجربة مشتري، مديريت استراتژيك، پشتيباني، برنامه ريزي و هدفگذاري، مـالي و بودجـه بنـدي، بازاريابي و نياز مشتريان، زيرساخت، مسائل فني و طراحي، عوامل زمينه اي، كار تيمـ ي و مسـائل نيروي انساني جاي گرفتند. در ادامه هر يك از اين ابعاد توضيح داده ميشوند.
تجربة مشتري
مديران به شدت تلاش مي كنند تجارب فوق العاده اي براي مشتريان خود بهوجود بياورنـد . تجربـة مشتري (UX)2 به احساسات و افكاري گفته مي شود كه حاصل اثرهاي محسوس و غيرمحسوس شخص يا چيزي است كه نمايندة مستقيم يا غيرمستقيم سازمان، برند يا محصولي باشـد . تجربـة مشتري دربرگيرندة همة نقاطي است كه مشتري بـا سـازمان، محصـول يـا خـدمت ارتبـاط دارد(جانفرسا، 1387).
تجربة مشتري مشتمل بر چهار دستة مفهـومي وابسـتگي زيـاد موفق يـت بـه تجربـة كـاربر، استانداردهاي مشتري، دانش كاربري كم و فعال سازي كنجكاوي است. در مصاحبه ها، وابسـتگيزياد موفقيت به تجربة كاربر به شرح زير در كانون توجه بوده است:
بحث UX به شكل عجيبي مطرح مي شود، انگار تا الآن وجود نداشت، پيش از اين Useability مطرح بود كه در بحث اپ، مقداري پررنگ مي شود؛ چون متشكل از 4 يا 5 صفحه است و توليد مكرر دارد. با توجه ب ه اينكه در اغلب نرم افزارها UX رعايت مي شود، الان User ها خيلي سـريع در مقابل نرمافزاري كه UX را رعايت نكرده، واكنش نشان ميدهند.
در خصوص دستة مفهومي استاندارد مشتري نيز به اين ترتيب در مصاحبه ها اشاره شده است:
نمي توانيم با استاندارد 4 سال پيش برويم. براي مثال، وقتي با سيسـتم عامـل اندرويـدUpdate مي كني بايد همگام با OS پيش بروي. خود شما طراحي بكنيد، خيلي خوب نيست. APP هـا بـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Memoing
User Experince
سمت مسائل استاندارد پيش ميروند. مثلاً تلگـرام بايـد سـعي كنـدMaterial Design خـوبي داشته باشد.
در زمينة دستة مفهومي فعال نگه داشتن حس كنجكاوي نيز مصاحبه شوندگان معتقدند:
اين پارامتر ديگري است كه بر آن تمركز داريم، نـرم افزارهايمـان را سـريع بـه روزكـرده و آن را تكميل كرديم ؛ زيرا پس از اينكه حس كنجكاوي كاربر فـروكش كـرد ، بايـد مطمـئن باشـد كـه نرم افزار زنده است؛ در واقع بايد حس كنجكاوي كاربر را فعال نگه داشت.
مديريت استراتژيك
تفكر استراتژيك، مديران را به سوي يادگيري سريع از محيط كسب وكار و بـه كـارگيري خلاقيـتبراي خلق ارزش هاي جديد هدايت مي كند. اگر كاركرد استراتژي، خلق مزيت رقابتي فرض شود، تفكر استراتژيك براي بقا و رشد سازمان در محيط پـررقابت امروز امري اجتناب ناپذير خواهد بود (غفاريان و علياحمدي، 2003).
در خصوص مقولة مديريت استراتژيك در مدل برآمده از مصاحبه هـا، شـش دسـتة مفهـومي شامل نوع پروژه (پيمانكاري يا خويش فرما)، رصد رقبا، تمركز بر خلق مزيت رقـابتي، چشـم انـداز زماني پروژه، سرعت و كاهش هزينه و اتحادها و همكاري هاي استراتژيك، استخراج شد. نمونـ ة مصاحبه اي در زمينة دستة مفهومي نوع پروژه به شرح زير است:
پروژه را خود طراحي و وارد بازار كنيد، يا به صورت پيمانكاري كار كنيد؛ ا يـن دو بـا هـم تفـاوتدارند. نگاه ما پيمانكاري نيست و از صفر تا پايان پروژه را اجرا مي كنيم.
مصاحبه شوندة ديگري دربارة دستة مفهومي رصد رقبا مي گويد:
اصل قضية استراتژي محصول براي چيست؟ بايد تصميم گيري كنيد. اگر مثلاً فيدبك گرفت يـد و ديديد محصول شما محبوبيت كمي دارد، بايد به رقيب نگاه كنيد. محصـول رق يـب چـه مز ي تـي نسبت به محصول تو دارد؟
در خصوص دستة مفهومي اتحادها و همكاري هاي استراتژيك در يكي از مصاحبه ها اين گونه بيان شد:
شركت هاي زيادي در حوزة اپليكيشن وارد شد ه اند كه با ما در تماس بودند. مـا تجربـه هـا را بـه اشتراك مي گذاشتيم. با توجه به اينكه تعـداد كـاربران زيـادي داريـم، هفتـه اي يـك بـار بعضـي نرم افزارها را معرفي مي كنيم و نوعي رابطة win-win با شركت هاي همكار به وجود مي آور يـم و به شركت هاي همكار مشاوره مي دهيم.
پشتيباني و ارتقا
پشتيباني از نرم افزار هم اكنون استاندارد پذيرفته شده اي اسـت و شـركت هـا بـراي اينكـه برنامـة كاربردي خود را در بازار رقابت نگه دارند، بايد به خوبي از آن پشتيباني كنند. آنچه از مصـاحبه بـاخبرگان اين حوزه برآمد، اين مقوله مشتمل بر سه دستة مفهومي شامل پويايي يا ايستايي برنامـ ة كاربردي، زيرساخت پشتيباني و ارتقا بر اساس بازخورد است. وقتي برنامهاي كاربردي مانند كتاب به وجود مي آيد، در واقع يك اپليكيشن ايستا ايجاد شده است كه نياز كمتري به پشتيباني دارد؛ اما برنامههاي كاربردي مانند شبكة اجتماعي، اپليكيشن هـاي پويـا يي هسـتند كـه بـه حـتم طريقـةپشتيباني و به روزكردن آنها نيز با يكديگر تفاوت دارد:
بستگي به نوع پروژه دارد؛ پروژه هـايي كـه محتـواي اسـتاتيك يـا ديناميـك دارنـد، متفـاوت ازيكديگرند. مانند شبكة اجتماعي با محتواي كتاب. در شبكة اجتماعي پشتيباني خيلي مهم اسـت . نبايد وقفه اي در پشتيباني رخ دهد، ولي در يك كتاب موبـايلي ، تـأمين مـالي مهـم اسـت و بـه پشتيباني چنداني نياز ندارد.
مصاحبه شوندهاي در خصوص زيرساخت پشتيباني معتقد است:
در شبكه هـاي اجتمـاعي بعـد از نوشـتن اپليكيشـن، زيرسـاخت خيلـ ي مهـم اسـت . در اپليكيشـن »حبل المتين« به ايجاد زيرساخت شبكه اي نياز داريم. زيرساخت در فاز پشتيبان ي بسيار اهميت دارد.
در نظر گرفتن بازخورد مشتري در ارتقا، دريافت بازخورد و اعمال آن در زمان مناسب و ارتقـابر اساس بازخورد مشتري، در دستة مفهومي ارتقا بر اساس بازخورد خلاصه شده است. ايـن سـهعامل نيز از مصاحبههايي منتج شد كه در زير چند نمونه از آن بيان شده است:
خيلي ساده است. خوب راه حل، استفاده از ماركت هاي اپليكيشن هاست. كاربر آنجا مي نويسد اين بد بود، يا ستاره مي دهد. راه ديگري هم وجود دارد، مثلاً تلگرام در خود نـرم افـزار فيـدبك دارد، يعني كاربر ميتواند بنويسد.
نظر مصاحبه شونده ديگر:
يكي از رموز موفقيت نرم افزارها براي اينكه به حيات خود ادامه دهند، بحث ارتقا و بـه روزرسـاني است. براي مثال بايد با به روزرساني اندرويد، نسخة جديد عرضه شود تا پروژه زنده بمانـد . حتـي بازخوردي كه مشتري مي دهد، بايد در نسخة بعدي مدنظر قرار گيرد.
برنامه ريزي و هدف گذاري
برنامه ريزي و هدف گذاري مشتمل بر دو دستة مفهومي تعيين اهداف مرحله اي و زمان عرضه بـهبازار، به روزرساني و امكانات جديد است. دستة مفهومي تعيين اهداف مرحله اي به اختصاص زمان دقيق براي پروژه هاي اپليكيشن، تدوين مسير رشد اپليكيشن توسط مدير ارشـد ، هـدف و برنامـة مشخص بعد از موفقيت اپليكيشن، در نظر گرفتن فازبندي مرحله اي براي پـروژه ، ايجـاد تـابلويكار يا روزشمار و تعيين هدف ها ي گام به گام، دلالت دارد كه از مصاحبهها استخراج شده است:
در پروژه هاي نرم افزاري هيچ وقت نمي توان زمان دقيقي مشخص كرد، مثلاً بگوييم سه ماه ديگر آماده ميشود؛ زيرا ممكن است در زمان مقرر باگ هاي زيادي داشته باشد.
يا در مصاحبة ديگر گفته شد:
باد صبا نزديك به دو سال محبوب ترين اپليكيشن كافه بازار بود. نگهداري موفقيت به اندازة كسب موفقيت ارزش دارد. ايجاد آن به هر صورتي مي شود، امـا بعـد از آن برنامـه چ يسـت؟ اپليكيشـن آفتابه خيلي سروصدا كرد، ولي اثري از آن نيست. چون دچار حادثة موفقيت شد. تـداوم موفق يـت بسيار مهم است. كافه بازار از سال 92 تا 93 حدود 300 درصد رشد كرد و از 93 تـا 94 بـه رشـد 900 درصدي رسيد.
يا:
در زمينة اپليكيشن موبايل بايد مقداري پيش بروي تا كم كم تارگت ها مشـخص شـود. مـثلاً درنسخة بتا، هدف رسيدن اپليكيشن به موقع به بازار است؛ ولي اگر به موقع بـه بـازار نرسـد و از آن استفاده شود، وارد زبالهداني APP مي شود.
دستة مفهومي به روزرساني و امكانات نيز چكيدة مواردي چون برنامة زمان بندي مناسب، ارائة اپليكيشن قبل از تكميل شدن، ارتقاي گام به گـام اپليكيشـن، برنامـهريـزي بـراي بـه روزرسـاني وامكانات جديد و وابستگي موفقيت در زمان ورود به بازار است:
اپليكيشن را قبل از اينكه كامل آماده شود، ارائه دهيم؛ يعني قبل از اينكه بـه طـور كامـل آمـاده شود آن را معرفي ميكنيم و تلاش مي نماييم آن را پيش فروش كنيم. البته براي اپليكيشنهـايخاص كه يكسري امكانات دارند، به جاي اينكه بهاي كامل بپردازند، درصـدي از آن را پرداخـتكنند و از امكانات خاصي بهره مند شوند.
يا:
كاري كه اول شروع كرديم را از 10 ابزار استارت زديم. برنامه اين بود كه هر دو هفتـه يـك بـار ابزار ديگري اضافه كنيم و بعد كه ابزارها زياد و پشتيباني مشكل شد، هر ماه نسخة جديدي ارائه دهيم و الآن به دليل ابزارهاي زياد، نسخة جديد را هر دو ماه يك بار ارائه مي دهيم.

مالي و بودجهبندي
مسئلة مالي و بودجه بندي در صنعت برنامه نويسي موبايل كه كارهـا بـه صـورت پـروژه اي پـيش ميرود، بسيار حياتي جلوه مي كند. علاوه بر پيچيدگي جريان بودجهبندي در زمان توليد، اين مهـمدر تمام مراحل از توليد تا ارتقا و پشتيباني مهم و اساسي به شمار ميرود. اين مقولـه مشـتمل بـرسه دستة مفهومي، شامل حمايت ماليِ سرمايه گذار، سـهم بـالاي هزينـه هـاي منـابع انسـاني از بودجه، بودجه بندي مرحلهاي و تخصيص به هنگام است.
يكي از مصاحبه شونده ها دربارة حمايت ماليِ سرماي هگذار اينگونه بيان ميكند:
معمولاً زماني كه پروژه نهايي شد، يا براي آن تأمين اعتبار شد، به سرمايه گذاري فروخته مي شود (تحت حمايت سرمايهگذار قرار ميگيرد).
برخي مصاحبهشوندگان معتقدند براي پروژة برنامة كاربردي بايد گـامبـه گـام هزينـه شـود و سرمايهگذاري اوليه و يكجا كار اشتباهي است:
اين اشتباه است كه از اول براي پروژة اپليكيشن سرماية كلان بگذاريم. اشتباهي كه رخ مي دهد اين است كه مي خواهند در زمان كم اپليكيشن بزرگي را بالا بياورند كه به شكست مـي انجامـد . بهترين حالت در بودجه بندي اين است كه بودجه را گام به گام به پروژه اختصـاص دهـيم . بعـد از اينكه بازخورد مناسبي از كاربر گرفتيم، مابقي بودجه را صرف پـروژه كـرده و امكانـات جديـد را به مرور اضافه نماييم.
بازاريابي و نياز مشتريان
موفقيت محصولات برنامه نويسي در شناخت مناسب نياز مشتريان است؛ بنابراين بدون نيازسنجي مشتريان و شناخت درست جامعة هدف، ورود به اين حوزه عملي اشتباه است. اين مقوله مشـتملبر هفت دستة مفهومي شامل سيستم مديريت ارتباط با مشتري، مديريت محصول، مدل تبليغات، تحقيقات بازار، برندسازي محصولات، توسعة بازار و محل عرضة برنامة كاربردي و نحوة معرفـي است. توجيه كاربراني كـه تقاضـاي غي رمعقـولي از اپليكيشـن دارنـد، حفـظ ارتبـاط بـا مشـتري، داده كاوي از نظرها و خواسته هاي مشتريان، دريافت بازخورد، گزارش و كامنت مناسـب از سـوي كاربر، انتخاب كانال ارتباطي مناسب با مشتري و لزوم پاسخ مناسب به مشتري در هر صورت، در سيستم مديريت ارتباط با مشتريان خلاصه مي شود:
كامنت مشتريان را دائماً از طريق ايميل و تلفن دريافـت مـيكنـيم . مـا اول ايرادهـا و نظرهـاي مشتريان را در آپديت برطرف مي كنيم و سپس ايده هاي خود را به اجرا درميآوريم. ممكن است كاربر از روي كمبود اطلاعات چيزي از ما بخواهد كه انجام آن امكان پذير نباشد. مـثلاً مشـتري بخواهد فيلم ها يا تلويزيون غير از اينترنت پخش شوند كـه نشـدني اسـت . مـا سـعي مـي كنـيم سؤال ها را جواب دهيم، حتي اگر بيمورد باشد.
مديريت محصول از ديد يكي از مصاحبه شونده ها به صورت زير است:
مدير محصول مسئله را تعريف مي كند و به مدير تحقيق و توسعه مي دهد. چگونه، با چه كيفيتي، پذيرفتن يا نپذيرفتن انجام آن را تحقيق و توسـعه مشـخص مـي كنـد . تجربـه نشـان مـي دهـد ايده پردازي و ايدهآل گرايي و مبسوط بودن پروژه، هزينه را بالا ميبرد و از خروجي دور مي كند.
سومين مؤلفة مدل، تبليغـات اسـت كـه خـود خلاصـة اهم يـت تبليغـات و اهم يـت تبليغـات دهان به دهان در اپليكيشن است:
البته براي اپليكيشن هاي خاص كه يكسري امكانات دارند، به جاي اينكه بهاي كامـل بپردازنـد،درصدي از آن را پرداخت كنند و از امكانات خاصي بهـره منـد شـوند . بعـد از آن سـراغ تبليغـات مي رويم. به نظر من اگر اپليكيشن را پيش فروش كنيم، هزينه براي تبليغات جواب مي دهد.
چهارمين مؤلفه تحقيقات بازار است كه از دو مؤلفة شناخت مشتري و جامعة هدف و شـناختمناسب بازار هدف در مصاحبهها شكل گرفته است:
شناخت مشتري در فاز اول يعني تحليل صورت مي گيرد، شما بايد بدانيد مشتري هدف كيسـت؟ ممكن است پروژه اي تعريف كنيد كه جامعة هدف كودكان باشند، بنابراين جامعـة هـدف را بايـد كاملاً شناسايي كنيد.
پنجمين مؤلفه به محدوديت بازار داخل اشاره مي كند كه منظور از آن توجه به بازار جهاني بـاتوجه به اشباع بازار داخلي است:
معمولاً ما بيشتر در عرضه مشكل داريم. مثلاً تيم نميتواند تبليغات كند. زيرساخت وجـود نـدارد كه دولت بايد كمك كند. بازار اصلي بازار جهاني است، ولي در داخل ماركت ها خيلـي مهـم انـد .
شركت هاي كوچك نيز بايد به سمت تجاري شدن حركت كنند.
ششمين مؤلفه ، به برندينگ محصول اشاره دارد كه شامل اطمينان كاربران به اپليكيشنهاي قديمي و اطمينان كاربر از پشتيباني مناسب و اصالت است. در مصاحبه با يكي از افراد خبرة ايـنحوزه اين مطلب كاملاً روشن است.
كاربر بايد از اصالت محصول اطمينان داشته باشد؛ يعني اطمينان را براي كاربر به وجود بيـاوريم . مثلاً پشتيباني خوب داشته باشيم. در واقع پيگيري و پشتكار مهم ترين نكته است. مـثلاً 6 سـال اپليكيشن موبايل كار كنيم و بعد سراغ اپليكيشن حسابداري برويم.
هفتمين مولفه به توسعة بازار اشاره ميكند كه در واقع همان توسعة بازار مطمئن است:
كسي كه وارد اين حوزه مي شود، نبايد به فكر كار دوم باشد؛ ولي الآن بازار، بازار معتبري نيسـت و حمايت درستي از ما نمي شود، بهخصوص اپليكيشن هاي كوچك. بايد بازاري راه بيفتد كه افراد از روي علاقه كار كنند.
آخرين مؤلفة بازاريابي، محل عرضة اپليكيشن و نحوة معرفي آن است كه شامل چهار بخش عرضة نرم افزار در ماركت هاي معروف و كاربر زياد، نحوة معرفي اپليكيشـن در ماركـت هـا ، لـزومكانال توزيع مناسب براي انتشار محصول و نبود ماركت مناسب براي عرضه است:
اگر محصول را در ماركت معروف بگذاريد بهتر است. ما در ايران شش ماركـت معـروف داريـم؛ مثلاً اپليكيشن را به كندو بدهيم سريع مي پذيرد، ولي كـاربران كمـي دارد . در كافـه بـازار بهتـر است.
زيرساخت
زيرساخت بسته به نوع پروژه هاي برنامه نويسي تلفن همراه تفاوت دارد كـه نيـاز بـه آن از زمـانتوليد تا پشتيباني محسوس است. دسته هاي مفهومي مربوط بـه زيرسـاخت، مشـتمل بـر تطـابقزيرساخت با تنوع طراحي، دسترسي به زيرساخت اينترنت، استفاده از ابزار برون سپاري و ارتباط با شتاب دهنده است. منظور از تطابق زيرساخت با تنوع طراحي، وابستگي زيرساخت به تنوع طراحي است:
زيرساخت ها در اجراي پروژه هاي نرم افزاري متفاوت اند، اگر اپليكيشـن بـازي باشـد خيلـي مهـم است، ولي در اپليكيشن هاي ديگر به صـورت جـدي بـه آن توجـه نمـي شـود . اپليكيشـن بـازي زيرساخت سنگيني را ميطلبد از Device گرفته تا…
منظور از دسترسي به زيرساخت اينترنت، دسترسي هميشگي و با سرعت به اينترنت در پروژة برنامهنويسي و اينترنت است كه از زيرساختهاي مهم به شمار مي رود:
بحث زيرساخت از عوامل اساسي پروژه است. در Taxiyab مهم ترين زيرساخت 3G بـود، فقـط رايتل داشت و همراه اول و… نداشتند. راننده ها بايد به 3G دسترسـي مـي داشـتند. مـثلاً مـا بـه راننده ها يك سيم كارت رايتل و يك Device داديم و يكي از دغدغه هـاي مـا اينترنـت و GPS بود.
ابزار برون سپاري، به برون سپاري زيرساخت در آغاز پروژه اشاره دارد. اين دسـت ة مفهـومي درمصاحبة زير قابل درك است:
در نقطة شروع اگر از زيرساخت بيرون استفاده نماييم، بهتر است.
ارتباط با شتاب دهنده در واقع به اين مسئله اشاره دارد كه حمايت صحيح و مناسـب از سـويشتاب دهنده ها، ميتواند پي آمدهاي خوبي در موفقيت اپليكيشن به همراه داشته باشد.
مسائل فني و طراحي
با توجه به اينكه اين صنعت نياز به دانش و تخصص هاي گوناگون دارد، مسائل فني در موفقيـتپروژه هاي برنامه نويسي تلفن همراه حائز اهميت اند. اين مقوله دربرگيرنـدة دسـته هـاي مفهـوميارتباط با شتابدهنده ها، تطابق محصول با پلتفرم ها، فرايند توسعة نرم افزار، آزمـون اول يـه قبـل ازانتشار، طراحي گرافيك محصول، سطح پيچيدگي پروژه (تخصص و تيم نرم افزار) و حجم برنامـه است.
تطابق محصول با پلتفرم ها، به مفهوم لزوم پوشش برنامه توسط همة سيستم عامل ها و لـزوم همگامبودن اپليكيشن با سيستم عامل است:
شما ببينيد در دست تمام مديران گوشي اپل است. فرض كنيد نرم افزاري را براي مديري توضيح ميدهيد؛ اگر بر پاية اندرويـد باشـد بـرايش محسـوس نيسـت . بنـابراين تمـام زيرسـاخت هـا و Device ها مهم اند.
استاندارد فرايند توسعة نرم افزار به اين مسئله دلالت دارد كه در پـروژه هـاي اپليكيشـن ايـناستاندارد رعايت نميشود كه از نظر يكي از مصاحبه شوندگان به اين شكل مطرح شده است:
شركت هايي كه در زمينة موبايل فعاليت مي كنند به طـور عمـده شـركت هـاي نوپـايي هسـتند و توانمند نيستند و به جز تعداد انگشت شماري از آنها نمي توانند پروژه هـاي بـزرگ را اجـرا كننـد ؛ عمدتاً استارتاپ بوده و در سازوكار فرايند توسعة نرم افزار نبوده اند و مي خواهند پروژه هاي بـزرگ را همانند استارتاپ پيش ببرند و همة مراحل توسعة نرم افزار را رعايت نمي كنند.
برخي مصاحبه شوندگان معتقدند حتي در زمان بودجه بندي نيز آزموني براي نرم افـزار در نظـرگرفته نميشود، حال آنكه يكي از مهم ترين كارها در فرايند توسعة نرم افزار همين مسـئ له اسـت .
يكي از مصاحبهشوندگان در اين باره مطرح كرد:
مثلاً برنامه اي روي وب مي نويسد، روي Browser تست مي كند، ولي تسـت در موبا يـل خيلـ ي مهم است، به خصوص تيم ها ي كوچك بايد به آن توجه كننـد . در ماركـت خودمـان ، مـا آنهـا را تست مي كنيم و معمولاً به دوم يا سوم نمي رسد. مثلاً روي تبلت اجـرا نمـي شـود فراينـد تسـت موبايل خيل ي پيچيده تر است.
يكي از مصاحبهشوندگان اهميت طراحي گرافيك را اينگونه توصيف ميكند:
هر تيم برنامه نويسي متشكل است از گرافيست، طراح، تستكننده و ايده پرداز. وقتـي كـه طـراح WI frame را ساخت از برنامه نويس نيز نظر مي گيرد؛ زيرا طراح ي مرحلة مهمي اسـت و وقتـ ي خروج ي گرفتيم و طرح اوكي شد به تيم برنامه نويس ي مي دهيم.
ارتباط پيچيدگي با تخصص و كار تيمي را در يكي از مصاحبهها بهصورت زير ميتوان ديد:
هر چه اپليكشن پيچيده باشد، فقط به تيم نرم افزار برميگردد. اگر اپليكشن پيچيـده نيسـت، بـه تخصص برمي گردد.
عوامل زمينهاي
عواملي است كه خارج از اختيار توسعه دهندگان است و بيشتر به جامعه و عوامل حاكميتي بستگي دارد. اين مقوله نيز شامل دستههاي مفهـومي دانـش انـدك كارفرمـا از مـديريت پـروژة برنامـة كاربردي، نبود فرهنگ پرداخت براي محصولات اطلاعـات ي، عوامـل حقـوقي و قـانون ي، مسـائل فرهنگي، محيط داخلي و بومي، حمايت دولت و تأثيرگذاري صنف توسعه دهنده بر سياسـت هـاي حاكميتي است. نظر يكي از مصاحبهشـوندگان دربـارة دانـش انـدك كارفرمـا از مـديريت پـروژة اپليكيشن در زير مشاهده مي شود:
كارفرما از محصولي كه مي خواهد دانشي ندارد؛ يعني خودش نمي دانـد چـه مـي خواهـد، جالـب اينجاست وقتي از دوستان مي خواهيم يك صفحه از آنچه مي خواهند بنويسند، نمي توانند كه اين شروع مشكل است؛ ولي وقتي به شركت نرم افزاري كوچك تري برمي خورند، آن شـركت مجبـور مي شود به دليل از دستندادن موقعيت كارفرما قرارداد ببندد و درنهايت دچار بحران ميشوند.
نبود فرهنگ پرداخت براي محصولات اطلاعاتي در پروژه هـاي اپليكيشـن بيـان كننـدة ايـن موضوع است كه در ايران بيشتر بهاي سخت افزار را ميپردازند:
از آنجا كه در ايران نرم افزار ارزش خيلي كمي دارد، بودجة آن نيز محدود اسـت . مـثلاً سـرور 80 ميليون است، خيلي راحت پرداخت ميكنند؛ ولي اگر بگوييم قيمت نرم افزار x تومان است حاضر نيستند، پرداخت نمايند.
عوامل حقوقي و قانوني به فرهنگ رعايت حفظ حقوق ديگـران، رعا يـت قـانون كپـ يرا يـت داخلي و لزوم اصلاح قوانين استخدام متخصصان اشاره دارد:
گرچه قانون كپي رايت در ايـران بـه رسـميت شـناخته ن شـده اسـت، انتظـار مـيرود دسـت كـمتوسعه دهندگان هم وطن به يكسري موارد اخلاق حرفه اي گري پاي بند باشند.
درآمد كم در صنعت اپليكيشن نيز به دليل ماهيت آن، ازجمله عواملي بود كه مصاحبهشونده ها به آن اشاره داشتند:
كسي كه حرفه اي باشد در اين صنعت كار نميكند؛ به دليل اينكه درآمـد آن كـم اسـت ، از ايـن صنعت خارج مي شود.
مؤلفة بعدي مسائل فرهنگي، محيط داخلي و بومي است كه به انطباق ويژگي هاي نرم افزارها با فرهنگ بومي، نبود فرهنگ كار تيمي و توجه به شرايط محيط داخلي براي موفقيت اپليكيشـن اشاره دارد:
ايران در كار Team working مشكل دارد كه بيشتر به فرهنگ برميگردد. نمي توانيم يك نفـر را به عنوان Leader قبول كنم كه تقسيم كار انجام دهد، ما بايد با فرهنـگ ايرانـي پارامترهـاي لازم را بررسي كنيم.
مؤلفة بعدي تأثيرگذاري صنف توسعه دهنده بر سياست هاي حـاكميتي بـه لـزوم دخالـت دادن صنف توسعه دهنده در تصميمات حاكميتي اشاره دارد. برخي مصاحبه كنندگان معتقدند كساني كه در اين صنعت كار اجرايي ميكنند بايد در تصميمات حاكميتي نيز دخالت داشته باشند:
بايد مسئوليت را به كساني سپرد كه كار اجرايي كردهاند و در تصميمات اثرگذارند.
كار تيمي
از عوامل مهمي كه بسياري از توسعه دهندگان بر آن بسيار تأكيد داشتند، كـار تيمـي اسـت. تـيمنرم افزار از افراد متخصصي تشكيل مي شود كه هر يك در زمينة خاصي تخصص دارد. اين مقولة مهم مشتمل بر دستههاي مفهومي لزوم تخصص هاي متنوع در تيم، رهبري تـيم، مـدل ارز يـابي عملكرد، استفاده از شبكه هاي اجتماعي براي همكاري، تجربة پيشين، فضـا و جـو كـاري اسـت .
اولين مؤلفه به لزوم تخصص هاي متنوع در تيم اشاره مي كند كه اغلب مصاحبه شـوندگان بـر آنتأكيد داشتند. مانند:
وقتي شركت يا مؤسسه اي پروژه اي را استارت مي زند، به دليل تنوع سيستم عاملها و آشنا نبودن برنامه نويسان با UX و UI بايد در كنار تيم گرافيست، بازارياب و… نيز وجود داشته باشد. مثلاً در اپليكيشن سيماي همراه 8 نفر درگير بوديم (مدير پروژه، مدير محتوا، پنل و چهار نفر كارشـناس محتوا، برنامه نويس در هر OS).
دومين مؤلفه در كار تيمي، مسئلة رهبري تيم است كه به اهميت هوش اجتماعي و ارتباطات انساني در پروژه هاي برنامه نويسي اشاره دارد. براي نمونه مصاحبه شونده اي معتقد است:
مهارت اكتسابي است. اگر هوش اجتماعي داشته باشي با مهارت وارد شوي بهتر است، امـا بعـد روحيه، روية اجتماعي و روية حرفه اي بهتر است.
مؤلفة بعدي مدل ارزيابي عملكرد است. بدين معنا كه نمـي تـوان ارز يـابي عملكـرد عينـي از برنامه نويسان داشت. نظر يكي از مصاحبه شونده ها را در زير مرور ميكنيم:
اندازه گيري يا سنجش عملكرد برنامهنويسان به صورت تجربي به دست ميآيد و نميتـوان بـرايآن فرمول خاصي در نظر گرفت.
مؤلفة بعدي به استفاده از شبكه هاي اجتماعي براي همكاري اشاره دارد. امروزه افراد به راحتـ ي در اجراي پروژه ميتوانند از شبكه هاي اجتماعي براي همكاري بيشتر استفاده كنند:
حتماً در جريان اطلاعات شفافيت داشته باشيم. اگر مسئله اي را برايتان مطرح كنم ممكن اسـت الآن تمركز نداشته باشيد، ولي در شبكة اجتماعي مي توان با يكـديگر ارتبـاط داشـت ، بايـد بـين كارمندان، كاربران و مديران، شبكة اجتماعي وجود داشته باشد.
مطالعات پيشين، تجربه و تخصص، دانش مديريت پروژه، اهميت تجربة كسب وكار و تجربـة پيشين را نوعي دارايي ميداند:
شركت هاي IT سعي ميكنند در اين حوزه فعاليت كنند. اگر قرار باشد شركت پايدار باشد نياز به دپارتمان دارد كه سفارش ها يي بگيرد كه در حوزة فعاليت شركت نيست. از اين رو حضور افرادي كه به مديريت پروژه آشنا باشند، در اين مقطع ضرور ي است.
فضا و جو كاري به مواردي چون فرهنگ وجود مخالفخوان در مرحلة ايده پردازي، روحية كار تيمي، هم آوايي پروژه و درك متقابل افراد، استفاده از سازمان غيررسمي در تيم و ايجـاد فضـاي صميمي در محل كار، اشاره دارد:
حتماً در شركت مخالف خوان داشته باشيد. هر ايده اي كه شكل مي گيـرد، اگـر 20 درصـد زمـان پروژه به مستندسازي و طراحي اختصاص داده شود، پروژه موفق است و زمان طراحي كه بتـوان مخالفخواني و صحبت كرد.
مسائل نيروي انساني
يكي از مهم ترين منابعي كه در هر پروژه به آن اشاره مـي شـود ، مسـائل نيـروي انسـاني اسـت. پروژه هاي برنامه نويسي تلفن همراه نيز از اين اصل مستثنا نيستند. اغلب مصاحبه شوندگان نيروي انساني را عاملي مهم و حياتي ميدانند. از اين رو نگهـداري، آمـوزش و پشـتيباني از ايـن منبـعپرارزش، همواره از دغدغه هاي فعالان ايـن صـنعت بـوده اسـت. ايـن مقولـه شـامل آمـوزش وبه روزرساني توسعه دهندگان، سطح تعهد و درگيري نيروي انساني، تسـهيم كاركنـان در منـافع و مسائل رفاهي و جبران خدمات است.
اولين مؤلفة مسائل نيروي انساني، آموزش و به روزرساني توسعه دهندگان است كه به داشـتناستراتژي در راستاي رشد و به روزبودن برنامه نويس و آموزش اشاره دارد:
مثلاً ما در سال 85 كارهاي مبتني بر جاوا (J2ME) را شروع كرديم. اين تكنولوژي پس از 3 تـا4 سال منسوخ شد و بعد اندرويد آمد. الآن نسخة 5 آن آمـده كـه كـاملاً بـا نسـخه هـا ي ديگـر متفاوت است. در تلفن همراه تغيير تكنولوژ ي بسيار سريع رخ مي دهد.
مؤلفة بعدي سطح تعهد و درگيري نيروي انساني است كه در واقع به ايجاد تعهد برنامه نويس با تأمين مالي اشاره دارد:
مشكل بعدي خيلي شركت هاي متوسط (حدود 50 نفر) بحث نيروي كار است. فرد استخدام شـدهدر ابتداي كار تخصص چنداني ندارد. به قولي برنامه نويسان مانند يون آزاد هستند، اگـر شـركتي
50 هزار تومان حقوق بيشتر دهد، آنجا را رها مي كنند و مي روند.
مؤلفة بعدي تسهيم كاركنان در منافع است كه به معنا ي ايجاد انگ يـزه در ن يـروي انسـاني بـا دادن سهمي از اپليكيشن به آنهاست.
آخرين مؤلفه، مسائل رفاهي و جبران خدمات است كه بـر اي جـاد انگ يـزه در ن يـروي انسـان ي، پاداش به افراد با كارايي خوب، ايجاد انگيزه با روش پاداش دهي مناسب و مدرن و اي جـاد انگ يـزه با در نظر گرفتن رفاه، دلالت دارد:
اين گونه نيست كه هرچه بيشتر پول بدهيم خروجي بهتري ميگيريم ؛ زيرا در اين صورت نيروي كار فقط به فكر تمام شدن پروژه است. بايد روش اعطاي پاداش به كاركنان را اصلاح كنيم. مثلاً در جمع كاركنان، كارمند نمونه را معرفي كرد و در كنار آن پـاداش نقـدي نيـز بـراي او در نظـرگرفت تا انگيزة بيشتري پيدا كند.
نتيجهگيري
در پژوهش حاضر به شناسايي عوامل حياتي موفقيت در پروژههـاي برنامـه نويسـي تلفـن همـراهپرداخته شد. نخستين مؤلفة مدنظر در ادبيات پژوهش »نيروي انساني و كار تيمي« بود. بـه ايـنمؤلفه در پژوهش هايي مانند اشميت و همكاران (2001)، كيل و همكاران (2001)، تيلور (2006)، كاپلمن و همكاران (2006) و… نيز توجه شده است. بر اساس يافتهها، سهم اجزاي اين مؤلفـه ازكل عوامل اصلي موفقيت بسيار زياد است. از اين رو در مدل پژوهش حاضـر دو مؤلفـة »مسـائلنيروي انساني« و »كار تيمي« از يكديگر تفكيك شدند.
دومين مؤلفه در ادبيات پژوهش، مديريت مالي و بودجهبندي بود كه در پژوهش هاي اشـميتو همكاران (2001)، وايتاكر (1999)، مي (1998)، باكاريني (2004) و… نيـز مطـرح شـده اسـت. محققاني چون تيلور (2006)، مي (1998)، باكاريني (2004)، سـاور و كاتبرتسـون (2003) و… در پژوهش هاي خود به مؤلفة زيرساخت اشاره كرده اند. با توجه به يافتهها، مؤلفة زيرسـاخت هنگـامتوليد و پشتيباني جزء عوامل حياتي موفقيت به شمار مي رود؛ اما از آنجا كه منابع نوعي الزام است با عنوان زيرساخت مطرح شد.
مؤلفة شناخت نياز مشتريان و تجربة مشتري در پژوهشهـاي اشـميت و همكـاران (2001)، كيل و همكاران (2001)، ساور و كاتبرتسون (2003) مطرح شـده اسـت. بـر اسـاس يافتـه هـاي پژوهش حاضر، سهم اجزاي اين مؤلفه از كل عوامل حياتي موفقيت بسيار زياد است. از اين رو در مدل پژوهش حاضـر دو مؤلفـة »بازار يـابي و نيازسـنجي از مشـتريان« و » تجربـة مشـتري « از يكديگر تفكيك شدند. پنجمين مؤلفه پشتيباني و ارتقاي نسخة نرم افزاري است. اين مؤلفه نيز در پژوهش پرسمن (2011) مطرح شده است.
مؤلفة ششم، يعني طراحي و مسائل فني كه در پژوهش آمبل و همكاران (2003) مطرح شده است، بدون تغيير باقي ماند. مشاركت هاي كليدي ذي نفعان مؤلفة ديگري از مدل اسـتخراج شـده در تحقيقات قبلي (براي مثال آمبل و همكاران، 2003) بود. اين مؤلفه بـا توجـه بـه يافتـه هـايپژوهش اهميت زيادي نداشت، به همين دليل از مدل پژوهش حذف شد.
تعيين اهداف مشخص و برنامه ريزي دقيق، مؤلفة ديگري بود كه در پژوهش هـاي اشـميت وهمكاران (2001)، كيل و همكاران (2001)، ساور و كاتبرتسـون (2003) و تيلـور (2006) بـه آناشاره شده است. عنوان اين مؤلفه با توجه به يافتـه هـاي پـژوهش بـه صـورت »برنامـه ريـزي وهدف گذاري« اصلاح شد.
مؤلفة نهم مدل پژوهش، استراتژي و مديريت پروژه است. با توجه به يافته ها، بخش مديريت پروژه از اين مؤلفه حذف و به صورت مديريت استراتژيك اصلاح شد. محققاني همچون اشميت و همكاران (2001)، ساور و كاتبرتسون (2003)، كاپلمن (2006) و ميليس و مركن (2002) نيـز درپژوهش هاي خود به اهميت اين مؤلفه اشاره كرده بودند. همچنين از يافته هـاي پـژوهش چنـينبرآمد كه برخي عوامل مانند حمايت دولت و سياست هاي حاكميتي نيز بايد در مجموعـة عوامـلحياتي موفقيت در نظر گرفته شوند كه در اين پژوهش با عنوان »عوامل زمينـه اي« دسـته بنـديشدند.
با توجه به يافته هاي به دست آمده، مهم ترين پيشنهادها براي اجراي پژوهش هاي آتي به شرح زير ارائه مي شود:
تجربة مشتري به عنوان نوعي پديده ميان سـاير اجـزاي مـدل پـژوهش حاضـر، تـأثير انكارناپذير و بسيار مهمي دارد. محققان در پژوهشهاي بعدي مـيتواننـد ايـن عامـلكليدي را در اين صنعت در نظر بگيرند؛
عوامل زمينه اي يكي از مؤلفه هايي است كه اگرچه تـأثير شـايان تـوجهي در موفقيـتكسب وكارهاي برنامه نويسي تلفن همراه دارد، در پـژوهش هـاي قبلـي در نظـر گرفتـهنشده است. در پژوهش هاي بعدي محققان مي توانند تأثير اين عوامل را بر اين صـنعتدر نظر بگيرند؛
در زمينة كار تيمي مي توان پيشنهاد داد كه مديران تيم هاي برنامه نويسي در دوره هـايرهبري و مديريت كار تيمي شركت كنند. در ايـن دوره هـا مـي تـوان مفـاهيمي نظيـرارتباطات، پاداش و تقسيم كار تيمي و همچنين ارزيابي عملكرد را به مخاطبان آموزش داد؛
برنامههاي كاربردي تلفن همراه مانند شبكه هاي اجتماعي كه زمينه ساز ايجـاد فضـاي تبادل اطلاعات هستند، هر روز در حال تغيير و پيشـرفت انـد. چشـم انـداز توسـعة ايـن فناوري ها در سال هاي آينده نيز بسيار روشن است و انتظار رشد فزاينـدة آنهـا و ايجـاد فناوري هاي جديدتر دور از ذهن نيست. از اين رو، زمينة اجراي پژوهش در حوزة برنامة كاربردي تلفن همراه و تأثير آن بر جامعه و حكمراني، بسيار گسترده است؛
پژوهش حاضر با رويكرد كيفي اجرا شد؛ زيرا در زمينة پروژههاي برنامة كاربردي تلفـنهمراه، مدل قابل اتكا و مرتبطي وجود نداشت. پژوهش هـاي آتـي مـيتواننـد از مـدلاستخراج شده در پژوهش كنوني در قالب پژوهش هاي كمي استفاده كنند. هـر يـك از بخش هاي مدل فرايندي مي تواند در پروژه هاي برنامـ ة كـاربردي بـهصـورت جداگانـهبررسي شود. براي مثال در زمينة مقولة اصلي اين مدل يعني عوامل حياتي موفقيت در پروژههاي برنامهنويسي تلفن همراه، هريك از سه بعد عوامل بيروني، دروني و زمينهاي شامل تجربة مشتري، كار تيمي و عوامل زمينهاي، ميتوانند بهصورت جداگانه موضوع پژوهش قرار گيرند.
References
Amberg, A., Fichle, F. & Wiener, M. (2005). Background of Critical Success Factor Research, working paper, No 2/2005.
Baccarini, D., Salm, G. & Love, P.E.D. (2004). Management of Risks in Information Technology Projects. In Industrial Management & Data Systems, 104(4): 286-295.
Charette, R.N. (2005). Why Software Fails. IEEE Spectrum. 42(9): 42-49.
Clegg, C., Axtella, C., Damodaran, L., Farbey, B., Hull, R., Llyod-Joness, R., Nicholls, J., Sells, R. & Tomlinson, C. (1997). Information Technology: A Study of Performance and the Role of Organizational Factors. Ergonomics, 40(9): 851-857.
Ebnalrasol, A. & Khani, N. (2004). Performance Evaluation of IT projects. Tadbir, 15 (149): 33-37. (in Persian)
Ghafarian, R. & Ali-Ahmadi, A.R. (2003). Strategic thinking, Tadbir, 14(137): 33-
( .83in Persian)
Glaser, J. (2004). Management’s Role in IT Project Failures. Healthcare Financial Management, 58(10): 90-92.
Humphrey, W.S. (2005). Why Big Software Project Fail: The 12 Key Questions. Cross Talk, J. Def. The Software Engineering Institute, 18(3): 25-29
Implementation. IEEE Transactions on Engineering Management, 34(1): 22-
27.
Janfarsa, F (2008). Customer experience management and customer relationship management: a step beyond. Journal of Bank and Economics, 11 (92): 62-65. (in Persian)
Jiang, J. & Klein, G. (2000). Software Development Risks to Project Effectiveness. System



قیمت: تومان


پاسخ دهید