DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.59955
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 4 زمستان 1395 صص. 832- 811

ارائة چارچوبي براي ارزيابي آمادگي الكترونيكي و اقدام براي
تجارت الكترونيك در شركت لبنياتي رامك شيراز
علي محمدي1، فرزانه برهمند2، پيام شجاعي3
چكيده: اين پژوهش با هدف ارائة چارچوبي براي ارزيابي آمادگي الكترونيكـي شـركت رامـكشيراز اجرا شده است. بدين منظور، پس از مرور مطالعات پيشين در زمينة آمادگي الكترونيكـي وانتخاب مدل مناسب، شاخصهاي مدل در قالب پرسشنامهاي در اختيار خبرگـان قـرار گرفـت و به كمك روش غربالگري فازي، تعداد 49 شاخص براي ادامة كار نهايي شـد . سـپس بـه كمـكروش تركيبي ديماتل و تحليل فرايند شبكهاي، وزن شاخصها به دست آمد. درنهايـت، آمـادگيالكترونيكي از طريق اجراي آزمون تي تك نمونـه اي آزمـايش شـد. تجزيـه و تحليـلهـا نشـانمي دهد شركت در شاخص هاي سهم بازار شركت، تطابق با كيفيـت اسـتانداردهاي بـينالمللـيفناوري ارتباطات و اطلاعات، پهناي باند بالا، تنوع كانالهاي ارتباطي، كيفيت زيرسـاختهـايتكنولوژي در سراسر كشور و موانع سرمايهگذاري تجارت يا هرگونـه نظـارت ديگـر، از آمـادگيلازم برخوردار است. نتايج تحليل شكاف نيز نشان داد ابعاد محيط خارجي، آمادگي اطلاعـاتي وارتباطي و منابع انساني، به ترتيب در بيشترين اولويت براي اقدام اجرايي شركت قرار دارند.

واژه هاي كليدي: ارزيابي آمـادگي الكترونيكـي، تجـارت الكترونيـك، تحليـل شـكاف، فنـاورياطلاعات.

استاد گروه مديريت، دانشكدة اقتصاد، مديريت و علوم اجتماعي، دانشگاه شيراز، شيراز، ايران
كارشناس ارشد مديريت صنعتي، دانشكدة اقتصاد، مديريت و علوم اجتماعي، دانشگاه شيراز، شيراز، ايران
استاديار گروه مديريت، دانشكدة اقتصاد، مديريت و علوم اجتماعي، دانشگاه شيراز، شيراز، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 15/03/1395 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 24/08/1395 نويسندة مسئول مقاله: پيام شجاعي E-mail: pshojaei@shirazu.ac.ir
مقدمه
امروزه لازمة بقا در اقتصاد رقابتى و محيط پويا، عملكرد هوشمندانه تر، سخت تر و سريع تر نسـبتبه گذشته است. ورود فناورى اطلاعات، تغييرات شايان توجهي در فعاليت هاى تجـارى ، بـه ويـژهفعاليت هاى مرتبط با بازاريابى، ارتباطات و توزيع ايجاد كرد. همزمـان بـا جهـانى شـدن ، فنـاورىاطلاعات و ارتباطات مهمترين عامل تغيير در اقتصادهاى توسعهيافته و همچنين اقتصـادهاى درحال توسعه شناخته شد. تجارت الكترونيكي نيـز يكـي از نمودهـاي عينـي انقـلاب اطلاعـات وارتباطات در عرصه هاي اقتصادي است ( ناصحيفرد، سعادت و سوري، 1387).
يكي از پيش زمينههاي نفوذ و گسترش فناوري هـاي تجـارت الكترونيـك در هـر جامعـهاي، توسعة زيرساختار الكترونيكي به منظـور پشـتيباني و حفـظ تجـارت الكترونيـك در جامعـه اسـت(سعادت، 1387) كه به آن آمادگي الكترونيكي گفته مي شـود . آمـادگي الكترونيكـي بـه ظرفيـتكشور براي مشاركت در اقتصاد جهاني مبتني بر اطلاعات اشاره دارد و نشان دهندة اين است كـهآن كشور تا چه اندازه در جهت كاهش شـكاف ديجيتـالي حركـت كـرده اسـت (اكوگـو ، 2004).
آمادگي الكترونيكي مفهوم كمابيش جديدي است كـه در اثـر نفـوذ سـريع اينترنـت در جهـان وپيشرفت چشمگير در زمينة استفاده از فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـات در كسـب وكـار و صـنعت،توسعه يافته است. در رتبهبندي صورت گرفته ميـان 150 كشـور جهـان، ايـران از نظـر آمـادگيالكترونيكي در رتبة 81 قرار دارد (حنفي زاده، سقايي و حنفي زاده، 2009).
با نگاهي به نتايج مدلهاي ارزيابي آمادگي الكترونيكي در خصـوص وضـعيت ايـران توسـطمؤسسة اكونوميست، حقايقي روشـن مـي شـود كـه اهميـت توجـه بيشـتر بـه موضـوع آمـادگيالكترونيكي را دوچندان مي كند؛ بهطوري كه بين كشورهاي بررسي شده، بهتـرين رتبـة ايـران درسال 2001 (جايگاه 50) و بدترين آن در سال 2008 (جايگاه 70) بوده اسـت (برگرفتـه از مـدلمؤسسة اكونوميست، 2001-2010). دلايل اين امر را شايد بتوان در نداشتن طرح و برنامة كاري اصولي و مطالعه شده و نيز، مهيا نبودن زيرساختهاي لازم، سطح آگاهي كم مردم و بهره نبـردناز فناوري اطلاعات پيشرفته در واحدهاي سازماني و درون سـازماني دانسـت. توجـه بـه ارزيـابيآمادگي الكترونيكي در سطح كشور با استفاده از ابزارهاي مناسب در سطوح كلان و خرد، موجـبميشود ضمن سنجش وضعيت فعلي آمادگي، براي رسيدن به وضعيت مطلوب برنامهريـزي هـاي راهبردياي را آغاز كرد. براي كاهش ميزان اختلاف آمادگي الكترونيكي نسبت به ساير كشورها، برنامه ريزي صحيح و حركت همهجانبه تنهـا راه ممكـن اسـت (نـورافروز، حريـري و حنفـيزاده، 1391). بنابراين، ضرورت اجراي پژوهش هايي كه به ارزيـابي ميـزان آمـادگي صـنايع در زمينـة الكترونيكي شدن بپردازد و موانع و محدوديتها را شناسايي كند و براي آنها راهكارهايي پيشـنهاددهد، بيش از گذشته احساس مي شود.
با وجود اهميت اين مقوله و رشد روزافزون آن، برخي صنايع آن طور كه بايد و شايد بـه ايـنمسئله نپرداختهاند. يكي از اين صنايع، صنعت لبنيات است كه حساسيت ويـژه اي دارد و بـه دليـلويژگيهاي خاص محصولات، نفوذ فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـات و آمـادگي اطلاعـاتي در آن،بسيار حائز اهميت است. به دليل عمر محدود و بسيار كم محصولات و نياز به كنترلهـاي خـاص روي آنها، اين صنعت براي دريافت، توزيع و تحويل به موقع سفارشهـا ، عـلاوه بـر هزينـههـايمعمول، هزينه هاي مضاعفي مانند فسـاد كلـي محصـول، از دسـت دادن كيفيـت و ايجـاد انـواع مسموميتها و… را متحمل مي شود. همچنين برخي از محصولات فاسدشـدني بـه دليـل ماهيـتخاصشان، قابليت بازيافت ندارند و ضايعات آنها خسارات جبران ناپـذيري بـه محـيط زيسـت وارد مي كند (غضنفري و فتحاله، 1385). اين تحقيق تلاش ميكند آمادگي الكترونيكـي را بـه عنـوان پيشنيازي براي تجارت الكترونيـك در صـنعت لبنيـات بررسـي كنـد؛ چراكـه اهميـت فنـاورياطلاعات و تأثيرات شگرف آن بر افزايش بهبود، سهولت و سرعت پيشـبرد فعاليـتهـاي صـنايعمختلف و بقاي آنها بر هيچكس پوشيده نيست و صنايع لبني و صـاحبان ايـن صـنعت نيـز از آنمستثنا نيستند. بنابراين هدف اين پژوهش ارائة چارچوبي براي ارزيابي آمادگي الكترونيكي و اقدام براي تجارت الكترونيك در شركت لبنياتي رام ك است. براي اين منظور ابتدا شاخص هاي ارزيابي آمادگي الكترونيكي شناسايي، وزن دهي و اولويتبنـدي مـي شـوند؛ سـپس آمـادگي الكترونيكـي شركت نمونه بررسي خواهد شد.
ادامة مقاله به اين صورت است كه در بخش دوم به مرور پژوهش هاي اجراشده در خصـوصآمادگي الكترونيكي پرداخته مي شود. بخش سوم ضمن معرفـي روششناسـي پـژوهش، مراحـلاجراي آن را تشريح مي كند و بخش چهارم نتايج ب هكارگيري رويكرد پژوهش را ارائـه مـيدهـد .
بخش پنجم به نتيجه گيري از يافتـههـاي پـژوهش مـيپـردازد و در پايـان پيشـنهادهايي بـرايتحقيقات آتي ارائه خواهد شد.
پيشينة پژوهش
آمادگي ورود به جهان شبكه اي، فرصت هاي جديدي همچـون دسترسـي بـه بازارهـاي جديـد وپتانسيل بهبود كارايي و اثربخشي را براي شركت ها و اشخاص به وجـود مـيآورد. ايـن آمـادگي،موانع تجاري اي را كه موجب محدوديت ورود و خروج اطلاعات و كالاها به كشـورهاي در حـالتوسعه مي شود، رفع مي كند. در سالهاي اخير مدلها و چـارچوب هـاي متفـاوتي بـراي ارزيـابيآمادگي الكترونيكي ارائه شده است كه هريك از آنهـا ، شـاخص هـا و روش هـاي متفـاوتي بـرايسنجش آمادگي الكترونيكي به كار برده اند، اما هيچ يك از اين ابزارها را نمي توان به طـور مسـتقيمدر مسئلهاي خاص بهكار برد، بلكه بايد با توجه به مبناي بنيادين هر يك از مدلها و بـه فراخـورمسئله، مدل مناسبي براي ارزيابي آمادگي الكترونيك طراحي كرد. شايان ذكر است كـه تـاكنون اغلب مدلهاي معروف در سطح ملي و كلان طراحي شده اند و بدون توجه به خصوصيات خـاصكشورها و سازمانها، قالب ثابتي را ارائه كرده اند، تنها تعـداد معـدودي از مـدل ارزيـابي آمـادگيالكترونيكي در سطح سازماني (خرد) متناسب با همان جامعه وجود دارد ( حنفـيزاده، حنفـي زاده و خدابخشي، 2009).
در يكي از طبقه بنـدي هـا، ابزارهـا و مـدلهـاي ارزيـابي آمـادگي الكترونيكـي بـه دو گـروهدسته بندي مي شوند؛ ابزارها و مدل هايي كه بر زيرساخت عمـومي يـا آمـادگي ملـي بـراي رشـداقتصادي تمركز مي كنند و ابزارها و مدل هايي كه توانايي عمومي جامعه را بـراي بهـرهمنـدي ازفناوري اطلاعات و ارتباطات ميسنجند. دستة اول ابزارهاي سنجش اقتصاد الكترونيكي نام دارند و دستة دوم با عنوان ابزارهاي سنجش جامعـة الكترونيكـي شـناخته مـيشـوند . در طبقـه بنـديديگري، مدلهاي ارزيابي آمادگي الكترونيكي را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد؛ مدلهـايي كـهآمادگي الكترونيكي كشورها و جوامع اقتصادي را ميسنجند و آنهـايي كـه آمـادگي الكترونيكـيصنعت يا سازمان خاصي را ارزيابي ميكنند (امينعلي، البدوي و ناد، 2010).
دستيابي به سطح بالاي آمادگي الكترونيكي، يكي از اولويتهاي كشورهاي در حـال توسـعهاست. مهم ترين مدلهايي كه آمادگي الكترونيكي در سطح سازمان را ارزيابي مي كنند عبارت انـداز: مدل بلوغ كسبوكار الكترونيك1، مدل آمادگي الكترونيكي مشـاهدهشـده 2، مـدل KPMG3، مدل P313، مدل موتولا و براكل4 و مدل ورديكت5. در ادامه به تحقيقاتي كه در زمينـة آمـادگيالكترونيكي و تجارت الكترونيكي در داخل و خارج از ايران انجام شده است، اشاره ميشود.
امين علي و همكارانش (2010) تلاش كردند با استفاده از روش ورديكت مدلي براي ارزيـابيآمادگي الكترونيكي در صنعت خودرو ارائه دهند. آنها با بررسي سطح آمـادگي فـروش و خـدماتپس از فروش شركت، در نهايت نوعي مدل سلسله مراتبي، متشكل از چهـار بعـد اصـلي فراينـد،افراد، مديريت و فناوري ارائه كردند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 E-Business Maturity Model
32.. Klynveld-Peat-Marwick-Goerdeler (KPMG) Perceived e-Readiness model
.4 Mutula & Brakel
.5 Verdict
سيد جوادين، مرادي، حسنقليپور و داوري (1389) چارچوبي براي سنجش فناوري اطلاعـاتدر قالب مدلهاي آمادگي الكترونيكي توسعه دادند. آنها بيشتر بر حوزة منابع انساني تمركز كردند و در نهايت پيشنهادهايي براي بهبود وضع موجود ارائه دادند. باقرينژاد و سـتاري (1391) بـرايسنجش ميزان آمادگي سازمانها بهمنظور پذيرش به كارگيري و بهرهمندي از فناوري اطلاعات و ارتباطات، مدل مفهومي چهار لاية متناسبي با وضعيت بومي پيشنهاد كردند. اين مدل از 6 معيـاراصلي و 25 زيرمعيار تشكيل شده است. ضياييپور، محمديان، خوشالحان و تقيزاده (1390) بـ ا بررسي كلي ة مدلهاي مربوط به ارزيابي آمادگي الكترونيكي و پوشش قوت ها و ضعفهـاي ايـنمدل ها، ابعاد جديدي براي ارزيابي آمادگي الكترونيكي كشـور پيشـنهاد دادنـد . آنـان بـر اسـاسرويكرد سيستمي و تحليل محتوا، به طبقه بندي ابعاد پرداختنـد، سـپس بـه كمـك روش آنتروپـيشانون درجة اهميت هريك را مشخص كردند. خدادادحسيني و فتحي (1390) نيـز در پژوهشـي درجة آمادگي الكترونيكي كشورها و اثربخشي فناوري اطلاعات در عملكرد مـالي بنگـاههـا را ازطريق روش فراتحليل مطالعه كردند.
ايوني (2012) آمادگي و تلاشِ سه مؤسسة آموزش عـالي نيجريـه را بـراي معرفـي و حفـظسرويسهاي فناوري به دانشجويان دانشكده و كاركنان پشتيباني بررسي كرد. وي شـاخص هـايفناوري اطلاعات و ارتباطات مقرون به صرفه، منبع برق قابـل اطمينـان، زيرسـاختهـاي قابـلاعتماد و به روز و مهم تر از همه، اتصال كه به قابليت اطمينان كلي زيرساختها رسيدگي ميكنـد را به عنوان پيشنيازهاي لازم براي شـركت در صـنعت شـبكه و ديجيتـال معرفـي كـرده اسـت. الاتوكن و اپساد (2008) به بررسي آمادگي دانشگاه براي بهـره منـدي از فرصـتهـاي متعـددي پرداختند كه با پذيرش و استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات ممكن ميشود.
موتولا و براكل (2006) با رويكرد كيفي به بررسي آمـادگي الكترونيكـي دانشـگاه پرداختنـد.
نتايج اين تحقيق نشان داد شركتهاي كوچـك و متوسـط در مقايسـه بـا جهـان توسـعهيافتـه،نتوانسته اند به مقدار قابل قبول و منطقي از وضعيت آمادگي الكترونيكي دست يابند. در پـژوهشديگري كه موتولا و براكل (2006) انجام دادند، ابزارهاي ارزيابي يكپارچة آمادگي الكترونيكـي را در چهار بخش سازماني، منابع انساني، فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـات و بخـش محـيط خـارجيدسته بندي كردند. آنان معتقدند اطلاعات جزء اساسيِ توسعة اقتصادي است و با تأكيد بر دستيابي به اطلاعات، ابزار يكپارچ ة جديدي براي آمادگي الكترونيكي معرفـي كردنـد. كانـدانگ، دچـان ودراو (2014) در پژوهش خـود بـه ارزيـابي آمـادگي تجـارت الكترونيـك بـر مبنـاي اينترنـت در شركت هاي ساختوساز ويتنام پرداختند. آنان چارچوبي را معرفي كردند كه به خوبي به هر دو بعد آمادگي الكترونيكي سازماني و محيطي توجه مي كنـد و فرصـت توجـه بيشـتري را بـه موضـوعاطلاعات اختصاص ميدهد. بواتنگ، مولا، هيكس و هينسون (2013) عواملي را بررسـي كردنـدكه در حمايت از رفتار تجارت الكترونيك، فراتر از آمادگي در سطح سازماني لازم است. نتايج اين بررسي كه در غنا انجام شد، نشان داد شبكههاي اجتماعي، قابليتهاي مديريتي و تعهـد دولـت،تأثير شايان توجهي بر پذيرش و استفاده از منابع محسوس، مانند كاربردهاي تجارت الكترونيـكمي گذارد.
اغلب مدلهاي انتخاب شده در تحقيقات پيشين، شاخصهـاي كمـابيش مشـابهي را بررسـيكرده اند. در پژوهش حاضر براي انتخاب مدل جامع، تمام مدلهاي موجود بررسي شدند و از ميان آنها بهترين و جامعترين مدل انتخاب شد. مقايس ة ويژگي مدلهاي ارزيابي آمـادگي الكترونيكـينشان داد اين مدلها شامل مجموعة گسترده اي ميشوند كه هريك از ابزارها، رويكـرد خـاص و روش متفاوتي را براي ارزيابي آمادگي الكترونيكي و اندازهگيري آن بهكار برده است (امين علـي و همكاران، 2010). جدول 1 مدلهاي مطرح در اين حوزه را نشان ميدهد.
جدول 1. مدلهاي ارزيابي آمادگي الكترونيكي
ابعاد و شاخصهاي مورد مطالعه نام مدل
اين مدل از 9 حوزه تشكيل شده است كه هر يك از 10 شاخص ارزيابي استفاده ميكند. ابعـاد ايـنمدل عبارت اند از: استراتژي، سازمان و شايستگي، مديريت عملكرد، تحويل و عمليـات، فراينـدهايشبكة ارزش، امنيت و حريم شخصي، سيستمها، تكنولوژي، ماليات و قانون. مدل بلوغ كسب وكار الكترونيك
اين مدل از دو ساختار شكل گرفته است: 1. آمادگي الكترونيكي سازماني دريافت شـده و 2. آمـادگيالكترونيكي خارجي دريافتشده. آمادگي الكترونيكي سازمان دريافتشده، شامل ارزيابي مـديريت ازميزان آگاهي، منابع (سازماني، فني و انساني)، تعهد و هدايت و راهبري سازمان بـه منظـور پـذيرشتجارت الكترونيك مي شود و آمادگي الكترونيكي سازمان خارجي، به اعتقاد مديران، ميـزان آمـادگينيروهاي بازار، دولت و ساير صـنايع پشـتيباني بـراي كمـك بـه بـه كـارگيري تجـارت الكترونيـكسازمان ها اشاره مي كند. مدل آمادگي الكترونيكي ادراك شده
توجه اين مدل روي سازمانهاي دولتي است كه بر شش عنصر كليدي تمركز كرده است: استراتژي الكترونيكي، معماري، مديريت ريسك پروژه، قابليتهاي سازماني، مديريت زنجيرة ارزش و مديريت عملكرد. KPMG مدل
سطح كلي آمادگي الكترونيكي اداره ها و وزارتخانههاي دولتي را ارزيـابي مـيكنـد و شـامل شـشمعيار آمادگي فناوري اطلاعـات، سياسـت فنـاوري اطلاعـات، نيـروي انسـاني، زيرسـاخت فنـاورياطلاعات، فرايند فناوري اطلاعات و صلاحيت و شايستگي است. P313 مدل
اين مدل ابزار جديد يكپارچهاي براي ارزيابي آمـادگي اطلاعـاتي اسـت كـه پـنج محـور اساسـي راارزيابي ميكند: آمادگي اطلاعاتي، آمادگي سازماني، آمادگي نيروي انساني، آمادگي زيرسـاخت هـايفناوري اطلاعات و ارتباطات و آمادگي محيط خارجي. مدل موتولا و براكل
اين مدل، آمادگي الكترونيكي سازمانها را از چهار جنبه مـي سـنجد : مـديريت، زيرسـاخت فنـاورياطلاعات، توانمندي منابع انساني و فرايندهاي كسب وكار. مدل ورديكت
منبع: برهمند (1394)
اين پژوهش به دنبال مناسب ترين مدلي است كه بتواند آمادگي الكترونيكـي يـك شـركت را براي تطابق با تكنولوژيهاي تجارت الكترونيك بسنجد، توانايي ارزيابي آمـادگي الكترونيكـي درمقياس سازمان يا شركتهاي كوچك را به صورت مستقل از كشور يا صنعت داشته با شـد، بـرايارزيابي آمادگي الكترونيكي دسته بندي هايي ايجـاد كنـد و روشـي فـراهم آورد كـه از طريـق آن داده هاي جمع آوريشده در كل مقياس پيادهسازي شود.
بر همين اساس، بعد از مقايس ة مدلهاي موجود، درنهايت مدل موتولا و براكل (2006) براي ادامة روند كار انتخاب شد. ويژگي اين مدل دستهبندي جامعي است كه بـه رونـد كـار و بررسـيشاخصها نظم و ترتيب ميبخشد. مدل يادشده يكي از مدلهايي است كه شاخصهاي متنوع و جامعي را در نظر ميگيرد و دستهبندي مناسبي از شاخصها ايجاد مي كند. همچنين ابزار يكپارچة جديدي براي ارزيابي آمادگي اطلاعاتي است و پنج محـور اساسـي آمـادگي اطلاعـاتي، آمـادگيسازماني، آمادگي نيروي انساني، آمادگي زيرساختهاي فناوري اطلاعات و ارتباطـات 1 و آمـادگيمحيط خارجي را ارزيابي ميكند (موتولا و براكـل، 2006). شـاخص هـاي موجـود در ايـن ابعـاد مي توانند به طور كامل شاخصهايي كه در مدلهاي ارزيابي آمادگي الكترونيكـي وجـود دار نـ د را پوشش دهند. علاوه بر اين، مدل موتولا و براكل براي عنصر اطلاعات اهميت ويژهاي قائل است، در حاليكه مدل هاي به كاررفته در پژوهش هاي پيشين به اين عنصر توجه كافي نشان نداده اند.
روششناسي پژوهش
اين پژوهش از نظر استراتژي از نوع كمـي اسـت ، از لحـاظ نـوع هـدف از دسـتة پـژوهش هـايكاربردي به شمار مي رود، از نظر افق زماني در دستة مطالعات مقطعي قرار مي گيرد و از تحقيقـاتپيمايشي (ميداني) است. جامعة آمـاري پـژوهش حاضـر دو دسـته بودنـد؛ دسـتة اول در مرحلـة طراحي، جامعة آماري را متخصصان و كارشناسان سه بخش بازاريابي، فناوري اطلاعـات و دفتـرفروشِ شركت رامك تشكيل دادند. به كمك اين گروه 12 نفري كه به صورت هدفمنـد قضـاوتيانتخاب شدند، كار غربالگري شاخصها و وزن دهي بهآنها را از طريق پرسشنامه صورت پـذيرفت. دستة دوم در مرحلة پياده سازي، جامعة آماري متشكل از كارشناسان شاغل در بخشهاي تحقيق و توسعه، طراحي و توليد، فناوري اطلاعات و بخش فروش كارخانه به تعـداد 50 نفـر بودنـد كـهبراي سنجش وضعيت موجود آمادگي الكترونيكي از نظر آنها بهره برده شـد. در ايـن پـژوهش ازسه رويكرد براي تجزيه و تحليل دادههاي جمع آوريشده از پرسشنامه استفاده مـي شـود. ابتـدا ازميان كل شاخص هاي شناسايي شده و به كمك دادههاي پرسشنامة اول، مهمترين شـاخص هـا از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 ICT
طريق غربالگري فازي انتخاب مي شوند، سپس به كمك تكنيك تلفيق تركيبي ديماتـل و تحليـلفرايند شبكهاي1، به هر شاخص وزني اختصاص مي يابد و در مرحلة آخر، از طريق تحليل شكاف، اولويتهاي اجرايي شركت رامك تعيين ميشود. بنـابراين مـدل مفهـومي ايـن پـژوهش شـاملگام هاي زير مي شود:
گام 1. نهايي كردن شاخصها: پس از مطالعات كتابخانهاي و بررسـي پيشـينة تحقيقـات درحوزة آمادگي الكترونيكي و تجارت الكترونيك، مدل موتولا و براكل (2006) براي پژوهش حاضر انتخاب شد. اين مدل پنج بعد اصلي و 90 شاخص را پوشش ميدهد كه به منظور سفارشيسازي2 آن براي صنعت لبنيات، از نظر خبرگان و تكنيك غربالگري فازي بهره برده شـد؛ بـدين ترتيـب شاخصهاي مناسب انتخاب و غربال شدند.
گام 2. تعيين وزن ابعاد و شاخصها: بعد از نهايي شدن شاخصها، به كمـك تكنيـك تلفيـقتركيبي ديماتل و تحليل فرايند شبكهاي، وزن شاخصهاي غربال شده بهدست مي آيد.
گام 3. تعيين وضعيت آمادگي الكترونيكي در سطح بعدها و شاخصها: بعد از غربـالگري
شاخصها و موزونسازي آنها، ميزان آمادگي الكترونيكي شركت اندازهگيري مـي شـود؛ بـه ايـنصورت كه شاخصهاي غربالشده از مراحل قبـل، در قالـب پرسشـنامهاي در اختيـار مـديران ومتخصصان كارخانه قرار داده ميشود تا وضعيت ابعاد و شاخصها در شركت مشخص شود.
گام 4. تحليل شكاف ديجيتال: با در دسترس داشتن ابعاد، شاخصهـاي مناسـب و وزن آنهـابه كمك مفهوم شكاف، اولويت اقدام اجرايي براي شركت تعيين ميشود.
غربالگري فازي
اجراي اين روش بـه اطلاعـات زبـاني ارجـح بـا مقيـاس ترتيبـي نيـاز دارد . ايـن مشخصـه بـهتصميم گيرنده امكان ميدهد دانش، اطلاعات و اولويت خود را دربارة ميزان رضايتش از معيارهـا مشخص كند. فرايند غربالسازي فازي طي چهار گام زير اجرا مي شود (آذر و فرجي، 1381):
گام اول: ابتدا از اعضاي تيم تصميم گيرنده درخواست ميشود با انتخاب گزينه هـاي تصـميم،ميزان قضاوت خود را دربارة درجة اهميت هر معيار بيان كنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Dematel ANP
.2 Customize
گام دوم: قضاوتها و ارجحيتهاي فازي هر تصميمگيرنده دربارة درجة اهميـت معيار هـا بـايكديگر تلفيق و تجميع ميشوند تا يك ارزش واحد براي هر عامـل بـه دسـت آيـد. تـابع اجمـاعبه صورت رابطة 1 تعريف مي شود

رابطة 1) .…,2,1,0=(

1 + )= ( )
كه در آن q تعداد نقاط در مقياس انتخاب شده؛ r معرف تعداد افراد خبرة مشاركت كننده در فرايند تصميم گيري؛ INT به معناي مقدار عدد صحيح و k تعداد افراد حمايت كننده از گزينه است. پـس از به دست آوردن يك تابع اجماع نظر مناسب، از اپراتور متوسطگيري موزون مرتب شـده (OWA) براي تجميع ارجحيت هاي زباني افراد در ارجحيت زباني جمعي و گروهي استفاده ميشود.
گام سوم: براي هر يك از گزينهها، ارزيابي واحد افراد خبره به صورت نزولي مرتب مي شود.
گام چهارم: بيان كنندة jاُمين نمرة خوب شاخص i است. ارزيابي كلي راهكارها از رابطـة
محاسبه مي شود.
= max∩=1,2,…, (2 رابطة
كه در آن معرف امتياز كلي، ارزش jاُمين نمرة خوب شاخص و بيان كنندة اين اسـت كه تصميم گيرنده چقدر به حمايت حداقل j فرد خبره نياز دارد.
فرايند تحليل شبكهاي1
فرايند تحليل شبكهاي شكل پيشرفتة تحليل سلسلهمراتبي است با اين تفاوت كه شبكه جايگزين سلسله مراتب شده است تا براي فرايند تصميمگيري رويكرد غيرخطي فراهم كنـد. هـر شـبكه از
گرهها و عناصر موجود در اين گرهها تشكيل مي شود. گفتني است كه در يك شبكه تمام اجـزايشبكه بايد به هم متصل باشند و نميتوان يك شبكه را به دو يا چند بخش منفصل تفكيك كـرد(ساعتي و وارگاس، 2006). ارتباطات بين گرههاي موجود در هر شبكة تصميمگيري به دو گـروهدسته بندي ميشود؛ وابستگي خارجي2 و وابستگي دروني3. وابستگي خارجي زماني وجود دارد كـهعناصر موجود در يك گره روي عناصر موجود در گرة ديگر تأثير داشته باشـند . وابسـتگي درونـي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Analytic Network Process (ANP)
.3.2 Inner dependency Outer dependency
زماني به وجود مي آيد كه عناصر موجود در يك گره روي هم تأ ثير بگذارنـد (سـاعتي و وارگـاس،2006). به طور معمول وابستگيهاي داخلي به وسيلة پيكان دوار نشان داده مي شود.
تكنيك ديماتل
اين روش ميتواند رابطههاي ميان عناصر را به نوعي مدل ساختاري درك پذير از سيستم تبـديلكند (ربيعي و شاهنده، 1390). اين رويكرد با اين هدف به وجود آمده است كه استفادة مناسـب ازروشهاي پژوهش علمـي، مـيتوانـد سـاختار پيچيـدة مسـائل را بهبـود بخشـد و در شناسـاييراه حل هاي علمي با ساختار سلسلهمراتب مشاركت كند (تزنگ، چن، يـو و شـيه، 2010). مراحـلاين روش شامل ساخت ماتريس اوليـ ة رابطـة مسـتقيم و محاسـبة مـاتريس ميـانگين، محاسـبة ماتريس نرمال رابطة مستقيم و محاسبة ماتريس روابط كل است.
تكنيك تحليل تلفيقي ديماتل و تحليل شبكهاي1
گام 1: به منظور تشكيل سوپرماتريس، معيارها در كل سيستم مقايسه مي شوند.
سوپرماتريس اصلي بردارهاي ويژة ستوني را مي توان از مقايسة زوجي ماتريس هـاي معيارهـابه دست آورد. اين سوپرماتريس مي تواند به صورت رابطة 3 توصيف شود.
رابطة 3) …



=:::::

كه نشان دهندة مجموعة nاُمُ است، به معيار mاُم در مجموعة nاُم و به بردار ويـژ ة اصلي تأثير معيارها در مجموعة jاُم در مقايسه با مجموعة iام اشاره دارد. بهعلاوه، اگـر مجموعـة jاُم بر مجموعة iاُم تأثيري نداشته باشد [0] = است.
گام 2: سوپرماتريس موزون كه از طريق ضربكردن مـاتريس نرمـال شـدة مبتنـي بـر روش ديماتل در خودش استخراج مي شود.
گام 3: سوپرماتريس موزون با به توان رساندن k كه به انـدازة كـافي بـزرگ اسـت، محـدودمي شود. با اين كار سوپرماتريس هم گرا مي شود و بردارهاي كلي اولويت بندي يا وزن ها ب هدسـتمي آيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Dematle Analytic Network Process (DANP)
→lim W=W , W , W (4 رابطة
اگر سوپرماتريس محدودكننده بيش از يكي است؛ به گونه اي كه N سوپرماتريس وجـود دارد،ميانگين مقادير از طريق حاصل جمع N سوپرماتريس و تقسيم بر N به دست مي آيد.
يافتههاي پژوهش
پس از نهاييشدن شاخصها، بايد وزن شاخصهاي غربالشـده اسـتخراج شـود . مـوزون سـازيشاخصها به كمك تكنيك تلفيق تركيبي ديماتل و تحليل فرايند شبكهاي انجام ميشـود . بـراياين منظور، شاخصهاي غربالشده از مرحلة قبل، از طريق دو نوع پرسشنامه در اختيـار خبرگـان قرار گرفت. در هر قسمت، ابعاد و شاخصها با يكـديگر مقايسـه شـدند و محاسـبات مربـوط بـهتكنيك روي آنها انجام گرفت. وزنهاي نهايي شاخصهاي هر بعد نيز استخراج ميشوند. نتـايجمحاسبات موزونسازي شاخصها در جدول 2 درج شده است.
جدول2. وزن شاخصهاي ابعاد پنج گانه
وزن شاخص شاخص بعد
0/070757 تعريف نيازهاي اطلاعاتي اطلاعاتي

منابع

اطلاعاتي

منابع

0/130282 تدارك براي دستيابي به منابع مختلف 0/094334 دستيابي به اطلاعات از طريق ابزارهاي الكترونيكي 0/062201 راحتي دسترسي به اطلاعات 0/111846 سازوكار جمعآوري و ذخيره و بازيابي اطلاعات 0/078903 فرمتهاي استاندارد براي سازماندهي و نگهداري اطلاعات 0/111491 تنوع سيستمهاي اطلاعاتي استفادهشده 0/064611 جريان رايگان و سريع اطلاعات 0/118973 ابزارهاي اشتراكگذاري اطلاعات درون و بيرون سازمان 0/067433 صحت اطمينان و كاملبودن اطلاعات 0/089167 محدوديتهاي دسترسي به اطلاعات 0/158820703 توانايي تعيين نيازهاي اطلاعاتي خود انساني

منابع

انساني



قیمت: تومان


پاسخ دهید