DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.58869
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 4 زمستان 1395 صص. 710- 681

بررسي تأثير همسويي راهبردهاي زنجيرة تأمين و راهبردهاي سيستم اطلاعاتي بر عملكرد مديريت زنجيرة تأمين
(مطالعة موردي: شركت هاي توليدي استان خوزستان)
بلقيس باورصاد1، بتول رضايي2، فرج اله رحيمي 3، حسنعلي سينايي4
چكيده: پژوهش حاضر با هدف بررسي همسويي راهبردهاي زنجيرة تأمين و راهبردهاي سيسـتم اطلاعاتي و تأثير همزمان اين دو راهبرد بر عملكرد مديريت زنجيرة تأمين در شركت هاي توليـدياستان خوزستان، انجام شده است. جامعة آماري اين پـژوهش كـاربردي را 1716 شـركت تول يـدي استان خوزستان تشكيل مي دهد. واحد آماري جامعه، مديران خريد/ پشتيباني آن شركتهاست كـه231 شركت با استفاده از فرمول كوكران بـرا ي جوامـع محـدود، بـه عنـوان نمونـه انتخـاب شـد و پرسشنامه اي در اختيار مدير خريد / پشتيباني هر يك از شـركتهـا قـرار گرفـت. ابـزار جمـعآوري داده ها، پرسشنامة كوانفه (2010) است كه روايـي محتـوايي آن را خبرگـان و اسـتادان دانشـگاهيتأييد كردند و روايي سازة آن، از طريق تحليل عاملي تأييدي بررسي شد. تحليـل داده هـا و آزمـونفرضيه ها با بهرهگرفتن از نـرمافـزارSPSS 22 و روش مـدلسـازي معـادلات سـاختاري صـورتپذيرفت. نتايج نشان داد كلية ابعاد همسويي راهبردهاي زنجيرة تأمين (ناب، چابـك و تركيبـي) بـرعملكرد مديريت زنجيرة تأمين اثر مثبت و معناداري دارنـد و نقـش تعـديلگر راهبردهـاي سيسـتماطلاعاتي (كارا، منعطف و جامع) بر عملكرد مديريت زنجيرة تأمين نيز تأييد شد.
واژه هاي كليدي: راهبردهاي زنجيرة تأمين، راهبردهاي سيسـتم اطلاعـاتي، عملكـرد مـديريتزنجيرة تأمين.

استاديار گروه مديريت، دانشكدة اقتصاد و علوم اجتماعي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ايران
كارشناس ارشد مديريت بازرگاني، دانشكدة اقتصاد و علوم اجتماعي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ايران
استاديار گروه مديريت، دانشكدة اقتصاد و علوم اجتماعي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ايران
دانشيار گروه مديريت، دانشكدة اقتصاد و علوم اجتماعي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 21/10/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 17/06/1395 نويسندة مسئول مقاله: بلقيس باورصاد E-mail: b.bavarsad@scu.ac.ir
مقدمه
اين روزها محققان بسياري بر عملكرد مديريت زنجيرة تـأمين 1 تأك يـد كـرده انـد؛ بـه طـور ي كـه سازمان هاي زيادي باور دارند مديريت زنجيرة تأمين مؤثر، عامـل كل يـدي بـراي اي جـاد و تـداوممزيت رقابتي محصولات (كالاها/ خدمات) آنهاست. سازمان ها براي مديريت زنج يـرة تـأمين، بـهپذيرش نوعي راهبرد زنجيرة تأمين2 و اجـراي اقـدامات مناسـب آن نيـاز دارنـد؛ امـا اقـدامات وراهبرد هاي مختلف مديريت زنجيرة تـأمين، مسـتلزم پشـتيباني برنامـه هـاي كـاربردي فنـاوري اطلاعات مناسب و ب هكارگيري آنهاست. چالشهاي پيچيـد ة جهـاني ماننـد رقيبـاني بـا توليـداتكم هزينه، نوسان قيمت كالاها، افزايش انتظارات مشتريان، اوضاع وخيم اقتصادي تولي دكننـدگان و عدماطمينان به اين عوامل ، از يك سو در محيط تجاري تغييرات جدي ايجاد كرده و فرصت ها و رشد چشمگيري براي بازارهاي جديد به وجود آورده و از سـوي ديگـر ، موجـب افـزايش مـداوم وپيچيدة چالش هايي شده است كه عمليات و ابقاي شركتها را تهديد مـي كن نـد. ايـن فشـارهاي رقابتي، شركتهاي توليدي را به ارزيابي دوباره و مستمر و تطبيق راهبردي هاي رقـابتي زنجيـرة تأمين و راهبرد ها و فناوريهاي توليد براي بهبود عملكرد رقـابتي و حضـور طـولاني وادار كـردهاست (آلومار و پاسك، 2014). طبق مطالعات سير تحول مديريت، شركت ها در آغاز براي برخورد با تحولات جدي محيطي و ارتقاي عملكرد سازماني و پس از آن، به منظور دستيابي بـه افـزايشسهم بازار و كسب مزيت رقابتي، از مديريت زنجيرة تأمين استفاده كرده اند ( شـفيعي و تارمسـت،1393). هماكنون رقابت بين شركت و رقبا به رقابت بين زنجيرة تأمين شركت و زنجيـرة تـأمينرقبا تبديلشده و راهبرد زنجيرة تأمين، يافتن راهي براي پيروزي بر رقيبان را ضروري كرده است (هارتونو، آستانتي و آيا، 2015). مديريت زنجيرة تأمين، به مجموعـهاي از نگـرش هـا بـه منظـور انسجام توليدكنندگان، تأمين كنندگان، ذخاير و انبارها گفته ميشود تا محصول در زمان مقـرر، در
مكانهاي درست و به مقدار منا سب توليد و توزيع شود و سطح خدمات درخواستي را با كمتـرينهزينه انجام دهد (تريپادي آيچ، چاكرابورتي و لي، 2016). راهبردهـاي زنجيـرة تـأمين، از جملـه عوامل مؤثر بر عملكرد مديريت آن هستند. واقعيتهاي در حال تغيير بازرگاني، مبحـث مـديريت زنجيرة تأمين را در زمرة اولويت هاي مديران ارشـد اجرايـي ارتقـا داده اسـت ( آلـيس و تـركمن، 2009). پس از مديريت روابط با مشتريان، بزرگترين مشكل سازمان هـاي توليـدي و خـدماتي ، مديريت مناسب زنجيرة تأمين و تدارك نياز هاي توليدي و خدماتي است. اعتقاد بر اينكه مديريت زنجيرة تأمين مي تواند شركتها را در مقابل مشتريان پاسخگوتر و سودآورتر كنـد، موجـب شـده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Supply Chain Management
Supply Chain Strategy
است كه مديران تمركز خود را بر بهبود فرايند اين نوع مديريت افزايش دهند (حسيني و شـيخي،1391). مديريت زنجيرة تأمين كارا براي دستيابي به توسعة پايدار و رقابتي، بسيار ضروري اسـت . سازمان ها براي پشتيباني زنجيرة تأمين مؤثر و كارا به پذيرش فناوري اطلاعات نياز دارند. از نظر كوانفه (2010) راهبرد هاي مختلف زنجيرة تأمين، مستلزم استفاده از برنامه هاي كاربردي فناوري اطلاعات مناسب است و مـديريت موفـق آن بـه راهبردهـاي سيسـتم اطلاعـاتي1 متناسـب بـاراهبردهاي زنجيرة تأمين در سازمان نيـاز دارد . بنـابراين ، بـراي مـديريت مـؤثر زنجيـرة تـأمين، همسويي راهبردهاي سيستم اطلاعاتي با راهبردهـاي زنجيـرة تـأمين ضـرورت دارد . در همـينرابطه، شاه، گلداستين و وارد (2002) معتقدند كه زنجيره هاي تأمين به سطوح مختلفي از سيستم اطلاعاتي نياز دارند تا قابليت هاي فناوري اطلاعات همسو با فعاليت هـاي زنجيـرة تـأمين، بـرايشركت مزيت آفرين شوند. بنابراين، مسئلة اصـلي تحقيـق حاضـر ، معـين نبـودن تـأثير همسـويي راهبردهاي زنجيرة تأمين (ناب، چابك و تركيبي) و راهبردهاي سيستم اطلاعاتي (كارا، منعطف و جامع) بر عملكرد مديريت زنجيرة تأمين در سازمان هـاي تول يـدي اسـتان خوزسـتان اسـت . ايـنمسئلة اصلي سؤالات فرعي زير را به وجود آورده است:
آيا راهبردهاي زنجيرة تأمين بر عملكرد آن در سازمان هاي تول يـدي اسـتان خوزسـتانتأثير مثبت دارد؟
آيا راهبردهاي سيستم اطلاعاتي، تأثير راهبردهاي زنجيرة تأمين بر عملكـرد مـديريت آن در سازمان هاي توليدي استان خوزستان را تعديل مي كند؟ پيشينة نظري پژوهش عملكرد مديريت زنجيرة تأمين
عملكرد مديريت زنجيرة تأمين به شيوه هاي مختلف تعريف شده است. از نظـر شـوراي مـديريت زنجيرة تأمين حرفه اي2 (2013)، مديريت زنجيرة تـأمين شـامل برن امـه ريـزي و مـديريت همـة فعاليت هاي عرضه، تملك، تبديل، مديريت و تداركات بين و درون شركت هاسـت كـه بـا هـدف يكپارچه سازي وظايف اصلي كسب و كار و فرايندها از طريق نوعي انسجام و مدل كسـب وكـار بـاعملكرد زياد انجام ميشود. به علاوه مديريت زنجيرة تأمين، جريان مواد، محصولات، اطلاعات و پول بين شركت خاص و همچنين بين همة كسبو كارها از تأمين كنندگان و توليدكنندگان گرفته تا مشتريانِ زنجيرة تأمين براي بهبود عملكـرد بلندمـدت شـركت هاسـت (هـو ، 2012). اگـر چـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Information System Strategies
Council of Supply Chain Management Professions (CSCMP)
روش هاي متفاوتي براي سنجش عملكرد مديريت زنجيرة تأمين (يكپـارچگ ي، خـدمات مشـتري،اثربخشي هزينه، سطح موجودي، سطح خدمات، كارايي كلـي، عملكـرد تـأمين كننـدگان، زمـان،دارايي ها، انعطاف پذيري، اطلاعات و انسجام گردش مواد و عملكرد تحويل) وجود دارد (هومبرگ، 2000)؛ استفادة فزاينده از برنامة كاربردي فناوري اطلاعات و سيستمهاي فنـاوري اطلاعـات درمديريت زنجيرة تأمين، عملكرد سازمان ها را بهبـود بخشـيده و بـا ايجـاد ارزش در سـازمان هـا،فرصت هايي براي پيشرفت هاي فناوري اطلاعـات در مـديريت زنجيـرة تـأمين، بـه خصـوص در فرايندهاي توليد و توسعه در كالاها و خدمات را بهوجود آورده است (بروس، دالي و تاورز، 2004).
در اين پژوهش عملكرد مديريت زنجيرة تأمين به معنـاي كـارايي و اثربخشـي كلـي آن در نظـرگرفته شده است و از طريق سه بعد انعطاف پذيري، يكپارچگي و پاسخگويي به مشتريان زنجيـرةتأمين (كوانفه، 2010 و 2014)، سنجيده مي شود.
راهبرد مديريت زنجيرة تأمين
به گفتة هولي هان (1985)، آنچه تا كنون با عنوان مشكلات تداركات صرف مطرح شده، بيشـتر در مسائل مهم مديريت راهبردي ظاهر شده است. نتايج مطالعات روي صنايع مختلف آمريكا، ژاپـنو اروپاي غربي، نشان مي دهد در حال حاضر ديگر نگرش سنتي نسبت به مبادلات بـين اهـدافكليدي متضاد متفاوت، خريد، توليد، توزيع و فروش در امتداد زنجيرة تأمين جواب نمي دهد. ما به نگرش جديدي با عنوان »مديريت زنجيرة تأمين« و پيروي از آن نيـاز داريـم. مـديريت زنجيـرة تأمين از يك سري رويكردها و روش هايي براي يكپارچه كردن مؤثر تأمين كنندگان، توليدكنندگان، توزيع كنندگان و مشتريان، به منظور بهبود عملكرد بلندمدت شـركت هـاي فـردي و كـل زنجيـرةتأمين در مدل تجاري منسجمي با عملكرد بالا تشكيل شده است (ووي، 2008). مديريت زنجيرة تأمين، نگرش يكپارچه سازيِ برنامه ريزي و كنترل مواد و اطلاعات است كه از تأمين كننـدگان تـا مشتريان جريان دارد؛ به همان شكلي كه در فعاليت هاي مختلـف هـر سـازمان در جريـان اسـت(شفيعي و تارمست، 1393). مديريت زنجيرة تأمين مناسب براي رقابتي شدن سازمان ها ضـرو ري است؛ زيرا موجب اطمينان از اثربخشي و همكاري مناسب با تأمين كنندگان، واسـطه هـا و تـأميننيازهاي بازار مي شود و بر سازمان هايي تأثير مثبت ميگـذارد كـه آن را اجـرا كـردهانـد (كـولين ، گاليندو و هرناندز، 2015). براي رقابت در سطح زنجيرة تأمين، شركت ها بايد يكي از راهبردهـايمناسب زنجيرة تأمين را بپذيرند. اين راهبرد به انسجام و هماهنگيِ سراسر زنجيرة تأمين نياز دارد تا عملكرد اعضاي خود را افزايش دهـد (گـرين ، واتـن و ايـنمن ، 2008؛ ويزنـر، 2003). راهبـرد زنجيرة تأمين شركت، به مقاصد راهبردي و اهـداف آن شـركت اشـاره دارد. امـروزه، شـركت هـامديريت زنجيرة تأمين را نوعي ابزار راهبردي براي افزايش مزيـت رقـابتي خـود مـي داننـد . ايـننگرش راهبردي در مفهوم راهبرد زنجيرة تأمين بيان شـ ده اسـت (كوانفـه و ترافـدار ، 2013). درسال هاي اخير، واژة زنجيرة تأمين ناب ـ چابك رواج يافته كـه بـر اسـاس ا يـن مـدل جد يـد، دربخش هاي مختلف با توجه به نوع محصول، گاهي بايد اصول چابك جايگزين اصول نـاب شـود(بيزادنهات، 2016). رويكرد ناب و چابك به خودي خود بسـ يار سـاده اسـت، ا يـن فلسـفه هـا در صورت اجرا در مديريت زنجيرة تأمين، در واقع مكمل يكـديگر نـد (نيلـور ، نعـيم و بـري ، 1999). وندريمبز آپر، هانگ و ديسمازد (2006) سه نوع زنجيرة تأمين را كه بـراي تناسـب بـا سـه نـوع محصول (استاندارد، ابداعي و تركيبي1) لازم است، مطرح كردند. آنهـ ا نشـان دادنـد محصـولاتاستاندارد كه محصولات ساده با اندكي تمايز هستند، بايد توسط زنجيرة تأمين نابي توليـد شـوند. زنجيرة تأمين ناب به زنجيرة تأميني گفته مي شـود كـه راهبـردي را بـهمنظـور ايجـاد بي شـترين اثربخشي هزينه در زنجيرة تأمين، از طريق كاهش موجودي، تمركز بر بهبود كيفيت آن و كاهش زوايد به كار مي گيرد (هانگ، آپال و شاي، 2002). زنجيرة تأمين ناب به راهبردي گفته مـي شـودكه مبناي آن كاهش زمان، هزينه و ارتقاي اثربخشـي اسـت (كوانفـه، 2010 و 2014؛ كوانفـه وترافدار، 2013؛ هانگ، 2002؛ گلدزباي، گريفيز و روات، 2006). زنجيره هاي تأمين ناب هنگـامي عملكرد مطلوبي دارند كه تقاضا تا حدي مداوم، متنوع و قابل پيش بيني باشد (كريستوفر، 2000). از سوي ديگر، محصولات ابداعي كه ممكن است فناوري پيچيده و جديدي را به كـار گيرنـد، بـه زنجيرة تأمين چابك نياز دارند. زنجيرة تأمين چابك، زنجي رة تأميني است كه بهمنظور پاسخگويي و انعطافپذيري نسبت به تغيير نيازهاي مشتريان، راهبردي را از طريق واكنش سريع و مؤثر بـهتغييرات پويا و مداوم در بازار بهكار م يگيرد ( وانـگ، هانـگ و ديسـموكز ، 2004). هـدف راهبـرد زنجيرة تأمين چابك، انعطافپذيري از طريق سازگاري سريع و مؤثر به ني ازهـاي متغ يـر مشـتري است. راهبرد چابك به زنجيرة تأمين اجازة مي دهد بر اساس سفارش مشتري بـه او پاسـخ دهـد (كوانفه، 2010 و 2014؛ كوانفه و ترافدار، 2013؛ هانگ، 2002). بنابراين، محصولات تركيبـي كـه داراي اعضا و شركت هاي مشاركتكنندة بسياري در زنجيـرة تـأمين هسـتند ، بـه رابطـه اي بـين تأمينكنندگان نياز دارند كه از آن با عنوان زنجيرة تأمين تركيبي يـاد مـي شـود. زنجيـرة تـأمينتركيبي، تركيب قابليت هاي زنجيره هاي تأمين ناب و چابك، بـه منظـور بـرآورده كـردن نيازهـايمحصولات تركيبي است. زنجيرة تأمين تركيبي به زنجيرة تأميني گفته مـي شـود كـه راهبـردش آماده سـازي سـفارش اسـت و از طر يـق ايجـاد وقفـه در تمـايز محصـول تـا توليـد نهـايي، بـه مشتريمداري انبوه دست مي يابد (وانگ و همكاران، 2004). ايجاد وقفه ي كـي از راه هـايي اسـتكه با آن م يتوان راهبرد زنجيـرة تـأمين تركي بـي را تشـخ يص داد (كري سـتوفر، پيـك و توويـل،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Hybrid products
2006). تاكتيك هاي به كار گرفتهشده براي اجراي هريك از اين راهبردها، توسط نـوع محصـولتحت تأثير قرار مي گيرند. براي مثال، در راهبرد ناب ـ چابك براي محصولات خـاص مـي تـوان توليد را به تعويق انداخت، اما براي محصولات استاندارد بهتر است كـه توزيـع بـه تعويـق بيفتـد(كريستوفر و همكاران، 2006). كوانفه (2010) نيز در پژوهش خود نشـان داد چگونـه مـي تـوان زنجيرة تأمين ناب و چابكي را براي داشتن راهبرد ناب ـ چابك (يا زنجيرة تأمين تركيبي)، به طور موفق تركيب كرد. زنجيرة تأمين ناب، چابك و تركيبي، راهبردهاي زنجيرة تأميني هستند كـه در اين پژوهش مطالعه شده اند.
راهبرد سيستم اطلاعاتي
ثبات و جريان اطلاعات دربارة مصرف كننـدگان، سـفارش دهنـدگان و سـرمايه گـذاران از طريـقفناوري اطلاعات ايجاد مي شود. تمركز بر شناسايي عوامل تأثيرگذار بر كارايي كانالهاي توزيع و برنامه ريزي براي كنترل و بهبود آنها، بسياري از شركت ها را به مطالعـة ايـن عوامـل سـوق دادهاست (رمضانيان، ممبيني و مرادي، 1394). فناوري اطلاعات با ايجاد دسترسي مناسب و آسان به اطلاعات، بستر شفاف سازي فعاليتهاي سازمان را فراهم آورده است (رونقي و محمودي، 1394) و در حصول مزيت رقابتي و نوآوري، ابزاري كارساز براي شـركت هـا بـه شـمار مـيرود (مانيـان،موسي خاني و جام پرازمي، 1388). ايرل (1989) راهبرد سيستم اطلاعاتي را به عنوان »برنامـه اي بلندمدت و جهت داري كه تعيين مي كند چه چيزي با فناوري اطلاعات انجام مـي شـود « تعريـف ميكند. در تعريف او موضوع راهبرد سيستم اطلاعاتي با كاربردهـاي آن مـرتبط اسـت (كوانفـه،2010 و 2014). به گفتة بارنز، مايكزكوسكا و هينتون (2003) راهبرد سيستم اطلاعاتي مشـخصمي كند چه كاربردهايي بايد كسب شوند و مديريت آنها چگونه است. راهبـرد سيسـتم اطلاعـاتي بايد از راهبرد كسبو كار نشئت بگيرد. بنابراين، سازمان ها بايد مطمئن شوند كه ايجـاد و توسـعة راهبرد سيستم اطلاعاتي، درون راهبرد كسب وكار اتفاق بيفتد و حمايـت شـود. بـدين ترتيـب، درراستاي ايجاد و تو سعة راهبرد سيستم اطلاعاتي، سازمانها بايد ابتدا راهبرد كسب وكار را مد نظـرقرار دهند (كوانفه، 2010). مايلز و اسنو (1978) راهبردهاي متفاوتي كه سازمان ها به كار ميبرنـدرا به سه نوعِ مدافع، تحليلگر و مهاجم دسته بندي كردند. سازمان مدافع از راهبرد تدافعي اسـتفاده ميكند، دامنة محدودي از محصولات و خـدمات ارائـه مـي دهـد، بـر اسـاس معيارهـاي كـاراييجهت گيري مي كند، از ريسـكهـاي غيـرضـروري مـي پرهيـزد و كنتـرل در آن متمركـز اسـت،بلند پروازي كمي دارد و به كار در بازارهـاي باثبـات مشـتاق اسـت. سـازمان مهـاجم، از راهبـردتهاجمي استفاده ميكند، جهتگيـري بيرونـي دارد، مترصـد بيشـترين اسـتفاده از فرصـت هـايمحيطي براي تأمين نيازهاي جديد بازار است، نوآوري دارد و منعطف اسـت، از قواعـد و مقـررات
محدودكنندة سازمان اجتناب و از تغييرات استقبال مي كند و توانايي پيش بيني تغييرات در بـازار رادارد. سازمان تحليلگر راهبرد تحليلگري را به كار مي گيرد، در بازارهاي باثبات و در وضعيت پويا ومتغير خوب فعاليت مي كند، از كارايي بهره مي برد، توليد را در بازارهاي باثبات افزايش مي دهد، در بازارهاي متغيـر و پويـا نـوآور اسـت و محـيط را بـه منظـور سـازگار كـردن راهبردهـاي خـود بـامشخصه هاي محيطي به دقت مطالعه مي كند (تيموري و آبرومند، 1388). از اين رو، سـه راهبـردسيستم اطلاعاتي متناظر با راهبردهاي كسب و كار مهـاجم، مـدافع و تحليلگـ ر وجـود دارد . بـرايمدافعان، از راهبرد سيستم اطلاعاتي كارا كه در پي دستيابي به كاراييهاي درون سازماني و بـينسازماني و تصميمگيري بلندمدت است، استفاده ميشود (كوانفه، 2010 و 2014). راهبرد سيستم اطلاعاتي كارا با بهبود همكاري و همـاهنگ ي سـازمان بـا مشـتريان و تـأمين كننـدگان ، كـارايي عمليات درون سازمان و بين سازمان را افزايش مي دهد (باكاس و تريسي، 1986). راهبرد سيسـتماطلاعاتي منعطف كه براي سازمان هاي مهاجم مناسب اسـت بـر تصـميمات راهبـردي سـريع وانعطاف پذيري بازار تمركز دارد (كوانفه، 2010 و 2014). آلن و بـا ينتون (1991) معتقدنـد گـاهي بايد سازمان هايي كه با چالش هاي » كاهش هزينه و كارايي« و »سرعت و انعطافپذيري« مواجه ميشوند، هر دو عنصر كاهش هزينه و انعطافپذيري را تركيب كنند. بنـابراين ، راهبـرد سيسـتماطلاعاتي جامعي كه تصميمات جامع و پاسخگويي سريع را از طريق دانش سـازمان هـاي ديگـرفراهم مي كند، براي سازمان هـاي تحلي لگـر مناسـب اسـت (سـابهروال و چـان، 2001). سيسـتم اطلاع اتي ج امع، راهب ردي ب راي سيس تم اطلاع اتي اس ت ك ه توان ايي واك نش س ريع و تصمي مگي ريهاي جامع را تقويت مي كند (كوانفه، 2010).
همسويي راهبرد زنجيرة تأمين و راهبرد سيستم اطلاعاتي
ونكاترامن (1989) براساس دو معيار »ميزان دقت در صورت بندي رابطه« و »انتخاب ارتباط دادن
يا ندادن همسويي با معياري خاص« شش رويكرد براي همسويي مطرح كرده است. رويكردهاي همسويي بر اساس اين دو معيار، در شكل 1 نشان داده شده است. وي معيار نخست، يعنـي دقـتدر صورت بندي رابطة همسويي را به تعداد متغيرها نسبت داده است. از ديد اين محقق، در حالتي كه همسويي ميان دو متغير مد نظر باشد، ميتوان رابطة دقيق تري را بيان كـرد و در حـالتي كـهتعداد متغيرها زياد باشد، بيان رابطة دقيق براي همسويي ميان آنها دشوار است. معيار دوم، يعنـيانتخاب در ارتباط دادن يا ندادن همسويي با معياري خـاص بـه ايـن معناسـت كـه آيـا موضـوعهمسويي به معيار ويژه اي (مانند عملكرد) ربط داده مي شود يا مسـتقل از هرگونـه معيـار در نظـرگرفته مي شود. نگرش تعديلگر مشخص مي كند كه تأثير متغير پيشگو بر متغير وابسته، اساسأ بـ ه سطح متغير سوم بستگي دارد كه تعديلگر ناميده مي شود. بنابراين، همسويي متغيرهاي پيشـگو و تعديلگر، نوعي عامل تعيين كنندة عملكرد است.

زياد گشتالت
(Gestalts) انحراف از پروفايل
(Profile Deviation) كم

معادلة

در

متغيرها

تعداد
هم

رديفي

معادلة

در

متغيرها



قیمت: تومان


پاسخ دهید