DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.58395
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 3 پاييز 1395
ص. 566- 541

مدل سازي عوامل اثرگذار بر دسترسي فيزيكي به رايانه و اينترنت با
استفاده از شبكه هاي عصبي ـ فازي تطبيقي
طاهر روشندل اربطاني1، حسين كاظمي 2، فهيمه حاج اسماعيلي3
چكيده: امروزه جامعة جهاني با چالش جديدي به نام شكاف ديجيتـالي روبـه روسـت كـه ايـنچالش به نابرابري در دسترسي و اسـتفاده از محصـولات و خـدمات فنـاوريهـاي اطلاعـاتي وارتباطي بين افراد و جوامع منجر مي شود. اهميت پديدة شكاف ديجيتالي بهدليل تـأثير سياسـي،اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آن بر زندگي روزمرة افراد و وضعيت داخلي و بـينالمللـي كشـوراست. اين پژوهش با هدف كاربردي، پس از شناسايي عوامل تأثيرگـذار بـر دسترسـي افـراد بـهرايانه و اينترنت در سطح شهروندان رفسنجان با استفاده از داده هاي 501 پرسشنامة پاسـخ داد ه شده، به مدل سازي اين عوامل با استفاده از شبكههاي عصبيـ فازي تطبيقـي پرداختـه اسـت. نتايج پژوهش نشان داد سواد و مهارت ديجيتالي، عامل اقتصادي و دسترسي انگيزشي نسبت به ساير عوامل، بيشترين تأثير را بر دسترسي فيزيكي افراد به رايانه و اينترنت دارد. از مقايسة نتايج پژوهش با نتايج روش معادلات ساختاري، مشخص شد هر دو نتيجه با يكديگر همخواني دارند.

واژه هاي كليدي: دسترسي فيزيكي، شبكههاي عصبي ـ فازي تطبيقي، شكاف ديجيتالي، فناورياطلاعات و ارتباطات.

دانشيار گروه مديريت، دانشكدة مديريت، دانشگاه تهران، تهران، ايران
استاديار گروه مديريت، دانشكدة علوم اداري واقتصاد، دانشگاه ولي عصر(عج)، رفسنجان، ايران
كارشناس ارشد مديريت دولتي ـ سيستمهاي اطلاعاتي، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد، دانشگاه ولـي عصـر(عـج )، رفسنجان، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 16/10/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 06/05/1395 نويسندة مسئول مقاله: فهيمه حاج اسماعيلي E-mail: hajesmaeili_f@yahoo.com
مقدمه
امروزه گسترش خدمات پهناي باند، دسترسي به اينترنت را به مسئلة اصـلي اسـتفاده كننـدگان وخط مشي گذاران تبديل كرده است. استفادة متداول از خدمات، به رشد اقتصادي و سـطح پوشـشپهناي باند بستگي دارد و يكي از ويژگي هاي اصلي هر كشـور توسـعه يافتـه محسـوب مـي شـود (هوريگان، 2009). آمار هاي ITU1 در پايان سال 2015 نشان ميدهـد در كشـور هـاي در حـالتوسعه 34/0 درصد خانوارها به اينترنت دسترسي دارند، در حاليكـه ايـن آمـار بـراي كشـور هـايتوسعه يافته بيش از 80/0 درصد است (آي. تي. يو، 2015). ايـن نسـبت نشـان دهنـدة »شـكافديجيتالي« است كه اشاره به نابرابري فناوريهاي اطلاعات و ارتباطـات ميـان كشـورها، از نظـر سرمايهگذاري هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات، مهارتهاي رايانه اي، مهارت هاي اينترنـت و دردسترس بودن شبكه هـاي ارتباطـات از راه دور دارد (كرياكيـدو، ميچـالاكليس و اسـفيكوپولوس،2011). فناوري اطلاعات مهم ترين عامل يكپارچگي كشور هاي توسـعه يافتـه و در حـال توسـعهاست، ابزاري براي توسعة اجتماعي و اقتصادي به شمار مي رود و در كشـور هـاي د ر حـال توسـعهاهميت خاصي دارد و مهم ترين عامل رشد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است (رئيسي وانـاني و گنجعلي خان حاكمي، 1394). در آخرين گـزارش مجمـع جهـاني اقتصـاد و سـاير گـزارشهـاي سازمان هاي ملي و بين المللي، بر نقش محوري فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه تأكيد شده است، اما توسعه مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات در گام نخست خـود بـه انتقـال، انتشـار و بهره برداري از اين فناوري در عرصههاي مختلف فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي كشور نياز دارد (محترمي، خداداحسيني و الهي، 1392). معمولاً شكاف ديجيتالي بـه وضـعيت اقتصـادي كشـورمربوط مي شود (فوچس، 2009). هرچند خدمات و محصولات فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـات در كشور هاي ثروتمند به طور مؤثرتري به كار گرفته مي شـوند، كشـور هـاي فقيـر نيـز مـي تواننـد بـا
گسترش فرصت هاي مرتبط با توسـع ة عمـومي ، از فنـاوري هـاي جديـد بهـره منـد شـوند. نبـودزيرساخت هاي لازم، مانع اصلي نفوذ كم پهنـاي بانـد و دليـل عمـدة محروميـت از پهنـاي بانـدشناخته شده است (كرياكيدو و همكاران، 2011). علاوه بر عامل اقتصادي، زيرساخت ها، فرهنـگجامعه و افراد كه بر نگرش و انگيزة افـراد در پـذيرش و اسـتفاده از فنـاوري هـا تـأثير دارد، نيـزمي تواند دليل ديگري براي شكاف ديجيتالي باشد. سواد و مهـارت ديجيتـالي، جديـدترين عامـل مطـرح شـده در ايجـاد و گسـترش شـكاف ديجيتـالي اسـت و تحقيقـات بسـياري نيـز عوامـل جمعيت شناختي از قبيل سن، جنسيت، تحصيلات و… را در دسترسي افـراد بـه رايانـه و اينترنـت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. International Telecommunication Union
مؤثر دانستهاند. با وجود تأثير اجتماعي، سياسي و اقتصادي شكاف ديجيتالي، پژوهش هاي بسـياركمي در خصوص شكاف ديجيتالي در سطح داخلي صورت گرفته است.
شهر رفسنجان به دليل داشتن بيش از ده مركز دانشگاهي، مجاورت با معدن مس سرچشـمه بهعنوان يكي از بزرگترين معادن روبـاز جهـان، بـزرگتـرين توليدكننـدة پسـتة ايـران، وجـودواحدهاي صنعتي و توليدي متعدد و مهاجرپذيري فصلي و دائمي براي كسب فرصت هاي شـغلي، ويژگي هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي متنوعي را براي بررسي وضعيت شكاف ديجيتالي دارد.
اگر شهروندان از لحاظ دسترسي فيزيكي به فناوريهايي مانند رايانه و اينترنت در سطح مطلـوبيقرار داشته باشند، دسترسي آنها به اطلاعاتي كه نياز دارند، در حـوزه هـاي تحقيقـاتي، صـنعتي وكشاورزي و.. آسان تر و ارزانتر خواهد بود و ارتقاي دانش و آگاهي افراد موجب بهبود عملكـرد وافزايش بازده فعاليتشان مي شود. از اين رو، پژوهش حاضر در نظـر دارد تـأثير عوامـل اقتصـادي،زيرساختي، فرهنگي، سواد و مهارت ديجيتالي، دسترسي انگيزشي و عوامل جمعيت شناختي شامل سن و سطح تحصيلات را بر دسترسي فيزيكي افراد به رايانه و اينترنت، بـهعنـوان اولـين سـطحشكاف ديجيتالي با روش مدلسازي عصبي ـ فازي تطبيقي (ANFIS)1 بررسي كنـد. اسـتفاده از شـبكههـاي عصـبي فـازي بـه دليـل معمـاري شـبكه هـا و الگـوريتمهـاي يـادگيري، از قـدرت پيش بيني كنندگي بهتري برخوردارند و به لحاظ توسعة سيستم هاي استنتاج فازي سـنتي، ابـزاري سودمند براي مدل سازي و كنترل سيستمهاي پيچيده اند (الـواني، معمـارزاده طهـران و كـاظمي ، 1392). به همين دليل در پژوهش پيش رو از روش مدلسـازي عصـبي ـ فـازي تطبيقـي بـرايارزيابي مدل پژوهش استفاده مي شود و نتايج آن با روش معادلات ساختاري مقايسه خواهد شد.
پيشينة پژوهش پيشينة نظري
شكاف ديجيتالي اصطلاحي است كه در دهة 1990 به منظور توصيف شكاف درك شده و روبه رشد بين آنهايي كه دسترسي و مهارت هاي لازم براي اسـتفاده از ICT2 را دارنـد و كسـاني كـه ايـندسترسي را ندارند يا استفاده و دسترسي محدودي دارند، مطرح شد (جيمز، 2003). به طـور كلـي، شكاف ديجيتالي به نابرابري در استفاده و مالكيت دستگاههاي ديجيتال يا خدماتي ماننـد رايانـه،اينترنت و تلفن هاي همراه گفته ميشود. سطح شكاف ديجيتال را مي توان در سـرمايه گـذاري هـاي فناوري اطلاعات و ارتباطات، مهارتهاي PC3، مهارت هاي اينترنت و در دسترس بودن اطلاعات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Adaptive Neuro-Fuzzy Inference System
Information And Communications Technology
Personal computer
و ارتباطات شبكه اندازه گيري كرد (پارك، چوي و هونگ، 2015). شكاف ديجيتالي معمـولاً بـين گروههاي مختلف مردم در داخل مرز هاي كشور بررسي مـي شـود (بورگيـدا و همكـاران، 2002). به طور كلي، مطالعات شكاف ديجيتالي بر دو رويكرد متمركزند؛ اولين رويكرد به اندازه گيري مقدار و كيفيت شكاف ديجيتالي در حال وقوع مربوط مي شود (كروچـر و اوردانيـاني، 2002؛ وينسـته ولوپز، 2006)، در حاليكه رويكرد دوم بـه شناسـايي عوامـل اصـلي مـرتبط بـا شـكاف ديجيتـاليمي پردازد (آنـدونووا، 2006؛ چـين و فرلـي، 2006). در رويكـرد اول ارزيـابي شـكاف ديجيتـالي، مطالعات با تكنيك هاي مختلف آماري و روش تجربي انجام ميشود. براي مثال، از نـوعي روش خاص براي ارزيابي شاخص خاصي از ICT مانند اينترنت استفاده مي شود، در حاليكه در رويكـرددوم، ساخت شاخص مركب مرتبط با دسترسي، مهارت و استفاده از ICT متناسب بـا كشـورهايمورد مطالعة مدنظر است (اسكادياس، 2002؛ آي. تي. يو.، 2009). در گزارشي كـه ادار ة علـوم وفناوري پارلمان بريتانيا در سال 2006 منتشر كرد، برخي از مهمتـرين دلايـل تفـاوت اسـتفاده ازابزار هاي فناورانة كشورها، مواردي همچون كمبود فناوري مناسب، هزينه و آموزش (مهـارت هـا ) معرفي شده است. به طور كلي نتايج پژوهش هاي اجراشده دربارة استفاده از ICT، دلالت بـر ايـندارد كه از ميان عوامل مختلف تأثيرگذار بر تقاضـايICT ، سـرمايه گـذاري و سـطح امكانـات و توسعه يافتگي در زيرساخت ها و خدمات ICT، سطح آموزش و مهـارت نيـروي كـار، متغيـر هـايجمعيتي، سطوح درآمدي و سطح توسعه يافتگي كشـورها، مهـم تـرين عوامـل تأثيرگـذار شـناختهشده اند (محمدغفاري، عليزاده قره باغ و سلماني، 1392).
زيرساخت فناوري اطلاعات
زيرساخت فناوري اطلاعات، عناصر بنياديني است كه فعاليت هاي اطلاعاتي مبتني بر فناوري، بر پاية آن استوار مي شوند و بدون فراهم بودن اين عناصر و شرايط در سطح مطلوب، استفادة كارآمد از فناوري اطلاعات تحقق نخواهد يافت. با اين حـال ، هنـوز تعريـف جـامع و دقيقـي از مفهـومزيرساخت اطلاعات يـا فنـاوري اطلاعـات وجـود نـدارد. ايـن مفهـوم معمـولاً بـا بيـان عناصـرتشكيل دهندة زيرساخت مدنظر تعريف شده است. به نظر ميرسد آترتون (1977) تنها كسي است كه تعريف روشني از زيرساخت اطلاعات ارائه داده است. به تعبيـر او، زيرسـاخت اطلاعـاتي هـر كشوري، توانايي هاي ملي در دسترسي به دانش و اطلاعات و همچنين انتقال دانش و اطلاعـاتبه منظور استفادة علمي از دانش است (حريري و ياري فيروزآبادي، 1388). نماي كلـي از شـكافديجيتالي نشان مي دهـد ، شـكاف ديجيتـالي بـه طـور عمـده بـه دليـل معايـب اجتمـاعي و نبـودزيرساختهاي ديجيتالي به وجود مي آيد كه هنوز هم ميان كل كشورها مشاهده مي شـود (جيمـز ، 2007). با بررسي پژوهشهـاي متعـدد در حـوزة شـكاف ديجيتـالي، مـي تـوان زيرسـاخت هـاياطلاعاتي و ارتباطي را يكي از مهم ترين دلايـل ايجـاد و گسـترش عـدم دسترسـي بـه رايانـه و اينترنت قلمداد كرد.
عامل اقتصادي
شكاف ديجيتالي نتيجة بسياري از عوامل است كه هزينههاي گزاف خريد يا اجارة سختافزارها و نرمافزارها، يكي از مهمترين دلايل آن است (بانسود و پاتيل، 2011). عامل اقتصـادي در ايجـادزيرساخت ها و امكان دسترسي حائز اهميت است، به طوري كه محققان آن را اساسي ترين عامـلدر ايجاد دسترسي به رايانه و اينترنت مي دانند. عامل اقتصادي شامل مواردي مانند هزينة رايانه و تجهيزات اينترنت مانند مودم، هزينة اشتراك اينترنت، سطح درآمد افراد در تعيين دسترسي، نقش تعيين كننده اي دارد (روشندل اربطاني، كاظمي و حاج اسماعيلي، 1393). طي دهة اخير، هزينههاي ICT براي خانوارها افزايش شايان توجهي داشته است. افزايش هزينـه هـاي يادشـده در ضـريببودجـة اختصاصـي بـه ICT در خـانوار بـراي كشـور هـاي عضـو OECD مشـاهده مـي شـود (محمدغفاري و همكاران، 1392). جيمز (2007) در پژوهش خـود بـه بررسـي تـأثير اسـتفاده ازفناوري اطلاعات و ارتباطات بر رشد اقتصادي و حذف فقر پرداخته است. به نظر مي رسد اگـر در كشور هاي توسعه يافته برابري ميان مردم وجود داشته باشد، باز هم درآمد و تحصيلات مي تواننـدبر پذيرش فناوري تأثير منفي بگذارنـد (پريگـر و هـاب، 2008). بـا بررسـي يافتـههـاي ي كـه ازپژوهش هاي انجام شده به دست آمده است، مي توان به اين نتيجه رسيد كه نابرابري انتشار ICT رابطة نزديكي با عوامل اقتصادي دارد، بنابراين مي توان عامل اقتصادي را جزء عوامل اثرگذار بـر دسترسي فيزيكي به رايانه و اينترنت دانست.
عامل فرهنگي و دسترسي انگيزشي
به طور سنتي، »شكاف ديجيتال« به مثابة چشم انداز اقتصادي ـ اجتماعي در برخورد با دسترسي بـهفناوري اطلاعات و ارتباطات، به ويژه اينترنت و توانايي براي اسـتفاده از ايـن فنـاوري بـه منظـورمشاركت كامل در زندگي تجاري، سياسي و اجتماعي، درك شده است (پـاتريج، 2005). در ايـنزمينة خاص از مطالعه، ژائو، كيم، سو و دو (2007) حاكميت قانون، سيستم آموزشي و متغير هـايفرهنگي را عوامل مهم توضيح دهندة تفاوت در انتشار اينترنتي شناسايي كردند. مطالعات متعددي بر تأثير شاخصهاي اجتماعي و فرهنگي در اندازة پذيرش و كاربرد فناوري هـاي ارتبـاطي تأكيـدكرده اند (محمدغفاري و همكاران، 1392). پذيرش فناوريهاي جديد و اسـتفاده از آنهـا بـه ويـژهاينترنت، نگرش افراد به فناوريهاي جديد مانند رايانه و احساس نياز به آنهـا مـي توانـد متـأثر ازفرهنگ افراد باشد (روشندل و همكاران، 1393). ون دايـك در پژوهشـي بـا عنـوان »تحقيقـاتشكاف ديجيتالي، دستاوردها و كاستيها« عامل اجتماعي ـ فرهنگي را عامل مهمي در دسترسـيانگيزشي معرفي كرده است (ون دايك، 2006). ون دايك (2008) انگيزه براي دسترسي به رايانـهو اينترنت را نخستين گام در دسترسي به فناوري هاي ديجيتال مـي دانـد، او معتقـد اسـت بـرايبسياري از افراد شكاف ديجيتالي از مشكلات انگيزشي ريشه ميگيرد؛ يعني تنها افرادي كـه بـهرايانه و اينترنت دسترسي ندارند مطرح نيستند، بلكه افرادي كه نمي خواهند بـه رايانـه و اينترنـت دسترسي داشته باشند نيز وجود دارنـد . از نظـر وي عـواملي كـه دسترسـي انگيزشـي را توضـيح ميدهند، ماهيت اجتماعي ـ فرهنگي يا ماهيت فيزيكي ـ ذهني دارند.
سواد و مهارت ديجيتالي
در ادبيات معاصر، نابرابري مهارت هاي اينترنت، به صورت شـايان تـوجهي يكـي از ابعـاد كليـديشكاف ديجيتالي شناخته شده است. مهارتهاي اينترنتي در قالب اصطلاحات متعددي بيان شـده است، مانند: سواد ديجيتالي يا اطلاعاتي، مهارت هاي رايانه اي، سواد فناوري اطلاعات و ارتباطات يا تسلط بر وب (ون درسون و ون دايك، 2015). استفادة متداول و مهارت دسترسي به قابليتهاي لازم براي كاركردن با سخت افزار و برنامه هاي كاربردي فناوريهاي اطلاعـاتي و ارتباطـاتي، بـهتوليدكردن محتواي معنادار آنلاين و درگيرشدن در ارتباطات و همكاري هاي آنلايـن اشـاره دارد(فوچس و هوراك، 2008). تا به امروز، تمركز تحقيقات علمي بـر سـطح واقعـي از مهـارت هـايديجيتالي كه جمعيت هاي مختلف از آن برخوردارند، بسـيار كـم بـوده اسـت (وارسـچاور، 2003؛ ون دايك، 2005). بر اساس اين تفاسير، شكاف ديجيتالي اجتماعي را مي توان به عنوان محصـول ي از تفاوت در خودكارآمدي، مهارتهاي فردي و برداشت، جنبههاي فرهنگي و روابط ميانفـردي ، دانست (پاتريج، 2005).
عامل جمعيت شناختي
همچنين در بررسي عوامل مؤثر بر شكاف ديجيتالي در سطوح مختلـف ، مـي تـوان بـه شناسـاييعوامل در سطح فردي اشاره كرد. در سطح فردي، رايج تـرين متغيـر هـاي شناسـايي شـده ، طبقـة اجتماعي و اقتصادي، جنسيت، سن و منطقه است. مطالعات قبلي محققان نشـان داده اسـت كـهروش هاي زيادي در توضيح عوامل مؤثر بر شكاف ديجيتالي، بسته بـه ويژگـي هـاي هـر كشـور،فناوري و روشهاي پژوهش وجود دارد. وضعيت آموزش و پرورش بيشترين عامل به كاررفتـه در توضيح سطح و وضعيت سياسي، اجتمـاعي و اقتصـادي در اغلـب جوامـع اسـت. در ايـن رابطـه، كرنشاو و روبينسون (2006) سرماية انساني را نتيجه اي از وضعيت آموزش و پرورش دانستند و از آن بهعنـوان متغيـر توضـيحي در توضـيح پـذيرش و انتشـارICT اسـتفاده كردنـد. بسـياري ازپژوهش هاي اجراشده در خصوص شكاف ديجيتالي، به بررسي تأثير عوامل جمعيـتشـناختي بـردسترسي به رايانه و اينترنت پرداخته اند. براي مثال هافمن، نوواك و اسكلوسر (2000) در مطالعة تحقيقاتي اي كه در دانشگاه به منظور اندازه گيري عوامل نابرابري در دسترسي انجام دادند، بر تأثير عوامل جمعيت شناختي (مانند نژاد، درآمـد و تحصـيلات)، در گسـترش شـكاف در دسترسـي بـهاينترنت تأكيد كردند. پژوهش حاضر دو عامل سن و تحصيلات را كه قابليت فـازي شـدن دارنـد ، براي متغيرهاي جمعيت شناختي بررسي مي كند.
با توجه به پيشينة پـژوهش ، عوامـل جمعيـت شـناختي، اقتصـادي، زيرسـاختي و اطلاعـاتي،فرهنگي و دسترسي انگيزشي و سواد و مهارت ديجيتالي، به عنوان عوامل اثرگـذار بـر دسترسـيفيزيكي به رايانه و اينترنت بررسي شده اند كه شـاخص هـاي سـنجش و نتـايج بررسـي آنهـا درپژوهش هاي پيشين در جدول 1 آمده است.
جدول 1. شاخص هاي مربوط به هر عامل
نتايج پژوهشها منبع شاخص عامل
پژوهش ون دايك (2006) نشان داد درسطح معناداري، بيشتر افـرادبا سطح تحصيلات بالا و درآمد زياد تمايل به استفاده از پايگاه داده، صفحة گسترده، حسابداري و ارائة برنامه هاي كاربردي دارند و افراد با سطح تحصيلات پايين و درآمد كم، مشاورههـاي سـادة مطلـوب،بازي و سـرگرمي هـاي ديگـر را تـرجيح مـي دهنـد . اسـپيرو، وارد وكونولي (2011) دريافتند كه پايين بودن سطح تحصيلات، خطر عدم اتصال خانوادهها را به اينترنت افزايش ميدهد. پاسپيتاساري و ايشي، 2016؛ ون دايك، 2006 سن

شناختي

جمعيت

شناختي

جمعيت

ويلسون، 2006؛ گولد، گولدفينچ و هورسبورگ،
2010؛ فرو، هيلبرگ و گيلـ گارسيا، 2011 تحصيلات مونتاگنير و وينسنزو (2011) در بررسي هزينـه هـايICT و درآمـدخانوارها نتيجه گرفتند كه هزينة خانوار بر كالاهـا و خـدماتICT ، تحت تأثير سطح درآمد خانوار است و اينكه هزينه هـاي مربـوط بـهمحصولات IT و خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات سهم زيـادياز سطح درآمد خانوارها را به خود اختصاص مي دهـد و خانوارهـاييبا درآمد كم، در مقايسه با خانوارهاي با درآمد زياد، براي ICT سهم بيشتري از بودجة خود را اختصاص مي دهند. ون درسون و ون دايـك (2015) در پژوهشــي بــا عنــوان »رســانه هــاي جديــد و شــكافديجيتالي« دسترسي فيزيكي به رايانه و اينترنت را برابر با دسترسي مادي نميدانند. آنها دسترسـي مـادي را شـامل تمـام هزينـههـايمربوط به استفاده از رايانه هـا، اتصـالات، تجهيـزات، نـرم افزارهـا و خدمات مي دانند. پاسپيتاساري و ايشي، 2016؛
مونتاگنير و وينسنزو، 2011 سطح درآمد

اقتصادي

اقتصادي

ون درسون و ون دايك، 2015؛ ون دايك، 2008 هزينة زياد اشتراك اينترنت ون درسون و ون دايك، 2015؛ ون دايك، 2008 هزينة زياد
تجهيزات شامل رايانه و مودم
ادامة جدول 1
نتايج پژوهش ها منبع شاخص عامل
به نظر بوكـارت، ون دايـك و وربـوون (2010) تفـاوت درنفـوذICT نتيجة قوانين دسترسي است كه موجب محدوديت رقابت زيرساخت ها مي شود. حنفي زاده، سـقايي و حنفـيزاده (2009) در پژوهشي كه بـه تعيـين شاخصـي بـراي ارزيـابي وضـعيتزيرساخت هاي فنـاوري اطلاعـات و ارتبـاط و دسترسـي بـينكشورها پرداخته اند، مهمترين عامل براي اندازه گيري و تجزيه و تحليـل شـكاف بـين كشـورها را زيرسـ اختهـاي فنـاوري اطلاعات و ارتباطات دانستهاند. ون دايك، 2008؛ هيلبرت،
2011 پهناي باند يا سرعت اشتراك

ـ

زيرساختي

اطلاعاتي



قیمت: تومان


پاسخ دهید