Journal of Information Technology Management University of Tehran
ISSN: 2008-5893 Faculty of Management
EISSN: 2423-5059
Vol. 9, No. 2; PP. 217 – 236
Summer 2017

Applying Rough Set Theory and Grey Theory in
Multi-attribute Decision Making Methods for the Evaluation and Selection of ERP Systems
Mohammad Sabet Motlagh 1, Seyed Ali Ayazi
Abstract: Enterprise resource planning systems by facilitation and integration of organizations’ operations as well as leveraging the organization’s operations and business activities has become an important competitive advantage for organizations. Although the appropriate choose of an ERP system can greatly contribute to the success of the organization, inappropriate selection of ERP also can lead to irreparable damages and costs. Therefore, in this study we have tried to use a multi-attribute decisionmaking model to evaluate and select the most appropriate ERP system. Since decision makers turn to “uncertain preferences” to evaluate the criteria and alternatives, applying Rough Set and the Gray Set theories in the context of multi-attribute decision-making models seems more logical and consistent. The findings indicate that the “total cost” a sub-criteria of product characteristics and “system technical capabilities” a sub-criteria of system requirements are the most significant criteria and the “A6” is the most significant alternative.

Key words: Enterprise resource planning, Gray analytic hierarchy process, Gray Vikor, Grey set theory, Rough set theory.

PhD Candidate in Management, Faculty of Management and Accounting, Allame Tabataba’i University, Tehran, Iran
PhD Candidate in Management, Faculty of Management and Accounting, Allame Tabataba’i University, Tehran, Iran

Submitted: 07 / November / 2016
Accepted: 03 / March / 2017
Corresponding Author: Mohammad Sabet Motlagh
Email: msmotlagh@ut.ac.ir

Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 9، شمارة 2 تابستان 1396 صص. 236- 217

به كارگيري مجموعههاي تئوري راف و تئوري خاكستري در روشهاي تصميم گيري چند شاخصه براي ارزيابي و انتخاب سيستمهاي
برنامه ريزي منابع سازمان
محمد ثابت مطلق1، سيد علي ايازي2
چكيده: با توجه به اين مهم كه انتخاب نامناسب سيستم برنامه ريزي منابع سازمان ميتواند به خسارت هاي جبران ناپذير و تحميل هزينههاي هنگفتي منجر شود، در اين مطالعه تـلاش شـدهاست با استفاده از روشهاي تصميم گيري چندشاخصه، مدلي براي كمك به ارزيـابي و انتخـابمناسبترين سيستم برنامهريزي منابع سازمان ارائه شود. از آنجا كه تصميم گيرندگان در ارزيابي گزينهها و معيارهاي پژوهش از ترجيحات غيرقطعي استفاده ميكنند، به مفاهيمي نياز داريم كه در زمان دسترسي نداشتن به اطلاعات قطعي، به تصميم گيرندگان كمك كند. در ايـن پـژوهشمحققان براي ارزيابي و انتخاب سيستم برنامه ريزي منـابع سـازمان، از مجموعـة تئـوري راف ومجموعة تئوري خاكستري كه در شرايط وجود اطلاعات غيرقطعـي و ناكـافي كارآ مدنـد و نيـز، روش هاي تصميم گيري چندشاخصه استفاده كرده اند. نتايج پژوهش نشان داد معيار هزينة كل از زيرمعيارهاي ويژگيهاي محصول و معيار قابليت هاي فني از زيرمعيارهـاي نيـازهـاي سـازمان،بالاترين وزن را به خود اختصاص دادهانـد . همچنـين از ميـان گزينـههـاي پـژوهش، گزينـة 6 مناسب ترين گزينه انتخاب شد.
واژه هاي كليدي: برنامه ريزي منابع سازمان، تئوري مجموعة خاكستري، تئـوري مجموعـة راف،فرايند تحليل سلسله مراتبي خاكستري، ويكور خاكستري.

دانشجوي دكتري مديريت، دانشكدة مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، ايران
دانشجوي دكتري مديريت، دانشكدة مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 17/08/1395 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 13/12/1395 نويسندة مسئول مقاله: محمد ثابت مطلق
E-mail: msmotlagh@ut.ac.ir
مقدمه
در بازار رقابتي امروز، سازمان ها براي بقاي خود به رقابت شديد با سازمانهاي ديگـر نيـاز دارنـد.
براي ايجاد و حفظ وضعيت رقابتي، شركت ها بايد بيشتر بـه مشـتريان نزديـك شـوند و تحويـلمحصـولات و خـدمات در كوتـاه تـرين زمـان ممكـن انجـام شـود كـه ايـن امـر خـود مسـتلزميكپارچه سازي فرايندهاي كسب وكار سازمان است. سيستم برنامه ريـزي منـابع سـازمان (ERP)1 ابزار استراتژيكي اي است كه به سـازمان كمـك مـي كنـد بـا يكپارچـه كـردن تمـام فراينـدهاي كسب وكار و بهينه سازي منابع موجود، توان رقابتي خود را افزايش دهد. سيستم برنامهريزي منابع سازمان، در واقع فرايندهاي كسب وكـار سـازمان و فنـاوري اطلاعـاتي سـازماني را در سيسـتمي يكپارچه تركيب مي كند (ال مشاري، 2002).
ظرفيت سيستمهاي برنامه ريـزي منـابع سـازمان در يكپارچـهكـردن فراينـدهاي سـازمان واطلاعات حوزههاي عملكردي مختلف از طريـق پايگـاه دادة متمركـز ، موجـب شـده اسـت كـهصاحب نظران، اين سيستمها را پيش نيازي بـراي موفقيـت در قـرن بيسـت ويـك معرفـي كننـد.
ارائه دهندگان سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازمان ادعا ميكنند كه محصول آنها بارها امتحـانو آزمايش شده و پس از تجربه هاي فراوان به وجود آمده است و اين مسئله به آنها توانايي مي دهد كه راه حل هاي فوق العاده اي را براي بخشهاي مختلف صنعت و خدمات ارائه كنند. اين واقعيـتدر بسياري از سازمانها ملموس است، اما از طرف ديگر تجربة برخي سازمانها نشان مي دهد كه انتخاب و پياده سازي نامناسب اين سيستم، نه تنها كمكي به بهبود وضـعيت رقـابتي آنهـا نكـرده، بلكه باعث بروز خسارتهاي جبران ناپذيري براي آنها شده است. بنابراين وجود الگوريتم و روشي كه بتواند به سازمانها در ارزيابي و انتخاب مناسب سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازمان كمـككند، براي موفقيت سازمانها لازم و ضروري است.
با توجه به اين مسئله در اين پژوهش، محققان به دنبال ارائة نـوعي چـارچوب تلفيقـي بـرايارزيابي و انتخاب مناسب سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان هستند. بنابراين ابتـدا بـا بررسـيادبيات پژوهش و مطالعات صورت گرفته در اين حوزه و همچنين ويژگي سـازمان مـورد مطالعـه، معيارهاي مناسب شناسايي و جمع آوري شدند، سپس با استفاده از تركيب روشهاي تصميم گيري چندشاخصه با مجموعة تئوري راف و تئوري خاكستري، به ارزيابي و انتخاب مناسبترين سيستم اقدام شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Enterprise Resource Planning (ERP)
پيشينة پژوهش
با وجود اينكه سالها از ارائه و به كارگيري سيستمهاي برنامهريـزي منـابع سـازمان مـي گـذرد وشركتهاي مختلفي به طراحي و پياده سازي آن اقدام كرده انـد و هـر روز نيـز از توجـه بيشـتريبرخوردار ميشوند، هنوز در برخي موارد پياده سازي آن با شكست مواجه مـي شـود و هزينـه هـايسنگيني را به سازمان تحميل ميكند (چانگ، 2007) كه علت اصلي اين ناكـامي هـا ، انتخـاب و پياده سازي نامناسب سيستم است. به همين منظور در سالهـاي اخيـر مطالعـات متعـددي بـرايكمك به فرايند ارزيابي و انتخاب مناسب اين سيستمها انجام شده است. هر يك از اين مطالعات با توجه به سازمان و محيط مطالعه، شاخصها و روشهاي ارزيابي گوناگوني را براي اين منظـورشناسايي كرده اند. در اين بخش سعي ميشود به برخي از تازهترين مطالعات انجـام شـده در ايـنحوزه پرداخته شود. در مطالعهاي، پژوهشگران براي انتخاب مناسب سيسـتم برنامـه ريـزي منـابعسازمان، نوعي مدل فرايند سلسله مراتبي فازي ارائه كردند. نتايج اين پژوهش نشان داد در هر دو سازمان مطالعهشده، معيار هزينه مهمترين معيار است. همچنين تفاوتهايي ميان وزن معيارها در سازمانهاي مطالعه شده وجود داشت (وي، چين و وانگ، 2005).
لين و چان (2007) نيز در مطالعة خود با استفاده از روش فرايند تحليل سلسلهمراتبي فازي به ارزيابي و انتخاب سيستم برنامه ريزي منابع سـازمان پرداختنـد. در مطالعـه اي كـه تاموسـيونينه ومارسينكويك در زمينة انتخاب بهترين سيستم برنامه ريزي منابع سازمان انجام دادند، پـنج معيـارهزينة كل، پياده سازي، كاربري، قابليت اطمينان و كاركرد، به عنـوان معيارهـاي اصـلي پـژوهش براي انتخاب سه گزينة مورد بررسي شناسايي شدند (تاموسيونينه و مارسينكويك، 2013). باسـو ، اوپاديا، داس و دان (2012) مطالعهاي را براي شناسايي عواملي كه اجراي سيسـتم برنامـهريـزيمنابع سازمان را تحت تأثير قرار ميدهند، انجام دادند. در اين پژوهش بر اسـاس بررسـي ادبيـات
پژوهش و مطالعات انجام شده، 25 معيار شناسايي گرديد كه با استفاده از تجزيه و تحليـل پـارتو، پنج معيار كليدي استخراج شد. در نهايت نيز به كمك روش تاپسيس گزينهها ارزيـابي شـدند. در مطالعة ديگر، پژوهشگران تلاش كردند با استفاده از نيازهاي مشتري و به كمـك فراينـد تحليـلسلسله مراتبي، سيستم برنامهريزي منابع سازمان را سفارشي كنند (سادهمان و مايا، 2014). يينگ كولين و محمود (2014) نيز پژوهشي را به منظور توسعة يك سيستم تصميم گيري بـراي اجـرايبرنامهريزي منابع سازمان در سازمانهاي كوچك و متوسط انجام دادند. در اين مطالعه يك مدل برنامهريزي غيرخطي جديد براي اجراي سيستم برنامهريزي منابع سازمان تحت محدوديتهـايزمان و بودجه توسعه داده شد. بهشتي، بلايلاكبروس، هندرسون دال و لورال جيمز (2014) نيز در دانشگاه رادفورد مطالعهاي را براي انتخاب معيارهاي حياتي در پيـاده سـازي موفـق برنامـه ريـزيمنابع سازمان در شش شركت توليدي انجام دادند. در واقع هدف آنها شناسايي عوامل كليـدي اي بود كه در موفقيت سيستم برنامهريـزي منـابع سـازمان نقـش دارنـد و بـراي ايـن كـار از روش نيمه ساختاريافتهاي براي تجزيه و تحليل داده هاي جمع آوري شده استفاده كردند.
ثابت مطلق، صالحي صادقياني، ايازي و عابديني نـا ئيني (2015) در پژوهشـي بـا اسـتفاده ازمفهوم تئوري خاكستري و تركيب آن با روش تاپسيس، بـه ارزيـابي و انتخـاب تـأمين كننـدگاناستراتژيك پرداختند. رامش، ويس واناتان و امبيكا (2016) از تحليـل رابطـة خاكسـتري و روشتاپسيس و همچنين تئوري راف، براي ارزيابي و انـدازه گيـري پارامترهـاي مطلـوب بـرش آليـاژمنيزيوم استفاده كردند. چن و تساي (2016) نيز از چارچوب داده كاوي مبتني بر تئوري مجموعـة راف براي بهبود تصميمات انتخاب مكان رستوران بهره بردند. در اين مطالعه آنها تئـوري راف را براي پيش بيني عملكرد فروشگاه با توجه به عوامل مكان يابي به كار بردند. در مطالعـه اي رويكـرد تصميم گيري گروهي چند معيارة فازي براي انتخاب سيستم برنامه ريزي منابع سازمان بهكار رفته است. در اين مطالعه از روش فرايند تحليل سلسله مراتبـي فـازي بـراي تعيـين وزن معيارهـا و ازتاپسيس فازي براي انتخاب مناسبترين گزينه در محيط غيرقطعـي اسـتفاده شـده اسـت (افـه ، 2016). در مطالعة ديگري پژوهشگران براي مسئلة تجزيه و تحليل شكست محصول در محـيط غيرقطعي، از مجموعة راف و تاپسيس فازي استفاده كردند (هي، وانگ، هه و اكسي، 2016).
محقر، مهرگان و رحمتي (2012) در پژوهشي بـا تركيـب دو روش BSC و ANP توانسـتندبهترين بسـتة نـرم افـزارERP را انتخـاب كننـد. نويسـندگان ابعـادBSC را بـراي طبقـه بنـدي شاخصهاي پژوهش بهكار بردند. حنفيزاده، دادبين و براتي (2012) در پيمايشي به بررسي ابعـادپياده سازي سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان و مديريت ارتباط بـا مشـتري پرداختنـد. نتـايجپيمايش نشان مي دهد اين شركت ها با انگيزه هايي مانند افزايش بهره وري، افزايش نتايج تجاري، افزايش كيفيت اطلاعات، پاسخگويي بهتر به مشتري و كاهش موجودي، براي پياده سـازي ايـنسيستم ها در سازمان خود اقدام كردند، ولي در عمل با مشكلاتي ما نند ناآشنايي و تعريف نادرست نياز ها، يكپارچه سازي نكردن اطلاعات، مقاومت كاركنان، نامتناسب بـودن تكنولـوژي بـا سـاختارموجود و ايجاد هزينه هاي پيش بيني ناپذير مواجه مي شوند. در مطالعـ ة ديگـري عوامـل مـؤثر بـرانتخاب سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازماني بررسي شده است. در ايـن مطالعـه بـا اسـتفاده ازتحليل عاملي اكتشافي، هفت عامل اساسي براي انتخاب سيستم هاي برنامهريزي منابع سازماني، شامل مشخصات عمومي، هزينة پياده سازي، قيمت، فروشنده، قابليت هـاي كـاركردي نـرم افـزار،پياده سازي و مديريت پروژه و قابليت كيفي نرم افزار شناسايي شد (بهبودي، رحمـاني يوشـانلويي،انصاري و كاظمي، 2012). در پژوهشي محققان به امكان سنجي پيادهسازي و اجراي سيستم هاي برنامهريزي منابع سازمان پرداختند. بر اساس نتايج اين پژوهش، مـدل تحقيـق بـرازش مناسـبي داشت و جز شاخص انگيزش، بقية متغيرها تببين كنندة ERPبودنـد . از جملـه يافتـه هـا ي ديگـر اينكه به جز متغيرهاي سرمايهگذاري، مهارتها و فرايندها، ساير متغيرها در شرايط نامناسبي قـرارداشتند (آقاجاني، صمدي و خان زاده ،2014).
حقيقت منفرد، خلج، محمـدعليان و كبـران زاده قـديم (2015) در مطالعـ هاي بـه شناسـايي واولويت بندي عوامل مؤثر در فرايند پياده سازي سيسـتم برنامـه ريـزي منـابع سـازمان بـا رويكـردگسترش عملكرد كيفيت پرداختند. پژوهشگران معتقدند كه شناسايي و اولويتبندي ايـن عوامـلمي تواند ريسك پياده سازي سيستم برنامهريزي را كاهش دهد و به اختصاص دادن منابع مناسـببراي بودجه بندي صحيح، هدفدار و بهينه كمك كند. شاه حسيني، روحاني و روحي (2013) نيـز ازروش فرايند تحليل سلسله مراتبي فازي براي ارزيابي و انتخاب سيستم برنامه ريزي منابع سازمان استفاده كردند.
روششناسي پژوهش
اين پژوهش از نظر هدف كاربردي است، از لحاظ روش توصيفي به شمار ميرود و به لحاظ اجـرااز نوع ميداني است. در اين مطالعه براي جمع آوري دادهها از منابع كتابخانهاي و ميداني اسـتفادهشده است. ابتدا از طريق مصاحبه و ادبيات پژوهش معيارهاي مهـم شناسـايي شـدند ، سـپس بـابهره مندي از نظر خبرگان و شركت مورد مطالعه، بـه غربـال سـازي آنهـا پرداختـه شـد . پـس از شناسايي معيارها، با توجه به دو بعد ويژگـي هـاي محصـول (مشخصـات محصـول) و نيـاز هـايسازمان، معيارهاي ياد شده در دو دسته قرار گرفتند؛ به اين ترتيب كه در بعد نيـاز هـاي سـازمان، معيارهاي مختلفي كه مشتري در رابطه با محصـول در نظـر مـيگيـرد ، فهرسـت شـد و در بعـد
ويژگيهاي محصول نيز معيارهايي شبيه به نيازهاي مشـتري مـد نظـر قـرار گرفـت. ايـن نـوعدسته بندي موجب ميشود كه سيستمهاي برنامهريزي منابع سازمان بر اساس خواست مشـتريانطراحي و انتخاب شوند. در مرحلة بعد با استفاده از روش هاي تصميم گيري چندشاخصه به ارزيابي و انتخاب مناسبترين گزينه پرداخته شده است.
از آنجا كه در تكميل پرسشنامه با قضاوت هاي ترجيحي و غيرقطعي خبرگـان مواجـه ايـم ، از مجموعة تئوري راف و تئوري خاكسـتري كـه در حـل ايـن گونـه مسـائل كارآمدترنـد ، اسـتفادهمي كنيم. در واقع از مفهوم تئوري راف براي ايجاد اعداد فاصلهاي و از روشهـاي تصـميم گيـري چندشاخصه در محيط خاكستري براي ارزيابي معيارها و گزينههاي پـژوهش اسـتفاده كـرده ايـم .
شكل 1 مراحل اجراي پژوهش را نشان ميدهد.

شكل

1
.
پژوهش

انجام

مراحل

رتبه

گزينه

بندي

تصميم

و

ها

گيري
گزينه

ارزيابي

خاكستري

ويكور

روش

از

استفاده

با

پژوهش

هاي
مسئله

تصميم

ماتريس

تشكيل
فاصله

اعداد

به

خبرگان

ويكور

پرسشنامة

تبديل

راف

تئوري

از

استفاده

با

اي
سلسله

تحليل

فرايند

از

استفاده

با

معيارها

وزن

محاسبة

خاكستري

مراتبي
فاصله

اعداد

به

خبرگان

ترجيحات

تبديل

راف

تئوري

از

استفاده

با

اي
جمع

پرسشنامه

آوري

پژوهش

هاي
غربال

و

شناسايي

سلسله

ساختار

تشكيل

و

معيارها

سازي

مراتبي

شكل

1

.

پژوهش

انجام



قیمت: تومان


پاسخ دهید