DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.58868
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 4 زمستان 1395 صص. 770- 751

نقش ميانجي سرماية اجتماعي در تأثير رسانههاي اجتماعي
بر كيفيت دانش سازماني و عملكرد نوآورانه
ناصر عسگري1، بهنام جهاني2
چكيده: امروزه سازمان هاي خدماتي در محيطي بسيار رقابتي و پويا فعاليت مي كنند كـه در آنبهبود عملكرد به بهره برداري مؤثر از منابع دانشي و سرمايه هاي ناملموس بسـتگي دارد . از ايـن رو، پژوهش حاضر به بررسي نقش سرماية اجتماعي در تأثير بهكـارگيري يكپارچـه رسـانه هـاياجتماعي بر بهبود كيفيت دانش سازماني و عملكرد نوآورانه پرداختـه اسـت . ايـن پـژوهش روي نمونة 280 نفري از كاركنان سرپرستي شعب بانك صادرات استان مازنـدران اجـرا شـده اسـت. پژوهش حاضر از نوع هدف كاربردي است و از نظـر گـردآوري داده هـا از دسـته پـژوهشهـاي توصيفي ـ همبستگي بهشمار م يرود. ابزار جمعآوري دادهها پرسشنامة اسـتاندارد اسـت. دادههـا بهكمك مدل يابي معادلات ساختاري در نرمافزارهاي SPSS22 و Warp PLS تجزيه و تحليـلشدند. نتايج نشان داد كاربرد يكپارچه رسـانة اجتمـاعي بـر كيفيـت دانـش و عملكـرد نوآورانـة سازمان تأثيري مثبت و معناداري مي گذارد و ابعاد سهگانة سرماية اجتماعي ضمن تأثير هـم افـزابر يكديگر، در اين رابطه نقش ميانجي دارند.

واژه هاي كليدي: رسانههاي اجتماعي سازماني، سـرماية اجتمـاعي ، عملكـرد نوآورانـه، كيفيـتدانش.

استاديار مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه شهيد ستاري، تهران، ايران
كارشناس ارشد مديريت دولتي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركز، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 02/02/1395
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 18/07/1395
نويسندة مسئول مقاله: ناصر عسگري E-mail: nasgari@ut.ac.ir
مقدمه
با شكلگيري محيطهاي پيچيدة رقابتي، تنها سازمانهايي ميتوانند به فعاليت خود ادامـه دهنـدكه عملكرد خود را در قابليتهاي مهم سازماني همچـون نـوآوري تقويـت كننـد (فارسـيجاني ونيستاني، 1389). فعاليتهاي نوآورانه، منبع پايانناپذيري براي مزيـت رقـابتي فـراهم مـيكنـد .
عملكرد نوآورانه با خلق دانش لازم براي توسعة محصول و فرايندهاي توليدي جديـد، يـا بهبـودفرايندهاي موجود، به دست ميآيد (آزاد و راشدي، 1388). نوآوري فعاليـت پيچيـده اي اسـت كـهدانش جديد را براي اهداف تجاري به كار ميگيرد (فسفري و تريبو، 2002)؛ زيرا يكي از مهمترين چالشهاي پيش روي سازمان هاي امروزي، ضرورت بـه دسـت آوردن دانشـي اسـت كـه برتـريرقابتي، قدرت خلاقيت و نوآوري و يادگيري سازماني را در آنها تقويـت كنـد و بـر غنـاي دانـشسازماني بيفزايد. دانش موجود در سازمان، بستر مناسبي را براي خلق نـوآوري هـا و بـه دنبـال آنمزيت هاي رقابتي فراهم مي آورد و به طور متقابل، نوآوري هاي سازماني نيز موجب افزايش غنـا وروزآمدي پايگاه دانش سازماني مـي شـود . ايـن مهـم بـا پيـاده سـازي اصـول مـديريت دانـش وفراهمكردن بسترهاي مناسـب بـراي آن در سـازمان امكـانپـذير مـي شـو د (بهـاراتي، ژانـگ وچادهوري، 2015).
طي دو دهة گذشته شركتها فعالانه كوشيدهاند تا با مديريت آنچـه مـيداننـد ، بـراي بهبـودعملكردشان بهرهبرداري كنند و در اين ميان از مزيت هاي فناوري اطلاعات بسيار بهره بـرده انـد (جوشي، چي، داتا و هان، 2010). يكي از فناوريهاي نويني كه در زمينة مديريت دانش گسترش يافته، رسانة اجتماعي است. از ديدگاه اوريلي (2007) رسانههاي اجتماعي فناوريهايي مبتني بـروب هستند كه به افراد امكان مي دهد محتواي توليدشدة كاربران را به اشتراك بگذارند (اوريلـي،2007). سازمانها براي بهبود ارتباط با مشتريانشان، ارتقاي مشاركت كاركنـان و يكپـارچگي بـاشركا و عرضهكنندگان، روي رسانههاي اجتماعي سرمايهگـذاري مـيكننـد (چـوي و همكـاران،2012). اين رسانهها به سازمان امكان مي دهد با مشتريان، عرضهكنندگان و فروشندگان خود بـهشيوهاي نوين و بههنگام ارتباط برقرار كنند (كيتزمن، هرمكنز، مـك گـارتي و سيلوسـتر، 2011).
كاربرد يكپارچة رسانههاي اجتماعي در سازمانها با استفاده از فنـاوري هـايي ماننـد فـيسبـوك،لينكداين و تلگرام در حال گسترش است (بهاراتي و همكاران، 2014). بر اساس گزارش مؤ سسـة مككينزي مككينزي (2011)، امروزه حدود 70 درصد سازمان ها از فناوري هاي اجتماعي ماننـدوبلاگ ها، فيس بوك، لينكداين و… براي افزايش دانش و خبرگي سـازماني خـود بهـره مـي برنـد (بهاراتي و همكاران، 2015).
همزمان با اين روند، پژوهش در زمينة نقشي كه اين فناوريها در مديريت دانش مـي تواننـدايفا كنند نيز در حال افزايش است (پناهي، واتسون و پارتريدج، 2012). اگرچه شركتهـا و افـرادبهگونهاي فزاينده از رسانههاي اجتماعي سازماني براي تسهيم دانش استفاده مـي كننـد (بـوقين،چوي و مانيكا، 2012)، مطالعات انجام شده در زمينة تأثير رسانة اجتماعي بر ارتقاي كيفيت دانش از غناي كافي برخوردار نيست (بهاراتي و همكاران، 2015). اين در حالي است كه كيفيت ذخـاير دانشي، بسيار بيشتر از حجم آن در تعيين سطح عملكرد و موفقيـت سـازمان تـأثير دارد (لـوين و پريتولا، 2012).
اين پژوهش تلاش ميكند براي كاهش اين شكاف، نقش ميانجي سرماية اجتماعي در تـأثير رسانة اجتماعي سازماني را بر ارتقاي كيفيت دانش سازماني و همچنين عملكرد نوآورانة سـازمان بررسي كند و به اين مسئله بپردازد كه كاربرد يكپارچة رسانههاي اجتماعي سازماني چگونـه و تـاچه ميزان ميتواند ابعاد سرماية اجتماعي را تقويت كند و از اين طريـق موجـب ارتقـاي كيفيـتدانش سازماني و عملكرد نوآورانة سازمان شود. بررسي اين موضوع در بانك صـادرات ايـران بـهاين دليل بوده است كه اين بانك در جايگاه يكي از بانكهاي پيشرو كشـور، بـهمنظـور ارتقـايعملكرد نوآورانة خود و همچنين قابليتهاي رقابتي و توانايي ارائة خدمات مطلوب بـه مشـتريان، اجراي مؤثر مديريت دانش را در اولويت طرح هاي توسعهاي خود قرار داده و به منظور اطمينـان ازسرمايهگذاريهايي كه در اين زمينه انجام داده است، ميكوشد زيرسـاختهـا و توانمندسـازهايبهرهبرداري از ذخاير دانشي ارزشمند و با كيفيت خود را بهبود بخشد. يكي از اين زيرساختهـايفناورانه، كاربرد رسانههاي اجتماعي است. شناخت بهتر نقش اين رسانهها در پيشبرد اهداف دانشي و عملكرد نوآورانة اين سازمان، ميتواند ضمن كسـب اطمينـان از اثربخشـي سـرمايه گـذاري هـا وتلاشهاي گستردهاي كه در اين زمينه انجامشده، به ارتقاي دانش نظري موجـود در ايـن زمينـهنيز مساعدت كند.
پيشينة نظري پژوهش رسانههاي اجتماعي
با وجود گستردگي تعاريف رسانة اجتماعي، تمركز اغلب آنها بـر دو عنصـر »اشـتراك گـذاري « و »تعامل« است. برخي از تعاريف، توليد و انتشار محتوا را برجستهتر كردهاند و رسـانة اجتمـاعي را رسانهاي دانستهاند كه امروز توليد ويدئو، صدا، متن يا چندرسانهاي در آن توسـط كـاربران انجـامميشود و در محيط اجتماعي انتشار مي يابد و بين همتايان به اشـتراك گـذارده مـيشـود، ماننـدبلاگ، ويكي، يا سايتهاي ميزبان قطعات ويدئوئي (كاپلان و هانلين، 2010). آنچه مطـرح شـد، مصاديق رسانة اجتماعي را تعريف ميكند و آن را شـامل سـايتهـايي مـيدانـد كـه بـر اسـاسمشاركت كاربر و توليد محتوا توسط كاربر شكل گرفتـه انـد . ايـن رسـانههـا شـامل سـايتهـايشبكه سازي اجتماعي مانند لينكداين، فـيس بـوك، سـايتهـاي نشـانگـذاري 1 اجتمـاعي ماننـد دليشس2، سايتهاي اخبار اجتماعي چون ديگ3 يا اديت4 و سايتهـاي ديگـري مـي شـوند كـهكانون توجهشان تعامل با كاربر است. در تعريفي ديگر، رسانة اجتمـاعي بـه هـر نـوع سـايت يـاخدمات تحت وبي گفته مي شود كه از ويژگي »اجتماعي بودن« برخوردار است يـا از وب اسـتفادهميكند؛ بلاگها، شبكههاي اجتماعي، سايتهـاي خبـري اجتمـاعي (اظهـار نظـر و نظرگـذاريكاربران و تعامل آنان با اخبار و رويدادها)، ويكيها، از جملة اين مصاديق هستند (خانكي و بابايي، 1390). با وجود اين، در چند سال اخير ورود رسانههاي نوين و افزايش تعداد كانالهاي ارتبـاطي در دسترس افراد جامعه، سبب شده عصر تك رسانهاي به سر آيـد و امـروزه مخاطبـان اغلـب بـاچندين رسانه در تعامل باشند و ديگر مصرفكنندة انحصاري يك رسانه نباشند، بلكـه تركيبـي ازرسانههاي مطلوب خود را ايجاد كنند (روشندل اربطاني، خواجهئيان و اعظمي، 1389).
سرماية اجتماعي
سرماية اجتماعي شامل نهادها، روابط، گرايش ها و ارزش ها و هنجارهايي اسـت كـه بـر رفتـار وتعاملات بين افراد حاكم است (تساي و گوشال، 2013) و به آن دسته از شبكه هـا و هنجارهـايي مربوط مي شود كه افراد را براي عمل جمعي توانا مي كنند. به طور خلاصه ميتوان گفـت سـرمايةاجتماعي عبارت است از مجموع همة رابطه ها، تعاملها، ارزش ها و هنجارهايي كـه كـنش هـايجمعي را تسهيل و دستيابي به اهداف فردي و جمعي را در فضايي مبتني بر همكـاري و اعتمـاد، امكان پذير مي كنـد (منوريـان، عسـگري، اخـوان و آشـنا، 2013). از ديـدگاه ناهاپيـت و گوشـال (1998)، سرماية اجتماعي يكي از قابليت ها و دارايي هاي مهم سازماني است كه مي توانـد ضـمنكمك بسيار به سازمان ها در خلق و تسهيم دانش، براي آنها در مقايسـه بـا سـازمانهـاي ديگـر »مزيت سازماني پايدار« ايجاد كند. از ديدگاه آنان با رويكرد سازماني، جنبه هاي مختلف سـرمايةاجتماعي در سه طبقه قرار مي گيرند:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Bookmarking
http://www.del.icio.us.com
http://www.digg.com
http://www.eddit.com
عنصر شناختي؛ به منابعي اشاره دارد كه فراهم كنندة نمادهـا ، تعبيرهـا، تفسـيرها و سيسـتممعاني مشترك ميان گروه هاست. مهم ترين جنبه هاي اين بعد زبـان، كـدها و حكايـت هـايمشترك است.
عنصر ساختاري؛ مهم ترين جنبة سرماية اجتماعي (بهاراتي و همكاران، 2015) است كـه بـهالگوي كلي تماس هاي بين افراد اشاره دارد؛ يعني به چه كساني و چگونـه دسترسـي داريـد (منوريان و همكاران، 2013) و دربردارندة دو عامل است: 1. پيوندهاي شبكه اي كه به معناي ايجاد و توسعة روابط درون شبكه اي است. اين روابط امكان دسترسـي بـه منـابعي همچـوندانش را فراهم مي كند؛ 2. پيكربندي روابط شبكه اي كه جنبة مهمـي از سـرماية اجتمـاعي ا ست و ميتواند بر توسعة سرماية فكري اثر بگذارد.
متناسب سازي شبكه هاي ارتباطي؛ بهمفهوم سهولت و رواني جابهجايي ارتباطات است داريد
(منوريان و همكاران، 2013).
كيفيت دانش
اين كه دانش منبع مهم و راهبردي براي كسب مزيت رقابتي پايدار سازمانها بـه شـمار مـيرود، به شكل گسترده اي اثبات شده است؛ زيرا دانش منبع ارزشمند، كمياب، تقليدناپذير و جايگزين نشدني است كه ميتواند براي سازمان مزيت رقابتي پايداري فراهم كند (تيس، 1998). در گذشته مديريت دانش تلاش داشت حجم ذخيرة دانش سازماني را ارتقا دهد (واسكو و فرج، 2005)، اما در عصـرحاضر برخورداري از حجم دانش بيشتر، ممكن است به عملكرد بهتر نينجامـد (لـوين و پريتـولا،2012). امروزه اين كيفيت دانش است كه بيشتر در كانون توجه پژوهشگران قرار دارد (چن، زو و وينستون، 2011). حجم دانش براي اطمينان از موفقيت دانش به تنهايي كافي نيست، مطالعـاتبسياري در خصوص ايجاد »زبالهداني الكترونيكي« هشدار دادهاند، فضايي مملو از دانـش كـه در
واقع هيچ كس از آن استفادهاي نميكند (مكدرموت، 1999). بدين ترتيـب ، ايـن كيفيـت دانـشاست نه حجم آن كه به موفقيت و اثربخشي ذخاير دانـش كمـك مـيكنـد (دورسـي كوا و گـري،2009). دانش با كيفيت به احتمال بيشتري به صورت موفقيتآميـز بـه اشـتراك گذاشـته و از آن استفاده ميشود (ژانگ و واتز، 2008). دورسيكوا و گري (2009) كيفيت دانش را اين گونه تعريف كردهاند: ميزاني كه درستي و دقت دانش كسب شده به وسيلة سازمان مـي توانـد نيازهـاي دانشـيسازمان را برآورده كند.

عملكرد نوآورانه
نوآوري مهمترين منبع مزيت رقابتي است؛ زيرا ميتواند به توليد محصولات جديد، برآورده كـردنبهتر نيازهاي مشتريان، ارتقاي كيفيت محصولات و كاهش هزينههاي توليد كمك كند. نـوآوريرا ميتوان انطباق با ايده يا رفتاري تعريف كرد كه براي سازمان جديد اسـت (اصـانلو و خـدامي، 1393). شركتها با نوآوريهايشان بهتر ميتوانند به تغييرات محيطي پاسخ دهند و براي رسيدن به عملكرد بهتر، قابليتهاي جديدي كسب كنند. عملكرد نوآورانه يكي از عوامل اصلي عملكـردسازماني به شمار ميرود كه به يادگيري سازماني، نوسازي، بهبود، يادگيري از شكستها و تطبيق، به محيط رقابتي پويا كمك ميكند (گاندي، لوزون، كليـك و آلپكـان، 2011). عملكـرد نوآورانـهتركيبي از دستاوردهاي سازماني است كه از بهبود فعاليت ها به دست ميآيد و جنبههـاي مختلـفنوآوري در محصول، ساختار و فرايند را دربرميگيرد (هيجدورن و كلود، 2003).
پيشينة تجربي پژوهش
در جدول 1 خلاصه اي از مهمترين پژوهشهايي كه در ارتباط با اهداف و سؤال هاي اين پژوهش اجراشده، مشاهده مي شود.
جدول 1. پيشينة تجربي پژوهش
نتايج متغيرهاي پژوهش محقق (سال) عنوان پژوهش
دانش برگرفته از مشـتري مهـمتـرين منبـعايدههـاي نـوآوري اسـت و موجـب ارتقـايعملكرد مالي و عملياتي بانكها مي شود. مديريت دانش مشتري،نــــوآوري مســــتمر وعملكرد برتر اسماعيلپور،دوستار و طاهرپور
(1395) مديريت دانـش مشـتري ونقش آن در نوآوري مستمر و عملكرد برتر
يادگيري سازماني و همه ابعاد آن بر ارتقـايعملكرد سـازماني تـاثيري مثبـت و معنـادارداشته است. مديريت دانش، نـوآوريو عملكرد سازماني علامه و مقدمي (1387) بررسي رابطة بين يادگيريســــازماني و عملكــــرد سازماني
بين سرماية نوآوري شركت با عملكرد مـالي رابطة معنـادار و مثبتـي برقـرار اسـت. بـينسرماية مشـتري شـركت بـا عملكـرد مـاليرابطة معنادار و مثبتي وجود دارد. سرماية نوآوري، سرماية مشتري، عملكرد شركت سينايي،حاجيپور
و طاهري (1390) بررسي ارتباط بين سرماية فكري و عملكرد شركت
ارتباط با مشتري نسبت به عامل ديگر تـأثير قويتري بر عملكرد شركتها دارد. روابـ ط بـ ا مشـ تري،سرمايههـاي اجتمـاعي،عملكرد شركت لوئو، گريفيت، ليو و شي (2004) تأثير روابـط بـا مشـتري وسرمايههاي اجتمـاعي بـرعملكرد شركت

ادامة جدول 1
نتايج متغيرهاي پژوهش محقق (سال) عنوان پژوهش
پيشنهاد مـدلCKM و تـأثير آن بـرتوسعه محصولات نوآورانه. محصولات نوآورانـه، مـديريتدانش مشتري الكترونيكي سو، چن و شا (2006) پيونـــد بـــين گســـترشمحصــولات نوآورانــه بــادانش مشتري
بــين ســرماي ة نــوآوري و ســرماية مشـتري بـا عملكـرد شـركت رابطـة مثبت و معناداري وجود دارد. سرمايههـاي نـوآوري، سـرمايةمشتري، عملكرد شركت يانگ و كانگ (2008) بررســـي ارتبـــاط بـــينســرمايههــاي نــوآوري وسرماية مشتري با عملكرد شركت
م ديريت دانــش از طريــق نــوآوريفراينــد بــر عملكــرد شــركت تــأثير مي گذارد. مديريت دانش، نوآوري فراينـد،اشتراكگذاري دانش، عملكـردشركت يانگ (2010) بررســي اثــر راهبردهــايمديريت دانش بر عملكـردشركت
مــديريت دانــش نظيــر بازاريــابي و
CRM، بــراي گســترش و توســعة محصــولات جديــد و نــوآوري لازماست. دانـــش مشـــتري، توســـعة محصولات جديد سوفيآنتي،
سوريادي، گووين
داراجو، پريهارتوبو
(2010) مراحـــل ايجـــاد دانـــشمشـــ تري در توســـ عة محصولات جديد

مرور پيشينة تجربي در ارتباط با موضوع پژوهش، نشان ميدهد مديريت دانش و سرمايههاي ناملموس، نقش تعيينكنندهاي در ارتقاي نوآوري و عملكرد سازماني داشته اند. با وجود اين، نقشي كه رسانههاي اجتماعي سازماني در اين زمينه ميتواند ايفا كند، كمتر در كانون توجه قرار گرفتـهاست. پژوهش حاضر تلاش مي كند به كاهش اين شـكاف و ارتقـاي شـناخت موجـود در زمينـة پيشايندهاي عملكرد نوآورانة سازمان مساعدت كند.
فرضيههاي پژوهش
مهمترين مبناي نظري اين پـژوهش را چـارچوب سـرماية اجتمـاعي تسـايي و گوشـال (1998) تشكيل ميدهد كه بر اساس آن سرماية اجتماعي به اشتراكگذاري منابع كمك ميكنـد . اتخـاذاين مبنا به اين دليل است كه دانش منبعي مهم و راهبردي بـراي كسـب مزيـت رقـابتي پايـدارسازمانها به شمار ميرود (تيس، 1998) و مديريت دانش نيز ماهيتي انسـاني ــ اجتمـاعي دارد ووجود بستر مناسب انساني ـ اجتماعي ميتواند خلـق و تسـهيم دانـش ارزشـمند را تسـهيل كنـد(منوريان، موسيخاني، اخوان و عسگري، 1390)؛ در نتيجه سرماية اجتماعي ميتواند بـا تسـهيلتعاملات ميانفردي، انجام اين اقدامات دانشي را تسهيل و تقويت كند (فريـرا و پيلاتـي، 2013). بر اين اساس، پيشبيني روابط فرض شده بين متغيرهاي مد نظر در پژوهش، مبتنـي بـر پيشـينة تجربي زير بوده است.
مطالعات تأثير مثبت رسانه هاي اجتماعي بر سرماية اجتماعي را تأييد كردهانـد . بـراي نمونـه، رسانههاي اجتماعي همچون ارتباطات الكترونيك ـ كه قادر بـه ايجـاد ارتباطـات جديـد آنلايـنهستندـ اثر مثبتي بر بعد ساختاري سـرماية اجتمـاعي دارنـد (بـورك، كـراوت و مـارلو، 2011).
رسانه هاي اجتماعي با حمايت از توسعة بع د شناختيِ سرماية اجتماعي، اشـتراك گـذاري دانـش راتسهيل مي كنند و اهميت رسانة اجتماعي زماني كه كارمندان سازمان از لحاظ جغرافيـايي از هـمفاصله دارند، بيشتر مشخص مي شود (بورك و همكاران، 2011). بـه طـور كلـ ي مـي تـوان گفـترسانه هاي اجتماعي با ايجاد پل بين فضاي زماني و مكاني و توسعة روابط ميان كاركنان، موجـبتوسعة فضاي اعتماد، همكاري و تعامل آنها مي شوند (بهاراتي و همكاران، 2015). بر اين اساس، در فرضيههاي اول تا سوم پژوهش، تأثير به كارگيري يكپارچة رسانههاي اجتماعي بر هر يـك ازابعاد سرماية اجتماعي پيشبيني شده است:
فرضية 1. بهكارگيري يكپارچة رسانة اجتماعي سازماني موجب تقويت بعد سـاختاري سـرمايةاجتماعي ميشود.
فرضية 2. بهكارگيري يكپارچة رسانة اجتماعي سازماني موجب تقويت بعد رابطـه اي سـرمايةاجتماعي ميشود.
فرضية 3. بهكارگيري يكپارچة رسانة اجتماعي سازماني موجب تقويت بعـد شـناختي سـرمايةاجتماعي ميشود.
از سوي ديگر، پژوهشهاي زيادي ثابت كردند كه ابعاد سهگانة سرماية اجتماعي بـا يكـديگرارتباط دارند (تساي و گوشال، 1998). براي نمونه، تساي و گوشال (1998) نيز دريافتند سـرماي ة ساختاري بر سرماية ارتباطي تأثير مثبت و معناداري مـي گـذارد، امـا بـر سـرماية شـناختي همـة واحدهاي كسب وكار يكي از شركت هاي بزرگ چندمليتي لوازم الكترونيكي، اثر كمـي ديدنـد. بـراين اساس مي توان فرضيه هاي بعدي را بهصورت زير در نظر گرفت:
فرضية 4. بين ابعاد ساختاري و شناختي سرماية اجتماعي رابطة مثبت و معناداري وجود دارد.
فرضية 5. بين ابعاد ساختاري و رابطه اي سرماية اجتماعي، رابطة مثبت و معناداري وجود دارد.
فرضية 6. بين ابعاد شناختي و رابطهاي سرماية اجتماعي، رابطة مثبت و معناداري وجود دارد.
همچنين بر اساس مطالعات پيشين، سرماية اجتماعي مي توانـد توانـايي سـازمان بـراي ادارة دانش را افزايش دهد. وجود سرماية اجتماعي مي تواند خلق و تسهيم دانش را در سازمان افزايش دهد؛ زيرا در تركيب و تبادل منابع، تشويق رفتارهاي همكارانه و فعاليت هاي جمعي براي سازمان كمك اثربخش تري دارد. همچنين وجود سرماية اجتماعي در گروه هاي سازماني شـركت هـا ، بـرتوسعة فعاليت هاي نرمِ مديريت دانش (فعاليت هاي انتقال و خلق دانش) مـؤثر اسـت (منوريـان وهمكاران، 2013). بر اين اساس، فرضيه هاي مربوط به نقش تسهيلگر ابعاد سرماية اجتمـاعي در ارتقاي كيفيت دانش سازماني و عملكرد نوآورانة سازمان، به شرح زير تدوين شده است:
فرضية 7. سرماية ساختاري بر ارتقاي كيفيت دانش سازماني تأثير معنادار و مثبتي دارد.
فرضية 8. سرماية ساختاري بر عملكرد نوآورانة سازمان تأثير معنادار و مثبتي دارد.
فرضية 9. سرماية رابطهاي بر ارتقاي كيفيت دانش سازماني تأثير معنادار و مثبتي دارد.
فرضية 10. سرماية رابطهاي بر عملكرد نوآورانة سازمان تأثير معنادار و مثبتي دارد.
فرضية 11. سرماية شناختي بر ارتقاي كيفيت دانش سازماني تأثير معنادار و مثبتي دارد.
فرضية 12. سرماية شناختي بر عملكرد نوآورانة سازمان تأثير معنادار و مثبتي دارد.
تحليل تعاريف ارائه شده از مديريت دانش نشان مي دهد بسياري از آنها در يك مورد شـباهتدارند؛ اينكه مديريت دانش به بهبود عملكرد سـازما ني منتهـي مـي شـود (منوريـان و همكـاران،2013). مديريت مؤثر دانش به عملكرد نوآوري بهتر شركت ها كمك ميكند؛ زيرا مديريت دانش موجب يادگيري ميشود و يادگيري نيز از جمله عواملي است كه رابطة ميان نـوآوري و عملكـردنوآوري را تقويت مي كند (فريرا و پيلاتـي، 2013). همچنـين سـو، چـن و شـا (2004) دريافتنـدكيفيت دانش بر عملكرد نوآورانه تأثير مثبت و معناداري مي گذارد. به پشتوانة اين پيشينة تجربـينيز فرضية آخر پژوهش به شرح زير در نظر گرفته شده است:
فرضية 13. با ارتقاي كيفيت دانش سازماني، عملكرد نوآورانة سازمان نيز بهبود خواهد يافت.
مدل مفهومي
بر اساس مرور پيشينة نظـري و تجربـي و روابـط مفـروض ميـان متغيرهـاي تحقيـق در قالـبفرضيه ها، مدل مفهومي پژوهش به صورت شكل 1 ارائه شده است. همان گونه كه اين مدل نشان ميدهد بهكارگيري يكپارچة رسانة اجتماعي به عنوان متغير مستقل، سرماية اجتمـاعي بـه عنـوانمتغيرهاي ميانجي و در نهايت، كيفيت دانش سازماني و عملكرد نوآورانه نيز بهعنـوان متغيرهـايوابسته در نظر گرفته شده اند.

شكل 1. مدل مفهومي پژوهش روششناسي پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف كاربردي و از نظر چگـونگي گـردآوري دادههـا پـژوهش توصـيفي ـپيمايشي است. جامعة آماري پژوهش را كاركنان سرپرستي بانك صـادرات اسـتان مازنـدران بـهتعداد 750 نفر تشكيل دادهاند و با استفاده از فرمول نمونهگيري از جامعة محدود نيز، 254 نفـر از آنها براي نمونه انتخاب شدند. براي اطمينان از جمعآوري پرسشنامههاي كـافي ، 280 پرسشـنامهميان نمونة آماري توزيع شد.
ابزار جمعآوري دادهها، پرسشنامة استاندارد است. در اين پرسشنامه بـراي سـنجش عملكـردنوآورانه از پژوهش سليم و سليمان (2011)؛ براي سنجش كيفيت دانش از پرسشنامة دورسيكوا و
گري (2009) با سه گويه؛ براي سنجش سرماية اجتماعي از پرسشنامه بهاراتي و ژانگ (2015) با شش گويه (هر يك از ابعاد سرماية ساختاري، رابطه ا ي و شناختي را با دو گويه سنجيده اسـت ) و در نهايت، براي سنجش يكپارچة رسانة اجتماعي سازماني نيز از پرسشنامة فيچمن (2001) با دو گويه استفاده شده است. بخش اول پرسشنامه، به بررسي اطلاعات جمعيت شـناختي پاسـخگويان ازجمله جنسيت، سطح تحصيلات و ميزان سابقة كار مي پردازد و بخش دوم نيز متغيرهاي تحقيق را با مقياس پنج گزينه اي ليكرت مي سنجد. براي ارزيابي پايـايي پرسشـنامه از بررسـي سـازگاريدروني و براي بررسي روايي از روايي همگرا و واگرا استفاده شده است. جدول 2 نتايج اين بررسي را نشان مي دهد.

جدول 2. نتايج پايايي مركب، آلفاي كرونباخ و ميانگين واريانس استخراجشده
ميانگين واريانس
استخراج شده پايايي
تركيبي آلفايكرونباخ شاخص ها نام متغير
0/718 0/836 0/708 استفاده از خدمات مبتني بر وب كاربرد يكپارچه رسانة اجتماعي
استفاده از لينكدين و تلگرام 0/732 0/845 0/725 تعاملات تلفني و نشست با مشتريان سرماية ساختاري
روابط باز و صادقانه با مشتريان 0/736 0/862 0/742 سهيمبودن در چشماندازي مشترك از صنعتبا رقبا سرماية شناختي
باور رقباي مهم بـه مفيـدبودن فنـاوريهـاينوين 0/564 0/811 0/698 شناخت شخصي عرضهكنندگان سرماية رابطهاي
انتفاع دوجانبه در رابطه با عرضه كنندگان 0/692 0/932 0/835 انطباق منابع دانشي با نيازهاي سازمان كيفيت دانش
كيفيت دانش موجود در سيستمهاي دانشي دقت ذخاير دانشي موجود در سازمان 0/671 0/866 0/751 نوآوريهاي فناورانة رقابتپذير كننده عملكرد نوآورانه
تشويق ايدههاي جديد و نوآوريهاي كاركنان ارائة خدمات نوين به مشتريان – – 0/872 14 مجموع سؤال ها
يافتههاي پژوهش
جدول 2 ضرايب شاخصهاي سازگاري دروني را نشان ميدهد. همـة ضـرايب پايـايي مركـب وآلفاي كرونباخ از حد بحراني 7/0 بيشترند. همة ميانگين واريانسهاي استخراج شده نيز بيشـتر از حد 5/0 محاسبه شدند؛ در نتيجه ميتوان گفت مدلهاي اندازهگيـري در حـد قابـل قبـولي قـراردارند. براي ارزيابي روايي ابزار سنجش نيز از روش روايي سازه استفاده شد كه از طريـق ارزيـابيروايي واگرا و همگراي مدلهاي اندازه گيري انجام ميشود. روايي همگرا نمره هاي شاخصهـاييرا بررسي مي كند كه براي سنجش يك سازه تعريف شده اند؛ بدين معنا كه مجموعـ ة معـرف هـا،سازة اصلي را تبيين ميكنند (آذر، غلام زاده و قنواتي، 1391). اگر شـاخص هـا نتـايج يكسـاني را نشان دهند، روايي همگرا وجود دارد.
جدول 3. بارهاي عاملي تركيبي و متقابل

رسانة اجتماعي سرمايه ساختاري سرمايهشناختي رابطهسرمايهاي دانشكيفيت عملكردنوآورانه نوع سنجش valueP SE
<0/001 0/051 Formative -0/092 -0/207 0/190 0/132 -0/069 0/848 OSMA1
<0/001
<0/001 0/051
0/051 Formative Reflective -0/110
0/280 -0/311
0/232 0/201
-0/234 0/156
-/244 -0/111 0/860 OSMA2
STR1
0/811 0/136 <0/001
<0/001 0/051 0/051 Reflective
Reflective 0/237
-0/056 0/179
-0/525 0/170
-0/030 -0/189 0/833 0/145
0/148 STR2 COG1
0/880 0/071 <0/001
<0/001 0/051
0/051 Reflective
Reflective -0/026
-0/439 -0/221
-0/395 -0/109 0/875 0/060
0/0123 0/171
0/026 COG2
RE1
0/751 0/272 <0/001
<0/001 0/051
0/051 Reflective
Reflective -0/183
0/047 0/042 0/774 0/161
-0/203 0/095 0/146 0/034
-0/253 RE2
KQ2
0/710 0/050 <0/001
<0/001
<0/001 0/051 0/051
0/051 Reflective
Reflective 0/089 0/896 0/072
-0/022 -0/032 0/138
-0/033
0/058 -0/064 -0/156
0/112 0/099
0/171 0/160 KQ3 IP3
FP1
0/787
0/908 -0/014
0/022 Reflective <0/001 0/051 Reflective 0/886 -0/132 -0/089 0/079 0/107 0/201 FP2

جدول 3 نشان ميدهد بارهاي عاملي شاخصهاي درون هر سازه نسبت به سازة بيروني آن، مقدار بيشتري را به خود اختصاص داده اند كه اين مـي توانـد نشـان دهنـدة روايـي همگـرا ميـان شاخصهاي هر يك از سازههاي پژوهش باشد. براي بررسي تأثير همخطي متغيرها نيز از روايـيواگرا استفاده شده است. روايي واگرا يا همان روايي تشخيصي، مكملي بـراي روايـي همگراسـتكه نشاندهندة ميزان تمايز نشانگرهاي يك سازة معين از نشانگرهاي سازههاي ديگـر در مـدليكسان است. در مدل يابي PLS يكي از معيارها براي مناسب بودن روايي تشخيصي اين است كه سازه بايد بيشترين واريانس مشترك را با نشانگرهايش نسبت به اشتراك آن با سازههاي ديگر در مدل معين داشته باشد. براي ارزيابي روايي تشخيصي، فرنل و لاركر (1981) استفاده از ميـانگينواريانس استخراج شدة AVE، يعني ميـانگين واريـانس مشـترك بـين سـازه و نشـانگرهايش راپيشنهاد ميكنند. آنها براي AVE مقادير 5/0 و بيشتر را توصيه كردند؛ يعني سازة مدنظر حـدود50 درصد يا بيشتر از واريانس نشانگرهاي خود را تبيين ميكند. ميانگين واريانس اسـتخراجشـدهبايد از واريانس مشترك آن سازه و ساير سازههاي موجود در مـدل (همبسـتگي بـين دو سـازه)، بيشتر باشد. در ماتريس همبستگي، همبستگي بين سازههاي متفاوت در عناصر غير قطري راست ماتريس و جذر ميانگين واريانس استخراجشده براي هر سازه در امتـداد خـط قطـري نشـان دادهميشود. براي مناسب بودن روايي تشخيصي، عناصر قطري به صـورت معنـاداري بايـد از عناصـرغيرقطري در ستونها و سطرها بيشتر باشد (آذر و همكاران، 1391). همان گونه كه در جـدول 4 مشاهده ميشود، مقدار جذر AVE متغيرهاي مكنون در پژوهش حاضر كه در خانه هاي موجود در قطر اصلي ماتريس قرار گرفته اند، از مقدار همبستگي ميان آنها كه در خانه هاي زيـرين و راسـت قطر اصلي ترتيب داده شده اند، بيشتر است. از اين رو، ميتوان گفت در پژوهش حاضـر ، سـازه هـا (متغيرهاي مكنون) در مدل، تعامل بيشتري با شاخصهاي خود دارند تا با ساير سازهها؛ در نتيجه روايي واگراي مدل در حد مناسبي است.
جدول 4. روايي واگرا (تشخيصي)



قیمت: تومان


پاسخ دهید