DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.59952
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 4 زمستان 1395 صص. 810- 791

طراحي سيستم استنتاج فازي با يادگيري از نمونه هاي آموزشي براي
اندازه گيري مشاركت كاركنان عملياتي در سلامت محيط كار
سعيد مالكي نژاد1، احمد توكلي2، ناصر مطهري فريماني3
چكيده: براي دستيابي به بيشترين سطوح سلامت در سازمان ها، فضايي براي مشاركت فعالانة كاركنان ضروري است. براي فعال سازي اين مشاركت، سازمان ها بـه ابزارهـايي بـراي سـنجش مشاركت نياز دارند تا با تعيين انحراف ها، برنامه ها را بازنگري كنند. اين پژوهش به دنبال طراحي نوعي سيستم كمي براي اندازه گيري مشاركت كاركنان در سـلامت محـيط كـار اسـت كـه بـر قواعدي مبتني باشد كه بتواند اين اندازه گيري را فارغ از تخمين روابط غيرخطي، بين متغيرهاي مؤثر انجام دهد. بدين منظور طراحي نوعي سيستم استنتاج فازي مد نظر قرار گرفته است. نمـرةمشاركت كاركنان به عنوان خروجي و عوامل زمينه ساز مشاركت در سلامت بهعنوان ورودي هاي سيستم در نظر گرفته شدند. توليد قوانين با استفاده از روش CT08 اصلاح شده صورت پـذيرفتكه بر پاية نمونه هاي آموزشي استوار است. در پايان ضمن توليد 17 قانون، سيستم بـا 5 نمونـةآزمايشي سنجش شد و ميزان دقت 3/92 درصد به دسـت آمـد. محققـان تغييـري در چگـونگيمحاسبة ميزان دقت نيز پيشنهاد دادند كه سبب نزديك تر شدن به واقعيت ميشود.

واژه هاي كليدي: اندازه گيري مشاركت، سلامت محيط كار، سيسـتم اسـتنتاج فـازي، مشـاركتكاركنان عملياتي.

كارشناس ارشد مديريت، دانشگاه فردوسي مشهد، مشهد، ايران
استاديار گروه مديريت، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد دانشگاه فردوسي مشهد، مشهد، ايران
استاديار گروه مديريت، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد، دانشگاه فردوسي مشهد، مشهد، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 16/01/1395
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 22/06/1395
نوي سندة مسئول مقاله: احمد توكليE-mail: tavakoli-a@um.ac.ir
مقدمه
هر ساله ميليونها حادثة صنعتي در سراسر جهان به وقوع مي پيوندد. هر حادثه ضمن رنج و عذاب براي فرد، خانواده و اطرافيان او، موجب ازدست رفتن وقت و سرماية شـايان تـوجهي مـي شـوند . بنابراين، همواره بايد حوادث را با تحميل هزينه هاي مالي و انساني همراه دانسـت ( تحويلـداري، مفيدي و مشكاني، 1388). هزينه هاي مالي همچون كاهش توليد و خسارت تجهيـزات را شـايدبتوان با روش هاي مختلف جبران كرد، اما ضايعات انساني ازجمله مرگ و معلوليت هـاي دائمـي،جبران ناپذير است (كرمي، 1385)؛ به همين دليـل امـروزه حفـظ و صـيانت از كاركنـان يكـي ازرسالت هاي اساسي مديريت منـابع انسـاني اسـت ( نوهـامر، اسـتامر و اسكسـترچيز ، 2013)، امـااطلاعات گذشته نشان مي دهد خود كاركنان عامل اصـلي بـروز حـوادث انـد و تجهيـزات نقـش كمتري در آن دارند و در واقع حوادث در صنايع به دليل اعمال و وضعيت نا ايمن اتفـاق مـي افتـد(تحويلداري و همكاران، 1388). از اين رو، كشورهاي پيشرفتة صنعتي ضـمن تـدوين قـوانين ومقررات و آموزش شايان توجه روش ها و شيوههاي ايمنكردن كاركنان از حوادث، در اين زمينـه كميته هاي ايمني كار تشكيل ميدهند (ساعتچي، 1377)؛ اما بايد دانست كه ايمنـي، سـلامت وبهداشت، فردي نيست كه با آموزش و وضع قوانين بهدست آيد، بلكه موضوعي است كه عوامـل زيستي، شخصي، ارتباطي، اجتماعي و سياسي را دربر ميگيرد (لـو و ويـدوز ، 2008). از مصـاديقعوامل ارتباطي و اجتماعي، كـار در محـيط سـالم و ايمـن اسـت و ايجـاد ايـن محـيط، فراينـد دوطرفه اي است كه به همكاري متقابل كاركنان و كارفرمايان نيـاز دارد . بـه همـين دليـل بـرايدستيابي به بيشترين سطوح بهداشت و ايمني در سازمان ها، بايد فضايي براي مشـاركت فعالانـةكاركنان ايجاد كرد.
امروزه مزيتهاي مشاركت دائم كاركنان در برنامه هاي ارتقاي سلامت در محيط كـار بـراي سازمان ها به خوبي اثبات شده است. مشاركت، فرايند درگيـر شـدن ذهنـي و عـاطفي كاركنـان درموقعيت هاي گروهي است كه به آنان انگيزه مي دهد تا به هدف هاي گـروه يـاري دهنـد و بـرايرسيدن به آنها احساس مسئوليت كنند (طوسي، 1379 ). در اين فرايند، كاركنـان آزادي بيشـتريبراي تصميمگيري در خود مي بينند (گولان، بـود و ويلكينسـون، 2010 ). كـاهش غيبـت از كـار ، كاهش هزينه هاي مراقبت هاي بهداشـتي، افـزايش بهـره وري، افـزايش رضـايت شـغلي و حفـظ كاركنان، از جمله مزيت هاي افزايش مشاركت كاركنان در برنامه هاي ارتقاي بهداشت و ايمني در محيط كار براي هر سازمان است (بارتون، پرنسـكي، كنتـي، چـن و ادينگتـون، 2004؛ كـولينز وهمكاران، 2005؛ لوييپك و همكـاران، 2007 و شـيمين و الجـاردلي، 2007). بنـابراين، بررسـيمشاركت كاركنان در سلامت محيط كار مي تواند از يك سو، هزينه هاي صدمات و تلفات نيـرويانساني را به شدت كاهش دهد و از سوي ديگر بر رضايت شغلي و بهرهوري نيروي انساني بيفزايد (بت، 2009؛ برگستورم و همكاران، 2008).
فعال سازي مشاركت كاركنـان همـواره بـا موانـع جـدي فـردي و سـازماني مواجـه اسـت وفعال سازي مشاركت در سلامت محيط كار نيز جدا از اين موضوع نيست؛ اما به منظـور حـذف يـاتعديل موانع، سازمان ها قبل از هرگونه تصميم به ابزارهايي براي سنجش مشاركت كاركنان خود نياز دارند تا قبل و پس از اجراي هر برنامة ارتقا بتوانند سطوح مشاركت را اندازه گيري كننـد و بـاتعيين انحراف ها، درصدد اصلاح برنامه ها برآيند. به همين دليل طراحي نوعي سيستم كمي براي اندازه گيري مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار ضروري به نظر مي رسد.
تا كنون بيشتر پژوهش هايي كه در زمينة مشاركت در سلامت محيط كـار اجـرا شـده انـد بـر شناسايي عواملي كه مانع يا مشوق مشاركت كاركنان عمليـاتي در ارتقـاي سـلامت محـيط كـار است، تمركز كردهاند. پـژوهش حاضـر نخسـت بـه دنبـال طراحـي نـوعي سيسـتم كمـي بـراياندازه گيري مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار است و در مرحلـة دوم قصـد دارد سيسـتميمبتني بر قواعد طراحي كند تا بتواند اين اندازه گيري را انجام دهد، بي آنكه روابط غيرخطـي بـينمتغيرهاي مؤثر را تخمين بزند. زماني كه به وجود روابط غيرخطـي بـين متغيرهـا واقـف ايـم و از سويي نمي توانيم اين روابط را شناسايي كنيم، استفاده از سيستم هاي استنتاج كه مبتني بر قواعـدپذيرفته شده است، انتخاب مناسبي خواهد بود. سيسـتم اسـتنتاج، فراينـد سيسـتماتيكي را بـرايتبديل پايگاه دانش به نگاشت غير خطي فراهم مي كند، به همين دليل جزء سيستم هاي مبتني بر دانشي محسوب مي شوند كه در كارهاي مهندسي و تصميم گيري كاربرد دارند (غفارزاده ديزجـي،1388). قلب يك سيستم استنتاج، پايگاه دانش است كه از قوعد اگر ـ آن گـاه تشـكيل مـي شـود .
قاعده اي مانند »اگر تجربة فرد در زمينة كاري خود زياد باشد، ميزان مشـاركت او در بهداشـت وايمني زياد ا ست«، نمونه اي از يك قاعده براي سيستم استنتاجي است كه مشـ اركت كاركنـان درسلامت محيط كار را مي سنجد.
رويكرد نوين سيستم هاي استنتاج، رويكـرد فـازي اسـت، بـهخصـوص جـايي كـه در قواعـدمتغيرهاي زبانياي وجود دارند كه مقادير مرزي معتبري ندارند. در موضوع سنجش مشاركت هم با چنين متغيرهايي مواجه ايم، بنابراين در اين پژوهش تلاش مـي شـود ضـمن شناسـايي قواعـدفازي، مبتني بر آنها نوعي سيستم استنتاج فازي پياده سازي شود. خلاصه اينكه نقطة آغاز ساخت يك سيستم فازي، به دست آوردن مجموعه اي از قواعد اگر ـ آن گاه از دانش افراد خبره يا داده هاي تخصصي است (غفار زاده ديزجي، 1388). توليد قواعـد فـازي مبتنـي بـر نمونـه هـاي آموزشـي، نمونه اي از توليد قواعد مبتني بر دادههاي تخصصي استفادهشده در اين مطالعه است.
در ادامه، نزديكترين پژوهشها به حوزة مطالعاتي پژوهش حاضر معرفي شده انـد، در بخـشبعد، پس از توضيحات مختصري در زمينة مفهوم سيستم هاي اسـتنتاج فـازي، بـه روششناسـيپژوهش پرداخته مي شود. در پايان نيز قواعد شناسايي شـده و نتـايج اعتبارسـنجي سيسـتم ارائـهخواهد شد.
پيشينة پژوهش
در زمينة مشاركت و سلامت محيط كار به صورت دو موضوع مستقل، پژوهش هاي زيـادي وجـوددارد؛ اما به تركيب اين دو مبحث كه به بررسي مشاركت كاركنان در سلامت محـيط كـار منجـرشود، كمتر توجه شده است. همچنين سيستم استنتاج فازي اغلب در علوم مهندسي استفاده شـده و كمتر در علم مديريت به كار رفته است. در اين پژوهش براي نخستين بار از ايـن سيسـتم بـرايتوليد قوانين اندازه گيري مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار استفاده مي شود.
پرسون، كلبي، بولوا و يوبنكس (2010) در مطالعه اي موانعي را بررسي كردند كه از شركت در برنامه هاي بهداشت و ايمني كاركنان جلوگيري مي كند. در پژوهش ديگري موانع مشـاركت كـاردر بهداشت و سلامت عمومي تعيين شده است (تيلور و همكاران، 2012).
آننسون، برانت، تربيزان و كريستنسـن (2013) درصـد مشـاركت كاركنـان را در بهداشـت وسلامت محيط كار با استفاده از پست الكترونيك حاوي پيام سلامتي، بررسي كردند. در پـژوهشديگري، موانع و مشوق هاي مشاركت در برنامه هاي ايمني دانشگاه بررسي شد كه نتايج نشان داد وجود برنامة ارتقاي بهداشت و ايمني در محيط كار، منافع زيـادي در جهـت مشـاركت كاركنـانبه همراه دارد (بال، 2009). در پژوهشي ديگر تأثير تشكيل تيم كاري ايمني بـر كـاهش حـوادثشغلي بررسي شد (كرماني و منتجبي، 1388). كدخـدايي نيـز در پژوهشـي بـه شناسـايي موانـع
مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار پرداخت و آنهـا را بـا اسـتفاده از رويكـرد چنـدشاخصـة گروهي رتبه بندي كرد، نتايج نشان داد موانع سازماني در مقايسه با ساير موانع در رتبـ ة بـالاتريقرار دارد (كدخدايي، 1393).
در خصوص تحقيقات مرتبط با سيستم استنتاج فازي در علم مـديريت نيـز رسـولي و مانيـان(1390) پس از بررسي مجموعه اي از عوامل مؤثر بر انتخـاب خـدمات بانكـداري الكترونيـك در كشور، سيستم استنتاج فازي مرتبط با آن را طراحي كردند تا ميزان رغبت يـا رضـايت مشـتريان بانك ها را بسنجند. همچنين در پژوهشي ديگر، مهم ترين عوامل مـؤثر در موفقيـت پيـاده سـازيسيستم برنامه ريزي منابع سازمان و طراحي سيستم استنتاج فازي براي ارزيـابي ميـزان موفقيـتاستقرار اين سيستم در سازمان بررسي شد (سهرابي، زنجاني، فرزانه و واناني، 1390).
همان گونه كه از نظر گذشت، مطالعاتي كه تا كنون در زمينة مشـاركت كاركنـان در سـلامتمحيط كار انجام گرفته است، عواملي را شناسايي كرده انـد كـه مـانع يـا مشـوق كاركنـان بـراي مشاركت در سلامت محيط كار مـي شـوند، يـا اينكـه ايـن عوامـل بـا اسـتفاده از تكنيـك هـاي تصميمگيري رتبه بندي شده اند؛ اما در اين مقاله با بهره مندي از تحقيقات پيشين، نـوعي سيسـتماستنتاج فازي براي اندازه گيري ميزان مشاركت كاركنان عملياتي در سلامت محيط كـار طراحـيمي شود. اين سيستم تا كنون بيشتر در مباحث مهندسي و در رشتة مديريت در موضوعاتي چـونسنجش رضايت مشتري، پيش بيني موفقيت يك سيسـتم، انتخـاب اسـتراتژي و.. اسـتفاده شـدهاست. بنابراين، بهكار گيري اين تكنيك در به دست آوردن ميـزان مشـاركت كاركنـان عمليـاتي درسلامت محيط كار، مي تواند كاربرد ديگري از سيستم استنتاج را در حوزة مديريت تبيين كند.
روش شناسي پژوهش
براي طراحي هر سيستم استنتاجي بايد قواعد استنتاج شناسايي شود. هر قاعـده نيـز از دو بخـششرط (عبارت پس از IF) و جواب (عبارت پس از THEN) شكل مي گيـرد . هـر يـك از ايـن دوبخش از يك يا چند گزاره تشكيل مي شوند و هر گزاره عبارت است از ميزان مقداردهي بـه يـكمتغير يا ويژگي. به متغيرهايي كه در گزاره هاي شرط حضور دارند ورودي هاي سيستم ميگويند و به آنهايي كه در گزارههاي جواب قرار مي گيرند، خروجي سيستم اطلاق مي شود.
با توجه به موضوع پژوهش، ويژگي خروجي هم سطح مشاركت كاركنان اسـت؛ ولـي ويژگـيورودي عبارت است از عواملي كه زمينه ساز مشاركت كاركنان در سلامت محيط كـار مـي شـوند.
چون زمينهساز مشاركت هستند، قابليت سنجش ميزان مشاركت از روي مقادير آنها امكـانپـذيراست.
براي شناسايي اين ويژگي هاي ورودي (عوامل زمينهساز مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار) از مطالعات كتابخانه اي مشتمل بر كتابها و مقاله ها و نيز مصـاحبه بـا خبرگـان دانشـگاهياستفاده شد. جمع بندي و نتيجه گيري نيز از طريق كدگذاري مشابه با روش داده بنياد در سه دوره انجام گرفت. در هر دوره، پس از استخراج و يادداشـت عوامـل كليـدي، سـه مرحلـه كدگـذاريصورت پذيرفت. در نهايت، 25 عامل در قالب دو دسته عوامل فردي و سازماني شناخته شدند تـابه عنوان ويژگيهاي ورودي سيستم استنتاج استفاده شوند.
پس از تعيين ويژگي هاي ورودي، بايد قواعد شناسايي مـي شـدند . دشـوارترين و خطيرتـرينمرحله از طراحي هر سيستم استنتاج همين مرحله است. براي شناسايي قواعد دو رويكـرد عمـدهوجود دارد؛ در رويكرد نخست، پژوهشگر مستقيم به خبرگان موضوع مراجعه كرده و با شيوههـاياكتساب دانش از خبره قواعد را شناسايي ميكند؛ اما در رويكرد دوم از نمونههاي آموزشـي بـرايتوليد قواعد استفاده مي شود. در واقع، در اين رويكرد تلاش مي شود قواعد از نمونـه هـايي واقعـيشناسايي شوند. اين دو رويكرد تقابل رويكرد ذهني در مقابل عيني است. رويكـرد ذهنـي زمـانيتوصيه مي شود كه در پياده سازي رويكرد عيني به شـكل مطلـوب ترديـد وجـود داشـته باشـد . در پژوهش حاضر محققان به اين جمع بندي رسيدند كه امكان استفاده از نمونههاي آموزشـي وجـوددارد، بنابراين رويكرد عيني را براي اين پژوهش در نظر گرفتند.
با توجه به اينكه هدف پژوهش طراحي سيستم اسـتنتاج بـراي سـنجش مشـاركت كاركنـانعملياتي در كارخانة توليد كنندة محصـولات قنـدي بـود ، جامعـة آمـاري نمونـه هـاي آموزشـي وآزمايشي در پژوهش حاضر كلية كاركنان عملياتي كه بيشتر از يك فصل در آنجا كار مي كردنـد،در نظر گرفته شدند. در اين رويكرد براي نمونه هاي آموزشي و آزمايشي، علاوه بر مقـادير ورودي بايد نمرة ويژگي خروجي آنها (نمرة مشـاركت) نيـز مسـتقيم و بـا روش هـايي چـون مشـاهده ومصاحبه با سركارگران و سرپرستان سنجيده شود و از سوي ديگر، محدوديت هايي براي مشـاهدهو مصاحبه وجود داشت؛ به همين دليل بيشترين تعداد نمونه هاي قابل استناد 36 نفـر تعيـين شـد كه به منظور سنجش دقت اندازه گيري سيستم طراحي شده، به طور تصـادفي داده هـاي 31 نفـر از آنها براي نمونه هاي آموزشي و 5 نفر ديگر براي نمونة آزمايشي استفاده شد. جدول 1 مشخصات جمعيت شناختي نمونه ها را نشان مي دهد.
جدول 1. مشخصات جمعيت شناختي نمونه هاي آموزشي و آزمايشي
سن جنسيت 35 تا 44 سال 25 تا 34 سال 18 تا 24 سال زن مرد 11 24 1 0 36 سابقة كار تحصيلات بيشتر از 48 ماه بين 24 تا 47 ماه كمتر از 24 ماه كارشناس و بالاتر فوق ديپلم ديپلم سيكل
15 17 4 8 15 9 4

در مرحلة بعدي به منظور سنجش هر يك از ويژگي هاي ورودي (عوامل زمينه ساز مشـاركت ) پرسشنامهاي با 49 پرسش طراحي شد. روايي صوري و ساختاري اين پرسشنامه پـس از بررسـيمتخصصان و اعمال اصلاحات به تأييد رسيد. به منظور اكتشاف قـوانين از نمونـههـاي آموزشـي،روش هاي مختلفي ارائه و استفاده شده است. جدول 2 تعدادي از روشهـاي شـناخته شـدة توليـدقوانين فازي و ميزان دقت طبقه بندي آنها را روي دادههاي استاندارد فيشر به عنـوان نمونـه هـاي آموزشي نشان مي دهد.
جدول 2. دقت طبقه بندي روش هاي مختلف توليد قوانين فازي
متوسط دقت طبقه بندي روش پيشنهادي
95/57 روش هانگ و لي (1996)
95/57 روش هانگ و چن (1999)
96/60 روش كاسترو، اسكز و زوريتا (1999)
96/72 روش اول چن و فنگ (2005)
96/82 روش چن و تساي (2005)
96/88 روش چن و چانگ (2005)
96/96 روش دوم چن و فنگ (2005)
97/166 روش چن و تساي (2008)

در اين مقاله از روش پيشنهادي چن و تساي اصلاح شـده( مطهـري فريمـاني، 1392) بـرايتوليد قوانين استفاده شده است. اين روش براي سهولت به صـورت خلاصـهCT08 اصـلاح شـدهناميده مي شود. در اين روش، ايجاد توابع عضويت و توليد قوانين فازي با اسـتفاده از نمونـه هـاي آموزشي بر اساس مقدار آستانة ويژگي ، مقدار آستانة طبقهبندي و مقـدار آسـتانة سـطحي انجام مي شود كه 1,0 ∈,,α. در ادامه گام هاي روش CT08 اصلاحشده تشريح ميشود.
گام 1. بيشترين و كمترين مقدار هريك از ورودي هاي نمونه هاي آموزشي به تفكيك هر نـوعخروجي تعيين مي شود.
گام 2. درجة آنتروپي هريك از وروديها براساس رابطة 1 محاسبه ميشود.
|PD|
رابطة 1) |WD

| =
در اين رابطه، بيان كنندة درجة آنتروپي ورودي iامُ؛ || نيز طول دامنة كل ورودي ؛ PD مجموعه اي از فواصل مختلف ماننـد 1Ι3, Ι2. Ι كـه در آنهـا »دامنـه هـاي منفـرد ورودي به ازاي خروجي هاي مختلف« با يكديگر همپوشاني ندارند. دامنة منفـرد ورودي بـا توجـه بـهخروجي عبارت است از فاصلة بين بيشترين و كمترين مقدار ورودي در جدول خروجي .
گام 3. بايد ويژگي هايي كه درجة آنتروپي آنها از مقدار آسـتانة ويژگـي () بـزرگتـر اسـت ، مشخص شود، سپس اين ويژگيهاي شناساييشده براساس درجة آنتروپي بهصورت نزولي مرتب شوند. اندازة آستانه اي ويژگي ( ) مقداري است كه توسط كاربر تعيين شده است و نشان مي دهـدكدام ويژگي ها در طبقه بندي تأثير بيشتري دارند. همواره در دامنة [1,0] قرار دارد.
گام 4. ويژگي با بزرگترين درجة آنتروپي انتخاب مي شود، سپس همة مقـادير بيشـينه وكمينة آن در خروجيهاي مختلف كه در گام نخست به دست آمده بودند، به صورت صعودي مرتب ميشوند. مقدار 005/0 از مقادير قرارگرفته در جايگاه هاي فرد كم ميشود و به مقادير قرارگرفتـهدر جايگاه هاي زوج اضافه ميشود، بار ديگر مقادير به صورت صعودي مرتب مي شوند.
گام 5 . توزيع آماري مقدار ويژگي در نمونه هاي آموزشي در فواصل مشخص شده، به دست ميآيد، سپس براساس قاعدة زير، قوانين فازي توليد مي شوند:
»اگر بيشترين نمونه هاي آموزشي كه در فاصلة I قرار گرفته انـد، خروجـي داشـته باشـند،قانون زير استنباط خواهد شد:
ifisTHEN=
گام 6. از بين قوانين فازي توليدشده، قوانيني بايد مشخص شوند كه درصد خطاي طبقه بندي آنها بزرگ تر از مقدار آستانة سطحي () است. مقدار آستانة سطحي كـه توسـط كـاربر تعيـينمي شود، نشان مي دهد كدام قوانين فازي بايد اصلاح شوند. مقدار همواره در دامنة [1,0] قـراردارد. در صورتي كه خطاي طبقه بندي براي همة قوانين توليد شدة كمتر از باشد، فراينـد توليـدقوانين به پايين رسيده است و در غير اين صورت بايد به گام بعد رفت. درصد خطاي طبقـه بنـديبراي هريك از قوانين فازي توليد شده بر اساس رابطة 2 محاسبه مي شود.
رابطة 2) −1=CAR معرف ميزان دقت طبقه بندي است كـه چگـونگي محاسـبة آن بـراي قـانون بـهاين صورت است كه براي همة نمونه هاي آموزشي، مقدار ويژگي در همة مجموعه هاي فـازيمرتبط با آن ويژگي بررسي مي شود تا مشخص شود آن نمونة آموزشي از لحاظ ويژگي بـه كـداممجموعة فازي تعلق دارد، سپس به قوانين توليدشده مراجعه مي شود تا خروجي اي شـناخته شـودكه آن قانون معرفي مي كند. در مرحلة بعد اين خروجي با نوع واقعي نمونة آموزشـي آن مقايسـهمي شود؛ اگر يكسان باشند، مشخص ميشود كه آن قانون بهدرستي طبقه بندي را انجام داده و در غير اين صورت بيان كنندة اين است كه قانون در طبقهبنـدي خطـا داشـته اسـت. چـن و تسـاي (2008) در مقالة خود، ميزان دقت طبقه بنـدي را بـراسـاس رابطـة 3 محاسـبه كـرده اسـت؛ امـامحققان پيشنهاد ديگري براي محاسبة ميزان دقت ارائـه داده انـد و آن را بـا توجـه بـه جزئيـاتبيشتري محاسبه كرده اند كه واقعبينانه تر است. تغيير به اين صورت است كه مجموع قـدر مطلـقارزش انحرافات ممكن و مجموع قدر مطلق انحرافات سيستم محاسبه مي شود و در رابطة 4 قرار مي گيرد. انحرافات ممكن بيان كنندة انواع حالاتي است كه اگر خروجي سيستم به آن دست نيابد، خطا ايجاد مي شود. براي مثال، اگر خروجي متوسط را بـا صـفر ارزشگـذاري كنـيم، دو انحـرافممكن با ارزش هاي 1+ و 1- واقع مي شود كه به ترتيب معرف دو حالت بالا و پـايين هسـتند. در بخش يافتهها، چگونگي محاسبة سنجش دقت با اين شيوه براي نمونه هاي آزمايشي تشريح شده است.
نمونه هايي كه به درستيطبقه بنديشده اند
CAR =

تعداد كل نمونه هايآموزشيمشمول قانون رابطة 3)
مجموع قدرمطلقانحرافاتسيستم
= 1 −

مجموع قدرمطلقانحرافاتممكن رابطة 4)
گام 7. از بين ويژگيهايي كه درجة آنتروپي آنها بيشـتر از مقـدار آسـتانة ويژگـي () اسـت، ويژگياي با بزرگ ترين درجة آنتروپي () انتخاب مي شود. گام چهارم بهصـورت كامـل دربـارةاين ويژگي بايد اجرا شود.
گام 8. قانوني با بيشترين درصد خطاي طبقه بندي بـراي اصـلاح انتخـاب مـي شـود؛ سـپسنمونه هاي آموزشي كه براساس آن قانون به درستي طبقهبندي شده يا نشده اند، شناسايي مي شوند و در ادامه، توزيع آماري مقادير ويژگي اين نمونههاي آموزشي در هريك از فواصل به دسـتآمـدهاز گام 7 محاسبه مي شود. فرض ميشود فواصـلΙ فواصـلي هسـتند كـه حـداقل يـك نمونـةآموزشي به آنها تعلق دارد. اگر بيشترين نمونههاي آموزشـي كـه در فاصـلةΙ قـرار گرفتـهانـد،خروجي l داشته باشند، اين قانون موقتي استنباط خواهد شد:
IF is Ι THEN =l
اكنون بايد قانون اوليه با اين قانون موقتي تركيب شود تا قانون جديدي بـه دسـت آيـد و آنقانون اوليه نيز اصلاح شود. با برداشتن قسمت شرط قانون اوليه و افزودن آن بـه قـانون مـوقتيساخته شده، قانون جديدي به صورت زير به دست مي آيد.
IF is Ι AND is Ι THEN =
با افزودن مكمل قسمت شرط قانون موقتي به قانون اوليه، قانون اوليه نيز اصلاح مي شود:
IF is Ι AND is Ι THEN =
اين روية اصلاح قوانين تا جايي ادامه مي يابد كه يكي از دو حالت زير رخ دهد:
ورودي ديگري براي توليد قانون باقي نمانده باشد؛
نمونة آموزشي ديگري براي توليد قانون باقي نمانده باشد.
در نهايت، پس از توليد قوانين، سيستم استنتاج در نـرم افـزار متلـب شـكل گرفـت و الگـويممداني براي موتور استنتاج پذيرفته و استفاده شد. با اسـتفاده از سيسـتم اسـتنتاج تشـكيل شـده،نمونه هاي آزمايشي ارزيابي شدند تا اعتبار سيستم سنجيده شود.
يافته هاي پژوهش
ويژگي هاي ورودي (عوامل زمينه ساز مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار) مطـابق جـدول 3 شناسايي شدند تا به عنوان ويژگي هاي ورودي سيستم استنتاج استفاده شوند.
جدول 3. عوامل زمينه ساز مشاركت كاركنان در سلامت محيط كار

x13 برقراري ارتباط با ديگران x1 اعتماد به نفس و برون گرايي
x14 گزارش خطرات مشاهده شده در سازمان x2 امكان پيشرفت و ترقي
x15 ثبات عاطفي و روحي هنگام كار x3 فضاي اعتماد در سازمان
x16 مشكلات و دغدغه هاي زندگي x4 علاقه مندي به شغل
x17 خلاقيت و نوآوري هنگام انجام كار x5 حس همدلي و دوستي
x18 حساسيت يا آلرژي نسبت به محيط كار x6 اعتقاد شخصي به رعايت نكات ايمني
x19 مسئوليت پذيري در قبال كار x7 فوريت و محدوديت زماني در شغل
x20 انعطاف پذيري كار x8 تعلق و وابستگي به سازمان
x21 تحصيلات x9 ادراك فرد از اجري عدالت در سازمان
x22 نوع قرارداد x10 اهميت همكاران به رعايت نكات ايمني
x23 سابقة كار x11 تقدير از فرد در قبال انجام كار ايمن
x24 سن x12 تطبيق پذيري با شرايط محيط كار

نتايج گام 1 در پياده سازي CT08 اصلاح شده: نمرة مشاركت نمونه هاي آموزشـي از طريـق
مصاحبه با سرپرست و مسئول واحد ايمني به دست آمد. با توجه بـه اينكـه بـراي مشـاركت، سـهمجموعة فازي كم، متوسط و زياد تعريف شـده بـود، مطـابق گـام نخسـتCT08 ، نمونـه هـايآموزشي بر اساس سطح مشاركت به سه طبقه تفكيك شـدند و بيشـترين و كمتـرين مقـدار هـرورودي به تفكيك هر خروجي تعيين شد كه مطابق جدول 4 است.
جدول 4. مقادير نمونه هاي آموزشي براساس هر يك از خروجيها
مشاركت كم مشاركت متوسط مشاركت زياد خروجيها متغير ورودي
max min max min max min 8/5 5/5 9/5 5/5 10 8 x1
7/5 5/5 9/5 4 9/5 5/5 x2
. . . . . . . .
. . . . ..
. .
.. . .
.
60 15 65 15 56 36 x23
41 22 42 25 40 28 x24

نتايج گام 2 در پياده سازي CT08 اصلاح شده: درجة آنتروپي هريك از ورودي ها بـه منظـورتعيين ميزان تأثير گذاري آنها در توليد قوانين به دست آمد كه به صورت جدول 5 است.
جدول 5. درجة آنتروپي ورودي ها در توليد قوانين



قیمت: تومان


پاسخ دهید