DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.57231
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 2 تابستان 1395 ص. 314- 295

شناسايي و رتبهبندي عوامل مؤثر بر موفقيت پياده سازي تجارت اجتماعي در ايران با استفاده از AHP فازي
زهرا رحيمي1، ندا عبدالوند2
چكيده: تجارت اجتماعي روش نويني براي افزايش فـروش ، كـاهش هزينـه هـاي بازاريـابي و افزايش مشتريان معرفي شده است. اين رويكرد تركيبي از تجارت، ارتباطات افراد و فناوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي مبتني بر وب 2.0 است و به همين ترتيب موفقيـت آن از عوامـل مختلـف مبتني بر كسب وكار، افراد و فرهنگ و فناوري تأثير مي پذيرد. ايـن مطالعـه نخسـت مبتنـي بـر مطالعات كتابخانه اي، پس از شناسـايي ايـن عوامـل ، آنهـا را در شـش گـروه زيرسـاخت فنـي ، اقتصادي، منابع انساني، فرهنگـي ، قـوانين حـاكم بـر كشـور و سـبك مـديريت و كسـب وكـار دسته بندي مي كند. در مرحلة دوم با استفاده از فرايند تحليل سلسـله مراتبـي (AHP) فـازي بـه تعيين اولويت اين عوامل مي پردازد. نوآوري اين پژوهش، استخراج فهرست جامعي از عوامـل و اولويت بندي آن بر اساس وضعيت خاص كشور ايران است.

واژه هاي كليدي: تجارت اجتماعي، تجارت الكترونيكي، شبكه هاي اجتمـاع ي، عوامـل مـؤثر بـر موفقيت، AHP فازي.

كارشناس ارشد تجارت الكترونيك، دانشكدة مهندسي كامپيوتر و فناوري اطلاعـات ، دانشـگاه آزاد اسـلامي واحـد قزوين، قزوين، ايران
استاديار مديريت فناوري اطلاعات، دانشكدة علوم اجتماعي و اقتصادي، دانشگاه الزهرا، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 13/10/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 03/02/1395 نويسندة مسئول مقاله: ندا عبدالوند
E-mail: n.abdolvand@alzahra.ac.ir
مقدمه
از ابتداي پيدايش اينترنت، نوآوري هاي بسياري به وجـود آمـد كـه موجـب تغييـرات عمـده اي در زندگي بشر شد. يكي از بارزترين نـوآوري هـا ، مبـادلات تجـاري در فضـاي اينترنـت اسـت كـه به اختصار به آن تجارت الكترونيك مي گويند و در سال هاي اخير با پيشرفت فناوري و فراهم آمدن فرصت هاي مناسب براي مشتريان و صاحبان كسب وكار، در زمينه هـاي مختلـف گسـترش يافتـه است. از ديدگاه توربان تجارت الكترونيك عبارت است از خريدوفروش كالا، خدمات و اطلاعـات از طريق شبكه هاي ارتباطي (كيم، 2004: 2).
يكي ديگر از نوآوري هاي اخير در برنامه هاي كاربردي مبتني بر وب، خدمات برخط شبكه هاي اجتماعي است. شبكة اجتماعي مفهوم جديدي نيست و براي اولين بار در سال 1960 در دانشگاه ايلي نيوز آمريكا مطرح شد (كوان و ون، 2010). بهدليل گسترش وب 2 و به تبع آن گسترش پايگاه هاي وب ايجادكنندة شبكه هاي اجتماعي، اين شبكهها گسترش بسياري يافتند (هاجلي، 2012). به طور كلي، شبكه هاي اجتماعي نوعي ساختار اجتماعي تعريف مي شوند؛ اين شبكه ها متشكل از گره هايي (اغلب افراد يا سازمان) است كه توسط يك يا چند يال (روابطي مانند تبادل مالي، دوستي، عشق، تجارت، لينك ها) ساخته مي شوند (نيكنژاد، 1392: 12). شبكه هاي اجتماعي علاوه بر جذب و اتصال افراد با علائق مختلف به يكديگر، كاربردهاي گوناگوني مانند توليد و نشر خبر دارند. كسب و كارها از شبكه هاي اجتماعي به عنوان ابزاري براي تماس كاركنان با يكديگر يا ارائة خدمات و اطلاعات بيشتر به مشتريان استفاده مي كنند (هاجلي، 2012 و يانگ، يانگ، تانگ و جيانگ، 2012). همچنين، كسب وكارها شبكه هاي اجتماعي را فرصت مناسبي براي بازاريابي و مبادلات تجاري مي دانند كه اين فرصت به شكل گيري مفهومي با عنوان تجارت اجتماعي منج ر شده است (نيكنژاد، 1392: 15؛ ليانگ و توربان، 2011؛ هاجلي، 2012 و يانگ و همكاران، 2012). اندرسون، سيمس، پرايس و باراسا (2011)، تجارت اجتماعي را شكلي از رسانه هاي اجتماعي مبتني بر اينترنت تعريف مي كنند كه به مردم اجازه مي دهد فعالانه در بازاريابي و فروش محصولات و خدمات در مكانهاي بازاريابي، به دو صورت برخط و برون خط شركت كنند (ژو، ژانگ و زيمرمن، 2013: 1). فعاليتهاي بازاريابي تجارت اجتماعي و فروش محصولات، در سايتهاي گوناگوني مانند آمازون و فيسبوك انجام مي شود (نيك نژاد، جلالي، دستغيب فرد و اكبريان، 1390 و يانگ و همكاران، 2012). مشورت و تبادل نظر در خصوص كالا، به كاربران امكان مي دهد اطلاعات مهم، فرصتهاي ارزشمند و كالاي ارزانتري به دست آورند و براي خريد كالا بهترين تصميم را اتخاذ كنند (ليانگ و توربان، 2011). بر اساس آمار سال 2014، افزون بر 97 درصد جست وجوهاي كاربران در شبكههاي اجتماعي مربوط به كسبوكار و فروشگاههاي اينترنتي است كه اين آمار از پيشرفت شبكههاي اجتماعي و بهدنبالآن تجارت اجتماعي حكايت مي كند.
گسترش اينترنت و تجارت مبتني بر اينترنـت ، سـبب افـزايش رقابـت شـده (كـيم ، 2013) و چالش هاي بيشتري در خريدوفروش به وجود آورده اسـت (كلگـاي و ميـدلتون ، 2002 و هـاجلي ، 2012). از اين رو صاحبان كسبوكار تلاش مي كنند به كمك رويكردهاي جديـد ، از رقبـا پيشـي گرفته و به موفقيت هاي بيشتر دست يابند. رويكردهاي جديد كسب وكار اغلب با وجـود جـذابيت ، مي توانند ريسك هاي بيشتري را با خود همراه كنند. از اين رو پـژوهش هـاي مختلفـي در زمينـ ة شناسايي عوامل مؤثر بر موفقيت اجرا شده است و بر اسـاس ايـن پـژوهش هـا عوامـل مـؤثر بـر موفقيت تجارت اجتماعي عبارت اند از:
عوامل مختلف فرهنگي؛ مانند وابستگي جامعه به سيستمهاي قبلي و رقابـت در برابـر تغييرات و تناسب محتويات تجارت اجتماعي با فرهنگ مردم (نيـك نـژاد و همكـاران ، 1390؛ گفين و استراب، 2004 و بقائي راوري و مقسمي، 1386)؛
زيرساخت فني؛ مانند پهناي باند و سرعت اينترنت (نيك نژاد و همكاران، 1390؛ مارو و ارله، 2003)؛
قوانين حاكم بر كشور؛ مانند در دسـترس نبـودن وب سـايت هـاي تجـارت اجتمـاعي و اختلاف با كشورهاي توسعه يافته از نظر پيش نيازهاي كسب وكـار الكترونيـك (نعيمـي ، پزشكيراد، چيذري و حسـيني ، 1390؛ لينـدا، 2010؛ بقـائي راوري و مقسـمي، 1386؛ نيكنژاد و همكاران، 1390)؛
اقتصادي؛ مانند حمايت مالي، بازگشت سرمايه و رقابت بين كشورها (كيم، 2013؛ ژو و همكاران، 2013؛ اعرابي و سرمد سعيدي، 1387؛ نيك نژاد و همكاران، 1390)؛
منابع انساني؛ مانند آمـوزش و مهـارت كاركنـان (مـارو و ارلـه ، 2003؛ بقـائيراوري و مقسمي، 1386؛ موكو و مدو، 2004)؛
مديريت؛ مانند كافي نبودن مديران ارشد و افراد خبره (نيك نژاد و همكاران، 1390؛ ژو و همكاران، 2013؛ نيك نژاد و همكاران، 1390؛ بقائي راوري و مقسمي، 1386).
پژوهش هاي پيشين اغلب تنها به يك يا چند بعد از عوامل مؤثر بر تجارت اجتماعي پرداخته اند و هنوز مدل عمومي اي كه تمام ابعاد را پوشش دهد، ارائه نشده است. از سوي ديگر، عوامل كلان تري مانند فرهنگ و محيط هاي اقتصادي و اجتماعي، خود بر عوامل مؤثر بر پذيرش فناوري و موفقيت پياده سازي تأثيرگذارند (نگ، 2013). از اين رو، پژوهش حاضر دو هدف عمده را مد نظر قرار داده است؛ نخست آنكه با مرور دقيق ادبيات، عوامل مؤثر بر تجارت اجتماعي را شناسايي كند. براي استخراج اين عوامل علاوه بر مدلهاي پيشين تجارت اجتماعي از مدل هايتجارت الكترونيك نيز استفاده شده است؛ زيرا طبق مرور ادبيات مشخص شد تجارت اجتماعي زيرمجموعه و مكمل تجارت الكترونيك است و ميتوان عوامل مؤثر در تجارت الكترونيك را در تحقيقات تجارت اجتماعي نيز استفاده كرد (هانگ و بنييوسف، 2013 و ليانگ و توربان، 2011) و به مدل مفهومي اوليه اي از عوامل مؤثر بر تجارت اجتماعي دست يافت.
هدف دوم؛ اولويت بندي عوامل يادشده در ايران با بهره بردن از نظر خبرگان دانشگاهي و استفاده از رويكرد AHP1 فازي است. از آنجا كه ايران با محدوديتهايي مانند تفاوت در عوامل فرهنگي و زيرساختاري، ناسازگاري با خصوصيات فرهنگي، اختلاف معنادار با كشورهاي توسعه يافته از نظر پيش نيازهاي كسبوكار الكترونيك و دسترسي نداشتن به وب سايت هاي تجارت اجتماعي مواجه است؛ به مدل قابل قبولي براي توسعه و اجراي تجارت اجتماعي نياز دارد (نيك نژاد و همكاران، 1390؛ بقائي راوري و مقسمي، 1386). به منظور دستيابي به اهداف اين پژوهش، ابتدا در بخش مرور ادبيات، ضمن بيان مفاهيم پايه اي تجارت اجتماعي، پژوهش هايي كه با هدف بررسي عوامل موفقيت تجارت اجتماعي اجرا شده اند، بررسي ميشود. در ادامه به معرفي روش پژوهش و نتايج بهدست آمده پرداخته مي شود. درنهايت مدل پيشنهادي ارائه شده و به بحث و نتيجه گيري پرداخته خواهد شد.
پيشينة پژوهش
در سال 2005، ياهو عبارت »تجارت اجتماعي« را براي اولين بار به عنوان پديدة نسبتاً جديدي در تجارت الكترونيك مطرح كرد. اين پديده با استفاده از رسانههاي مبتني بر رسـانه هـاي اجتمـاعي اينترنتي، مانند فهرست هاي درخواست، انجمن هـا، اتـاق هـاي گفـت وگـوي بـرخط ، برنامـه هـاي كاربردي، وبلاگ ها و شبكه هاي اجتماعي (كارتي و ژانـگ ، 2011)، امكـان بـه اشـتراك گـذاري خدمات و محصولات، تجربه ها و نظرها را فراهم مي كنـد (ژو و همكـاران ، 2013). بـه بيـان ديگـر ميتوان تجارت اجتماعي را تركيبي از شبكه هاي اجتماعي و تجارت الكترونيكـي دانسـت كـه در قسمت مقدمه به اين دو موضوع اشاره شد. هدف اصلي فروشنده در تجارت اجتماعي، برگرداندن مشتريان به مجموعة هواداران برند است؛ در حاليكه هدف خريـدار ، بهتـرين شـكل قصـد خريـد است. در هر دو صورت، اين اهداف زماني به دست ميآيد كه مشتري تجربههاي خريـدش را بـه اشتراك بگذارد. برخي از سايتهاي تجارت اجتمـاعي ماننـد گـروپ آن و ليوينـگ سوشـال 2، بـا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Analytic Hierarchy Process
Living Social
معرفي محصولات به مشتري، به منظور تشويق كردن مشتريان براي گسـترش تبـادل اطلاعـات ،خدمات خريد گروهي ارائه مي دهند (نگ، 2013). صنايع مختلفي به استفاده از تجارت اجتمـاعي روي آورده اند ؛ توليدكنندگان كالاهاي مصرفي مانند كوكاكولا و مكدونالد1، خرده فروشها ماننـد استارباكس، شركت هاي واسطة الكترونيكي مانند گروپ آن و شـركت هـاي ارائـه دهنـدة خـدمات كامپيوتري مانند دل2 (ليانگ و توربان، 2011).
تجارت اجتماعي با آنكه نوعي تجارت الكترونيك شمرده مي شود، از نظر اهداف و مدل كسب وكار و ارتباط مشتري و تعامل سيستم، تفاوت هايي با تجارت الكترونيك دارد كه در جدول 1 به طوركامل تشريح شده است (هانگ و بنييوسف، 2013).
جدول 1. تفاوت تجارت اجتماعي و تجارت الكترونيك
تجارت الكترونيك براي جستوجوهاي پيچيده، تنهـا بـا يـك كليـك خريـد روي كاتـالوگ مجازي خصوصيات به نمـايش درمـي آيـد و توصـيه هـايي بـر اسـاس رفتـار خريـد گذشـتة مصرف كنندگان پيشنهاد ميشود (كارول، 2008). تجارت اجتماعي علاوه بر ايـن، بـه سـمت اهداف اجتماعي مانند شبكه سازي، همكاري و به اشتراك گذاري اطلاعات، متناسب بـا خريـد حركت كرده است (وانگ و ژانگ، 2012). اهداف و مدل
كسب وكار
در فرم كلاسيك تجارت الكترونيك، اغلب رويكرد يك طرفه اسـت و اطلاعـات بـه نـدرت از مشتريان به كسبوكار يا مشتريان ديگر ارسال مي شود (پرايس و گاينان، 2008). اما تجارت اجتماعي، روش هاي اجتماعيتر و تعامليتري را توسعه داده است؛ يعني بـه مشـتريان اجـازة مي دهد اطلاعاتشان را با ساير مشتريان و همچنين بـا كسـب وكارهـاي ديگـر بـه اشـتراكبگذارند. مشتريان اغلب به كمك پلتفرم هاي تجارت الكترونيك تعامـل و ارتبـاط جداگانـه و مستقلي با مشتريان ديگر دارند. شركت ها مي توانند با بهرهمندي از اطلاعـاتي كـه در تعامـل بين مشتريان به دست ميآورند، رويكردهاي كششي توسعة محصول را گسترش دهند (كيم و سرواستاوا، 2007). در واقع خصوصيت خاص تجارت اجتماعي، تعامـل بـر مبنـاي ارتباطـات انجمني و ارتباطات و پيوند بيشتر بين مشتريان است (نه يك به يك مانند تجارت الكترونيك) (هانگ و بنييوسف، 2013 و هاجلي، 2012) كه هم براي مشـتريان و هـم بـراي صـاحبان كسب وكار ارزش افزوده اي مانند بهبود راهبردهاي بازاريابي فراهم مي كنـد (هـاجلي ، 2012). اگر تجارت الكترونيك بيشتر بر مبناي وب 1.0 شكل گرفته بود، تجارت اجتماعي مبتنـي بـر قابليت هاي وب 2 است. وب 2، عنصر حياتي و ابزار لازمي براي طراحـي تجـارت اجتمـاعي است (هانگ و بنييوسف، 2013) كه زيرساخت فناوري را براي توسعة ارتباطات و تعـاملات اجتماعي شامل قابليت هاي جذب كاربران، برقراري ارتباط و اتصال و ايجاد تعامل و گفت وگو را فراهم مي آورد ( هانـگ و بنـي يوسـف ، 2013؛ ژو و همكـاران ، 2013 و ليانـگ و توربـان ،
.(2011 تعامل سيستمي و
ارتباط با مشتري

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
MC.ponald
Dell
پژوهش هاي پيشين براي اجرا و توسعة موفق تجارت اجتماعي، از ديدگا هاي گوناگوني بهبررسي عوامل مختلف پرداخته اند. فيشر (2010) با ارائة ابزاري براي برقراري تعامل با مشتريان وتقويت مديريت ارتباط با آنان، شش جزء ضروري رسانههاي اجتماعي، رتبه بندي و بررسي، خريداجتماعي، تبليغات اجتماعي، توصيه و ارجاع و انجمن ها و جوامع را براي دستيابي به دستاوردهاي تجارت اجتماعي معرفي مي كند (نيكنژاد، 1392: 22 و هاجلي، 2012). ژو و همكاران (2013)، تجارت اجتماعي را چارچوب آميخته اي از جنبه هاي نرم و سخت مي دانند كه چهار بخش را دربرمي گيرد: فناوري (ارتباطات، رسانههاي اجتماعي، وب 2، اينترنت، سايت فروشگاه)؛ اطلاعات (حريم خصوصي، بازيابي اطلاعات، دادهكاوي)؛ منابع انساني (خريد الكترونيكي، خريد گروهي، كاربران اينترنتي، كيفيت ارتباطات) و كسب وكار (مزيت رقابتي، تبليغات اجتماعي، بازاريابي، استراتژي اينترنتي، اقتصاد، سرمايه، مديريت فروش و ارتقا). همچنين با استفاده از اين مدل به بررسي اعتماد بين مصرف كنندگان، كيفيت محصولات و خدمات، كمك به درك فناوريهاي اجتماعي و اقتصادي، ارزش افزوده و مزايا و چالشهاي تجارت اجتماعي پرداختند. افراسيابراد و بني يوسف (2011) و كارتي و ژنگ (2011) به بررسي آثار وب سايت هاي اجتماعي در شكلگيري تجارت اجتماعي طي مراحل مختلف تصميمگيري خريد پرداختند و وبسايتهاي اجتماعي را ابزار اصلي تجارت اجتماعي كه بر خريد مشتريان يا كسب وكارهاي خرده فروشي تأثير مي گذارد، معرفي كردند. مدل كيم (2013) بر خريد گروهي و موضوع تصميم گيري خريد، شامل هزينههاي بازاريابي و جريانهاي درآمدي مدل هاي كسبوكار تجارت اجتماعي (جوامع خريدار، مشاورة اجتماعي، خريد گروهي، تسهيم خريد، هماهنگ كنندة اجتماعي، خريد همكارانه) تمركز كرده است. ليانگ و توربان (2011) علاوه بر خريد گروهي، عوامل ديگري چون دارايي اجتماعي، جمع سپاري، امنيت، رسانه هاي اجتماعي، يكپارچگي پلت فرمها، فرهنگ، مديريت و اعتماد را جزئي از فعاليت هاي كلان تجارت اجتماعي ميدانند. آنها در مدل خود معيارهاي تجارت اجتماعي، مانند امنيت و حريم خصوصي، سايتهاي شبكه هاي اجتماعي، وب سايت هاي خريد گروهي، منابع انساني، بازاريابي، تبليغات، خريد گروهي، اعتماد، حمايت اجتماعي و سرمايههاي اجتماعي را معرفي كردند. از سوي ديگر نگ (2013) به بررسي نقش فرهنگ و اعتماد در تأثيرگذاري تصميمگيري خريد آنلاين در شبكه هاي اجتماعي ميپردازد و مي گويد اعتماد، جزئي از سرماية اجتماعي است كه از ارتباطات اجتماعي ريشه مي گيرد و عامل مؤثري بر قصد خريد در پايگاه هاي وب تجارت اجتماعي محسوب مي شود.
براي اجرا و توسعة موفق تجارت اجتماعي، علاوه بر شناسايي ابزار و اجزاي پيادهسازي تجارت اجتماعي، بايد چالشهاي موجود براي استفاده از اينترنت و فناوري اطلاعات براي تجارت الكتـرونيك شناسـايي شـود. لاي فيلد، رادهاكريشنا و اسـكانلون (2000) مهـم ترين چالـش هاي به كارگيري اينترنت براي تجارت الكترونيك را نبود زيرساختها و كافي نبودن دانش و مهارت هايرايانهاي مخاطبان بيان كرد؛ اما موريس (2002) موانع كاربرد اينترنت را در حال حاضر و آينده،به ترتيب آموزش نامناسب، هزينة زياد برقراري ارتباطات با اينترنت، هزين ة كامپيوتر و عوامل امنيتمي داند. از سوي ديگر، مارو و ارله (2003) مجموعة وسيعي از عوامل بازدارند ة به كارگيري فناوري اطلاعات را معرفي كردند كه در مواردي مشابه پژوهش هاي لاي فيلد و همكارانش و موريس (2002) است؛ مهم ترين اين عوامل عبارت اند از: موانع اجتماعي، نابرابري هاي اقتصادي، موانع سياسي و آموزشي، هزينة زياد، بي توجهي به سخت افزار و دسترسي نداشتن به اينترنت. موكو و ميدوس (2004) نيز مشابه پژوهش هاي پيشين، اين عوامل را در كمبود امكانات فناوري در دسترس، كمبود كاركنان آموزش ديده و مسائل مالي ميدانند. عوامل مشابهي مانند عوامل آموزشي و ناآشنايي با كامپيوتر، زيرساخت نامناسب، عوامل قانوني و مسائل مالي در پژوهش بهينك و بريزموهان (2003) تكرار شده است. به همين ترتيب كلگاي و ميلتون (2002) عوامل فني، اقتصادي و مالي، بي ثباتي سياسي، اجتماعي و فرهنگي را موانع پذيرش فناوري اطلاعات ذكر كردند.
پذيرش تجارت الكترونيك موضوع مطالعه هاي بسياري بوده است. از پژوهش هاي صورت گرفته در ايران مي توان به مدل اعرابي و سرمد سعيدي (1387) و بقائي راوري و مقسمي (1386) اشاره كرد. در پژوهش اول، موانع بازدارندة توسعة تجارت الكترونيك به ترتيب اهميت عوامل فناوري، سياسي و قانوني، اقتصادي، جميعتي، اجتماعي و فرهنگي بيان شده است. بر اساس پژوهش دوم، ايران از نظر پيش نيازهاي كسب وكار الكترونيك، اختلاف معناداري با كشورهاي توسعه يافته دارد و هنوز نتوانسته به جايگاه مطلوبي برسد. به همين دليل راه اندازي تجارت الكترونيك در ايران با سه دسته چالش مديريتي (شامل نبود مديريت راهبردي، نبود هماهنگي فرابخشي، تداخل وظايف سياستگذاري و نظارت)؛ فرهنگي ـ اجتماعي (شامل آگاهي كم مديران از اهداف و مزيت هاي تجارت الكترونيك، ناآشنايي تصميمگيران از ساختار و عملكرد تجارت الكترونيك) و فني (پهناي باند و سرعت اينترنت نامطلوب، تعداد اندك متخصصان داخلي) روبه رو است.
تجارت اجتماعي نيز حوزة پژوهش هاي اخير بوده است. از پژوهش هاي اندك اين حوزه مي توان به مطالعة هاجلي (2012) با هدف ارائة مدلي براي ارزيابي پذيرش تجارت اجتماعي (SCAM) اشاره كرد كه اين مدل شش پيشبيني كنندة اجتماعات و انجمن، توصيه و ارجاع، رتبه بندي و بازديدها، كسب سودمندي، قصد خريد و اعتماد را در نظر گرفته است. دليل انتخاب اين شش مؤلفه به عنوان پيش بيني كننده، تأثيري است كه در درك و گسترش قصد خريد تجارت اجتماعي مي گذارند؛ همچنين سه عامل اول مشابه عوامل ارائه شده در مدل فيشر و سه عامل دوم مبتني بر مدل پذيرش فناوري (TAM) است (ديويس، باگوزي و وارشو، 1989). در پژوهش ديگري،نيك نژاد و همكارانش (1390) مدلي براي اجرا و توسع ة تجارت اجتماعي در سازمانهاي ايران ارائهدادند و پنج دستة گوناگون ملاحظات فرهنگي، كاربردي، فني، اقتصادي و حقوقي ـ قانوني ـامنيتي ـ سياسي را در آن لحاظ كردند.
از جمع بندي پژوهش هاي پيشين، شش گروه فرهنگي، زيرساخت فني، قوانين حاكم بر كشور، اقتصادي، منابع انساني و مديريت همراه با زيرشاخص هاي مرتبط آنها به دست آمد كه همه بر پياده سازي و اجراي موفق تجارت اجتماعي تأثير مي گذارند. اين جمع بندي را مي توان مدل مفهومي از عوامل و زيرعوامل مؤثر بر موفقيت پياده سازي تجارت اجتماعي در نظر گرفت كه در جدول 2 خلاصه شده است.
جدول 2. استخراج معيارها و زيرمعيارها
منابع زير معيارها معيارها
هاجلي، 2012؛ ليانگ و توربان، 2011؛ نيك نـژاد و همكـاران، 1390؛ كيم، 2013؛ گفين و استراب، 2004؛ افراسيابراد و بنييوسف، 2011؛ نعيمي و همكاران، 1390 ميزان مقبوليت نرم افزار و وب 2 ز
يرساخت

فني

و

تجهيزات

ز

يرساخت

فني

و



قیمت: تومان


پاسخ دهید